سه‌شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۳ ه‍.ش.

کی باید به وزارت برگزیده شود؟

 

ژانویه 21, 2015
شماره ( 210) چهارشنبه ( 1) دلو ( 1393) / ( 21 ) جنوری ( 2015 )
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
Graphic2
نوشته : محمد داود سیاووش
پس از سه ماه و اندی تعمق، تفکر، مشوره، مسامحه، مصالحه، ته و بالا رفتن، سفرهای خارجی و ضرب الاجل های زمانی بالاخره قرار بر آن شد که کابینه به پارلمان معرفی شود.
انتظار همگان آن بود که در پایان این مدت طولانی افراد متخصص، مدیر، با هویت ملی و فارغ از هر گونه دغدغه و تشویش و نگرانی به پارلمان معرفی شوند، اما بطور کاملاً غیر قابل انتظار و شگفت انگیز سه تن از کاندید وزراء در راه معرفی به پارلمان از لیست به دلایلی حذف شدند و چندین تن شان به دلیل عدم مطابقت با پیش شرط مجلس نمایندگان با خطر عدم معرفی به رأی اعتماد مواجه گردیدند.
در حالیکه طالبان بیرق های سفید شان را با بیرق های سیاه داعش از برکت حاتم بخشی های رهایی از زندانهای آقای کرزی تبدیل کرده و در دروازه جنوبی شهر ایستاده اند، اولاً این همه تعویق و تعلل باعث تضعیف روحیۀ نظام شد و در ثانی امور مملکت بطور کاملاً قصدی و عمدی از ماه حمل سال روان تا کنون اصلاً به حالت تعلیق و انتظار سپری میشود.
مردم از مجلس نمایندگان یا ولسی جرگه انتظار دارند که به این درامه و مشکل پایان بخشیده از یکطرف اصول شایستگی، تعهد، مدیریت، هویت ملی و… در گزینش وزراء حفظ گردد و از جانبی این توقف عمدی چرخ نظام پایان یابد.
نکاتی که در گزینش یک کدر به عنوان وزیر در پارلمان مدنظر گرفته شود از نظر برخی کارشناسان قرار ذیل اند:
1- قدرت سازماندهی
وزیر به هر اندازه یی که پروفشنل و متخصص باشد هرگاه قدرت سازماندهی نداشته باشد، نمیتواند چرخ مربوطۀ نظام را در بخش خود به حرکت بیاورد. دانشمندان داشتن هوش عاطفی را از نکات عمده در این زمینه میدانند که شامل خودآگاهی، خود تنظیمی، انگیزش، همدلی و مهارت اجتماعی میباشد.
2- هدفمندی
وزیر باید برای سازماندهی بهتر دارای قدرت برنامه ریزی و هدفمندی لازم باشد.
3- اعتماد به نفس
وزیر علاوه بر آنکه باید اعتماد به نفس داشته باشد باید قدرت تشخیص افراد با استعداد را نیز داشته باشد.
4- مسوولیت پذیری
وزیر باید ثابت قدم بوده در فکر و عمل خود توانایی اتخاذ تصامیم عقلانی و منطقی را داشته و تحت تأثیر اطرافیان چاپلوس، کرسی پرست، استفاده جو و محفل باز نرود.
وزیر باید از شکست نترسد و ریسک پذیر باشد.
5- قاطعیت
وزیر باید قاطع بوده، توانایی اتخاذ تصامیم دشوار را در لحظات حساس داشته باشد.
6- چند بُعدی بودن
وزیر باید توانایی دید به مسایل از چند بُعد را داشته و جنبه های مختلف یک مسأله را همزمان مورد ارزیابی قرار داده بتواند.
7- میل به فداکاری
وزیر باید حاضر باشد در لحظات دشوار در صف اول مشکلات قرار گرفته، قربانی را قبول نماید.
8- قابلیت سازگاری با شرایط
وزیر باید قدرت همآهنگ ساختن برنامه ها را با تغییرات و شرایط داشته باشد.
در پهلوی این صفات وزیر باید دارای صفات خویشتن داری، عدالت خواهی، واقع بینی، عادت به کار بدون مزد، احترام به شخصیت و استقلالیت کاری مادونان، همدردی با زیر دستان و… باشد.
وزیر نباید خودخواه، جاه طلب، ناتوان، بی میل به خدمات پیش پا افتاده، خواهان دستمزد کلان، ترسو و خواهان القاب و عناوین ماورای چوکات وظیفوی از مادونان باشد.
وزیر باید دارای شور و شوق کاری، روحیۀ خدمتگذاری به مردم، صداقت و راستی در وظیفه، حسابدهی و شفافیت در امور شخصی و اجتماعی، پاک نفس، مهربان، مهذب، با تقوا و صمیمی با مادونان و خدمتگذار مردم باشد.
وزیر باید از صحتمندی لازم برخوردار بوده، گزافه گو و بلند پرواز نباشد، در اسناد تحصیلی و تذکره و کارت هویت خود جعل نکند که با تمام این صفات سه بُعد را در گزینش میتوان برجسته نمود:
1- مدیریت
2- تخصص
3- تعهد
اگر این سه عنصر در شخصیتی پیوند ناگسستنی داشته باشد آن شخص میتواند به صفت وزیر آنهم فقط برای خدمت به مردم برگزیده شود. با رعایت اینکه رسیدن به مقام وزارت باید وسیلۀ خدمت باشد نه هدف، این سوال باید مطرح شود که: با همه خصوصیات عالی که بر شمردیم، وزیر به چی و کی تعهد دارد؟
هرگاه شخصی دست خود را به روی سوگندنامه کشور دیگری گذاشته برای خدمت به منافع آن در زیر بیرق آنکشور سوگند وفاداری یاد نماید و اینجا در دولت افغانستان به صفت وزیر انتخاب شود، بالفرض هرگاه منافع افغانستان با منافع آنکشور در تقابل قرار گیرد، این وزیر به کدام سوگند خود وفادار خواهد ماند؟
این سوالیست که جواب آن همه صفات عالی قبلی را تحت شعاع قرار میدهد.Ÿ

چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳ ه‍.ش.

حامیان اصلی دو تیم پشت دروازه ماندند

 

ژانویه 14, 2015
شماره ( 209 ) چهارشنبه ( 24) جدی ( 1393) / ( 14) جنوری ( 2015)
محمد داود سیاووش
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
10931234_1539528942998870_1388741030366140291_n
b69darvccaegi0s_jpg_large
در حالیکه تیم های تحول و اصلاحات از حمایت بالفعل و بالقوۀ نیروهای نامتجانس سیاسی در انتخابات برخوردار بودند اینک با اعلان کابینۀ پیشنهادی هیچ یک از چهره های شاخصی که به صفت بازوی این تیم ها شناخته میشد در فهرست وزیران پیشنهادی به مشاهده نمیرسد، که این مسأله دو پیامد میتواند در قبال داشته باشد:
یکی آنکه پشت دروازه ماندن نیروهایی که در پیروزی تیم ها نقش داشتند برای لیدران تیم های تحول و اصلاحات درد سر ها و بحران های بزرگی را با متحدان قبلی شان به وجود خواهد آورد.
دوم اینکه هرگاه این کابینه که در آن سایۀ چهره های اصلی فعالیت دارند دساتیر شان را از پشت جبهه و خارج حکومت بگیرند و لیدران دو تیم نتوانند چهره های اصلی متحدین قبلی شان را مجاب سازند، وضعیت کابینه مانند پل لرزانک در اعوجاج خواهد بود که با این حال اگر کسی از آن تیم ها بخواهد مستقل از ولینعمتان شان عمل کند، مشت به هوا خواهد کوفت.
از جانب دیگر سفر یکروز قبل از تشکیل کابینه، رییس آی اس آی پاکستان به کابل و نشستن رهبران احزاب غیر مؤثر پاکستانی در هفتۀ قبل در میز مذاکره با رییس جمهور غنی طوریکه آقای کرزی در قطار لیدران احزاب پاکستانی در مقابل رییس جمهور غنی نشسته بود حدس و گمان ها و تعبیرات و تفسیرات مختلفی را در زمینۀ کابینه جدید، میان مردم ایجاد نموده است.
در حالیکه سخنگوی طالبان پاکستانی به داعش بیعت میکند و در هلمند جنگ بیرق های سیاه و سفید در جریان بوده هیئت طالبان به چین سفر مینماید و نمایندۀ قبلی امریکا در امور افغانستان چین را محل مناسب برای مذاکره طالبان در تحت فشار قرار دادن پاکستان میداند و از جانبی جغرافیای جنگ با استقرار چند هزار طالب در مرز با تاجکستان و ترکمنستان همزمان با حوادث پاریس و آمادگی سران غرب برای رویارویی با دهشت افگنی تغییر میکند و طالبان از مدارس پاکستان اخراج و به افغانستان فرستاده میشوند، در ولایات زابل، غزنی، هلمند و سرپل افرادی با خانواده های شان جابجا میشوند که بقول رسانه ها در بعضی مناطق با زبان های پشتو و دری بلدیت ندارند، تشکیل یک کابینه ضعیف آنهم پس از سه ماه و در شرایطی که اجازۀ حرکت اعضای آن در عقب جبهه سیاسی بوده و وزیران مجبور اند طوطی وار سخنان عقب جبهه را به زبان بیاورند شک و تردید های جدی را در توانایی حکومت جدید در مقابله با چنین وضعیت به وجود آورده است همزمان این نگرانی ها در دو نکته خلاصه میشود:
1- اگر چوکی های پایین تر از وزارت ها میان لابی ها و طرفداران و کمپاینران دو تیم به شکل ایله چار و رایگان تقسیم شود تفاوت این حکومت از حکومت قبلی چه خواهد بود و در مهار کرد خطرات موجود چه مؤثریت خواهد داشت؟
2- اگر چهره های غیر وابسته در اپرات پایین تر از وزارت ها برگزیده شوند الیگارشی مطرحی را که در صحنه حضور دارد با کدام پوتانسیل از میدان خواهند کشید؟ و این سوال نیز مطرح میشود که این آرایش های نیروهای ناشناس مسلح برای تطبیق همین سناریو نخواهد بود؟

سه‌شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۳ ه‍.ش.

قحط الرجال است یا زیر کاسه نیم کاسه؟

 

ژانویه 7, 2015
شماره ( 208 ) چهارشنبه ( 17) جدی ( 1393) / ( 7) جنوری ( 2015)
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
محمد داود سیاووش
اگر در کشوری طی 100 روز از جملۀ 25 میلیون نفوس 25 نفر برای رهبری هستۀ مرکزی کابینه پیدا نشود جداً باید از جا تکان خورد و این سوال را مطرح کرد که آیا قحط الرجال است یا زیر کاسه نیم کاسه؟
در حالیکه واقعیت مسأله طوریست که در طول تاریخ افغانستان هیچگاه مدینۀ فاضله افلاطونی در تشکیل کابینه مطرح نبوده، پس به این سوال باید جواب پیدا نمود که عامل به سقوط کشیدن قصدی دستگاه دولت کنونی کیست؟ و دلیل آن چیست؟
حکومتی که در مسایل بین المللی خیلی فعال بوده رهبران آن بیشترین اوقات شان را در هوا بخاطر سفر در طیاره ها و صحبت با دیپلوماتان و نمایندگان کشورها سپری میکنند معلوم نیست چرا با پیش کشیدن بیست و پنج تن به صفت وزیران کابینه لوکوماتیف نظام را به حرکت آورده نمیتوانند.
اگر انتظار آن باشد که ارسطویی پیدا شود که از قبولی مقام وزارت اسکندر مقدونی ابا ورزد و یا جورج واشنگتنی پیدا شود که از قبولی مقام ریاست جمهوری امتناع ورزد و یا گاندی پیدا شود که از مقام قدرت به عبادتگاه فرار کند و یا چگوارایی پیدا شود که از وزارت بگریزد، با توجه به شرایط کنونی نه این ظرفیت در رهبران وجود دارد و نه از کدر های کابینه آنرا باید انتظار داشت.Ÿ
در کشوریکه از سال 1352 تا کنون به شکلی از اشکال جنگ جریان دارد، از میان مردمی که طی چهل سال صدای راکت و بم و طیاره و خمپاره شنیده اند و از انبوه توده هایی که از بام تا شام به اخبار جنگ گوش میدهند و از میان مردمی که به انواع تروما و گریف مبتلا اند و فقط گریه یگانه وسیلۀ پایان آوردن غلیان هیجانات شان میباشد، از میان مردمی که در طول سال های جنگ مکتب های شان حریق و کتاب های شان طعمه آتش شده، اگر کسی توقع داشتن کابینه یی چون کابینۀ دیوید کامرون یا انگلا مرکل یا بارک اوباما یا فرانسوا اولاند را داشته باشد این مفکوره واقعاً خواب است و خیال است و محال است و جنون.
مردم از هر دو لیدری که اکنون با مطایبه و طنز در رسانه ها دو بزرگوار خوانده میشوند میخواهند که یا در وجود پوتانسیل های موجود به تشکیل کابینه بپردازند و یا اجازه دهند کسی یا کسان دیگری از میان این توده و ولس و مردم این خلاء را پر کنند.
پیامد خلاء قدرت کنونی چیست؟
1- به گزارش رسانه ها عاید ملی در سال 1393 (30) درصد و سرمایه گذاری در افغانستان 70 درصد کاهش یافته است.
2- طالبان بار دیگر سر بلند نموده در کنر تراشیدن سر، زدن شلاق و سیاه کردن روی را به عنوان قوانین شان در رسانه ها به نمایش میگذارند.
3- اهرم های متعدد قدرت شکل گرفته و حتا در بعضی مناطق برای برگشت طالبان زمینه سازی میشود و طالبان بنیادگرا موازی به دولت وحدت ملی به چین کمونیستی سفرهای دیپلوماتیک انجام میدهند.
4- شعارهای بلند پروازانۀ مبارزه با فساد، بررسی پروندۀ کابل بانک و اصلاح سیستم عدلی و قضایی اصلاً به طاق نسیان گذاشته شده.
5- وضعیت به حدی بحرانیست که حتا رهبران اسلام آباد از ترس عراقی شدن اوضاع افغانستان خوابهای ترسناک می بینند.
برای حل این بن بست باید یکی از دو بازوی قدرت از جایش تکان بخورد و به اپوزیسیون رفته خواب و خیال هم خدا خواهیم هم دنیای دون را از سر دور نموده، حکومت را به حریف رها نماید و در موضع اپوزیسیون با قلم، قدم، میتنگ، مظاهره، انتقاد، طرح، نظر، پیشنهاد و جمع آوری متحدین تیم بر سر اقتدار را از طریق افشاء گری ها طوری به زانو در آورد که در مرحلۀ دوم در یک انتخابات شفاف مردم عنان قدرت را با رأی شفاف به اپوزیسیون بسپارند، در غیر آن در وجود دو قدرت در یک دولت حتا تصور یک گام به پیش طی این دوره متصور نیست.Ÿ

سه‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۳ ه‍.ش.

پایان طولانی ترین جنگ و دو چالش بی درنگ

 

دسامبر 31, 2014
شماره ( 207) چهارشنبه ( 10 ) جدی ( 1393) / ( 31 ) دسمبر ( 2014)
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
isaf
امریکا طولانی ترین جنگ تاریخ آنکشور را با قربانی 3500 سرباز جامعه جهانی که بیش از 2000 تن آن امریکایی میباشند به گفتۀ بارک اوباما در افغانستان مسوولانه پایان داد، در حالیکه بازهم بقول اوباما هنوز افغانستان یک منطقه خطرناک باقی خواهد ماند.
خطرات و چالش های این جنگ و پیامد های بی درنگ آن را میتوان در دو بُعد مورد مطالعه قرار داد:
1- در عرصه نظامی
در حالیکه پایگاه های ناتو در 5 ولایت باقی میماند با استحالۀ مأموریت جنگی به همکاری آموزشی و مشوره دهی سوالات زیادی لاینحل به نظر میرسد:
یکی با توجه با اینکه ایالات متحده طالبان را پس از این دشمن خود نمیداند و از جانبی در شرایط عدم اکمال اردو و پولیس افزار جنگی خود را بقول رسانه از افغانستان کشیده به اوکراین یا عراق منتقل مینماید، آیا این حرکت به معنای تضعیف نیروهای دولتی در برابر حملات رو به افزایش انفجاری و انتحاری طالبان نخواهد بود؟
دوم با فشار مراکز دهشت افگنی پاکستان و ارسال چک های سفید عربستان سعودی بخاطر تأسیس مرکز فرقه گرایی و توسعه و رشد اندرگروند گروههایی در داخل دولت و در میان جامعه تحت عناوین اسلامی، آیا در صورت عقب نشینی امریکا و ناتو پاکستان، عربستان سعودی، روسیه، ایران و سایر کشورهای ذینفع افغانستان را به میدان جنگ های نیابتی شان در وجود عمال، جواسیس، گماشتگان، لابی ها و نفوذی های صفوف دولت مبدل نخواهند کرد؟
2- در عرصه سیاسی
در شرایطی که به گفته مسوول هیئت ناظران اروپا میزان تقلب در انتخابات افغانستان به بیش از دو میلیون رأی میرسد و میزان مشارکت 99 درصدی در برخی مراکز رأیدهی عدم اعتبار این انتخابات را تا سطح کوریای شمالی بالا برده، هرگاه دو طرف که به شکل تعاملی قدرت را به دست گرفته اند قادر به تشکیل کابینه نشوند، نظام انتخاباتی و کمیسیون ها تغییر نکند و انتخابات آینده در وجود کمیسیون های موجود مورد تائید مردم قرار نگیرد بحران خلاء سیاسی کشور را به کجا خواهد برد؟

چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۳ ه‍.ش.

بن بست سیاسی کشور را کی ها طراحی کرده اند؟

 

دسامبر 24, 2014
شماره ( 206 ) چهارشنبه ( 3 ) جدی ( 1393) / ( 24) دسمبر ( 2014)
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
10787_10152893695565135_5453501421261555011_n
محمد داود سیاووش
با توجه به اینکه هیچ نوع حرکت و پیشرفتی در حیات سیاسی بدون تشکیل کابینه و طرح پروگرام حکومت ممکن نیست، به تعویق انداختن معرفی کابینه ضربان قلب حکومتداری را در افغانستان به پایین ترین سطح کشیده و در شرایطی که حکومتی برای تطبیق کدام آجندا و برنامه واحد در کشور وجود ندارد، سردمداران با پرداختن به مسایل خارجی در واقع نوعی فرافگنی در پیش گرفته اند.
رسانه ها از تنش های جدی در معرفی کابینه میان بازیگران قدرت گزارش میدهند و حتا گزارشاتی وجود دارد که اعضای دو تیم در حال حاضر به چهار جناح قدرت مبدل گردیده اند. برخی آگاهان پیشبینی میکنند که بحران تشکیل کابینه به حدی جدیست که بازهم به یک میانجی قدرتمند بین المللی ضرورت می افتد.
تقسیم شدن اعضای پارلمان به طرفداری از دو تیم یکی از دردناکترین ضربه هایی بود که به این مرجع قانونگذار وارد کرد و اکنون از کارآیی و بیطرفی آن کاسته و یگانه قوۀ توازن بخشای قدرت را در موقعیت حب و بغض با دو کاندیدا و شبکه های وابسته به آن قرار داده است.
بنظر میرسد پس از هشتاد روز هیچ تمسک و دلیل و منطق و برهانی برای عدم معرفی کابینه باقی نمانده و در کشوری که قحط الرجال نیست، وقت کشی صد روز نخست در غیاب کابینه جفای بزرگی به حال ملت مظلوم افغانستان میباشد. گذشت بیش از هشتاد روز نشان میدهد که سردمداران دو تیم بخاطر مصروف نگهداشتن اذهان مردم و فرافگنی از اصل مسوولیت شان گاهی با طیاره های چارتر به کنفرانس ها رفته و افکار عامه را به آنسو میکشند، زمانی موضوع رهایی دو زندانی طالب پاکستانی را از بگرام در محراق رسانه ها قرار میدهند و زمانی با طرح رهایی چهار زندانی از گوانتانامو افکار عامه را مصروف نگهمیدارند در حالیکه طی این مدت حملات انتحاری هر روز از مردم بیگناه و بی دفاع افغانستان قربانی میگیرد.
بخاک سپردن زبیر حاتمی ژورنالیست همزمان با تقاضای رهایی چهار زندانی طالب از زندان گوانتانامو توسط رییس جمهور غنی ضربۀ مهلکی بود که فضای اعتماد میان مردم و حکومت وحدت ملی را تا درجۀ صفر پایین آورد. این حادثه با آن بی تفاوتی رییس جمهور کرزی مقارنت دارد که کرزی در حالیکه در جنازه بیش از بیست تن از سربازان و افسران شهید در جوار قصر ریاست جمهوری اشتراک نکرد، هدایت داد یکی از رهبران کشته شده طالبان را به ولایت تخار با طیاره انتقال دهند و به دستور حکومت والی و مقامات بلند پایه در مراسم دفن آن اشتراک نمودند.
این حرکت های مرموز با آن شایعاتی که گفته میشود انتحار کنندۀ ادیتوریم لیسه استقلال از جمله رها شدگان از زندان دولت میباشد و با آن شایعاتی که گویا انتحار کننده تا آن حد از سناریوی نمایشنامۀ ادیتوریم لیسه استقلال با خبر بوده که خود را در لحظه یی که نمایشنامه انفجار را تمثیل میکند منفجر میسازد، سوالات زیادی را از قدرتمندی ستون پنجم دشمن در ساختار نظام موجود ایجاد مینماید و به بحران اعتماد بزرگی دامن زده است.
مردم میپرسند:
1- نجات حیات هزاران انسان از انفجار و انتحار با معرفی کابینه مهم است یا چانه زدن بالای «احمد و محمود و کلبی و مقصود» در پست های انحصاری؟
2- تقویه مورال اردو مهم بود یا توقف حمل و نقل کارمندان وزارت دفاع از ترس حملات انتحاری؟
3- میان این گفتۀ آقای کرزی که بگرام فابریکه طالب سازی است با آن اظهارات اوباما که گوانتانامو جهادی ها را الهام می بخشد و این تقاضای آقای غنی بخاطر رهایی رهبران طالبان همزمان با انفجار در ادیتوریم لیسه استقلال چه رابطه وجود دارد؟ و چرا این اعترافات و دلسوزی ها پس از سیزده سال و در آخر کار رییس جمهور کرزی و اوباما صورت میگیرد؟ و اصلاً مسوولیت اینهمه دریاهای خونی را که جاری شده کی به عهده میگیرد؟
سردمداران افغانستان باید در برابر خدا و مردم قدری احساس مسوولیت نموده حداقل از رقبایشان در کشورهای همسایه بیاموزند که با یک انفجار در یک مکتب نظامی دفتر نخست وزیری پاکستان میگوید 500 محکوم به اعمال تروریستی را اعدام میکند و طیاره ریگی در بلوچستان نشست داده میشود. چرا خون سرباز و افسر و ژورنالیست و کسبه کار و ترکاری فروش و جوالی و غریب و بیچاره و معلم و متعلم و هنرمند و روشنفکر ما برای این سردمداران ارزش ندارد که به عوض بستن کمر همت نظام در وجود یک کابینۀ سلحشور، مدبر، با جرئت، با تقوا، جسور و دلیر برای قلع و قم دشمنی که به جرمش اعتراف میکند تقاضای رهایی افراد دشمن را از زندان گوانتانامو مینمایند؟
صاحبنظران به این باور اند که تعلل و تعویق در معرفی کابینه، توقف حمل و نقل کارمندان وزارت دفاع از ترس انفجار و انتحار، تقاضای رهایی طالبان از زندان گوانتانامو، اظهارات قبلی کرزی مبنی بر توقف عملیات شبانه و عملیات هوایی و بلا تکلیف ماندن شیرازه نظام در افغانستان با هم پیوند دارند و برای پایین آوردن اتوریته و وجهه و اعتبار دولت و ارتقای مورال دشمن صورت میگیرد؛ ورنه هیچ دلیلی وجود ندارد کسانیکه بر شانه های عسکر و سرباز و افسر نظام حمل میشوند و ادعای رهبری آنان را دارند رویشان بطرف دشمن و پشت شان بطرف کسانی باشد که چرخ نظام را بدوش میکشند و سوال اصلی آنست که آیا این بن بست قصدی نیست؟

سه‌شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

نگاهی به تجمل پسندی و پرداخت به فروعات در بودجه ملی سال مالی 1394

 

دسامبر 17, 2014
شماره ( 205) چهارشنبه ( 26) قوس ( 1393) / ( 17) دسمبر ( 2014)
images
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
در حالیکه افغانستان از سال 1393 حدود پنج میلیارد ضرر اقتصادی را در بودجه دارد و کاهش رشد اقتصادی کشور از 14.4 درصد در سال 1381 به 3.6 درصد در سال 1392 کاهش را نشان میدهد و تولیدات ناخالص داخلی از 11.450 میلیارد افغانی در سال 1392 به 1.263 میلیارد افغانی در سال 1393 رسیده و به 1.376 میلیارد افغانی در سال 1394 پیشبینی میشود و نوسانات دالر در سال 1393 از 56 افغانی به 58 افغانی صعود نموده. در حدود بیشتر از بیست میلیارد افغانی در تحقق عواید داخلی کثر رونما میباشد، با این حال یک نگاه گذرا به کتاب قطور مسوده بودجه سال مالی 1394 نشان میدهد که هنوز طراحان بودجه و دولتمردان افغانستان در طرح بودجه به فروعات بیشتر از اصل ها می اندیشند و تجمل پسندی ها، فروعات اندیشی ها و ذهنی گری های متعصبانه در طرح بودجه حاکم میباشد ورنه در کشوریکه بزرگترین نیاز مردم آن سرپناه میباشد، گنجانیدن اعمار افغان بیلدینگ در پیشاور پاکستان بنام لیست پروژه های نیم کاره چه ضرورت بود؟
این سوال نیز مطرح میشود که چگونه از میان این همه ورزش های کشور تنها حمایت از تیم کریکت در طرح بودجه سال 1394 مورد توجه قرار گرفته؟ و اصلاً ارجحیت کریکت نظر به سایر رشته های ورزشی از کدام زاویه مطرح میشود و چرا این دلسوزی در حق تیم های فوتبال، والیبال، بسکتبال وغیره صورت نمیگیرد؟ سوال خنده آور دیگر در این بودجه آنست که به کوچی های عزیز کشور به عوض برآوردن نیاز های اولیه انسانی شان تیم کریکت در بودجه ملی مدنظر گرفته شده. سوال دیگر آنست که چه ضرورت میباشد که مکاتب و مدرسه هایی که بنام افراد برحال صاحب قدرت نامگذاری شده از بودجه دولت در سال مالی اعمار شود؟ چرا خود این افراد مدارس و مکاتبی را که بنام شان نامگذاری شده اعمار نمیکنند؟ در کشوریکه مردم نان خوردن و خیمه برای سرپناه ندارند خیلی اندوه بار است که در بودجه سال مالی آن پول بخاطر اعمار کاخ شورای وزیران، ساختمان اقامتگاه و دفتر رییس جمهور، منازل رهایشی برای معاونان رییس جمهور، قاضی القضات و رییس ولسی جرگه، اعمار آشپزخانۀ خاص به ریاست جمهوری، ساختمان سرکهای حلقوی داخل ارگ، اعمار تعمیر جدید در قصر نمبر 2، ترمیم قصر دلکشا، اعمار مجدد احاطۀ ارگ و اعمار تعمیرات وزارت خارجه در نظر گرفته میشود.
آیا در افغانستان هیچ دفتر کاری برای این آقایان و هیچ تعمیری برای اقامت آنان وجود ندارد؟ و بقول معروف «در زیر برف و باران قرار دارند» که حتماً برایشان باید تعمیرات ساخته شود. اصلاً پرداختن به سرک حلقوی و دیوار های ارگ چه ربطی به خواسته ها و تقاضاهای مشروع و معقول میلیون انسان گرسنه، تشنه، بیمار، بیکار، آواره و بی سرپناه این کشور دارد؟ این آقایان چرا در رسانه ها سوانح رییس جمهور اروگوئه را به عنوان غریب ترین رییس جمهور جهان مطالعه نمیکنند که با قراضه ترین موتر در بدوی ترین حالت و با حد اقل معاش زیست مینماید.
بیایید تجمل پسندی و پرداختن به فروعات را کنار گذاشته بیاد بیاوریم که دشت های افغانستان بکر و بایر اند، دریاهای افغانستان به کشورهای همسایه میریزند، معادن افغانستان در زیر خاک مانده اند و مردم گروه گروه در اطراف قصر رییس جمهور در جوار مسجد حاجی یعقوب، در سر چوک، کوته سنگی، قلعه نجارها و سایر نقاط همین پایتخت از بام تا شام در آرزوی پیدا شدن کار می ایستند و شامگاهان با دست خالی نزد اولادان گرسنۀ شان با حالت حزن و اندوه مأیوسانه بر میگردند.
بیایید این دردها را در کتاب قطور بودجه مدنظر گیریم که چگونه میتوان مردم را از این حالت دردناک نجات داد. دولتی که هنوز قادر نیست معاشات کارمندان خود را بپردازد به کدام اساس در بودجه آن ساختمان قصر های رؤیایی و اسفلت سرکهای حلقوی کاخ ها گنجانیده میشود؟ شما را به خدا قدری سر به گریبان ببرید، آخر بی انصافی هم حدی دارد

سه‌شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

احتمال رویداد های سرگیچ کننده سیاسی در افغانستان پس از همایش لندن

 

دسامبر 10, 2014
شماره( 204) چهارشنبه ( 19 ) قوس ( 1393) / ( 10) دسمبر ( 2014)
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
کنفرانس لندن
داود سیاووش
علی رغم فرصت عکس گیری های خندان رییس جمهور غنی و دکتر عبدا لله با سری شدن همایش لندن و عدم اشتراک وزرای خارجه آلمان و کانادا در آن و تذکر این مسأله که آن کنفرانس بیشتر معطوف به افزایش کمک ها به افغانستان نبوده بلکه منحصر به تأکید به تعهدات کنفرانس توکیو خواهد بود، دوازدهمین همایش جهانی پیرامون افغانستان به نتایج دلخواه منتج نشد.
در این کنفرانس آقایان غنی و عبدا لله با دست خالی و بدون کابینه انتخابی، بدون حل پرونده کابل بانک و بدون فرو نشاندن غوغا و داد فریاد های شکایات از انتخابات رفته بودند، فضا طوری انکشاف نمود که رییس جمهور و رییس اجرائیه قبل از آنکه از جهان تعهد بگیرند در تنگنایی قرار گرفتند که باید خود در زمینه تشکیل کابینه ، مبارزه با فساد، حکومتداری خوب و غیره باید تعهد بدهند.
یگانه سندی که هیئت افغانستان را تا حدودی در آجندای آن کنفرانس مأنوس میساخت امضای موافقتنامه امنیتی با ایالات متحده و ناتو بود که از صحۀ پارلمان و توشیح رییس جمهور گذشته بود.
در افغانستان مردم از اینکه در ترکیب هیئت کنفرانس لندن تعداد زیادی از افراد با مصارف گزاف گنجانیده شدند تشویش داشتند و سوالات ذیل را مطرح مینمودند:
1- چرا در ترکیب هیئت کسانی به عنوان نمایندگان جامعه مدنی به کنفرانس لندن برگزیده شدند که به عوض بیان خواسته های مردم به اشتراک کنندگان کنفرانس و جهان، خودشان از کشور فرار نموده با استفاده از آن کاریدور دیپلماتیک پناهنده شدند؟ پس از پناهندگی بیرق دار هیئت قبلی، این دومین آبروریزی و شرمندگی هیئت افغانستان در سطح جهان میباشد که اعتبار و حیثیت جامعه مدنی افغانستان را نزد جهان عمیقاً خدشه دار ساخت.
2- چگونه کسی که در ماجرای کابل بانک از طرف یکی از دو زندانی آن قضیه در پرونده متذکره اسمش پیچانده شده به صفت عضو برجسته هیئت در کنفرانس شفافیت و گزارشدهی و تعهد و حسابگیری افغانستان و جهان اشتراک میکند؟
3- مقارن کنفرانس لندن و همزمان با آن این پاسخ رییس جمهور غنی به تکذیب هدایت عملیات شبانه به چه معناست و همزمان تشدید حملات انتحاری و انفجاری در کابل و اظهارات تند معاون اول رییس جمهور بر علیه عاملان انتحاری و انفجاری و تقاضای رییس جمهور به قول رسانه ها مبنی بر همآهنگ سازی فعالیت ها در این عرصه میان صدارت و ارگ به چه معناست؟
4- سفر رییس جمهور غنی به پاکستان و مذاکرات مخفی با راحیل شریف در چونی نظامی پنجاب که با شکوه رییس اجرائیه از مذاکرات مخفی مواجه شد همراه با پرواز راحیل شریف پس از ملاقات با رییس جمهور غنی به واشنگتن و تسلیمی لطیف ا لله محسود به اسلام آباد در بحبوحه همایش لندن، با هم چه ارتباط و چه اختلاف دارند؟
از اینکه سیاست های حکومت وحدت ملی در خط سیاست های آقای کرزی روان است با این تفاوت که اکنون در پشت پرده و روی صحنه همزمان از چند زبان و زاویه به یک مسأله زمامداران می پردازند، حقایق و سر نخ این حوادث به مردم معلوم نیست و با این حال مردم میخواهند بدانند که:
– در کشوریکه آقای امرخیل (متهم اصلی تقلب های انتخابات در روز مبارزه با فساد) به انارکلی هنریار تقدیر نامه شفافیت توزیع میکند، فاسد کیست؟ هرچند انارکلی شایسته گی چنین تقدیر و نوازش را دارد اما از دست کی؟ و چرا چنین حرکت سمبولیک؟
– در کشوریکه که فعالان و نمایندگان جامعه مدنی آن از کنفرانس لندن به حجرۀ پناهندگی از افغانستان می گریزند، چگونه میتوان مدافعین اصلی ارزشهای مردمسالاری و جامعه مدنی را مشخص کرد؟
– در کشوریکه در همایش بین المللی پیرامون آن رهبران و زمامداران مجبور باشند به عوض تعهد گرفتن از جهان خود تعهد بدهند، چه دستآوردی میتوان در آینده انتظار داشت؟
– در کشوریکه مفهوم دوست و دشمن هنوز در صدر حاکمیت گنگ است و سیاستمداران دیروز و امروز آن کسی چون آقای کرزی مصروف سفر های هند و چین و کسی چون آقای غنی و عبدا لله در اختلاف باطنی و توافق ظاهری قرار داشته حتا مؤفق به تشکیل کابینه نمیشوند و وزرای اسبق آن در خط ایقاظ و هُشدار، ادامۀ سیاست های گذشته را جنون میدانند، چگونه میتوان به آینده امیدوار بود؟
دولتمردان و رهبران افغانستان از نخستین همایش پیرامون افغانستان در سال 2001 در بن تا امروز با سیاست های ضعیف و مرموز مناسبات افغانستان را با جامعه جهانی طوری در مسیر نزولی رهبری کردند که اکنون پاکستان بار دیگر در مرکز توجه امریکا در منطقه قرار گرفته و تحفۀ کنفرانس لندن برای رهبران افغانستان رهایی لطیف ا لله محسود توسط امریکا و تسلیمی آن به اسلام آباد میباشد.
هرگاه نظامیان پاکستان بتوانند بار دیگر در محراق توجه امریکا مانند قبل از 11 سپتمبر قرار گیرند و پروژۀ هژمونی منطقوی را به اجازۀ قصر سفید آغاز نمایند خطر آن وجود دارد که با افراز مراکز دهشت افگنی در بدخشان، فاریاب، بادغیس و تحت فشار قرار دادن پایتخت، از طریق مسدود ساختن راههای مواصلاتی منتهی به کابل، در وجود طالبان رها شده توسط آقای کرزی و رها شدگان از گوانتانامو آتش جنگ را با تسخیر کوههای افغانستان به آسیای میانه و کشور های تاجکستان، هند، ازبکستان، ترکمنستان، ایران و حتا چین بکشانند در آن حال رؤیا های پاکستان به صفت ژاندارمر منطقوی بخشی از آسیا تحقق خواهد یافت و رهبران اسلام آباد سوار بر سمند بنیادگرایی و دهشت افگنی به هند در کشمیر، به چین در سنکیانگ، به روسیه در داغستان و چچین و به ایران در مناطق بلوچ نشین آن کشور درد سر های بزرگی خواهند ساخت و دست نشانده هایش آن کشور ها را زیر پای زمامداران تندرو به جهنم مبدل خواهند کرد.
اما شرط اساسی رسیدن به این هدف اسلام آباد از صحنه کشیدن افغانستان از محراق محاسبات قصر سفید یا دست نشانده ساخته رهبران و زمامداران این کشور خواهد بود که اکنون با مانور راکت پراگنی در کنر و حفر خندق عملاً این رهبران را در موقعیتی قرار داده که هیچ صدایی از گلویشان بلند نمیشود؛ اما اگر اسلام آباد نتواند در مرکز و محراق محاسبات قصر سفید به صفت جاگزین کابل قرار گیرد، موجودیت نیروهای امریکا در افغانستان مانع تحقق این رؤیا های وحشتناک خواهد شد.Ÿ