۱۳۸۸ دی ۲۳, چهارشنبه

روز گذرانی سیاسی تا به کی؟

نوشته: محمد داود سیاووش
از ابتدای سال 1388 تا ماه جدی که در حال گذار است کشور دچار نوعی حرکت گردابی و روز گذرانی بوده است. در حالیکه حتی یک دقیقه ویک افغانی مصرف در حیات یک کشور میتواند با اهمیت باشد به نظر میرسد دولتمردان افغان با بگو مگو های بی نتیجه در طول امسال مصروف نوعی وقت کشی و مصارف بیجا بوده اند.
از ماه حمل تا ختم دوره کار ریاست جمهوری در گفتگو و نوعی تشویش روی این مسأله سپری شد که آیا انتخابات ریاست جمهوری به موقع دایر شده میتواند و یا نه؟ و در صورت ختم دوره کار رییس جمهور چه واقع خواهد شد؟ این مسأله دست بسیاری از کارمندان را از کار سست نموده و نوعی حالت دلسردی را در جامعه مستولی ساخت ، بعد از ختم دوره کار رییس جمهور و تمدید آن بار دیگر بحث و تشنجات فکری بالا گرفت و مدتی در این سپری شد که آیا تمدید کار رییس جمهور قانونی است یا نه؟
پس از تدویر انتخابات و بحث های تقلب در انتخابات ادعا ها و مدعا های طرفین بر ضد یکدیگر افکار عامه را مصروف ساخته و اظهارات جامعه جهانی، موضعگیری ناظرین بین المللی، انتقادات داخلی، بحران در کمیسیون انتخابات و کمیسیون سمع شکایات نوعی حالت را بحرانی ساخت.
با اعلان نتایج انتخابات بار دیگر فضای سیاسی گرم شد و جامعه نوعی دچار انقطاب فکری و نوعی مقابله های سیاسی گردید. پایین افتادن رأی آقای کرزی از پنجاه فیصد، مخالفت های کای آیدی و گالبریت، موضعگیری هیئت نظارت اتحادیه اروپا، آمدن بانکی مون به کابل، اعلان کمیسیون انتخابات، مشروعیت دادن نتایج اعلان شده توسط شورای امنیت باز هم جامعه را دچار نوعی سرگیچی نمود.
آخرالامر با معرفی وزراء به پارلمان و رد 17 وزیر و بحران در تیم متحدین رییس جمهور همراه با معرفی وزرای نا شناخته از نام احزاب بار دوم به پارلمان ، باز هم افکار عامه مردم افغانستان دچار نوعی حالت بحرانی شد که با این حال چنان به نظر میرسد که تب سیاسی در طول امسال در جامعه افغانی بلند تر از حد انتظار بوده ، افکار عامه دچار نوعی حالت بی قرار، نگرانی، تشویش و انتظار میباشد و همزمان طرح آقای کرزی در رابطه به آوردن طالبان و تدویر جرگه، جلسات در امارات متحده عربی و ترکیه و اظهارات دولتمردان ایالات متحده، انگلستان و آلمان در موافقت با این مسأله همراه با آمادگی ها بخاطر اجلاس لندن بار دیگر جامعه را نوعی دچار توفان دماغی ساخته که هر کس به زعم خویش و به تعبیر خویش نوعی از حالت کشور تحلیلی مینماید.
با توجه به این جریان گردابی میتوان گفت که در مجموع سال 1388 برای کشور سالی بود که در آن برنامه فعال بازسازی مطرح نشد، میان مردم نوعی حالت بی اعتمادی، سرخوردگی و تشویش به وجود آمد و بخشی از این سال در ماجراهای داخلی و مناقشات بین المللی با نوعی حکومت روز گذرانی خسته کن و گیچ کننده در حال سپری شدن است.
مردم در کوچه و بازار ها از یکدیگر می پرسند که : چه وقت کابینه تشکیل خواهد شد؟ چه وقت برنامه های بهبود زندگی مردم مطرح خواهد شد؟ چه وقت جنگ ختم خواهد شد؟ چه وقت در دسترخوان مردم نان پیدا خواهد شد؟ چه وقت به بیکاران کار پیدا خواهد شد؟ چه وقت به بی خانه ها منزل ساخته خواهد شد؟ چه وقت دریا ها مهار خواهد شد؟ چه وقت کشت کوکنار توقف خواهد کرد؟ چه وقت قاچاقبران مواد مخدر دستگیر خواهند شد؟ چه وقت معدنیات استخراج خواهد شد؟ چه وقت فساد اداری محو خواهد شد؟ چه وقت بخاطر وحدت ملی کار خواهد شد؟ چه وقت افغانستان از مارکیت استهلاکی کشور های همسایه بودن نجات خواهد یافت؟... جواب این چرا ها شاید در چراگاه ابدیت باشد نه در برنامه های روزگذرانه کنونی، ما که زیاد حرف می زنیم ، هر روز جر و بحث می کنیم و همدیگر را ملامت می کنیم، اما کار نمیکنیم!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر