سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۳۹۴ ه‍.ش.

معادله چند مجهوله جنگ های شمال

 

ژوئیه 28, 2015
شمار ه (237) چهارشنبه ( 7) اسد ( 1394) / (29) جولای ( 2015)
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
معمای انتقال چندین هزار نفر مسلح به شمال و تسلیح و تمویل و اعاشه و اباته و طبخ غذا و اکمالات آنان به دور از رصد نیروهای امنیتی برای مردم گیچ کننده میباشد.
در این جنگ که بیشتر به خاطر باز نمودن کاریدور عبور از دریای آمو به آسیای میانه راه اندازی گردیده فاریاب به مثابه نقطه عطف عبور به بخارا و سمرقند و فرغانه و بدخشان بخاطر عبور به تاجکستان و چین برای مخالفان دولت اهمیت فوق العاده دارند.
دولت افغانستان که با سیاست های ناسنجیده دوره آقای کرزی خود را از حمایت هوایی ایالات متحده محروم ساخته و کدام موافقتنامه مشخص با امریکا در رابطه به استفاده از طیارات بی پیلوت ندارد در این جنگ عملاً یک دست خود را آگاهانه و یا نا آگاهانه بسته است و بدتر از آن لابی های طالبان در درون دولت به بهانه های مختلف در برابر کسانی که علاقه دارند شمال را تصفیه کنند ممانعت ایجاد مینمایند.
چلنج بزرگ جنرال دوستم
ولایات شبرغان، سرپل و فاریاب که از مراکز بزرگ بانک رأی جنرال دوستم در حمایت از دکتر غنی در انتخابات بود اکنون در وضعیتی قرار گرفته که اگر جنرال دوستم جبهه فاریاب را فتح نکند شکست آن همه مناطق شمال هندوکش را تهدید نموده پایگاه اجتماعی جنبش در شمال پایان می یابد.
تحرکات جندا لله و تحریک اسلامی ازبکستان در فاریاب همزمان با گلایه و شکایت خیزش های مردمی از عدم کمک دولت به مردم در مقابل آن و راکد ماندن نیروهای تحت امر لوی درستیز در فاریاب پرسش هایی را میان مردم ایجاد نموده چون از یکطرف دستآورد ملموسی در صحنه جنگ به چشم نمیخورد و از طرفی فرستادن جنرال ملک به عنوان رقیب جنرال دوستم به فاریاب و باقیماندن جنرال دوستم در شبرغان با توجه به تجارب گذشته از کارآیی و همآهنگی جبهه جنگ خواهد کاست. هرگاه جبهه فاریاب توسط دوستم فتح نشود وزنه جنبش در دولت و پایگاه اجتماعی آن در شمال شدیداً آسیب خواهد دید و ساحۀ نفوذ مخالفان تا بلخ، کندز، سمنگان و بغلان گسترش خواهد یافت.
معامله بدخشان
برخلاف ولایات فاریاب، جوزجان و سرپل که تا حدودی از اتحاد و همآهنگی ضد طالب بر خوردار اند در بدخشان به دلایل گوناگون وضعیت طوری انکشاف نموده که یک فرمانده جمعیت اسلامی بیش از یکصد نفر از سربازان خود را از منطقه یی که به چین و تاجکستان نزدیک است به طالبان تسلیم میکند و مغلق تر از آن این تسلیمی ها توسط طالبان رها میگردند.
سر و صداهایی مبنی بر ارتباط داشتن برخی از بزرگان دولت در بدخشان با طالبان و رقابت های معادن آن ولایت این سوال را مطرح میسازد که اگر صف معامله گران پنهان از مدافعان بدخشان جدا نشود سرنوشت بدخشان که کاریدور عبور به چین و تاجکستان میباشد در آیندۀ نه چندان دور چگونه خواهد شد؟
از نظر کارشناسان با در هم شکستن جبهات فاریاب و بدخشان به دست دهشت افگنان شمال هندوکش عملاً به ساحه تحت نفوذ داعش، طالبان و همدستان شان چون اویغور ها و دهشت افگنان آسیای میانه مبدل خواهد شد و افسانه ولایت خراسان به منصه اجرا گذاشته خواهد شد.
در ولایات جنوب
با حمله افراد قوم اورکزی و پنجابی ها به ولسوالی های نوار مرز با پاکستان در ننگرهار و آواره شدن مردم آن محلات و پایان شدن بیرق های سفید و بلند شدن بیرق های سیاه تحت نام داعش آی اس آی این مناطق را تحت ساحه نفوذ خود در آورده چنانکه پیشروی و استحکامات را در نوار مرز آغاز نموده و مناطق جنوب شرقی افغانستان را راکتباران میکند که هیچگونه تحرک برای خیزش های مردمی در میان دولتمردان آن محلات به مشاهده نمیرسد.
یگانه راه حل
باید همه کدرهایی که در هوای سرد ایرکندیشن ها در قصر های کابل لمیده و خمیده اند مانند جنرال دوستم به مناطق شان رفته رهبری قیام های منطقوی را در چوکات دولت بر ضد مخالفان در ولایات سرحدی افغانستان به دست گیرند. هرگاه صدای چند فیر در قله های سالنگ جنوبی و تهدیدات غوربند دست کم گرفته شود با شرایط کنونی همزمان با مسدود شدن راه تنگی ابریشم و ارغندی و لوگر عملاً پایتخت در محاصره قرار گرفته آنگاه حتا این دولتمردان توان زیستن در همین قصرها را نیز از دست خواهند داد.
سرقوماندانی اعلی باید از حالت انفعال برآمده با استفاده از 350 نیروی هوایی امریکا که وارد افغانستان میشود (در حالیکه سخنگوی وزارت دفاع حتا از آن خبر ندارد)، زمینه آن را مساعد سازد که پهپاد ها در جنگ های شمال همکاری نمایند و از طرفی هیئت هایی را به کشور های همسایه در آسیای میانه فرستاده از نیروهای هوایی و جنگ افزار های ثقیل و وسایل ترصد آنان در جبهات شمال کمک مطالبه نماید.
در حالیکه با انفعال و خموشی دولتمردان روحیه پرسونل و مردم هر روز بیش از پیش تضعیف میشود حکومت وحدت ملی به مذاکرات ملا اختر دلبسته آنهم در شرایطی که فرزند ملا عمر عنقریب در برابر ملا اختر قدعلم نموده با جانشینی در منصب ملاعمر همه برنامه های مذاکره با دولت را بر هم خواهد زد.
حکومت وحدت ملی باید از ایالات متحده بخواهد که مانند حملات پهپاد ها بر حافظ سعید، شاهدا لله شاهد و دهها جنگجوی وابسته به پاکستان در مناطق نوار مرز، در شمال افغانستان نیز به کمک نیروهای دولتی در بدخشان، فاریاب، کندز و سایر ولایات برسد. سوالی را همگان می پرسند و هیچکس جواب داده نمیتواند اینست که اینهمه اکمالات سلاح و مهمات به جبهات مخالفان در شمال از کجا صورت میگیرد و در حالیکه پوسته های دولتی بعد از صد فیصد اکمال شدن از قلت مهمات شکایت میکنند چرا ذخایر مرمی مخالفان دولت در شمال هیچگاه به قلت و کمبودی رو به رو نمیشود؟ و اعاشه و اباته چند هزار نفر چگونه از ترصد قوای مسلح به دور میماند؟

سه‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ه‍.ش.

دولتمردان سرنخ حوادث را گم کرده اند

 

شماره ( 236 ) چهارشنبه ( 31) سرطان ( 1394) / ( 22 ) جولای ( 2015 )
11752568_10152921639356231_5032246569781531328_n
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
در حالیکه ملا عمر در پیامی مذاکره با دشمن را به خاطر رسیدن به هدف از نظر شرعی جایز شمرد، رییس جمهور غنی از ملا عمر به خاطر این پیام تشکر نموده از تدویر دور دوم مذاکرات با طالبان در آینده نزدیک سخن گفت.
تبادل این پیام و تشکر از آن در حالی صورت میگیرد که جنگ های فاریاب و سایر ولایات شدت یافته و باعث انکشافات، موضعگیری ها، انقطاب ها و اتحادهای جدید در دولت افغانستان گردیده است. جنبش و جمعیت در شمال در مقابله با حملات طالبان و سایر گروهها متحد گردیده جنرال دوستم به شمال رفته اظهار آمادگی نمود که در صورت ضرورت پرتله پوشیده به کمک مردم فاریاب خواهد شتافت. عطا محمد نور لباس نظامی پوشیده رهبری عملیات در ولایت بلخ و کمک به ولایات همجوار را به عهده گرفته و حاجی محمد محقق شیوۀ عملکرد دولت را در جنگ با طالبان در مناطق مرکزی افغانستان مورد انتقاد قرار داده هشدار میدهد که در صورت عدم حمایت دولت از مناطق مرکزی به مردم سلاح تدارک خواهد کرد و وزارت دفاع میگوید به کسی اجازه مسلح ساختن خارج از تشکیلات دولت را نمیدهد.
در همین حال انتقادات شدید دکتر عبدا لله به آدرس حامد کرزی و عدم حضور دکتر عبدا لله و رهبران جهادی در نماز عید در ارگ با توجه به مذاکرات چند روز قبل رییس جمهور غنی و کرزی و برجسته نشان دادن عکس آقای کرزی در مقایسه به رییس جمهور غنی پس از ادای نماز عید در ارگ تحلیل ها، تبصره ها و سوالات متفاوتی را در اذهان مردم به وجود آورده است.
پیوستن گروهی از طالبان به داعش
با پیوستن گروههایی از طالبان به داعش و تمرکز جنگ ها در ولایات هلمند، فاریاب و ننگرهار و یکجا شدن طالبان پاکستانی و ناراضیان مذاکره با دولت افغانستان به داعش وضعیت نظامی سیاسی کشور وارد یک مرحله حساس گردیده است.
در برخی رسانه ها داعش در افغانستان یک گروه کوچک خوانده میشود اما گسترش تهدید اساساً به وسیله جنگجویان طالبان سابق و شماری از پاکستانی ها خوانده میشود که بعد از پیروزی ها در عراق و سوریه خموشانه به دسته های مختلف تغییر نام داده اند.
در همین حال گفته میشود که با توجه به بحرانی شدن اوضاع امنیتی احتمال آن وجود دارد که کاخ سفید در تصمیمش مبنی بر گذاشتن چند صد سرباز در سفارت امریکا در کابل تجدید نظر کرده تعداد بیشتری از نیروهای امریکا را در افغانستان بگذارد و خارج نکند.
رسانه ها از مذاکرات رییس جمهور غنی و جنرال دیمسی رییس ستاد مشترک امریکا خبر میدهند که گویا رییس جمهور غنی در این ملاقات از مقامات امریکایی خواسته تا به دلیل تهدید های گروه داعش روابط خود را با افغانستان مورد بازبینی قرار دهد و گفته میشود بر مبنای این تفاهمات امریکا با متحدانش میتوانند در مبارزه با تروریزم از پایگاه های افغانستان بر ضد گسترش داعش در جنوب آسیا استفاده کنند.
رسانه ها از قول جنرال دیمسی گزارش دادند که غنی می پذیرد که امریکا در مبارزه با داعش به استراتیژی فرا ملیتی نیاز دارد و وی مفکوره غنی را برجسته تلقی میکند که باید از افغانستان به حیث یک قطب حراست شود که در این حال افغانستان میتواند با همکارانش در عرصه جلوگیری از رشد گروه داعش در جنوب آسیا و خاور میانه کار کند.
آنچه مردم افغانستان را نگران ساخته اینست که چرا حکومت وحدت ملی نیروهای خود را در اتحاد به تمایل جهانی منسجم نمیسازد و این حالت از خود گریزی و به طالب آویزی چه نفعی به افغانستان خواهد داشت؟ در حالیکه به نظر میرسد برنامه داعش در عبور از دریای آمو به تاجکستان و ازبکستان با توجه به آمادگی های کشورهای آسیای میانه و روسیه در حال حاضر دشوار گردیده و تنها راه نفوذ در آسیای میانه از موضع نزدیکی ترکمنستان با طالبان در خاک آن کشور ممکن خواهد بود با این حال تندروانی که میخواهند به ازبکستان و تاجکستان داخل شوند سالها در مناطق شمال افغانستان خواهند ماند و به ویژه از طریق بدخشان تلاش خواهند کرد درد سر های بزرگی برای دولت افغانستان ایجاد نمایند که عدم علاقه دولت در مبارزه با این نیروها شگفت انگیز میباشد.
در اوضاع کنونی افغانستان هرگاه حکومت وحدت ملی ابتکار عمل را بدست نگیرد و نیروهای ضد داعش و طالب را در خط حمایت دولتی و نیروهای بین المللی قرار ندهد با خیزش های خود انگیخته مردمی و دفاع خودی در جنگ با داعش و دهشت افگنان و طالبان وضعیت افغانستان به طرف عراقی شدن خواهد رفت که در آن حال با توجه به رقابت های کشورهای همسایه کنترل آن از مرکز دشوار خواهد بود و احتمالاًبا گم شدن سرنخ اوضاع از دست دولت و گره دست را به دندان ساختن تجارب تلخ سالهای گذشته تکرار خواهد شد.
در حالیکه هدف ملا عمر در مذاکره از موضع قدرت با دشمن و مشروع خواندن آن کاملاً هویداست، هدف تشکر کننده با از هم پاشی نیروهای دولت در رفتن به مذاکره کاملاً مبهم میباشد.Ÿ

سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ ه‍.ش.

بازی چند گانه با حکومت وحدت ملی

 

ژوئیه 14, 2015
شماره ( 235) چهارشنبه ( 24) سرطان ( 1394) / ( 15) جولای ( 2015 )
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
در یک بازی فوق العاده مغلق استخباراتی آی اس آی توانست در چند جبهه همزمان حکومت وحدت ملی را مصروف سازد:
1- انتقال جغرافیای جنگ به شمال و جلب حمایت پهپاد ها بر ضد دشمن پاکستان
با انتقال جغرافیای جنگ به شمال در این جبهه با دامن زدن اختلافات دیدگاه ها و تحریکات علیه نیروهای خودی زمینه مساعد شد و با کشته شدن افسر پاکستانی در فاریاب معلوم گردید دهشت افگنان آسیای میانه را در شمال افسران پاکستان رهبری می نمایند و این اختلافات را دامن میزنند چنانکه در نتیجه دامن زدن این سوء تفاهمات در ولایات کندز، بدخشان، بغلان و غیره کارمندان دولت اتهامات جدی علیه همدیگر وارد نموده از کارایی در این جبهات کاسته شد و به عوض جنگ با دشمن آنها به جان هم افتادند. در حالیکه جنگ در شمال زبانه میکشید پاکستان توانست از پهپاد های امریکایی برای کشتن طالبان پاکستانی در شرق افغانستان استفاده کند.
2- پارادوکس جنگ و صلح
در حالیکه ظاهراً به تقاضای رییس جمهور غنی چند طالب با نمایندگان دولت در یک میز گرد مری نشستند در عمل در ولایات مشرقی افغانستان با پایین کردن بیرق طالب و بر افراشتن بیرق داعش جنگ وارد مرحلۀ جدید شد و در همین حالی که در مری چند طالب باز نشسته با چند مأمور دولت افغانستان دور میز نشسته بودند در خوست، فاریاب، بغلان، کندز، بدخشان، جلریز و سایر ولایات آتش جنگ طوری زبانه کشید که حتا چشم سربازان را طالبان کشیدند و سرهایشان را بریدند و آنطرف تر آتش جنگ کوچی ها در هزاره جات بار دیگر مشتعل گردید.
3- اختلافات درونی و تضعیف خودی
با امضای یک کاغذ بنام موافقتنامه آی اس آی با ریاست امنیت دولتی عملاً ساختار دولت افغانستان و فضای سیاسی کشور به شاک رفته حتا شایعات بروز اختلاف میان رییس جمهور غنی با کرزی بر سر زبانها افتاده با حملات لفظی آقای عبدا لله به آدرس آقای کرزی عملاً در کشور یک بحران جدید به وجود آمد و با حامد کرزی که در عمل قدرت پشت جبهه دولت را فعلاً در دست دارد درز و اختلاف عمیق ایجاد شد.
دکتر غنی که بدست خود با نامیدن میدان هوایی کابل به نام حامد کرزی موصوف را در صف تبلیغ همردیف روزانه نشرات نام خود با وی قرار داده در آینده زور آزمایی با جبهه کرزی برایش یک چالش بوده این ضرب المثل وطنی مصداق پیدا خواهد کرد که «صد درویش در یک گلیم می گنجند ولی دو پادشاه در یک ملک نمی گنجند».
4- بازی منطقوی
در حالیکه بدنه اصلی دولت به دست افراد حزب اسلامی میباشد با اظهارات گلبدین حکمتیار مبنی بر پیوستن افرادش به داعش موجی از بی اعتمادی و فضای شک و تردید و حدس و گمان در ساختار حکومت وحدت ملی مستولی گشته با گرفتن مسوولیت حمله انتحاری در شاه شهید توسط حزب اسلامی این شک تا حدی به یقین مبدل گردید و از جانب دیگر بلند شدن صدای اینکه گویا ایران اسرائیل منطقه میباشد توسط حکمتیار امکان اشتعال آتش جنگ های فرقه ای در آینده افغانستان افزایش یافت.
مسوول این همه بحران های سازمان یافته کیست؟
مسوول این همه بحران ها رهبری شتابزده، ضعیف و پراگنده حکومت وحدت ملی میباشد که با هیجانات بی مورد و عقب نشینی های غیر ضروری خویش عملاً از کارایی نظام کاسته و حکومت را در حالت انفعال گذاشته است.
هرگاه حکومت وحدت ملی در هفته اول کارش کابینه خود را اعلام میکرد، هرگاه حکومت وحدت ملی در هفته اول کارش والیان ولایات و قوماندانان را مقرر میکرد، هرگاه حکومت وحدت ملی در هفته اول کارش به اصلاح نظام انتخاباتی میپرداخت، هرگاه حکومت وحدت ملی در مرحله اول کارش به صدای مردم شمال مبنی بر جلوگیری از رفتن افراد مجهول الهویه از جنوب به شمال به نام نشتر زدن توجه میکرد و جلو آنان را میگرفت، هرگاه حکومت وحدت ملی اصلاحات در امور قضایی کشور آورده قاضی القضات را غرض گرفتن رأی اعتماد به پارلمان معرفی میکرد، هرگاه حکومت وحدت ملی لوی سارنوال را به خاطر گرفتن رأی اعتماد به پارلمان معرفی مینمود، هرگاه حکومت وحدت ملی افتضاح کابل بانک را به اسرع وقت حل و فصل مینمود و هرگاه… حکومت وحدت ملی در وجود یک نظام دارای مشی واحد ملی و قوای مسلح دارای مورال عالی رزمی برخوردار از حمایت قوای توپ و تانک و طیارات بمبارد و در وجود نظام مبتنی بر تفکیک واضح قوای ثلاثه با استقلالیت قوای قضائیه و کارایی دادستانی اکنون میتوانست در کلیه ابعاد قد بر افراشته در میدان جنگ و صلح با متانت و استواری و با ستراتیژی واحد سیاسی و دکترین نظامی خود را مطرح سازد.
صلح گدایی نمیشود، هرگاه حکومت وحدت ملی به این تصور باشد که صلح در افغانستان را چین، روسیه، پاکستان، هند یا کدام کشور دیگر بیاورند با این آرزو به امید آب به سراب خواهد رسید.
دولت باید مردانه وار و با روحیه ملی این تعریف را به مردم بدهد که طالب کیست؟ داعش کیست؟ و سایر گروههایی که در رهبری حکومت قرار داشته و ضد حکومت از نیروهای مسلح مخالف پشتیبانی میکنند کیستند؟ آنگاه میتواند به نیروی خود متکی گردیده با متحدین دایمی، مؤقتی، مردد و حتا ضد خود در معاملات به شرط شناخت طرف مقابل اشتراک کند، ورنه با این روحیه «هم خدا خواهیم و هم دنیای دون» رسیدن این قافله به سرمنزل مقصود خیالست و محالست و جنون.Ÿ

سه‌شنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۴ ه‍.ش.

ضربان نبض سیاست در افغانستان بالا رفته

 

ژوئیه 7, 2015
شماره (234) چهارشنبه (17) سرطان ( 1394) / ( 8) جولای ( 2015)
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
حوادث دلخراش و جانگدازی چون فاجعه جلریز همزمان با موقف گیری گلبدین حکمتیار به طرفداری از داعش و اسرائیل منطقه خواندن جمهوری اسلامی ایران، رد نامزد وزیر دفاع از طرف پارلمان، با شتابزده خواندن تصمیم ریاست جمهوری در زمینه ضرب الاجل یکماه انتخابات ترکیب مغلقی از وضعیت پیچیده سیاسی نظامی را در کشور به تصویر میکشد.
سر بلند نمودن داعش از شرق افغانستان و پیوستن عده یی از طالبان به آن هر چند ظاهراً یک اقدام استخباراتی آی اس آی تصور میشود اما با موقف گیری گلبدین حکمتیار به نفع داعش و اظهارات ضد ایرانی حکمتیار سوالات زیادی را در برنامه های بعدی به طرفداری از عربستان سعودی در تفاهم با آی اس آی نشان میدهد.
در حالیکه ستون فقرات و اهرم های اصلی قدرت در دولت افغانستان به دست کدر های حزب اسلامی میباشد و در حالیکه حکمتیار سالها قبل مهمان دولت ایران بوده این موضعگیری و موقف جدید رهبر حزب اسلامی همه را شگفت زده نموده است.
هرگاه اعضای حزب اسلامی در دولت افغانستان موقف مستقل شان را در این زمینه اعلان نکنند چنان به نظر میرسد که دولت افغانستان در یک معامله خاموش توسط کدر های حزب اسلامی به داعش تسلیم داده شده است؛ اما عده یی از کارشناسان به این باور اند که احتمالاً گلبدین حکمتیار با توجه به عقب ماندن موصوف از قافله سیاست درون آن حزب به خاطر بی اعتبار ساختن کدر های حزب اسلامی در نزد دولت افغانستان به تشویق آی اس آی چنان موقف عجیب و غریب را اعلان نموده است، موقفی که در گذشته آنرا طالبان و القاعده جدی نگرفتند و به نظر نمیرسد داعش نیز با توجه به از هم پاشیدگی درونی حزب اسلامی و به دلیل برنامه های فرا منطقه یی خویش آنرا جدی بگیرد.
در آسیای میانه رزمایش های بزرگ نظامی در مقابله به تغییر جغرافیای جنگ به شمال افغانستان از طرف دولت تاجکستان در کولاب، دوشنبه و سایر شهر های آن کشور راه اندازی گردیده و دولت تاجکستان جمع آوری دوره احتیاط را اعلان نموده است. در ترکمنستان چند افسر به اتهام داشتن ارتباط با طالبان دستگیر شده و نگرانی ها در جمهوریت های آسیای میانه از پیشروی جغرافیای جنگ به سواحل دریای آمو بالا گرفته است. رییس جمهور چین و رییس جمهور روسیه در رابطه به پیشروی داعش در خاک افغانستان ملاقات مینمایند.
موقعیت افغانستان در ستراتیژی 2015 ایالات متحده
بر اساس ستراتیژی 2015 امریکا رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح امریکا در کنفرانس مطبوعاتی گفت: داعش یک نیروی فرا منطقه یی است و در عراق و افغانستان منزوی نشده است، در افغانستان گروهی اعلان کرده که پیرو ایدیولوژی داعش است، این ایدیولوژی به بوکوحرام در نیجریا هم بست پیدا میکند که وابستگی به داعش را پذیرفته است. جنرال دیمپسی افزود: فشار بر گروه دولت اسلامی تا سرنگونی و نابودی آن ادامه خواهد یافت. در همین حال سناتور جان مککین از حزب جمهوریخواه امریکا گفت: رییس جمهور اوباما در کار تعین جدول زمانی برای خروج نظامیان امریکا از افغانستان درک ضعیف دارد و این کار میتواند اشتباه بزرگ دولت مردان واشنگتن بوده و فاجعه به بار آورد. جان مککین افزود: این کار خیانت به آن امریکاییان و افغانهای دلیر است که در افغانستان خدمت کرده اند. سناتور مککین افزود: به عوض جدول زمانی خروج باید یک راهبرد روشن در افغانستان مطرح شود. این سناتور پر نفوذ جمهوریخواه از پشتیبانی نیرومند کشورش از افغانستان در صورت پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده سخن گفت.
اما مشکل افغانستان قبل از هر فکتور دیگر یک مشکل داخلی میباشد. وقتی رییس جمهور بخاطر رد نامزد وزیر پیشنهادی به پارلمان خود وظیفه وزارت دفاع را به عهده میگیرد، وقتی سرنوشت انتخابات به خاطر اختلافات دو تیم هنوز لاینحل میماند و وقتی مجلس نمایندگان یا ولسی جرگه بخاطر پایان قانونی دوره کارش در حالت تعلیق از نظر انتخابی بودن قرار میگیرد، در این حال نمیتوان هیچ برنامه نظامی، اقتصادی و سیاسی را به منصه اجرا گذاشت و هر نوع اقدام در جهت اعاده وضعیت نورمال و پایین آوردن ضربان قلب سیاست در افغانستان باید از حل مشکلات فکتور داخلی آغاز گردد.Ÿ

سه‌شنبه ۹ تیر ۱۳۹۴ ه‍.ش.

بیاییـــد خود را فریب ندهیـــم

 

ژوئن 30, 2015
شماره ( 233 ) چهارشنبه ( 10 ) سرطان ( 1394) / ( 1) جولای ( 2015 )
logo
نوشته: محمد داود سیاووش
فقط در یک جمله، هرگاه این ادعا حقیقت داشته باشد که فرد انتحاری با کارت مجوز سلاح تا دروازه پارلمان رسیده اگر حکومت نمیتواند آن مسوول توزیع کارت را در محکمه علنی مجازات کند پرونده مبارزه با انفجار و انتحار را در دولت افغانستان برای همیش باید بست.
حکومتی که بار اول در خیمه لویه جرگه با کارت مجوز سلاح انتحاری حمله نموده حتا نقشه امنیتی خیمه را داشت و اینک با کارت مجوز سلاح و نقش پارلمان به خانه ملت حمله میکند این پاک و صاف داغ ننگ بر پیشانی همه ارگانهایی میباشد که بخش اعظم بودجه مملکت را می بلعند.
نظام در افغانستان در این حال از سه استقامت مظلومانه تضعیف میشود:
1- عناصر نفوذی و مدافعان قدرتمند شان در بدنه دولت افغانستان
2- مانور های کشورهای همسایه در وجود اجنتان و گماشتگان شان از جانب مقابل نظام
3- ستون پنجم موازی با حکومت وحدت ملی که در سطح ملی و بین المللی به جلب و جذب و آرایش نیروها برای آینده مصروف است
وقتی حکومت وحدت ملی نمیتواند مارهای آستین را به کیفر بکشد، وقتی از صف لیدران دیروز کسی به تقلب یکهزار مکتب خیالی متهم میشود و از جانب مقابل صدای هفتاد میلیون دالر رشوه در ازای امضأ تفاهمنامه با آی اس آی بلند میشود و وقتی از یک بانک هفتاد و شش میلیون افغانی برای چارماه کشیده میشود و پس از کار و منفعت برداری از آن دوباره به بانک دولت تحویل میشود، در چنین وضعیت و حالت مبارزه با آن هفت هزار دهشت افگنی که در شمال با خانواده هایشان جابجا شده اند خیلی دشوار به نظر میرسد.
حکومت وحدت ملی هرگاه بخواهد در صحنه حضور خود را ثابت سازد باید به چند مسأله توجه کند:
1- با عبور از مفهوم تشکیل سیاهی لشکر به تصفیه عناصر نفوذی دشمن در دل نظام پرداخته متکی بر اصل دو صد مرد جنگی به از صد هزار وارد صحنه عملی مبارزه با دشمن شود.
2- هفت هزار دهشت افگن آنهم با خانواده و فامیل هایشان رقم کوچکی نیست که در زیر کدام درخت و یا جویه و پلوان پنهان شوند با توجه به تشخیص موقعیت آنان باید از قوای هوایی که در آنسوی دریای آمو تجمع نموده و از قوای توپچی و سلاح های ثقیل طوری کمک خواسته شود که پیاده نظام از داخل و قوای هوایی و ثقیله از آنسوی دریای آمو مواضع دشمن را نابود کند.
3- به جنرال دوستم معاون اول ریاست جمهوری اجازه داده شود که در همکاری با والی بلخ و قوای مردمی شمال طی پانزده روز شمال افغانستان را از وجود دشمن تصفیه کند.
4- از قوای بین المللی مستقر در افغانستان تقاضای کمک های هوایی و زمینی شود.
5- از تمام جنرالان ارکانحرب رژیم های قبلی دعوت شود که در قرارگاه قول اردوها بخاطر دفع و طرد دشمن همکاری نمایند.
جامعه جهانی بخاطر منافع خود نیز مجبور است در دفع و طرد دشمن در افغانستان همکاری نماید زیرا حملات همزمان بر تونس، فرانسه و کویت نشان داد که آتش این جنگ بسوی غرب در حال پیشروی میباشد، بنابران هر نوع سهل انگاری غربی ها در افغانستان به مفهوم تبدیل افغانستان به پایگاه های مستحکم دهشت افگنان خواهد بود که در گام بعدی دروازه فرد فرد رهبران غرب را دق الباب خواهد کرد.
نامه طالبان به داعش و نامه عضو القاعده به این گروه نشان میدهد که وارخطا ترین و لرزان ترین گروه در حال زوال در این صحنه طالبان میباشند که با توجه به تغییر جغرافیای جنگ و تغییر نقطه نظر های رهبران پاکستان نسبت به لیدران پشتونخوا احتمالاً پاکستان در نفوذ دادن و تسلیم دادن این گروه به دولت افغانستان بیش از هر وقت دیگر متمایل میباشد تا به صفت ستون پنجم از آن در اداره ضعیف کابل استفاده کند؛ اما اگر ملا عمر مفقود و یا مرده باشد جمع آوری گروههای طالبان به دور یک محور خیلی دشوار به نظر میرسد.
برخلاف آنچه تبلیغ میشود به نظر میرسد هنوز داعش وارد صحنه جنگ در افغانستان نشده و آنچه به نام داعش تبلیغ میشود پیش مرگ های خوش خدمت طالبان و بیعت کرده به داعش است، اما اگر غرب طوریکه یکی از مقامات واشنگتن گفت به این نظر باشد که امریکا تا ابد از افغانستان دفاع کرده نمیتواند بنابران خود نیروهای دولت افغانستان باید مسوولیت های امنیتی را به عهده گیرند، با توجه به اینکه رهبران ملکی و جنگ ندیده (که حتا دوره مکلفیت عسکری را سپری نکرده اند) قبلاً در افغانستان کورکورانه و احساساتی این مسوولیت را به دوش گرفتند روزهای دشواری را انتظار باید داشت.
حتا در یک محاسبه عادی غیر مسلکی نیز میتوان نتیجه گرفت که 350 هزار نیرویی که هنوز با وسایط ثقیله و قوای هوایی مجهز نیست در برابر هفت هزار دهشت افگن انفجاری و انتحاری در بیلانس متوازن قرار ندارد و اگر داعشی که طالب و القاعده از شدت حملات آن به هراس افتاده واقعاً در شرایط کوهسار افغانستان با این نیروهایی که هنوز تجهیزات ثقیله و هوایی ندارند مقابل شود شاید در آنصورت غرب با بمب های هشت هزار کیلویی توره بوره نیز نتواند قرارگاه های آنان را از کوههای صعب العبور افغانستان نابود سازد.Ÿ

اپارتمان رؤیایی میرزا پردل خان

 

ژوئن 30, 2015
شماره ( 233 ) چهارشنبه ( 10 ) سرطان ( 1394) / ( 1) جولای ( 2015 )
داستان کوتاه
نوشته: محمد داود سیاووش
میرزا پردل خان از همکاران نازنین و رفیق و یار و عیار دفتر ما بود که همه همکاران او را لالا پردلم صدا میزدند. در ساعات رخصتی وقفه نان چاشت نقل مجلس بود و از آسمان و ریسمان قصه و حکایت و داستان و فکاهه به همکاران میگفت و گرده های همکاران را از خنده به کفیدن می آورد.
این میرزای یگانه و همکار صادق دل زمانه در زندگی یک مشکل کلان داشت که هر وقت سر گپ می آمد از همان مشکلش داد و ناله سر میداد و همکاران را متأثر میساخت. میرزا خانه شخصی نداشت و در خانه های کرایی سالی دوازده ماه از این ناحیه به آن ناحیه و از این کوچه به آن کوچه بار و بستره بدوش در کوچ کشی و حرکت بود.
یکروز وقتی بدفتر آمد چهره اش شگفته و قاش پیشانی اش باز و لبانش خندان بود و همکاران همه با یک صدا از او خواستند که علت آن خوشی زایدالوصف و سرور و شادمانی را که در چهره اش برق میزند هرچه زودتر بگوید. میرزا پردل بعد از کمی مکث و تفکر رو به همکاران نموده گفت:
– او بچا شما هنوز بسیار جوان استین، تجربه ندارین، ده تلویزیون ها همه گوش و هوش تان به موسیقی و رقص و بازیست ولی اعلانات یادتان میره، باید شما هم مثل مه برای اینکه خوشبخت شوید به اعلانات گوش دهید.
همه ما از شنیدن این سخنان میرزا پردل خان هک و پک حیران ماندیم که در اعلانات چه بوده که ما نمیشنویم و خوشبختی خودرا از یاد برده ایم. میرزا پردل خان بار دیگر سرش را بلند نموده در حالیکه به طرف سقف دفتر می دید گفت:
– دیروز از تلویزیون اعلانی شنیدم که به یک چشم به هم زدن مره از آواره گی و بدبختی به جاده خوشبختی سوق داد.
همه به یکصدا پرسیدیم:
– این چه اعلان بود میرزا پردل که ما هم آنرا بشنویم.
میرزا پردل در حالیکه گلویش را صاف کرد و به چهره های هر یک ما با دقت می دید گفت:
– گوش کنید! در یک اعلان تلویزیونی شنیدم که شهرک رؤیاها اپارتمان هایی ساخته مجهز با عالیترین امکانات لفت، آب گرم و بهترین سهولت های کودکستان، مکتب، میدان بازی اطفال، کتابخانه، منطقه سبز، حوض شنا، پارک وسایط، چراغ های الوان جاده ها، فواره های آب، کافی شاپ، سالون نمایشات سینما و تیاتر، سرک های اسفالت، بلاک های ده منزله و در و دروازه پی وی سی که آنرا فقط با سه صد هزار افغانی بدست آورده میتوانید.
ما که حوصله شنیدن این همه خوشبختی را در خود از دست داده بودیم همه با یک صدا چون اسپند انفجار نموده پرسیدیم:
– لالا پردل این شهرک ده کجاس؟
میرزا پردل تبسم معنی داری نموده لحظه یی سکوت کرده در حالیکه چشمانش را بسته بود گفت:
– ببینین مه خو میگم که جوان استین و کم تجربه به همین خاطر ای سوالتان هم از بی تجربه گی اس، مه چطو میتوانم یک شهر را پشت کرده پیش شما آورده به شما نشان بتم.
میرزا بی توجه به سوال ما پرسید:
– حالی مه دو لک افغانی کار دارم، کدام جوان، کدام کاکه، کدام خراباتی میتانه به مه قرض بته؟
یکی از همکاران ما گفت:
– میرزا صایب پیسه چیس جان ما را صدقه سرت میکنیم مگم به اندازه توان ما، مه به نمایندگی از همی همکارای خود برایت وعده میدهم که ما همه ما یکماه معاش خود را برایت تا روز خدا داد قرض میدهیم.
و ما به تائید قول آن همکار گفتیم:
– راست میگو، راست میگو.
میرزا دفعتاً ماشین حساب خود را از جیب کشیده بعد از جمع و ضرب و تقسیم پیدا کرد که یکصد هزار افغانی از معاشات ما برایش پیدا میشود. همکار دیگر ما گفت:
– میرزا صایب ما همه ما میریم پیش رییس صایب و عرض میکنیم پنجاه هزار افغانی به اعتبار ما برایت قرضه بدهد، دیگه چه میگویی؟
با این وعده های سر خرمن که آنرا بدست آورد القصه سر معاش همه همکاران یکماه معاش خود را به میرزا تا روز خداداد دادیم و رییس اداره هم پنجاه هزار افغانی طور قرضه برایش داد.
چند روز میرزا به دفتر نیامد و پس از قرض و وام و کافتن کوری و کبودی پول های گوری در کنج های خانه و حویلی و گرفتن پولهای پت و پاسره همسر و فروختن زر و زیورات دوران عروسی همسر پول معینه را پیدا کرده به دفتر شهرک رؤیا ها رفته پس از طی مراحل اسناد و غیابت چند روزه دفتر بازهم با چهره شگفته و خندان لب و مست به دفتر آمده ورقه ملکیت اپارتمان 2 بلاک 8 شهرک رؤیا ها را با یک بروشر از نما و عکس های تعمیرات و ملحقات و فضای شاعرانه و رؤیایی آن شهرک به ما نشان داد، اما آدرس شهرک در بروشر نوشته نشده بود.
ما همه همکاران به میرزا پردل خان تبریکات عرض کردیم و بخاطر رسیدن به آن آرزوی دیرینه از اینکه قسط اول را پرداخته بود تا پرداخت قیمت نهایی اپارتمان دعا کردیم و میرزا پردل خان بخاطر رسیدن به آن آرزوی دیرینه از پول باقیمانده قرض و وام خود ما را به عنوان شیرینی اپارتمان به ضیافت کباب چوپان در هوتل ترازوی میزان واقع در شهرنو و کوچه خراباتیان برد. آنروز واقعاً برای همه ما جشن و سرور و شادمانی بود و به سر سلامتی خانواده میرزا پردل خان و به صفت شیرینی اپارتمان هر کدام ما کم از کم سه خوراک کباب از کیسه قرض و وام میرزا فرمایش دادیم و تناول کردیم و از هر جمله یی که در مجلس از زبان پردل خان در رابطه به دریافت اپارتمان و پرداخت قسط اول آن میبرآمد چنان خنده مستانه یی سر میدادیم که گویی سقف اتاق به طرف آسمان از جایش بلند میشد. آنروز پر خاطره به پایان رسید و به دفتر برگشتیم.
از فردای آنروز برخلاف شادمانی و سرور روز اول میرزا پردل خان را هر روز از روز قبل خموش تر و متأثر تر و قاش پیشانی اش را ترش تر میدیدیم. ما که علت غمگینی میرزا را نمیدانستیم گستاخانه و با خنده و مطایبه هر روز از شروع کار تا ختم ساعت رخصتی از او مصرانه میخواستیم تا ما را به آن شهرک ببرد تا آن بلاک ها و رؤیا ها را از نزدیک ببینیم، ولی میرزا از آن تقاضا های ما تیر خود را می آورد ویا خموشانه از جواب به سوالات همکاران شانه خالی میکرد.
ما که همه یکماه معاشات خود را از دسترخوان اولاد و خوراکه و پوشاک زندگی اطفال خود زده و به قسط اول اپارتمان میرزا پردل داده بودیم بالاخره بطور جدی از میرزا خواستیم که هر طوری میشود ما را به آن شهرک رؤیایی ببرد. میرزا هر قدر استدلال کرد که در آنروز رفتن به شهرک ممکن نیست ما قبول نکردیم، خلاصه یک موتر از دفتر گرفتیم و هی میدان و طی میدان با میرزا به سوی دفتر فروشات اپارتمان های شهرک رؤیایی راه افتادیم اما میرزا از این کار ما به اصطلاح آزرده و خفه به نظر میرسید و لب و رویش کشال بود. به دفتر فروشات شهرک رفتیم و از آنجا یکی از مأمورین با ما در موتر نشسته به سوی شهرک به راه افتادیم، اما مأمور شرکت ما را به یک تپه بلند برد که در مقابل آن دشت وسیعی قرار داشت. با تعجب یکی از همکاران ما پرسید:
– او برادر به شهرک رؤیاها میرویم.
مأمور گفت:
– حوصله داشته باشید.
و بعد موتر را در بالای تپه توقف داده از موتر پایین شد و ما را نیز به دنبال خویش فرا خواند. مأمور در حالیکه دوربین بسیار قوی در دست داشت مرا صدا زده اول خودش به دوربین نگاه کرد و بعد دوربین را به دست من داده گفت:
– ببین
من در حالیکه به دوربین نگاه میکردم و جز دشت هیچ چیزی را نمیدیدم مأمور برایم میگفت:
– ببین آنجا بلاک هاست. آنطرف تر مکتب است، در پهلوی مکتب کودکستان است، اینطرف تر حوض شنا و در اطراف بلاکها مناطق سبز و فواره های آب است، در سرکهای داخل بلاک ها چراغ های الوان و کردهای گل است.
با بی حوصلگی فریاد زدم:
– آقای مأمور من جز دشت و صحرا چیزی نمی بینم شما از چه حرف میزنید؟
مأمور دوربین را از دستم گرفته لحظه یی به من خیره شد و با صدای آمرانه گفت:
– آقا! شما اگر امروز نمی بینید شاید این چیزها را که فعلاً روی نقشه قرار دارند روزی در اینجا ببینید و در اپارتمان میرزا پردل خان شبی را در این شهرک رؤیایی در عیش و نوش یک ضیافت به سر برده به ما دعا نمایید.
با شنیدن گپ های مأمور فروشات میرزا پردل خان از حال رفته و بیهوش شده به زمین افتاد و ما هم گیچ و مات و مبهوت ماندیم.Ÿ
پایان

سه‌شنبه ۲ تیر ۱۳۹۴ ه‍.ش.

دولتمردانیکه به دنبال حوادث روان اند

 

ژوئن 23, 2015
شماره ( 232) چهارشنبه (3) سرطان ( 1394) / ( 24 ) جون ( 2015 )
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
اگر کسی پیدا شود که از همین دو شخصی که قدرت را انحصار نموده و طرفداران و هواخواهانشان تا سرحد به اصطلاح (پایدان کشال) به قدرت آونگان و آویزان اند بپرسد که حاصل کار حکومت وحدت شما از بدو تأسیس تا کنون چیست؟ شاید هیچ پاسخی جز سکوت نداشته باشند.
قضای فلک طوری آورده که نیرنگ های ملایی به مراتب نسبت به تیوری بافی های دو دکتر قویتر و مانور هایشان تاکتیکی تر و جا افتاده تر به نظر میرسد. ملا هایی که اکنون به سه پارچه تبدیل شده گروهی به دامن داعش افتاده و تغییر شکل داده، عده یی به دامان شرق و غرب افتاده و خود را به دولت نزدیک میسازد و یک عده محدود بیرق ملا عمر را به حرکت می آورند در ساده ترین مانور می توانند چندین ارگان اوپراتیفی و کارشناسان و متخصص استخبارات را طوری در یک بازی ملایی مات کنند که در قلب پایتخت و در مرکز نهاد ممثل دموکراسی یعنی پارلمان و در حضور معاون رییس جمهور و نامزد وزارت دفاع به خانه ملت در حساس ترین لحظه با یافتن ضعیف ترین نقطه حمله میکنند و بار دیگر نام و شهرت برباد رفته شان را در تیتر اول اخبار و محراق توجه افغانستان و جهان قرار میدهند.
جواب این دولتمردان کار کشته و از کوره بر آمده و با تجربه در برابر این سوال چیست که چرا نمیتوانند پلان شوم افشا شده دشمن را قبل از وقوع خنثی سازند؟ پاسخ در اذهان عامه خیلی ساده است:
دو گروهی که قدرت را گروگان گرفته اند به غیر از خواب رسیدن به چوکی وزارت، سفارت، ولایت و قوماندانیت هیچ فکر دیگری در مخیله شان خطور نمیکند.
ناکامی های حکومت وحدت ملی
این حکومت نتوانست و یا نخواست کمیسیون رسوای انتخابات را اصلاح کند، نتوانست یا نخواست شناسنامه برقی توزیع کند، نتوانست یا نخواست کمک های جامعه جهانی را به انتخابات جذب کند و در نهایت قوه مقننه را در وادی بی سرنوشتی طوری قرار داد که ادامه کار خود را از اعلامیه دولت تگدی کند.
حکومت وحدت ملی نتوانست یا نخواست کوردیناسیون قوت ها را در شمال بر ضد دشمن ایجاد نماید. نتوانست یا نخواست قوای هوایی، توپخانه و پیاده را در خط مقدم نبرد با دشمن همآهنگ سازد. نتوانست یا نخواست از پوتانسیل های خیزش های مردمی در قلع و قمع دشمن استفاده کند و نتوانست یا نخواست قوت های کار آزموده جنبش و سایر سازمان ها را در شمال در خط همآهنگ از مرکز رهبری کند که با این حال احتمالاً با تشکیل اتحاد های جدید و جداگانه در شمال ولایات فاریاب، جوزجان و سرپل از طریق جنبش و ولایات بلخ، سمنگان و بغلان از طریق سایر هم پیمانان آن به شکل دفاع خودی در برابر دشمن ایستاده خواهد شد. صداهایی که از نام حقوق بشر در شمال به گوش میرسد فاصله خیلی زیاد میان مردم شمال و این نهاد را به وجود خواهد آورد چون در شمال جنگ مرگ و زندگی جریان دارد در حالیکه حقوق بشر از پنج سال بعد اظهار تشویش میکند.
ایران و طالبان
با انفعال حکومت وحدت ملی طالبان با بازی ملایی به جان ایران زده و سپاه پاسداران و حلقات تندرو دولت ایران نیز با فورمول دشمن دشمن دوست به تسلیح، تمویل و تجهیز آنان به منظور مقابله با داعش در داخل افغانستان خواهد پرداخت که در این حال باز هم افغانستان به میدان جنگ مبدل شده خانه افغانها خراب خواهد شد.
در شرق افغانستان داعش ساخته شده آی اس آی به جلب و جذب طالبان پرداخته با تسخیر ولایات کنر، نورستان پنجشیر را تحت ضربه قرار داده و از ارتفاعات پامیر ولایات تخار و کندز را تحت فشار قرار خواهد داد.
افغانستان پل گسترش و نفوذ داعش در آسیای میانه
نفوذ داعش در کشور های مسلمان آسیای میانه چون تاجکستان، ازبکستان، قرغیزستان و قزاقستان که با علایم بر افراشتن بیرق داعش در تاشکند و بخارا و تجمع داعش در سرحد افغانستان با کشور های آسیای میانه به مشاهده میرسد و خطر نفوذ داعش در ساختار های دولتی کشورهای آسیای میانه افغانستان را به پشت جبهه و مرکز اکمالات جنگ های آینده آسیای میانه مبدل خواهد ساخت که در این حال فشارهای دولت تاجکستان در زمینه محدودیت های مذهبی به مردم این غایله را مشتعل تر ساخته و اولین جرقه های این آتش احتمالاً از تاجکستان و ازبکستان سر بلند خواهد کرد.
بازی های پاکستانی در منطقه
بازی داعش سازی پاکستان از جنوب و شرق افغانستان با سفر رهبران پاکستان به روسیه و به وجود آوردن انگیزه و شعار ماورای طالبی تحت عنوان خراسان بزرگ فورمول های جدید جلب و جذب و انگیزه های فرا طالبی را با دور زدن بازی های قومی گذشته مطرح خواهد ساخت که با تحت فشار قرار دادن هندوباوران و سیکهای افغانستان و فرار و گریز آنان به هند حساسیت ها و بازی های جدیدی را به میدان خواهد کشید.
در چنین وضعیت نازک سیاسی دو تیم آویزان به قدرت بالای چوکی ها چنه میزنند و اصلاً به یاد نمی آورند که در چهار دره و دشت ارچی و ارتفاعات پامیر، فاریاب و بادغیس چه خبر است. به چشم مردم خاک میزنند و اشتراک معاون رییس اجرائیه و معاون وزیر خارجه را در نشست اوسلو با طالبان غیر رسمی میخوانند و از همه بدتر پایشان در گل معامله با طالبان طوری فرورفته که حتا عاملین نفوذ دشمن را در دروازه پارلمان، دروازه ریاست جمهوری، دروازه وزارت دفاع، دروازه وزارت داخله در داخل نظام تشخیص کرده نمیتوانند و یا نمیخواهند تشخیص کنند در حالیکه طالبان با بازی های خیلی ساده ملایی میتوانند در یک سناریوی فوق العاده در لحظه ورود معاون رییس جمهور و نامزد وزیر دفاع به مدخل پارلمان حملات را سازمان دهند و در لحظه تمثیل انفجار در نمایشنامه ادیتوریم لیسه استقلال شخص انتحاری خود را انفجار دهد که رسیدن به این اسرار خواندن سناریو و رفتن معاون رییس جمهور واقعاً همه مردم را گیج ساخته است.Ÿ