چهارشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۳ ه‍.ش.

در بازی چند بُعدی بازنده کیست؟

 

فوریه 25, 2015
شماره ( 215) چهارشنبه ( 6) حوت ( 1393) / ( 25) فبروری ( 2015)
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
نوشته : محمد داود سیاووش
در حالیکه ظهور داعش، بوکوحرام و الشباب و تهدیدات آنان به کشورهای غربی افکار جامعه جهانی را مصروف ساخته، القاعده و طالبان از تیتر اول اخبار جهان و مرکز توجه جهانیان افتاده، برعکس در کابل اخبار مذاکره با طالبان و تماسها با پاکستان و چین و قطر اذهان عامه و تیتر اول رسانه ها را به خود معطوف نموده است.
طالبان کیستند؟
این گروه که اکنون آدرس مشخص ندارند در وجود ملاهایی چون آغاجان معتصم، دین محمد و تعدادی ملاهای تسلیم شده به دولت و مقیم در اقامتگاه های قطر و سایر کشور ها شناخته میشوند که در وضعیت خیلی ضعیف قرار گرفته اند، زیرا خطر نابودی آنان توسط گروه داعش وجود دارد. از عقب جبهه برای طالبان رهایی گروهی آنان از زندان های افغانستان و گوانتانامو خیلی ناگوار تمام شده و باعث بدگمانی آی اس آی بر آنان گردیده.
پاکستان چرا طالبان را به دامن دولت افغانستان می اندازد؟
پاکستان که در گذشته به دلیل موجودیت هزاران مدرسۀ تندروان و مراکز دهشت افگنی مورد انتقاد جهان قرار داشت با انداختن گروههای طالبان به دامن دولت افغانستان و انتقال همزمان ساز و برگ مراکز آنان به داخل این کشور از یکطرف در آینده میتواند به بهانه وجود این پناهگاه ها و خطرات آن به پاکستان در خاک افغانستان عملیات نماید و از جانبی از زخم زبان و ادعای عام افکار جهان که آن کشور را مرکز دهشت افگنی در آسیا میدانند برائت خواهد یافت.
دلیل دیگری که پاکستان به حذف ظاهری طالبان موافقه دارد اینست که با توجه به موج جذبات و هیجانات تندروانه در آن کشور خطر این وجود دارد که با پیوستن طالبان پاکستانی و افغانی به داعش پاکستان از هم بپاشد.Ÿ
تبعات و خطرات نزدیکی کابل به اسلام آباد:
با نزدیکی کابل به اسلام آباد تهران و دهلی فوق العاده حساس شده و روسیه از شمال وارد صحنه خواهد شد. امضای وعده ها و توافقات روی کاغذ که دولت افغانستان با تهران نموده و سفر به دهلی در برابر نزدیکی کابل به اسلام آباد به هیچوجه قناعت آنان را فراهم نکرده روسیه و ایران سد دفاعی در برابر طالبان در سرحدات افغانستان ایجاد نموده و هند از طریق کارهای اوپراتیفی که در سرحدات جنوبی افغانستان تا کنون انجام داده به حمایت بخش هایی از مناطق پشتون نشین جنوب در برابر این موقف دولت افغانستان قرار خواهد گرفت.
امریکا با رضایت ظاهری به نزدیکی کابل به اسلام آباد مراکز طالبان را در دو سوی مرز با پاکستان با پهپاد ها به شدت بمباران میکند و با این کار از یکطرف میخواهد رضایت پاکستان را مبنی بر حمله بر ملا فضل ا لله و طالبان پاکستان در افغانستان بدست آورد و از سوی دیگر پوتانسیل طالبان را در آستانه نزدیکی شان به دولت افغانستان به حداقل کاهش دهد.
اشتباه غرب در افغانستان:
با جو سازی که در آستانه نزدیک ساختن طالبان به دولت افغانستان صورت گرفته هرگاه طالبان توسط داعش نابود نشوند احتمالاً به عصای موسی برای غرب مبدل خواهند شد که از کنترل آن عاجز خواهد ماند.
سر و صدایی که در رسانه های صوتی از ترانه های طالبان با استفاده از نوارهای ضبط شده در غرب از بام تا شام آگاهانه یا نا آگاهانه بالاست و جو سازی که برای ایجاد مراکز با چک های سفید از طرف عربستان سعودی در کابل و ولایات صورت میگیرد، انتقال حتا مسالمت آمیز و بدون سلاح طالبان را به درون افغانستان، به مثابۀ یک خطر بزرگ در آینده در مرحلۀ اول برای دولت افغانستان و در مرحلۀ بعدی برای منطقه و جهان مبدل خواهد ساخت.
مانور گروه داعش به رهنمایی پیشمرگانه طالبان در لوگر نشان میدهد که این چرخش به طرف آسیای میانه خواهد رفت و با حمله بر مراکز فرهنگی و شکستن رادیو و تلویزیون و قطع موی سر و قطع موسیقی و مخالفت با موازین زندگی مدنی در شهر ها به تدریج خود را تا مرحله یی خواهند رساند که از گریبان داعش سر بلند کنند و این بار با درهم کوفتن گروههای مدنی، احزاب سیاسی و درهم شکستن فرهنگ شهر نشینی در حالی عرض اندام خواهند کرد که جهان به حل مشکلات افریقا و اروپا و استرالیا مصروف بوده افغانستان را فراموش خواهد کرد اما در صورت مخالفت با داعش به سرنوشت طالبان در نورستان پس از انتخابات دچار خواهند شد.
آمادگی های جدید
برخلاف لاف و گزاف های مراسم انتقال قدرت تقاضای دولت افغانستان مبنی بر تجدید نظر بر خروج نیروهای ناتو از افغانستان و توافق ایالات متحده به امکان ادامه مأموریت نیروهای بین المللی در پایگاه کندهار نشان میدهد که جهان متوجه خطرات بعدی این مسأله شده که با رفتن وزیر خارجه امریکا به کویت به خاطر اشتراک در جلسۀ آمادگی برای مقابله با داعش و تشکیل جلسه یی به اشتراک رییس جمهور امریکا و سران کشورهای غربی نشان میدهد که هنوز افغانستان از یاد جامعه جهانی تاکنون نرفته است.
در حالیکه طالبان عملاً در معرض خطر محو از صحنه توسط داعش قرار دارند در نهایت با پیوستن به دولت افغانستان فقط یک چانس خواهند داشت که مانند تنظیم های مجاهدین و افراد رژیم های قبلی به شکل مسالمت آمیز در حیات سیاسی داخل شده با قبول قانون اساسی با قدیفه های سفید و لنگته های سیاه در جلسات اشتراک نمایند و انتقاداتشان را از طریق مدنی و مسالمت آمیز مطرح نموده هیچگونه ادعایی در تصاحب قدرت به زور نداشته باشند و اما اگر سناریو طوری باشد که طالبان با پایین کردن بیرق سفید و بلند نمودن بیرق سیاه وارد صحنه شوند این بار فاجعه قرن در افغانستان اتفاق خواهد افتاد.Ÿ

سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۳ ه‍.ش.

س لرزه های دوره میتامورفوز سیاسی
شماره ( 214) چهارشنبه ( 29) دلو ( 1393) / ( 18 ) فبروری ( 2015)
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
10805699_826136300792021_7550138170069878067_n
نوشته : محمد داود سیاووش
تدابیر نیم بند، ضرب الاجل های غیر عملی، توافقات روی کاغذ و وعده های سر خرمن سیاست سر انجام حکومت وحدت ملی را دچار بحران ها و چالش های کثیر الابعاد نمود که به طور مؤجز آنرا بر میشماریم:
1- فراموش کاری ها و اغماض های عملی
عدم تشکیل کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی، نیم بند ماندن ماجرای کابل بانک، عدم پرداختن به اصلاح نظام قضایی، از نظر افتادن مبارزه با فساد و قاچاق مواد مخدر، ارجحیت دادن به مسایل بین المللی نظر به مسایل داخلی، عدم تشکیل مکمل کابینه و رد شدن تعداد زیاد وزرا از طرف مجلس نمایندگان یا ولسی جرگه به تدریج بر شانۀ حکومت وحدت ملی سنگینی نموده موج معکوس آن دولت را به چالش کشید.
2- در بُعد سیاست خارجی
تصمیم عاجل مبنی بر اعزام افسران افغانی به خاطر تحصیل به پاکستان، الغای تقاضای خریداری اسلحه از هندوستان و تمایل بیش از حد به چین فضا را طوری دگرگون کرد که هند در برابر یک گام نزدیک شدن کابل به اسلام آباد چند گام به عقب نشسته در اولین اقدام سرمایه گذاری در بندر چابهار را کنار گذاشته و سرمایه گذاری در معدن حاجیگک را قابل تجدید نظر وانمود کرد که با این حال به پاکستان نرسیده پل های ارتباط با هند در حال شکستن است.
3- در بُعد سیاست داخلی
با پُشت دروازه ماندن بانک های رأی هر دو گروپ و آزردگی های پُشت پردۀ بعضی از متحدین گروپها و اظهارات علنی روز 26 دلو هر دو تیم در واقع از داخل از هم پاشیده و رهبران تیم ها وارد بحران داخلی شده اند.
4- بازی های اوپراتیفی داعش و بار دوش شدن طالبان
با اخراج اولین جوخه از طالبان مدارس پاکستان توسط آی اس آی از خاک آن کشور مهمانان بار دوش و رقیبان آیندۀ دولت صدای پای شان را به گوش کابل رسانده و بازی های اوپراتیفی داعش در وجود ادعای فرد کمیشن کار به سخنگویی داعش در غزنی و مشاور بودن با والی و مانور پایین کردن بیرق های سفید و بلند کردن بیرق های سیاه در سرپل و هلمند قبل از آمدن داعش در استقبال از آنها آغاز گردیده که هرگاه حکومت تدابیر اساسی اتخاذ نکند فشار معترضین از داخل و مخالفین از عقب دولت را از پا می اندازد و با توجه به اینکه طالبان و معترضین فعلی دولت وحدت ملی میدانند که داعش قبل از همه با آنان کار را یکطرفه خواهد کرد دولت باید تدابیر خوددفاعی و خودکفایی در مقابل طالبان افراز شده و مخالفت های داخلی داشته باشد.
با تعریفی که از عدم تساوی دو انسان مسلمان در خیمۀ لویه جرگه صورت گرفت به نظر میرسد در کارزار بعدی حقوق شهروندی، حقوق مدنی، حقوق بشر، نص قانون اساسی و شایسته سالاری عملاً در کشمکش های قدرت به باد فنا خواهند رفت. مبارزه طلبی خیمۀ لویه جرگه در حالیکه آغوش آقای کرزی به سوی معترضان باز میباشد دردسر آفرین خواهد بود.
در چنین شرایط دشوار سیاسی در حالیکه هنوز دیر نشده رهبران هر دو تیم باید به چند مسأله توجه کنند:
1- هر چه زودتر کابینه تشکیل گردد.
2- توانایی دفاعی و تعرضی دولت با درخواست کمک از قوای بین المللی مستقر در افغانستان و جامعه جهانی تقویت گردد.
3- دکترین نظامی، سیاسی و اقتصادی حکومت اعلام گردد.
4- حکومت باید به مخالفان سیاسی اجازۀ تشکیل اپوزیسیون غیر مسلح داده برای جامعه مدنی و مطبوعات آزاد زمینۀ فراخ فعالیت را مساعد سازد تا در ابعاد گوناگون مسایل کشوری مورد بحث، غور و مداقه قرار گیرد.
هرگاه نظام انتخاباتی اصلاح نشود و دستآورد های قابل لمس در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در مقایسه به گذشته در کوتاه مدت به وجود نیاید و طرح های بدیل در برابر اعتراضات و صداهای مخالفان مطرح نشود با کنار رفتن جهان از حمایت انتخابات آینده و کاهش کمک های جامعه جهانی کشور دچار بحران بزرگی خواهد شد.Ÿ

سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۳ ه‍.ش.

طالبان بار دوش دولت افغانستان میشوند

 

فوریه 11, 2015
شماره (213) چهارشنبه ( 22) دلو سال ( 1393) / ( 11) فبروری ( 2015)
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
کارگردانی ماجرا ها عاقبت به خیر
نوشته : محمد داود سیاووش
در حالیکه رییس جمهور غنی در میونیخ از داعش و القاعده به عنوان دهشت افگنان و تروریستان یاد نموده و طالبان را مستقیماً مخاطب قرار نداد ورود هیئت چین و پاکستان و مذاکره بخاطر نزدیکی طالبان در کابل پشت در های بسته مؤید چند مسأله میباشد:
– برادر خواندن های آقای کرزی و رهایی گروهی طالبان از زندان های افغانستان و گوانتانامو، ایجاد دفتر طالبان در ترکیه و احیای دفتر قطر، آی اس آی را نسبت به این گروه شدیداً مظنون و بدگمان ساخته است.
طالبان که از یکطرف تحت فشار داعش قرار گرفته و از سوی دیگر جایگاه شان را نزد آی اس آی از دست داده اند در ملایم ترین وضعیت از طریق آی اس آی به وساطت چین به دامن دولت افغانستان انداخته میشوند.
اینکه آیا دولت افغانستان میتواند از طالبان استفاده افزاری نماید یا نه؟ متأسفانه جواب منفی میباشد زیرا از یکطرف چارمین نسل برآمده از بطن این روند در استحاله های متوالی به شدید ترین و خشن ترین چهره سر بلند نموده که طالبان از آنان عقب میمانند و از جانب دیگر با توجه به اینکه منابع تمویل طالبان به گزارش رسانه ها محدود شده این گروه توانایی مانور های مستقل را از دست داده اند، بنابران مانند سایر رفقایشان در مهمانخانه های قطر، ترکیه و استراحتگاههای داخل کشور با معاشات گزاف و تدابیر امنیتی پر مصرف به استراحت پرداخته گاه گاه پیرامون حوادث در رسانه ها نظریه پردازی خواهند کرد.
دلیل اینکه پروژۀ طالبان پایان یافته و نیروی جنگی شان خاتمه یافته قلمداد میشود آنست که: از ملا عمر سالهاست خبری نیست و ردۀ رهبری طالبان به گروهها و دسته های متعدد تقسیم شده اند؛ بنابر دلایل فوق طالبی که روزی از مقابل شدن با چهرۀ یک ریش تراش و دیدن به روی وی در کابل اباء می ورزید اکنون در مهمانخانه های چین کمونیست با رهبران آن کشور مصافحه میکند و از چین بخاطر نزدیک ساختن طالبان به دولت کابل سپاسگزار است.
چرا چین این میانجیگری را قبول نمود؟
چین که در هر نوع رابطه با کشور ها منافع اقتصادی خود را ارجحیت میدهد، در نظر دارد از تسلیمی های طالبان خط دفاعی در برابر سرحداتش با افغانستان و پاکستان ساخته جلو قیام اویغور ها را در خاک آنکشور و نفوذ داعش را به چین بگیرد.
جایگاه امریکا کجاست و مذاکرات قطر چه شد؟
با توجه به اینکه امریکا به صراحت اعلام نموده که طالبان را دشمن خود نمیداند و در نشست میونیخ نیز موضوع افغانستان در حاشیه قرار داشت، امریکا با پایان پروژۀ طالبان متوجه انکشاف داعش میباشد، چنانکه حملۀ طیارات بی پیلوت به قوماندان داعش در هلمند مؤید همین موضوع میباشد.
جهات دوگانه داخل شدن طالبان در دستگاه حکومت:
طالبان که با هسته گذاری قبلی طالبان نکتایی پوش و از زاویه مناسبات قومی با تسلیمی عده یی از رهبران شان در ساختار دولت افغانستان جایگاهی در دولت تدارک دیده اند دور از احتمال نیست که مانند حزب اسلامی گروهی از آنان داخل دولت شده از حقوق و امتیازات بلند برخوردار شود و عده یی دیگر بر طبل جنگ در اطراف و اکناف کشور بکوبند.
در داخل دولت ائتلاف قبلی ضد طالبان از داخل شدن طالبان مانند حزب اسلامی در نظام اداری خیلی متضرر خواهد شد. طالبان تسلیمی، افراد حزب اسلامی داخل دستگاه دولت و ملاحظات قومی و تباری دست به دست هم داده صف نیرومندی را در مقابل جبهۀ از هم پاشیده ائتلاف قبلی ضد طالبان خواهند ساخت و امریکا و کشور های غربی که از جنگ افغانستان خسته شده اند از این سناریو حمایت خواهند کرد.
پاکستان از داخل شدن طالبان به دستگاه دولت افغانستان چه منفعت میبرد؟
این بار آی اس آی احتمالاً از عناصر به اصطلاح «بگیل» طالبان به صفت افراد اعتمادی خود در دستگاه دولت افغانستان استفاده نموده در وریانت دوم آنان را در قوای ثلاثه کشور به ستون نیرومند پنجم مبدل خواهد کرد که از طریق مخالفت های مدنی با مسایل مغایر منافع پاکستان به شکلی سیاست افغانستان را در راستای منافع آن کشور قرار دهند.
پیوستن طالبان به دولت چه منفعتی در پی دارد؟
دولت افغانستان این بار خود را با یک نیرویی به مراتب خطرناک تر از طالبان مواجه خواهد دید که در درجۀ اول طالبان را از صحنه خواهند کشید. دولت افغانستان از پناه دادن به این طالبان هیچ سودی نخواهد برد و آنان مانند لشکر تبلیغی ها و گروههای حزب تحریر و انجمن اصلاح و امثال آن در مساجد و مدارس با حمایت دولت به ترویج افکار شان خواهند پرداخت و اینکه رییس جمهور غنی می گوید فاصلۀ مسجد را با ارگ از بین میبرد شاید یکی از مفاهیم آن همین گنجانیدن طالبان در مساجد و مدارس باشد که روان جامعه را بدست خواهند گرفت اما با این سناریو جنگ در افغانستان خاتمه نمی یابد و ابعاد خطرناک تر کسب خواهد کرد.
چه باید کرد؟
دولت افغانستان هرگاه بخواهد به جنگ افغانستان پایان دهد باید اولاً سیاست تضرع، خشوع، خضوع و کرنش را کنار گذاشته دشمن را تعریف کند.
دوم در تلاش رسیدن به صلح نیروی قوی امنیتی مجهز با سلاح های پیشرفته و تخنیک عالی محاربوی زمینی و هوایی تشکیل نموده آنان را با مورال عالی رزمی همراه سازد. به این قوا بهترین امکانات مادی و معنوی و معاشات و امتیازات قایل شود و حتا امتیازات یک سرباز را معادل یک افسر در حالت عادی و در صورت خط اول جبهه چندین برابر بیشتر تعین نماید، با این حال از موضع قدرت به جانب مقابل دست مذاکره دراز نماید که مسلماً جانب مقابل و کشورهای ذیدخل صدای دولت را جدی خواهند گرفت.
صلح گدایی نمیشود!

جمعه ۱۷ بهمن ۱۳۹۳ ه‍.ش.

اعزام افسران افغانی به پاکستان بلانس سیاست خارجی در منطقه را تغیر می دهد


 

نوشته : محمدداودسیاووش

بیلانس توازن بین المللی در افغانستان  با معاهده ( بفر) و در جنگ های اول و دوم جهانی با احراز موقف بی طرفی با انتقال مصون متخصصین جرمنی از افغانستان و عدم قبول تقاضای هیتلر از طرف شاه امان الله مبنی بر به قدرت رساندن شاه امان الله طی 24ساعت در افغانستان و پس از آن عدم قبول تقاضای پاکستان از طرف محمد ظاهر شاه مبنی بر کمک در احیای مجدد سلطنت و بر اندازی داوود از قدرت از نکات مثبت و قابل ذکر این موقف می باشد. اما  تمایل داود خان به شوروی و طرح و تطبیق پلان های 5 ساله به کمک شوروی در دوره صدارت موصوف و پس از آن با همسایه بزرگ شمالی خواندن شوروی و تذکر دوستی خلل ناپذیر با شوروی و همزمان افاده اختلاف با پاکستان در بیانیه خطاب به مردم دراعلان جمهوریت ، بیلانس منطقوی سیاست خارجی افغانستان را بر هم زد و در نتیجه آن پاکستان به مخالفان داود خان پناه داده با تحریک قیام ها در لغمان و پنجشیر و پس از هفت ثور با پناه دادن میلیون ها مهاجر و احیای کمپ های مجاهدین در نوار مرز همراه با سفر برژینسکی  و اولین فیر سمبولیک  از مرز به سوی رژیم چپی طرفدار شوروی  پس لرزه های تغیر بیلانس در افغانستان آغاز شد . در آن سالها هند و بنگله دیش ( دوره شیخ مجیب الرحمان) و شوروی به حمایت از حکومت طرفدارشوروی و پاکستان، ایران و چین بر خلاف رژیم کابل و شوروی در ابعاد مختلف به فعالیت و کمک آغاز کردند . این موضعگیری ها تا آن حد علنیت و وخامت کسب کرد که در مذاکرات ژنیو به نماینده گی از مجاهدین نماینده پاکستان با شوروی وحکومت کابل اشتراک می کردو در دوره طالبان پاکستان خواهان کرسی افغانستان در سازمان ملل شد .

 حامد کرزی رییس جمهور پیشین افغانستان با تمام تواضع و خضوع و خشوع و کرنش های دلگیر و آزار دهنده یی که به رهبران پاکستان انجام میداد تقاضای پاکستان را در زمینه تربیه افسران نظامی افغانستان نپذیرفت. اما در یک تحول دراماتیک پس از حمله به یک مکتب نظامی در پاکستان و سفر راحل شریف به افغانستان آقای احمدزی بر خلاف حامد کرزی این توقع پاکستان را برآورده ساخته اولین دسته از افسران نظامی افغانستان را برای تعلیم و تربیه به پاکستا ن فرستاد که پیامد های منفی این اقدام قرار ذیل اند:

1- هندوستان به صفت رقیب سر سخت  و دشمن دیرینه پاکستان با این اقدام تحریک شده مخالفین پاکستان را در افغانستان تقویت خواهد کرد.

2- پاکستان که جنوب افغانستان را با اشغال خاموش در اختیار دارد با تربیه کدر های نظامی افغانی ستون پنجم طرفدارانش در دستگاه دولت افغانستان را عملا مسلح و وارد صحنه می سازد.

3- ایران مناطق تحت نفوذ خود در افغانستان را در ابعا د مختلف در برابر تحرکات ستون پنجم داخل دولت و قوای طرفدار پاکستان کمک خواهد کرد.

4- روسیه به صفت رقیب پاکستان از طریق آسیای میانه وارد صحنه شده به کارزار مخالفت با حضور پاکستان در افغانستا ن خواهد پیوست.

ایالات متحده و کشورهای غربی در حالیکه ظاهرا پای شان را از افغانستان بیرون می کشند و تمایلی برا ی در گیری در صحنه های جنگی ندارند به شکلی از اشکال منافع شان را در افغانستان در توازن با گروه های درگیر افغانی حفظ خواهند کرد . امریکا به هیچ و جه افغانستان را مانند کوریای جنوبی و سایر هم پیمانانش در آسیا محاسبه نمی کند و لی همزمان به هیچ وجه منافع حیاتی خود را نیز در آسیای مرکزی و آسیای میانه فراموش نکرده آنرا دراشکال جدید حضور خود در منطقه حفظ خواهد نمود.
با توجه به اینکه هند خود را یک قدرت مستقل در آسیا می دادند و چین یک سوپر پاور آسیایی از نظر اقتصادی در برابر آمریکا میباشد امکان تمایل امریکا به پاکستان و کار با پاکستانی ها بیشتر به چشم می خورد چنانچه اختصاص یک میلیارد دالر اخیر  اداره اوباما به پاکستان از سال آینده همین پیشبینی را تایید می نماید. اما آنچه مساله را پیچیده تر میسازد امضای معاهده امنیتی افغانستان با امریکا همزمان با تمایل آمریکا به پاکستان میباشد که در این حال هند و ایران و روس شاید در یک خط بر ضد منافع پاکستان و موقف بعدی امریکا قرار بگیرند و افغانستان با اعزام  چند افسر و یک سیاست ناسنجیده خارجی  قربانی آتش این جنگ شود.

سه‌شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳ ه‍.ش.

بن بست های عیان و ترفند های نهان

 

فوریه 4, 2015
شماره ( 212) چهارشنبه ( 15) دلو ( 1393) / ( 4) فبروری ( 2015)
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
10953446_1622873767941940_3498741628289776498_n
نوشته : محمد داود سیاووش
حتا در یک نگاه گذرا شهروندان عادی، کور گره هایی را در فضای سیاسی کشور می بینند و از آن اظهار نگرانی میکنند که دولتمردان در چند قدمی شان آن را نادیده می گیرند.
این بن بست های نابود کننده و ویرانگر کدامهاست؟
1- عدم تشکیل گارد خاص
در حالیکه گروه داعش از هلمند و غزنی تا شمال کشور مصروف برنامه ریزی و جابجا کردن نیروها و حتا خانواده های طرفدارانش میباشد، در ارگ و قصر چناران قدرت، دولتمردان غافل از آن مصروف چانه زنی بالای کدرها و بدست گرفتن دل ها میباشند.
این دولتمردان اصلاً از یاد برده اند که پروژۀ طالبان با همین سناریو از سپین بولدک آغاز شد و تا رسیدن به میدان شهر و چارآسیاب به همینسان ارگ نشینان آن زمان تصور میکردند که این حرکت برای از صحنه کشیدن رقبای شان مفید میباشد، اما پس از مذاکره میدان شهر و رها نموودن یکطرف جبهه در چارآسیاب معلوم شد که قضیه از چه قرار است. حالا نیز اگر تصور آن باشد که با اکسپایر شدن پروژۀ طالبان سربلند نمودن گروه جدید در اضمحلال مخالفان تا رسیدن به کابل به کدام جناح مفید است این فرضیه از بنیاد نادرست میباشد و دولتمردانی که بدون قوای زره دار و تانک و توپ و طیاره و تشکیل قطعات محاربوی دست زیر الاشه نشسته و مصروف نوشیدن چای سبز در قصر ها میباشند کفاره اشتباهات شان را این بار به شکل اسفناک خواهند پرداخت.
دولت باید با تشکیل گارد پنجاه هزار نفری مجهز با تخنیک عالی محاربوی و مورال قوی رزمی تدابیر دفاعی، تعرضی، کشفی و استخباراتی اتخاذ کند تا قبل از رسیدن گروه جدید به دروازه های شهر در محلات وضع الجیش با آنان دست و پنجه نرم نماید.
2- چرا شناسنامه برقی توزیع نمیشود؟
در حالیکه قانون توزیع شناسنامه برقی از تصویب پارلمان گذشته و به توشیح رییس جمهور رسیده در جریده رسمی نشر گردیده و در آخرین ماده آن قانون نوشته شده که این قانون بعد از نشر در جریده رسمی نافذ میباشد، این سوال مطرح میشود که کی یا کی ها مانع تطبیق احکام این قانون میشوند؟
یکی از پیامد های منفی عدم توزیع شناسنامه برقی آنست که افراد واجد شرایط رأی دهی مشخص نشده و امکان تقلب گسترده در انتخابات شورای ملی به وجود می آید.
3- چرا اصلاحات در کمیسیون انتخابات صورت نمیگیرد؟
با توجه به تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری و مصارف گزاف میلیون ها دالری که در این زمینه صورت گرفت، سوالی وجود دارد که این چند نفری که عامل اینهمه تقلبات گسترده میباشند به کدام اساس از چنگال قانون کنار گذاشته میشوند و این افراد غیر مسوول کی ها استند که حتا با وجود هشدار های جامعه جهانی دست قانون به یخن شان نمیرسد.
مردم سوال می نمایند که چرا اصلاحات لازم در نظام انتخاباتی به وجود نمی آید و چرا کمیشنران و مسوولینی که در تقلب دست داشتند به پای میز محاکمه کشیده نمیشوند؟
یکی از پیامد های منفی این خیره سری و پافشاری در دفاع از کمیسیون انتخابات آنست که اتحادیه اروپا هشدار داده که با وجود کمیسیون موجود در نظارت از انتخابات بعدی اشتراک نکرده و در تمویل مصارف انتخابات کمک نخواهد کرد.
دولتمردان باید به این نکات توجه نموده از انفعال برآیند و کشور را از این وضعیت بن بست کنونی نجات دهند.Ÿ

سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۳ ه‍.ش.

سرگیچی های بعد از تشکیل کابینه

 

ژانویه 28, 2015
شماره ( 211) چهارشنبه ( 8) دلو 1393 / ( 28) جنوری 2015
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
untitled
محمد داود سیاووش
در حالیکه عطش رسیدن به قدرت هاله یی از خوشبینی را در برابر کاندید وزیرانی که از فیلتر دو تابعیته بودن گذشته به قدرت راه یافتند قرار میدهد، اما در یک بازی فوق العاده مغلق و پختۀ سیاسی برآمدن نام صلاح الدین ربانی رهبر جمعیت اسلامی، سازمانیکه سیزده سال بازوی توانای رهبری کشور و مدعی رهبری جهاد و مقاومت بوده آنهم از طریق تیم دکتر عبدا لله در شمار کاندید وزیران دو تابعیته برای رقبایش چون حزب اسلامی و طالبان و… یک تحفۀ گوارا به شمار میرود.
از جانب دیگر هرگاه آقای علومی که از نام تیم دکتر عبدا لله معرفی شده در صندوق رأی با ملاحظات قومی به پیروزی برسد بازوی دیگری از تیم آقای عبدا لله ضعیف خواهد شد.
انکشاف اوضاع داخل تالار و حلقات قدرت هر دو تیم طوریست که ظاهراً سبوتاز علیه کاندید وزرای هر تیم از داخل خود تیم صورت میگیرد. از نظر بعضی کارشناسان این مسأله مؤید آنست که این کاندید وزرا به عنوان باسقین و پیشمرگ های خط اول در تلفات حساب شده اند که پس از کنار رفتن شان چهره های اصلی وارد صحنه گردند.
سیاست زدن و نوازشی که در مورد برخی کاندید وزرای چپی با معرفی و از لست کشیدن در آستانه معرفی به پارلمان صورت گرفت و از فهرست انداختن و معرفی عاجلی که در داخل تالار در مورد بعضی کاندید وزرا به عمل آمد نشان میدهد که تعلل در معرفی کاندید وزرا تصادفی نبوده و در پشت بازی های بزرگ انجام پذیرفته است.
در حال حاضر انقطاب ها طوری تغییر شکل و استحاله میکنند که بانک های رأی پشت دروازه مانده و اصلاً وظایف شان انجام یافته پنداشته میشود. در شرایطی که مخالفان مسلح تا دروازه های پایتخت رسیده و دامنۀ جنگ ها به شمال کشور کشیده میشود آگاهان نظامی این سوال را مطرح میکنند که چرا با طرح گارد خاص بیست هزار نفری در صدر نظام و از زبان مسوولان وزارت دفاع مخالفت میشود و چرا وزیر دفاع از میان تیمی که این طرح را برای مقابله با دشمن مطرح نموده معرفی نشد.
به هر حال پس از گذار از فیلتر مغشوش پارلمان احتمالاً این سوالات ذهن رهبران دو تیم را مصروف خواهد نمود:
1- با کسانیکه در پیروزی این تیم ها نقش فعال داشتند و در کابینه از نظر آنان سهم لازم ندارند چگونه رفتار شود تا قانع شوند؟
2- در حالیکه چند ماه به انتخابات شورای ملی مانده و هنوز در نظام انتخاباتی تغییری نیامده و هنوز شناسنامه برقی توزیع نشده، افراد واجد شرایط رأی دهی مشخص نشده و برگۀ رأی دهی شفاف نیست دورنمای تدویر انتخابات بعدی پارلمانی با چه چالش هایی همراه خواهد بود؟
3- اگر باز هم تعریف از دشمن صورت نگیرد و پوتانسیل دفاعی با تشکیل گارد خاص ارتقاء نیابد و ستون پنجم دشمن در داخل نظام تصفیه نشود انتظار چه حوادثی را باید کشید؟
4- هرگاه با کسانیکه به طرفداری از تیم ضعیف در کمپاین های انتخاباتی همکاری کرده اند از رویه های تخویف، توطئه، جعل اسناد بدنام کننده، تهدید و غیره استفاده شود دورنمای نارضایتی و تبعات ناشی از آن چگونه خواهد بود؟
5- هرگاه بانک های رأی که در پیروزی تیم ها در انتخابات نقش داشتند موقف جدا از رهبران قبلی شان اتخاذ کنند وضعیت امنیتی کشور به کجا خواهد کشید؟

سه‌شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۳ ه‍.ش.

کی باید به وزارت برگزیده شود؟

 

ژانویه 21, 2015
شماره ( 210) چهارشنبه ( 1) دلو ( 1393) / ( 21 ) جنوری ( 2015 )
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
Graphic2
نوشته : محمد داود سیاووش
پس از سه ماه و اندی تعمق، تفکر، مشوره، مسامحه، مصالحه، ته و بالا رفتن، سفرهای خارجی و ضرب الاجل های زمانی بالاخره قرار بر آن شد که کابینه به پارلمان معرفی شود.
انتظار همگان آن بود که در پایان این مدت طولانی افراد متخصص، مدیر، با هویت ملی و فارغ از هر گونه دغدغه و تشویش و نگرانی به پارلمان معرفی شوند، اما بطور کاملاً غیر قابل انتظار و شگفت انگیز سه تن از کاندید وزراء در راه معرفی به پارلمان از لیست به دلایلی حذف شدند و چندین تن شان به دلیل عدم مطابقت با پیش شرط مجلس نمایندگان با خطر عدم معرفی به رأی اعتماد مواجه گردیدند.
در حالیکه طالبان بیرق های سفید شان را با بیرق های سیاه داعش از برکت حاتم بخشی های رهایی از زندانهای آقای کرزی تبدیل کرده و در دروازه جنوبی شهر ایستاده اند، اولاً این همه تعویق و تعلل باعث تضعیف روحیۀ نظام شد و در ثانی امور مملکت بطور کاملاً قصدی و عمدی از ماه حمل سال روان تا کنون اصلاً به حالت تعلیق و انتظار سپری میشود.
مردم از مجلس نمایندگان یا ولسی جرگه انتظار دارند که به این درامه و مشکل پایان بخشیده از یکطرف اصول شایستگی، تعهد، مدیریت، هویت ملی و… در گزینش وزراء حفظ گردد و از جانبی این توقف عمدی چرخ نظام پایان یابد.
نکاتی که در گزینش یک کدر به عنوان وزیر در پارلمان مدنظر گرفته شود از نظر برخی کارشناسان قرار ذیل اند:
1- قدرت سازماندهی
وزیر به هر اندازه یی که پروفشنل و متخصص باشد هرگاه قدرت سازماندهی نداشته باشد، نمیتواند چرخ مربوطۀ نظام را در بخش خود به حرکت بیاورد. دانشمندان داشتن هوش عاطفی را از نکات عمده در این زمینه میدانند که شامل خودآگاهی، خود تنظیمی، انگیزش، همدلی و مهارت اجتماعی میباشد.
2- هدفمندی
وزیر باید برای سازماندهی بهتر دارای قدرت برنامه ریزی و هدفمندی لازم باشد.
3- اعتماد به نفس
وزیر علاوه بر آنکه باید اعتماد به نفس داشته باشد باید قدرت تشخیص افراد با استعداد را نیز داشته باشد.
4- مسوولیت پذیری
وزیر باید ثابت قدم بوده در فکر و عمل خود توانایی اتخاذ تصامیم عقلانی و منطقی را داشته و تحت تأثیر اطرافیان چاپلوس، کرسی پرست، استفاده جو و محفل باز نرود.
وزیر باید از شکست نترسد و ریسک پذیر باشد.
5- قاطعیت
وزیر باید قاطع بوده، توانایی اتخاذ تصامیم دشوار را در لحظات حساس داشته باشد.
6- چند بُعدی بودن
وزیر باید توانایی دید به مسایل از چند بُعد را داشته و جنبه های مختلف یک مسأله را همزمان مورد ارزیابی قرار داده بتواند.
7- میل به فداکاری
وزیر باید حاضر باشد در لحظات دشوار در صف اول مشکلات قرار گرفته، قربانی را قبول نماید.
8- قابلیت سازگاری با شرایط
وزیر باید قدرت همآهنگ ساختن برنامه ها را با تغییرات و شرایط داشته باشد.
در پهلوی این صفات وزیر باید دارای صفات خویشتن داری، عدالت خواهی، واقع بینی، عادت به کار بدون مزد، احترام به شخصیت و استقلالیت کاری مادونان، همدردی با زیر دستان و… باشد.
وزیر نباید خودخواه، جاه طلب، ناتوان، بی میل به خدمات پیش پا افتاده، خواهان دستمزد کلان، ترسو و خواهان القاب و عناوین ماورای چوکات وظیفوی از مادونان باشد.
وزیر باید دارای شور و شوق کاری، روحیۀ خدمتگذاری به مردم، صداقت و راستی در وظیفه، حسابدهی و شفافیت در امور شخصی و اجتماعی، پاک نفس، مهربان، مهذب، با تقوا و صمیمی با مادونان و خدمتگذار مردم باشد.
وزیر باید از صحتمندی لازم برخوردار بوده، گزافه گو و بلند پرواز نباشد، در اسناد تحصیلی و تذکره و کارت هویت خود جعل نکند که با تمام این صفات سه بُعد را در گزینش میتوان برجسته نمود:
1- مدیریت
2- تخصص
3- تعهد
اگر این سه عنصر در شخصیتی پیوند ناگسستنی داشته باشد آن شخص میتواند به صفت وزیر آنهم فقط برای خدمت به مردم برگزیده شود. با رعایت اینکه رسیدن به مقام وزارت باید وسیلۀ خدمت باشد نه هدف، این سوال باید مطرح شود که: با همه خصوصیات عالی که بر شمردیم، وزیر به چی و کی تعهد دارد؟
هرگاه شخصی دست خود را به روی سوگندنامه کشور دیگری گذاشته برای خدمت به منافع آن در زیر بیرق آنکشور سوگند وفاداری یاد نماید و اینجا در دولت افغانستان به صفت وزیر انتخاب شود، بالفرض هرگاه منافع افغانستان با منافع آنکشور در تقابل قرار گیرد، این وزیر به کدام سوگند خود وفادار خواهد ماند؟
این سوالیست که جواب آن همه صفات عالی قبلی را تحت شعاع قرار میدهد.Ÿ