سه‌شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

نگاهی به تجمل پسندی و پرداخت به فروعات در بودجه ملی سال مالی 1394

 

دسامبر 17, 2014
شماره ( 205) چهارشنبه ( 26) قوس ( 1393) / ( 17) دسمبر ( 2014)
images
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
در حالیکه افغانستان از سال 1393 حدود پنج میلیارد ضرر اقتصادی را در بودجه دارد و کاهش رشد اقتصادی کشور از 14.4 درصد در سال 1381 به 3.6 درصد در سال 1392 کاهش را نشان میدهد و تولیدات ناخالص داخلی از 11.450 میلیارد افغانی در سال 1392 به 1.263 میلیارد افغانی در سال 1393 رسیده و به 1.376 میلیارد افغانی در سال 1394 پیشبینی میشود و نوسانات دالر در سال 1393 از 56 افغانی به 58 افغانی صعود نموده. در حدود بیشتر از بیست میلیارد افغانی در تحقق عواید داخلی کثر رونما میباشد، با این حال یک نگاه گذرا به کتاب قطور مسوده بودجه سال مالی 1394 نشان میدهد که هنوز طراحان بودجه و دولتمردان افغانستان در طرح بودجه به فروعات بیشتر از اصل ها می اندیشند و تجمل پسندی ها، فروعات اندیشی ها و ذهنی گری های متعصبانه در طرح بودجه حاکم میباشد ورنه در کشوریکه بزرگترین نیاز مردم آن سرپناه میباشد، گنجانیدن اعمار افغان بیلدینگ در پیشاور پاکستان بنام لیست پروژه های نیم کاره چه ضرورت بود؟
این سوال نیز مطرح میشود که چگونه از میان این همه ورزش های کشور تنها حمایت از تیم کریکت در طرح بودجه سال 1394 مورد توجه قرار گرفته؟ و اصلاً ارجحیت کریکت نظر به سایر رشته های ورزشی از کدام زاویه مطرح میشود و چرا این دلسوزی در حق تیم های فوتبال، والیبال، بسکتبال وغیره صورت نمیگیرد؟ سوال خنده آور دیگر در این بودجه آنست که به کوچی های عزیز کشور به عوض برآوردن نیاز های اولیه انسانی شان تیم کریکت در بودجه ملی مدنظر گرفته شده. سوال دیگر آنست که چه ضرورت میباشد که مکاتب و مدرسه هایی که بنام افراد برحال صاحب قدرت نامگذاری شده از بودجه دولت در سال مالی اعمار شود؟ چرا خود این افراد مدارس و مکاتبی را که بنام شان نامگذاری شده اعمار نمیکنند؟ در کشوریکه مردم نان خوردن و خیمه برای سرپناه ندارند خیلی اندوه بار است که در بودجه سال مالی آن پول بخاطر اعمار کاخ شورای وزیران، ساختمان اقامتگاه و دفتر رییس جمهور، منازل رهایشی برای معاونان رییس جمهور، قاضی القضات و رییس ولسی جرگه، اعمار آشپزخانۀ خاص به ریاست جمهوری، ساختمان سرکهای حلقوی داخل ارگ، اعمار تعمیر جدید در قصر نمبر 2، ترمیم قصر دلکشا، اعمار مجدد احاطۀ ارگ و اعمار تعمیرات وزارت خارجه در نظر گرفته میشود.
آیا در افغانستان هیچ دفتر کاری برای این آقایان و هیچ تعمیری برای اقامت آنان وجود ندارد؟ و بقول معروف «در زیر برف و باران قرار دارند» که حتماً برایشان باید تعمیرات ساخته شود. اصلاً پرداختن به سرک حلقوی و دیوار های ارگ چه ربطی به خواسته ها و تقاضاهای مشروع و معقول میلیون انسان گرسنه، تشنه، بیمار، بیکار، آواره و بی سرپناه این کشور دارد؟ این آقایان چرا در رسانه ها سوانح رییس جمهور اروگوئه را به عنوان غریب ترین رییس جمهور جهان مطالعه نمیکنند که با قراضه ترین موتر در بدوی ترین حالت و با حد اقل معاش زیست مینماید.
بیایید تجمل پسندی و پرداختن به فروعات را کنار گذاشته بیاد بیاوریم که دشت های افغانستان بکر و بایر اند، دریاهای افغانستان به کشورهای همسایه میریزند، معادن افغانستان در زیر خاک مانده اند و مردم گروه گروه در اطراف قصر رییس جمهور در جوار مسجد حاجی یعقوب، در سر چوک، کوته سنگی، قلعه نجارها و سایر نقاط همین پایتخت از بام تا شام در آرزوی پیدا شدن کار می ایستند و شامگاهان با دست خالی نزد اولادان گرسنۀ شان با حالت حزن و اندوه مأیوسانه بر میگردند.
بیایید این دردها را در کتاب قطور بودجه مدنظر گیریم که چگونه میتوان مردم را از این حالت دردناک نجات داد. دولتی که هنوز قادر نیست معاشات کارمندان خود را بپردازد به کدام اساس در بودجه آن ساختمان قصر های رؤیایی و اسفلت سرکهای حلقوی کاخ ها گنجانیده میشود؟ شما را به خدا قدری سر به گریبان ببرید، آخر بی انصافی هم حدی دارد

سه‌شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

احتمال رویداد های سرگیچ کننده سیاسی در افغانستان پس از همایش لندن

 

دسامبر 10, 2014
شماره( 204) چهارشنبه ( 19 ) قوس ( 1393) / ( 10) دسمبر ( 2014)
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
کنفرانس لندن
داود سیاووش
علی رغم فرصت عکس گیری های خندان رییس جمهور غنی و دکتر عبدا لله با سری شدن همایش لندن و عدم اشتراک وزرای خارجه آلمان و کانادا در آن و تذکر این مسأله که آن کنفرانس بیشتر معطوف به افزایش کمک ها به افغانستان نبوده بلکه منحصر به تأکید به تعهدات کنفرانس توکیو خواهد بود، دوازدهمین همایش جهانی پیرامون افغانستان به نتایج دلخواه منتج نشد.
در این کنفرانس آقایان غنی و عبدا لله با دست خالی و بدون کابینه انتخابی، بدون حل پرونده کابل بانک و بدون فرو نشاندن غوغا و داد فریاد های شکایات از انتخابات رفته بودند، فضا طوری انکشاف نمود که رییس جمهور و رییس اجرائیه قبل از آنکه از جهان تعهد بگیرند در تنگنایی قرار گرفتند که باید خود در زمینه تشکیل کابینه ، مبارزه با فساد، حکومتداری خوب و غیره باید تعهد بدهند.
یگانه سندی که هیئت افغانستان را تا حدودی در آجندای آن کنفرانس مأنوس میساخت امضای موافقتنامه امنیتی با ایالات متحده و ناتو بود که از صحۀ پارلمان و توشیح رییس جمهور گذشته بود.
در افغانستان مردم از اینکه در ترکیب هیئت کنفرانس لندن تعداد زیادی از افراد با مصارف گزاف گنجانیده شدند تشویش داشتند و سوالات ذیل را مطرح مینمودند:
1- چرا در ترکیب هیئت کسانی به عنوان نمایندگان جامعه مدنی به کنفرانس لندن برگزیده شدند که به عوض بیان خواسته های مردم به اشتراک کنندگان کنفرانس و جهان، خودشان از کشور فرار نموده با استفاده از آن کاریدور دیپلماتیک پناهنده شدند؟ پس از پناهندگی بیرق دار هیئت قبلی، این دومین آبروریزی و شرمندگی هیئت افغانستان در سطح جهان میباشد که اعتبار و حیثیت جامعه مدنی افغانستان را نزد جهان عمیقاً خدشه دار ساخت.
2- چگونه کسی که در ماجرای کابل بانک از طرف یکی از دو زندانی آن قضیه در پرونده متذکره اسمش پیچانده شده به صفت عضو برجسته هیئت در کنفرانس شفافیت و گزارشدهی و تعهد و حسابگیری افغانستان و جهان اشتراک میکند؟
3- مقارن کنفرانس لندن و همزمان با آن این پاسخ رییس جمهور غنی به تکذیب هدایت عملیات شبانه به چه معناست و همزمان تشدید حملات انتحاری و انفجاری در کابل و اظهارات تند معاون اول رییس جمهور بر علیه عاملان انتحاری و انفجاری و تقاضای رییس جمهور به قول رسانه ها مبنی بر همآهنگ سازی فعالیت ها در این عرصه میان صدارت و ارگ به چه معناست؟
4- سفر رییس جمهور غنی به پاکستان و مذاکرات مخفی با راحیل شریف در چونی نظامی پنجاب که با شکوه رییس اجرائیه از مذاکرات مخفی مواجه شد همراه با پرواز راحیل شریف پس از ملاقات با رییس جمهور غنی به واشنگتن و تسلیمی لطیف ا لله محسود به اسلام آباد در بحبوحه همایش لندن، با هم چه ارتباط و چه اختلاف دارند؟
از اینکه سیاست های حکومت وحدت ملی در خط سیاست های آقای کرزی روان است با این تفاوت که اکنون در پشت پرده و روی صحنه همزمان از چند زبان و زاویه به یک مسأله زمامداران می پردازند، حقایق و سر نخ این حوادث به مردم معلوم نیست و با این حال مردم میخواهند بدانند که:
– در کشوریکه آقای امرخیل (متهم اصلی تقلب های انتخابات در روز مبارزه با فساد) به انارکلی هنریار تقدیر نامه شفافیت توزیع میکند، فاسد کیست؟ هرچند انارکلی شایسته گی چنین تقدیر و نوازش را دارد اما از دست کی؟ و چرا چنین حرکت سمبولیک؟
– در کشوریکه که فعالان و نمایندگان جامعه مدنی آن از کنفرانس لندن به حجرۀ پناهندگی از افغانستان می گریزند، چگونه میتوان مدافعین اصلی ارزشهای مردمسالاری و جامعه مدنی را مشخص کرد؟
– در کشوریکه در همایش بین المللی پیرامون آن رهبران و زمامداران مجبور باشند به عوض تعهد گرفتن از جهان خود تعهد بدهند، چه دستآوردی میتوان در آینده انتظار داشت؟
– در کشوریکه مفهوم دوست و دشمن هنوز در صدر حاکمیت گنگ است و سیاستمداران دیروز و امروز آن کسی چون آقای کرزی مصروف سفر های هند و چین و کسی چون آقای غنی و عبدا لله در اختلاف باطنی و توافق ظاهری قرار داشته حتا مؤفق به تشکیل کابینه نمیشوند و وزرای اسبق آن در خط ایقاظ و هُشدار، ادامۀ سیاست های گذشته را جنون میدانند، چگونه میتوان به آینده امیدوار بود؟
دولتمردان و رهبران افغانستان از نخستین همایش پیرامون افغانستان در سال 2001 در بن تا امروز با سیاست های ضعیف و مرموز مناسبات افغانستان را با جامعه جهانی طوری در مسیر نزولی رهبری کردند که اکنون پاکستان بار دیگر در مرکز توجه امریکا در منطقه قرار گرفته و تحفۀ کنفرانس لندن برای رهبران افغانستان رهایی لطیف ا لله محسود توسط امریکا و تسلیمی آن به اسلام آباد میباشد.
هرگاه نظامیان پاکستان بتوانند بار دیگر در محراق توجه امریکا مانند قبل از 11 سپتمبر قرار گیرند و پروژۀ هژمونی منطقوی را به اجازۀ قصر سفید آغاز نمایند خطر آن وجود دارد که با افراز مراکز دهشت افگنی در بدخشان، فاریاب، بادغیس و تحت فشار قرار دادن پایتخت، از طریق مسدود ساختن راههای مواصلاتی منتهی به کابل، در وجود طالبان رها شده توسط آقای کرزی و رها شدگان از گوانتانامو آتش جنگ را با تسخیر کوههای افغانستان به آسیای میانه و کشور های تاجکستان، هند، ازبکستان، ترکمنستان، ایران و حتا چین بکشانند در آن حال رؤیا های پاکستان به صفت ژاندارمر منطقوی بخشی از آسیا تحقق خواهد یافت و رهبران اسلام آباد سوار بر سمند بنیادگرایی و دهشت افگنی به هند در کشمیر، به چین در سنکیانگ، به روسیه در داغستان و چچین و به ایران در مناطق بلوچ نشین آن کشور درد سر های بزرگی خواهند ساخت و دست نشانده هایش آن کشور ها را زیر پای زمامداران تندرو به جهنم مبدل خواهند کرد.
اما شرط اساسی رسیدن به این هدف اسلام آباد از صحنه کشیدن افغانستان از محراق محاسبات قصر سفید یا دست نشانده ساخته رهبران و زمامداران این کشور خواهد بود که اکنون با مانور راکت پراگنی در کنر و حفر خندق عملاً این رهبران را در موقعیتی قرار داده که هیچ صدایی از گلویشان بلند نمیشود؛ اما اگر اسلام آباد نتواند در مرکز و محراق محاسبات قصر سفید به صفت جاگزین کابل قرار گیرد، موجودیت نیروهای امریکا در افغانستان مانع تحقق این رؤیا های وحشتناک خواهد شد.Ÿ

جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

فرمان های پا در هوا و مشکلات بی انتها

 

اکتبر 22, 2014
شماره ( 197) چهارشنبه 30 میزان 1393 / 22 اکتوبر 2014
محمد داود سیاووش
در حالیکه بیش از سه هفته از تحلیف رییس جمهور اشرف غنی میگذرد و تا کنون کابینۀ جدید تشکیل نشده دستگاه مصاب به ضیق النفس آلوده به فساد قبلی هنوز بر گرده های مردم سنگینی میکند و نفس میکشد.
رییس جمهور که با کوهی از مشکلات مقابل شده فقط در موضع رد کردن آن مشکلات با صدور فرامین برآمده و به هر موضوع فرمانی صادر میکند که هنوز اثری از اجرای آن فرمان ها در جامعه احساس نمیشود.
رسوایی کابل بانک
رسوایی که ستون فقرات کشور را خم کرد و تا کنفرانس توکیو سر و صدای آن در سطح جهان بلند شد. با آنکه رییس جمهور غنی طی فرمانی هدایت داد ماجرای پرونده کابل بانک تجدید نظر شود، اما تا کنون از جمله 19 متهم در قضیه کابل بانک فقط 7 تن بازداشت شده و به یخن بقیه دست قانون نرسیده، حتا دو نفر از مقامات بلند پایه متهم در این قضیه به تضمین مقامات عالی در پُست هایشان ابقا و پس از اطلاع از فرمان رییس جمهور بدون آنکه ممنوع الخروج باشند کشور را ترک گفته اند.
مطابق این فرمان سارنوالی باید طی پانزده روز پس از صدور حکم در محکمه اقامه دعوا میکرد و لوی سارنوالی، وزارت مالیه، وزارت خارجه و افغانستان بانک از طریق دیپلوماتیک پول های دزدیده شده را دوباره به افغانستان انتقال میداد که این کار ها هنوز صورت نگرفته و با هر دلایلی که مسوولان در پاسخ این فرمان بگویند هنوز سرنوشت 817 میلیون دالر که از کابل بانک بیرون کشیده شده لاینحل و نا معلوم میباشد.
اصلاح نظام انتخاباتی
افتضاح انتخابات اخیر که گوش افلاک را کر کرد هنوز از نظر معاون کمیسیون انتخابات یک انتخابات نمونه در منطقه خوانده میشود و فرمانی که باید بلافاصله پس از تشکیل حکومت وحدت ملی بخاطر تشکیل کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی صادر میشد به منصه اجرا گذاشته نشده است.
کابینه و تیم کاری
در حالیکه بیش از سه هفته از مراسم تحلیف میگذرد هنوز کابینه تشکیل نشده که با این حال در وجود دستگاه آلوده به فساد و سرپرست امکان اجرای تصامیم حکومت جدید بعید به نظر میرسد.
وعده بلند پروازانه
اینکه در وجود دستگاه سرپرست کنونی در ظرف چهار ماه به هر معلم یک نمره رهایشی اختصاص یابد یک وعده عملی نیست، مگر در حالتی که دستگاه جدید و کدرهای جدید با تعهد جدید در این رابطه دست و آستین بر بزنند و همزمان قوای سارنوالی، قضا و پولیس در همآهنگی، کارآیی و کفایت کامل در تحقق این اهداف قرار گیرند.
در عرصه بین المللی اگر حکومت رییس جمهور غنی دنباله رو سیاست های حکومت قبلی باشد و با همسایه ها با روحیۀ «تو هم راست میگویی، تو هم راست میگویی» برخورد کند هیچ دستآوردی نخواهد داشت.
دستگاه سیاست خارجی افغانستان باید طوری فعال شود که در شرایطی که تهران پاکستان را مقصر به ارسال تروریستان به ایران مینماید و در تصادم سرحدی هند و پاکستان بیست کشته بجا میماند و اردوغان کرد های سوری را تروریست خوانده خبرنگار ایرانی را متهم به جاسوسی میکند و پاکستان 6984 فیر راکت به کنر پرتاب میکند با طرح فورمول های جدید متناسب به شرایط با همسایه ها، امریکا و غرب وارد معامله شده سناریوی قبلی را تکرار نکند.
سخنان جوان پسند رییس جمهور در رابطه به حصول قرضه های شیرپور، اصلاح شهرداری، لغو طبخ غذای مکلف به پرسونل ارگ تا حدودی در میان مردم امیدواری به آینده را تقویت میکند، اما اجرای همۀ امور بدست یک نفر نا ممکنست و باید برای اجرای مؤفقانه و تحقق اهداف تیم فعال تشکیل شود.
دولت جدید باید به چند موضوع مهم توجه نماید:
1- دولت باید کم وعده بدهد و زیاد عمل کند و از میان همۀ وعده هایی که تا کنون داده اگر ماجرای کابل بانک را حل کرد، اتوریته برباد رفتۀ سیزده ساله دولت اعاده شده و اعتماد مردم احیا خواهد شد.
2- کابینۀ جدید هر چه زودتر تشکیل شود و همزمان در چند استقامت ذیل دولت خود را متمرکز سازد:
– آبیاری زمین های بایر سراسر کشور و رشد و انکشاف زراعت میکانیزه رویدست گرفته شود.
– امتداد خط آهن از چین، تاجکستان، ترکمنستان، ازبکستان، ایران و پاکستان بداخل افغانستان و وصل و امتداد این خطوط به هم از طریق بنادر واخان، شیرخان بندر، کلفت، حیرتان، آقینه، تورغندی، سپین بولدک، تورخم و غیره صورت گیرد.
– استخراج معادن آهن، نفت، گاز، احجار کریمه، ذغال سنگ و غیره در اولویت قرار گیرد.
هرگاه دولت جدید یک تیم پاک نفس، باتقوا، خدا پرست و وطندوست تشکیل نموده همین سه بخش را انکشاف دهد، سایر معضلات چون بیکاری، نبود سرپناه، صحت و غیره به زودی در یک افغانستان خود کفا حل خواهد شد، اما مهم اینست که اصلاحات از بالا صورت گیرد و در استقامت های ذیل انجام شود:
1- موتر فقط برای وزراء، معینان، والی ها، قوماندان های ولایات و رؤسای عمومی آنهم یک عراده موتر متوسط الحال اختصاص داده شود، حالات جنگی از این امر مستثنا باشد.
2- دارایی تمام مسوولین از رییس جمهور تا همۀ رجال برجسته ثبت شود.
3- کدرها در پُست ها بر اساس کفایت و شایستگی برگزیده شوند.
4- فرهنگ مجازات و مکافات حاکم گردد.
5- کدرهای جوان بکار گماشته شوند.
با این مؤجز و مسایلی از همین سلسله میتوان حداقل عطش مردم را در اصلاح امور برآورده ساخت. مردم قبل از همه به امنیت، صلح، دوستی و احیای فضای برادری و همکاری میان شهروندان ضرورت دارند که در شرایط اقتصاد نوین و تأمین صلح و ثبات دسترسی به آن مقدور میباشد

چالش های حکومت وحدت ملی کدامهاست؟

 

اکتبر 29, 2014
شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014
محمد داود سیاووش
چوکی هر نظام سیاسی بر چهار پایۀ سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی اتکاء داشته و در نظام های مردمسالار تفکیک واضح قوای ثلاثه و همآهنگی این سه قوه با موجودیت اپوزیسیون و آزادی بیان ضامن تحقق برنامه های نظام و رعایت حق شهروندی مردم میباشد.
حکومت جدید به موازات موارد فوق با چند چالش اساسی مواجه میباشد:
1- سیاسی
هنوز کابینه تشکیل نشده، هنوز لایحه تقسیمات وظایف میان معاونان ریاست جمهوری، شورای اجرائیه و نماینده با صلاحیت رییس جمهور تعریف نشده، هنوز دوست و دشمن بر مبنای منافع ملی تعریف نشده، هنوز رابطۀ زخم خورده ادارۀ قبلی با جامعه جهانی و همسایه ها ترمیم نشده، هنوز تفکیک واضح قوای ثلاثه و همکاری و همآهنگی مشهود این قوا با دستآورد های ملموس به چشم نمیخورد.
2- اقتصادی
هنوز واردات سرسام آور و صادرات کشور ناچیز است، سقوط عواید شرکت های خصوصی با ورشکستگی آنها، بیکاری جوانان، جذب پایین جوانان به مؤسسات تحصیلات عالی، وابستگی افغانستان از نظر تولید انرژی به کشورهای همسایه، خالی شدن کندوی پرداخت معاشات مأمورین دولت، عدم موجودیت توازن میان عاید و مصرف کارمندان دولت، کمبود و نبود راههای مواصلاتی سراسری در کشور، مصارف گزاف بادیگاردها، موترهای تعقیبی و حشم و خدم و حاجب و دربان مقامات دولت از جمله وظایف دشواری اند که در عرصه اقتصادی و چالش های بزرگی را در برابر حکومت جدید قرار میدهد.
کشوری که با داشتن زمین های حاصلخیز و دریاهای خروشان نمیتواند حداقل گندم خود را از حاصل زمین زراعتی خود تأمین کند در واقع هیچ آبرویی برای ایستادن در کنار رقبای خود ندارد.
3- نظامی
در کشوری که حس پاتریوتی در قوای مسلح تشویق نمیشود، معاش سربازان به کلدار پاکستانی پرداخته میشود، به سطح رفاه زندگی شخصی و خانوادگی سرباز و افسر توجه صورت نمیگیرد و پرداخت معاشات سربازان و افسران ماهها به تعویق می افتد، قوای مسلح با قوای هوایی و تانک و توپ و تخنیک عالی محاربوی مجهز نیست چگونه میتوان پیروزی را در عرصه نظامی و امنیتی انتظار داشت؟
باید محلات رهایشی، کوپراتیف های اموال استهلاکی تهیه و معاشات کافی به منصوبان قوای مسلح پرداخته شود و سلاح و مهمات مدرن به اختیارشان قرار گرفته روحیۀ وطن پرستی در قطعات و جزء و تام های قوای مسلح ارتقاء داده شود.
4- فرهنگی
تحکیم دوستی میان اقوام و ملیت های با هم برادر، رعایت حق شهروندی همه اقوام، قبایل، ملیت ها، زبانها و مذاهب، ترویج فرهنگ همدیگر پذیری و گذار از مرحله قومیت به مرحله شهروندی عنصر اصلی رشد و اعتلا و تحکیم فرهنگ ملی میباشد.
تأمین و تحقق عدالت اجتماعی میان همۀ اقوام و ملیت های افغانستان و ارتقاء سطح متوازن رشد اقتصادی از دور دست ترین نقاط کشور تا پایتخت و زمینه سازی برای رشد شعور شهروندی مردم در حل معضلات اجتماعی-سیاسی با گذار به تشکیل احزاب واقعی سیاسی در کشور از طریق فرهنگی امکان پذیر است.
5- اپوزیسیون، جامعه مدنی و آزادی بیان
تا زمانیکه در کشور شرایط لازم برای تشکیل اپوزیسیون مهیاء نگردد در انتقال قدرت و تحقق کارآیی دولت مانند شرایط موجود مشکلات وجود خواهد داشت. باید جامعه مدنی جدا از تشکیلات فورمالیته و معاش خور موجوده طوری به وجود آید که به مثابه وسیله فشار مردم بر دولت عمل نماید و آزادی بیان مطابق ارزش های مندرج قانون اساسی باید به شمشیر بران مبارزه با فساد و جنایات مبدل گردد.
اینکه یک عدۀ محدود میخواهند هم اپوزیسیون باشند و هم در دستگاه دولت، از یک بُعد دولت را ببلعند و از سوی دیگر از دولت انتقاد کنند، همان تجربۀ ناکام سیزده ساله میباشد که از اثر آن علیرغم سرازیر شدن میلیارد ها دالر در ختم مأموریت جامعه جهانی اکنون در کندوی کشور پولی برای پرداخت معاشات وجود ندارد و بودیجه سال مالی با داشتن کسر می لنگد و با این حال از اثر آن سیاست غلط اکنون تیمی وجود ندارد که پس از انتقال قدرت الترناتیفی را در برابر بحران گذشته مطرح نماید.
سیاست پیشه گان کشور این خواب «هم خدا خواهیم هم دنیای دون» را کنار گذاشته اجازه دهند از متن و بطن جامعه نیروهای جوان جدا از حُب و بغض های دوران جنگ سرد و درگیری های داخلی و گزافه های تیوریکی قد بلند نموده با اتوریته های جدا از تیم بر سر اقتدار از یکطرف با انتقادات سالم باعث اصلاحات در تیم بر سر اقتدار گردند و از طرفی پس از پایان دورۀ کار تیم بر سر اقتدار توانایی پذیش مسوولیت زمامداری و دولتمداری را داشته باشند.
دولتمردان و زمامدارانی که برگۀ برندۀ زمان را در دست ندارند باید اجازه دهند مانند حزب کارگر و محافظه کار انگلیس، حزب گولیست و سوسیالیست فرانسه، حزب سوسیال دموکرات و دموکرات مسیحی آلمان، حزب مردم و مسلم لیگ پاکستان، حزب کنگره و حزب بر سر اقتدار فعلی هندستان و… نیروهای تازه نفس بالاخره در جامعه عرض وجود کنند در غیر آن با این معامله گری که با گرگ گوشت میخورند و با چوپان نوحه میکنند آیندۀ دردناکی در انتظار کشور خواهد بود.Ÿ

سیاست خارجی باید ادامه سیاست داخلی باشد

محمدداود سیاووش
در شرایطی که مردم بی صبرانه انتظار تشکیل کابینه و تیم کاری جدید، فیصلۀ پرونده کابل بانک، تعین سرنوشت متخلفین تقلب در کمیسیون های انتخاباتی و اصلاحات در دستگاه های دادگاه عالی، دادستانی و مراجع عدلی و قضایی کشور را دارند و در حالیکه بیش از یکماه از صد روز نخست حکومت رییس جمهور غنی میگذرد و چند ماه از میعاد معینۀ دوره کار رییس جمهور مطابق قانون اساسی بدون کدام اقدام و اجراآت مرئی فقط در سر و صدا و اختلاف تیم ها سپری شده، رییس جمهور در شرایط فقدان تشکیل تیم کاری یک سلسله سفر های خارجی را رویدست گرفته که باعث شگفتی همگان میباشد.
از نظرکارشناسان سیاست خارجی پیامد سیاست داخلی کشور میباشد و تا زمانیکه سرنوشت و استقامت کاری حکومت در داخل فورمول بندی نشود نمیتوان در باره جهات، نکات و استقامت های انکشاف سیاست خارجی چیزی گفت چنانکه حتا شرایط جلب همکاری کشور ها نیز مشروط به ترکیب کابینه و آرایش نیروهای داخلی خواهد بود.
موضعگیری های کشورهای همسایه، شرق میانه و آسیای صغیر در رابطه به حکومت جدید:
رییس جمهور غنی در اولین قدم میزبان اردوغان رییس جمهور ترکیه در کابل بود و آنهم در شرایطی که اردوغان از بمباران مواضع داعش در کوبانی اظهار نا رضایتی مینماید و حتا کُرد ها را تروریست میخواند. تبعات این سیاست در انکشاف بعدی با افغانستان آنهم در شرایطی که دامنۀ سرکشی داعش از پنجاب پاکستان تا نوار مرز افغانستان را تهدید میکند در دراز مدت میتواند مایۀ نگرانی باشد که با انتخاب ترکیه در جنگ افغانستان کدام طرف تروریست محاسبه خواهد شد؟
عربستان سعودی و کشور های شیخ نشین خلیج:
عربستان سعودی و شیخ نشین های خلیج از گذشته با طالبان روابط مودت داشته، حتا گفته میشود که منابع تمویل طالبان در شرق میانه قرار دارد و دفتر طالبان در شیخ نشین های خلیج فعال است. این روابط طوری شکل گرفته که در کابل اگر شهرکی به کمک کشور های شیخ نشین ساخته شده باید نامش شهرک امارات باشد و هرگاه در پکتیا پوهنتون یا دانشگاهی از این کمک های ساخته شده باید نامش شیخ زید باشد. در چنین شرایط دشوار و با توجه به رقابت ایران با عربستان سعودی سوالات زیادی وجود دارد که تعهدات و الزامات این کشور ها به جانب افغانستان بر چه مبنا استوار خواهد بود؟
سفر به چین:
روابط افغانستان با چین را در ابعاد مختلف باید ارزیابی نمود:
اولاً از زاویه ارتباط یک کشور مصرفی بیست و پنج میلیونی با یک سوپرپاور اقتصادی یک میلیارد و چند صد میلیونی در جهان: که در این حال با وارد نمودن اموال ارزان قیمت چینی افغانستان حتا امکان تأسیس یک کارخانه کوچک را نیز نخواهد داشت، چون حتا صاحبان کارخانه های افغانستان نیز به عوض تولیدات فابریکۀ خود اموال چینی مشابه را خواهند خرید.
دوم از زاویه سرمایه گذاری چین در افغانستان:
متأسفانه با توجه به وضعیت امنیتی و شرایط دشوار راههای مواصلاتی و غیره در افغانستان احداث پروژه استخراج معدن مس عینک و کاوش های نفت و گاز حوزۀ آمو دریا اصلاً نتایجی تا کنون در پی نداشته است.
اصولاً از نظر اقتصادی چین به صفت یک قدرت اقتصادی بزرگ جهان در کشوری سرمایه گذاری خواهد کرد که برایش سود بیشتر داشته باشد.
سوم از زاویه کمک و همکاری های بشری و بلاعوض:
هرگاه چین بخواهد شاهراه ابریشم را از طریق واخان به افغانستان بگشاید و در پروژه های راه آهن، استخراج معادن بدون در نظرداشت سودآوری در افغانستان سرمایه گذاری کند جلب آن به نفع کشور میباشد.
پاکستان
سفر رییس جمهور غنی به پاکستان که در بارۀ آن رسانه ها گزارش میدهند بیشتر به شنیدن تکرار شرایطی منجر خواهد شد که پاکستانی ها علناً آنها را به رییس جمهور قبلی به تفصیل سپرده اند، اما از اینکه رییس جمهور غنی در چنین مسایل جدی تر و خون گرم تر به نظر میرسد احتمالاً پاکستان در لفافه الفاظ دیپلوماتیک خواسته هایش را در رابطه به پذیرش گروههای طرفدار پاکستان در بدنۀ دولت، محدود شدن روابط افغانستان با هند و امضای خط دیورند مطرح خواهد نمود.
افغانستان نقطۀ اتصال یا مرکز تقابل منافع همسایه ها، شرق میانه و آسیای صغیر:
با توجه به در حاشیه ماندن ایران و تمایل رییس جمهور غنی به عربستان سعودی و ترکیه به عنوان رقبای ایران و رقابت پاکستان و ایران در نفوذ به افغانستان و مخالفت هند و پاکستان در رابطه به نحوۀ مناسبات هر یک با افغانستان، ایران و هند بیش از همه در منطقه هار خواهند شد و روسیه مترصد انکشاف روابط افغانستان با چین خواهد ماند.
دشواری توازن بخشیدن مناسبات امریکا، غرب، شرق میانه، آسیای صغیر، چین و روسیه در افغانستان:
با توجه به اینکه کابینه هنوز تشکیل نشده، هرگاه هر یک از کشور های ترکیه، عربستان سعودی، چین، پاکستان و غیره لیستی از شرایط انتخاب های شان را در کابینه و بدنۀ دولت به رییس جمهور غنی بسپارند و کابینۀ معجون مرکبی از نمایندگان این کشور ها در افغانستان تشکیل شود، شیرازۀ وحدت ملی و استقلالیت افغانستان از هم خواهد پاشید و کشور به ساحات و ادارات تحت نفوذ این کشور های مبدل خواهد شد. در حالیکه امریکا و غرب طی سیزده سال با پرداخت تلفات جانی و مالی دولت افغانستان را به شانه کشیده اند، در حاشیه خواهند ماند که در این حال تقابل کشورهای کوچک همسایه و منطقه و شرق میانه و آسیای صغیر و روسیه با منافع ایالات متحده و کشورهای غربی در افغانستان کشور را به طرف بحران بزرگی خواهد برد که دولت افغانستان از کنترول آن عاجز خواهد بود.
چه باید کرد؟
اولاً رییس جمهور غنی و دکتر عبدا لله کابینه وحدت ملی را حتا در شکل بینی خمیری هم اگر ممکن باشد ایجاد کنند تا فورمولی برای تأمین ارتباط با جهان و منطقی برای جلب همکاری ها به وجود آید.
دوم در این کابینه فرمایشات و کاندیداهای کشورهای همسایه قطعاً مدنظر گرفته نشود، در غیر آن کابینه یی را که همسایه ها در افغانستان بسازند با عکس العمل جدی غرب و امریکا مواجه خواهد شد.
سوم حکومت جدید تأمین ارتباط با کشورهای جهان را اولویت بندی نموده بر مبنای اصل منافع ملی روابط متقابلاً مفید با همه کشورها طوری روابط برقرار سازد که بیلانس روابط جهانی در افغانستان برهم نخورد.
چهارم مناسبات با همه کشورهای جهان در این مرحله باید بیشتر بر پایۀ اصل بده باشد نه بستان، چون افغانستان عل العجاله چیزی برای دادن ندارد، از سرمایه گذاری های بدون منفعت خواهی کلان، کمک های بلاعوض، اعزام محصلین به تحصیلات عالی و پروژه های زراعت، آبیاری و مواصلات تا آنجایی که افغانستان تعهدی برای دادن چیزی به کسی نداشته باشد استفاده شود و این مناسبات به سوی اصل مناسبات بده بستان بعدی انکشاف داده شود.
پنجم پروژه ها در محلاتی جلب و سرمایه گذاری شود که در مجاورت با کشور کمک کننده قرار نداشته باشد و حتا این کمک ها طوری جلب شود که در هر ولایت سرحدی پروژه کشور مخالف با آن کشور سرمایه گذاری کند.
ششم به هیچوجه جلب کمک های کشورهای همسایه، ترکیه و چین به مفهوم از دست دادن و یا در مقابل قرار گرفتن با امریکا و غرب تمام نشود و در پروژه های اساسی و بزرگ از کمک های ایالات متحده و کشورهای غربی در رقابت با چین استفاده شود.
اما همۀ این فرضیه ها به شرطی قابل تطبیق اند که سیاست داخلی دولت روشن شود، چیزی که هنوز در پردۀ ابهام قرار دارد و در غیاب آن برقراری مناسبات خارجی بدون طرح سیاست داخلی به مفهوم در یخ نوشتن و در آفتاب گذاشتن خواهد بود

در فراق کابینه

 

نوامبر 12, 2014
شماره ( 200) چهارشنبه ( 21) عقرب 1393 / ( 12) نوامبر 2014
کابینه کجا شدی، کجا کابینه؟
کشور ز نبودنت تباه کابینه
تشکیل تو دشوار و خودت ناپیدا
ای مشکل روزگار ما کابینه
***
بیکاری ما ز سرپرستان باشد
کابینه ما به تاق نسیان باشد
ای اشرف و ای غنی و ای عبدا لله
تا چند فغان و داد افغان باشد
***
صد روز شود آخر و کار ها همه هیچ
کابلبانک و فساد آنها همه هیچ
از دوسیه و پرونده نباشد خبری
دعوا همه هیچ و شور و غوغا همه هیچ
***
چندیست به ارگ مشورت ها باشد
هم معرکه ها و شور و غوغا باشد
گویند که جنگ بر سر چوکی هاست
چوکیست که آرامش دلها باشد
فاخته

عوامل نفوذی در ارگان های کشفی ، امنیتی و دفاعی کی ها هستند؟

در حالیکه باری رسانه های بین المللی از نفوذ 20 فیصد عمال دشمن در صفوف ارگان های قوای مسلح افغانستان هشدار داده بود، مقامات دولت افغانستان با بی تفاوتی به این گزارش برخورد نموده شاهد حمله افراد نفوذی به وزارت دفاع، مرکز تعلیمی اردو، وزارت داخله، ولایت کابل و در تازه ترین موارد حمله به دفتر فرمانده پولیس کابل و قوماندانی امنیه ولایت لوگر میباشند.
از نظر کارشناسان امور نظامی وقتی زیگنالی از نفوذ دشمن در نیروهای امنیتی و دفاعی گرفته میشود باید همه نیروها از نظر شک منطقی تجدید ثبت شوند و تضمین کنندگان معتبر و مطمئن از نو باید آنها را غرض عضویت به صفوف ارگان های کشفی، امنیتی و دفاعی تضمین نمایند، در غیر آن این آفت وحشتناک مانند میکروب ایدز صفوف ارگان های امنیتی و دفاعی را از درون تا سرحد اضمحلال تضعیف خواهند کرد.
اجرای مانور های نفوذی از طریق افراد دشمن مورال پرسونل را پایین آورده روحیه بی اعتمادی و بدگمانی را در صفوف قوای مسلح و نیروهای کشفی و امنیتی دامن میزند.
باید هرچه زودتر تجدید ثبت نام، راجستر و تضمین و معرفی پرسونل در کلیه سطوح ارگان های سه گانه مسلح رویدست گرفته شود و تضمین کنندگانی که افراد معرفی شده نفوذی شان مرتکب عملیات ضد دولتی در صفوف قوای مسلح میشوند باید به اتهام خیانت ملی مورد محاکمه علنی قرار گیرند.
ســـیاهی لشـــکر نیاید به کـار
دوصد مرد جنگی به از صد هزار