سه‌شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

مهمانی آقای رییس

 

سپتامبر 17, 2014
شماره( 192) چهارشنبه 26 سنبله 1393 / 17 سپتمبر 2014
mehmani
داستان کوتاه
نوشته : محمد داود سیاووش
این داستان در شماره مسلسل (30) و شماره (11) ماه دلو (1368) مطابق فبروري (1990) مجله سباوون نشريه اتحاديه ژورناليستان جمهوري افغانستان منتشر شده است.
آقاي سيد حسن خان رييس آن كارخانه عظيم ، شكوه و وقار بزرگي در آن زمان داشت. كارخانه يي كه او رييس بود با يك توله روزانه دو هزار كارگر خسته از عرق ريزي را در همان ساعت با يك صدا به خانه هاي شان ميفرستاد. او را در كارخانه، آقاي رييس ميگفتند، آقاي رييس كه مرد بلند بالا؛ زيبا اندام، شيك پوش و خوش سليقه بود هر صبح با موتر بنزش از جوار خیابان هاي اسفلت و آب پاشي شده شهر كي كه در جوار كارخانه واقع بود به سوي دفتر كارش ميرفت. اپوپه ها و فاخته را هر صبح صدي خفيف موتر مردي به وحشت ميانداخت كه رنگ انگشتر پوندش با رنگ ساعت رادو و رنگ دريشي و نكتايي بارنگ موتر بنز يونفورم دلخواه و چهره جذاب يك هنر پيشه هزار پيشه سينمايي را تمثيل ميكرد.
آقاي رييس در حاليكه پايپ در دهن و كلاه شپويي بر سر ميداشت از زير عينك هاي سياه اطراف سرك ها را نظاره ميكر د وبه انسان هايي كه در اطراف سرك در حضورش زمين خدمت ميبوسيدند. باشاره سر پاسخ ميداد. در شهرکی که در قلمرو آقاي رييس بود تعميرات زيبايي وجود داشت كه با فواره هاي آب سالون هاي بزرگ و تشناب هاي عصري محل رهايش كارمندان كارخانه بود. او روز هاي جمعه را با مهمانانش در باغ عمومي بزرگي كه در جوار درياي خروشان واقع شده بود سپري ميکرد. در روز های جمعه تابستان كه خروشندگي امواج آب بانسيم معطر دريا ترانه بقاي آدميت را در گوش ها طنين ميانداخت به سر سلامتي آقاي رييس بوتل هاي ويسكي و جين بعد از ريختن آخرين قطرات شان در فرياد هاي مردان مست به امواج در يا سپرده ميشدند و رييس و يارانش در اوج مستي در آهنگ قوالي ميخواندند:
مارا به جهان خوشتر از ين يكدم نيست
كز نيك و بد انديشه و از كس غم نيست
اين صدا با صداي امواج دريا و با نعره باد ها ميپچيد و در فرياد هاي ماهيان خالداريكه به خاطر خوشي آقاي رييس و مهمانانش در كرايي روغن كباب ميشدند محو ميگرديد. آقاي رييس در آن هنگام زندگي شاعرانه يي داشت، او در حوض شناي كارخانه با پري رويان نازك بدن روزها را در آب مانند ماهيان در يا شنا ميكرد و هنگاميكه در پهنه افلاك فقط چند تك اختر آسماني چشمك ميزدند در فضاي رخوتناك هم آغوشي با آنان سر به بالين ميگذاشت و صبحگاههان هنگاميكه نيزه هاي خنجر گونه شفق بر چمن ها و دمن ها ميتابيد آقاي رييس با پنير خام حاشاوه و قيماق مزه دار روز را آغاز ميكرد . كارخانه مهمان خانه هايي داشت كه در هر يك حشم و خدم و حاجب و در بان هاي ماه روي و پري پيكر استخدام شده بودند . و شب هنگام آقاي رييس با رعايت نو بت در يكي ار اين مهمانخانه ها مصروف پاي كوبي و نشاط ميبود . نيمه هاي شب از مهمانخانه هاي آقاي رييس فرياد رقص و پاي كوبي به افلاك ميپيچيد. فضاي لايتناهي در قلب آسماني خويش صداي هاي گوناگون را در آن شب ها فرو ميبرد. صداي جرنگ جرنگ پيمانه هاي مهمانان آقاي رييس را ازيك سو و آواز يا حق ياهو ا لله هوا لله هوی شب زنده داران خدا پرستي را كه در حلقه رندانه خانقاه و در عشق خدا مستي ميكردند از سوي ديگر که با فرياد هاي يتيمان گرسنه و پدر مرده غم انگيزترين ترانه زمانه ها را در آهنگ سكوت ميريخت.
در چنين شرايطي ، شبي آقاي رييس در يكي از مهمان خانه هاي اطراف كارخانه محفلي بر پا كرده و فرمايش داده بود كه در باغچه مهمان خانه و در زير بيد مجنون مشرف به امواج در يا ميز بزرگي ترتيب گردد. تا در آن هواي آزاد مهمانان با خانم هاي شان تشريف بياورند.
مهماني مجللی بود، دو گوسفند چاري ذبح شدند، براي هر خانم يك بوتل شامپاين فرانسه يي و براي هر دو مرد يك بوتل ويسكي دسته دار آماده شده بود.
آن شب هوا آرام بود، نسيم ملايم از روي امواج آب ميوزيد و درخت مجنون كه با چراغ ها ي الوا ن مزين شده بود با كمال تواضع سر بر زمين فرو آورده و بر كاروايي خاك و خاكيان نظاره ميكرد. قامت توانايي بيد مجنون آن شب به مردي شبيه بود كه در انتهاي غرور و مردانه گي و قوت سر بر زمين گذاشته و از فسادي كه در سايه برگ هايش در حال انجام بود گريه ميكرد. شرشره آب در آن شب يگانه همصدا و راز دار بيد مجنون بود كه در زير نور شيري رنگ ماه اشك ميريخت.
مهمانان با خانم هايكايك تشريف مي آوردند و مهمانداران بالباس هاي پاك و چهره هاي بشاش آن ها را خوش آمديد ميگفتند.
در ميان مهمانان جرنيل (خان جان خان) مدير تحريرات با عينك هاي ذره بيني و چوب دست و سري چون تربوز صاف مانند لارد هاي انگليسي از دور جلب نظر ميكرد . جرنيل كه به گفته خودش تا آن زمان چهار رييس را كهنه كرده بود در شارلتاني كلا هبرداري و گپ دادن آدم ها سر آمد روزگار بود. آقاي رييس شديدا تحت تاثير اين جرنيل مخلوع و مدير برحال قرار داشت و او را که در هر ساعت چندين بار به ساعت جيبي اش به خاطر دانستن وقت و به قطي نصوار دماغ به خاصر تسكين اعصاب مراجعه ميكرد راز دا رومشاو ر خاص اش برگزیده بود.
شخص دومي كه بدون خانمش تشريف فرماشده بود (فقير شاه خان) مشهور به (گرگ) بود. فقير شاه خان گرگ و ميرزاي چیره دستي بود كه برنج پلوي اعلي خانه اش از بازار هاي قطغن زمين و روغن زرد مخصوص به او را قرار دادي هاي كارخانه از هزاره جات مي آوردند. او كه اسناد مصرف را دو ر حساب ميداد در خورد و برد مهماخانه ها شريك جوال جرنيل و آقاي رييس بود، اما فقير شاه که آدم پخته و با تجربه بود با گرگ گوشت ميخورد و با چوپان نوحه ميكرد و در قفاي رييس با همکارانش حرف هاي ته و بالا ميگفت تاكسي به اسرار ش پي نبرد. در آن شب پر خاطر ه امواج دريا غو غا كنان افسانه انسان هايي را ميخواندند كه با او پنچه داده و هرگز مغلوب قدرتش نشده بودند ، نور كاذ ب ماه ساق ها و پستان هاي نيمه برهنه خانم ها را به طلا مشابه ساخته بود كه از دو ر به چشم ها برق ميزدند . آقاي رييس آن شب در چهره ها و حركات متفاوت ظاهر ميشد . گاهي به نظر مي آمد كه رييس افسون گر پر قدر تيست كه مار هاي زيبا را به خط منتر كشيده و هر يك در خطي سر تسليم به او گذاشته اند و باز به نظر مي آمدند كه نه اصلا خود رييس به مار بزرگي تبديل شده كه با چشمان افسونگر پرندگان معصوم و بي گناه را افسون كرده و طوري به سوي آن ها زبانک ميزند كه هردم يكي از آن ها را به كام اش فرو ببرد. به هر صورت آقاي رييس به گونه يك شاه مار زيبا و خوش خط و خال در صدر مجلس ميدرخشيد به زودي ميز آماده شد. چه ميزي! ران هاي گوسفند كباب شده كباب هاي شامي و تكه و بوتل هاي شامپاين وويسكي كه مانند نوعروسان ميز را مزين ساخته بودند. آقاي رييس در ابتدا خواهش كرد كه هيچ كس به بوتل خود دست نزند و او قرار صاد ر كرد كه با سرپوش باز كن مخصوص که خودش دارد سر همه بوتل هاي شامپاين را باز ميكند و خاطر نشان ساخت كه بوتل ها را طوري باز ميكند كه سرپوش ها هم زمان انفلاق کنند و خواهش كرد كه همه گان به افتخار اين انفلا ق بزرگ به پا ايستاده باشند. آقاي رييس با ظرافت هايی كه هر حرف اش فريا د خند ه را تا آسمان بلند ميكرد سر پوش بوتل ها را طوري كه دلش ميخواست بالا كرد در همين لحظه از تلويزيون اخبار نشر میشد و کسی از حاضران گفت باید تلویزیون را خاموش كنند تا سكوت باشد، ولي آقاي رييس بدون درنگ واكنش جدي نشان داده گفت:
چرا نمي گذاريد از دنيا خبر شويم
سكوت سخت سنگين و توان فرسا حكمفرماگشت همه گان به اطراف ميز ايستاده و انتظار انفلاق را ميکشيدند يگانه آوازي كه شنيده ميشد صدای نطاق تلويزيون بود که آواز بلبلا ن آبي و چوچلي هاي دريا خلاي صدايش را پر ميكرد. همه چشمان به طرف سرپو ش ها بود که به آهسته گي بالا مي آمدند ضربان قلب ها تندتر شده ميرفت، كساني از ميان حاضرين به اين ميانديشند كه وقتي اين بوتل ها تا آخر نوشيده شدند چي ماجرا هايي صورت خواهد گرفت. چشمان رييس مانند نيش زهر آلود گژدمي بر باوان و پستان هاي نيمه برهنه خانم ها نيش ميزد، چنين معلوم ميشد كه لحظه بعد فريا د انفجار به هوا بلند ميگردد ناگهان توجه حاضرين را برنامه اخبار تلويزيوني جلب كرد كه در آن نطاق گفت: به عوض سيد حسن خان آقاي احمد خان رييس كارخانه مقرر گرديد. بدون درنگ بوتل ها انفلاق كردند و سرپوش ها به سوي شاخه هاي بيد مجنون پرتاب شدند و بوتل های كف كرده همچون شتران مست منتظر قدح هاي خالي ماندند. حبيب ماستر اقتصاد كه در همان تازگي از خارج برگشته و در كارخانه به صفت مأمور مقرر شده بود ناگهان به حرف آمده گفت:
واه واه بسيار عالي واقعا حقيقت پيروز ميشود… و ضيا و لطيف مامورين كارخانه هم در اين شور و هلهله با او هم صدا شدند و در بركناري رييس سرور و شادماني كردند. ولي جرنيل خان جان خان و فقير شاه خان گرگ از بس ترسیده بودند قدرت ايستادن را از دست داده نشستند، دستان و پاهاي جرنيل مانند پل لرزانك ميلرزيد و دنيا به دور سر فقير شاه خان گرگ چرخ ميخورد. رييس با عصبانیت به نكتايي و سرو وضع خود دست كشيده و در حاليكه از عصبانيت بسيار ميلرزيد گفت: مهمانان! بياييد امشب تا صبح بنوشيم به افتخار اين كه من به صفت رييس عمومي اين كار خانه مقرر شده ام و رييس تازه شما هم يكي از زیر دستان من مي باشد.
پایان

سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

ویلز و انتقال قدرت دو عنصر سرنوشت ساز لحظه کنونی

 

سپتامبر 3, 2014
شماره (190) چهارشنبه 12 سنبله 1393 / 3 سپتمبر 2014
140827121426_343242342_336x189__nocredit
نوشته : محمد داود سیاووش
در حالیکه دوره کار رییس جمهور کرزی به پایان رسیده و رییس جمهور در تمدید دوره کارش تا اعلان نتایج انتخابات ترازوی خود را به سنگ زده از ناخن کشور گرفته بار و بستره خود را از ارگ جمع نموده و با صحنه سازی میخواهد صداهایی در ادامه کارش را با نخوت قبول کند، نتایج دور دوم انتخابات به افتضاح در سطح کشور و جهان رسیده متهمین این ماجرا آزادانه گشت و گزار نموده حتا از حنجره بعضی تلویزیون ها با هُشدار و اخطار مانور میکنند، با تحریم پروسه بازشماری و تفتیش توسط تیم اصلاحات و همگرایی و کنار گذاشتن تیم تحول و تداوم از این پروسه کارمندان کمیسیون انتخابات و شکایات انتخاباتی را بار دیگر وارد صحنه شده و از طرفی هنوز هر دو تیم در تعریف حکومت وحدت ملی هنوز مشکل دارند و جان کیری هم در نظر ندارد مانند سال 2009 دست کدام کاندیدا را به صفت پیروز بلند کند.
مردم افغانستان از این وضعیت بغرنج سیاسی به ستوه آمده و با فریاد وزارت دارایی مبنی بر خالی شدن کندوی کشور به وحشت افتاده اند. کارمند ملکی و نظامی معاش میخواهد و قطعات و جز و تام ها به اکمالات لوژیستکی ضرورت دارند، این در حالیست که قوای بین المللی از افغانستان خارج میشود و موافقتنامه امنیتی با امریکا امضا نشده.
مردم میپرسند:
– چه شد آن وعده پلو و چلو خوردن طی دو سال پس از خروج جامعه جهانی که توسط آقای کرزی به مردم داده شده بود؟
– چه شد آن جشن هفت میوه خوردن پس از خروج قوای بین المللی که توسط آقای کرزی به مردم داده شده بود؟
– آیا امضا نکردن موافقتنامه امنیتی با شرایطی که از اثر آن اکنون کشور در معرض انقراض قرار گرفته مطابق منافع ملی بود یا مغایر منافع ملی؟
اشتراک بسم ا لله محمدی وزیر دفاع در اجلاس ناتو در ویلز با توجه به اظهارات موصوف در پارلمان که نا رضایتی خود را از رهایی ملا صدر و سایر زندانیان طالب از زندان ها ابراز داشت و با توجه به سر پیچی فرماندهان از فرمان رییس جمهور مبنی بر عدم استفاده از سلاح ثقیله و عدم استفاده از نیروهای هوایی در عملیات های جنگی به مفهوم حالت جدید و ایجاد اشکال جدید همکاری قوای مسلح با نیروهای بین المللی و جامعه جهانی میباشد. از نظر آگاهان همانطوریکه رییس جمهور حق ندارد یکروز اضافه از دوره کارش در مسند قدرت بماند، همانطور حق ندارد این قدرت را حتا یک لحظه قبل از تسلیمی به جانشینش خودسرانه ترک کند.
امریکا و متحدین ناتو باید اشکال جدید همکاری را در وجود نیروهای سیاسی و نظامی افغانستان به شکلی ایجاد کند که وضعیت با کار شکنی های تیم کنونی از هم نپاشد.
آقای کرزی با رهایی زندانیان و قرار گرفتن در صف اظهارات تضعیف کننده دولت موجود احتمالاً در دور بعدی میخواهد از مجرای دیگر در قدرت سر بلند کند اما با این وضعیت نباید ساختار های تفکیک شکلی قوای ثلاثه، ارزش های قانون اساسی و حقوق مدنی مردم را از هم بپاشد.
تجربه عراق نشان داد که وجود و عدم مالکی برای امریکا و غرب ارزش نداشت و تا آنجا که به فاجعه قبیله ایزیدی ارتباط میگیرد امریکا میتواند در اشکال جدید به عراق باز گردد و بشار اسد در انتخاب مغلق بد و بدتر میتواند برای امریکا و غرب قابل تحمل باشد که در این حال هرگاه رفتن کرزی به مفهوم برگشت وی با بیرق طالبان به ارگ صورت گیرد فاجعه بزرگ قومی و سمتی و منطقوی افغانستان را تهدید خواهد کرد.
هرگاه عاملین به افتضاح کشیدن انتخابات محاکمه نشوند و نتایج انتخابات به معامله گذاشته شود برای مردم این سوال مطرح میگردد که احتمالاً همه این سرگردانی های انتخاباتی و رسوایی بزرگنمایی های طالبان و تضعیف قصدی قوای مسلح و کنار گذاشتن شعار ها مدنی همراه با رشد دادن عناصر ضد دموکراسی در ارکان قدرت یک انترک کمیدی سیاسی توسط کرزی به حمایت غرب بوده است.
در حالیکه شعور مدنی و بیداری سیاسی مردم در وضعیت کنونی به مرحله رسیده که ماهیت اصلی این بازی های پشت پرده را به درستی درک میکنند و بحرانی شدن بیش از حد این معاملات پنهانی شاید روزی به انفجار بزرگ اجتماعی بیانجامد، جامعه جهانی و مخصوصاً امریکا باید انتظار روزی را نکشد که در افغانستان نیرویی مانند داعش سر بلند کند و از ترس آن بار دیگر در کاسه سیاست شیر و بز نیروهای داخلی آب را به هم خورده گوش به جامعه جهانی بدهند.
مالکی در حالیکه نیروهایش قصر رییس جمهور را محاصره نموده بود با یک تصمیم رییس جمهور روز بعد به معرفی صدر اعظم جدید موافقه نمود. در افغانستان که هنوز قوای مسلح و نیروهای دفاع از نظام از برتری های قابل ملاحظه در کنترول اوضاع برخوردارند نباید جهان انتظار بکشد که پس از در هم شکستن ستون فقرات اکمالات لوژیستیکی و حمایت نظامی این نیروها بازسازی شود اشتباهی که پس از سقوط نجیب قوای مسلح پنجصد هزار نفری را زمین گیر کرد و کشور دچار بحران جنگ داخلی نمود.
جامعه جهانی باید در حالت موجود به چند مسأله توجه کند:
1- حمایت هوایی و زمینی کشور را در سرحدات تضمین کند.
2- اکمالات قوای مسلح را متوقف نسازد.
3- نیروهای مسلح طوری در عقب کشمکش های سیاسی نیرومند نگهداشته شوند که وضعیت از هم نپاشد اما در عین حال صحنه به نظامیان خالی نشود.
4- جهان از یک برنامه واضح و تیم شفاف حسابده در افغانستان حمایت کند نه از تیمی که با گرگ گوشت بخورد و با چوپان نوحه کند.
هرگاه بسم ا لله محمدی در اجلاس ویلز بتواند با توافق به موافقتنامه امنیتی کمک های جامعه جهانی را در عرصه های نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به افغانستان جلب کند صفحه نوینی را در روابط افغانستان با جامعه جهانی در مرحلۀ پس از انتخابات خواهد گشود و جای پایی در آینده سیاسی خواهد یافت، در غیر آن میهمان ناخوانده یی قلمداد خواهد شد که به صفت آلۀ دست کرزی عمل نموده دروازه های جهان را به روی افغانستان بسته است. در ویلز احتمالاً تعهدات جامعه جهانی مشروط به امضای موافقتنامه امنیتی خواهد بود.Ÿ

ویلز و انتقال قدرت دو عنصر سرنوشت ساز لحظه کنونی

 

سپتامبر 3, 2014
شماره (190) چهارشنبه 12 سنبله 1393 / 3 سپتمبر 2014
140827121426_343242342_336x189__nocredit
نوشته : محمد داود سیاووش
در حالیکه دوره کار رییس جمهور کرزی به پایان رسیده و رییس جمهور در تمدید دوره کارش تا اعلان نتایج انتخابات ترازوی خود را به سنگ زده از ناخن کشور گرفته بار و بستره خود را از ارگ جمع نموده و با صحنه سازی میخواهد صداهایی در ادامه کارش را با نخوت قبول کند، نتایج دور دوم انتخابات به افتضاح در سطح کشور و جهان رسیده متهمین این ماجرا آزادانه گشت و گزار نموده حتا از حنجره بعضی تلویزیون ها با هُشدار و اخطار مانور میکنند، با تحریم پروسه بازشماری و تفتیش توسط تیم اصلاحات و همگرایی و کنار گذاشتن تیم تحول و تداوم از این پروسه کارمندان کمیسیون انتخابات و شکایات انتخاباتی را بار دیگر وارد صحنه شده و از طرفی هنوز هر دو تیم در تعریف حکومت وحدت ملی هنوز مشکل دارند و جان کیری هم در نظر ندارد مانند سال 2009 دست کدام کاندیدا را به صفت پیروز بلند کند.
مردم افغانستان از این وضعیت بغرنج سیاسی به ستوه آمده و با فریاد وزارت دارایی مبنی بر خالی شدن کندوی کشور به وحشت افتاده اند. کارمند ملکی و نظامی معاش میخواهد و قطعات و جز و تام ها به اکمالات لوژیستکی ضرورت دارند، این در حالیست که قوای بین المللی از افغانستان خارج میشود و موافقتنامه امنیتی با امریکا امضا نشده.
مردم میپرسند:
– چه شد آن وعده پلو و چلو خوردن طی دو سال پس از خروج جامعه جهانی که توسط آقای کرزی به مردم داده شده بود؟
– چه شد آن جشن هفت میوه خوردن پس از خروج قوای بین المللی که توسط آقای کرزی به مردم داده شده بود؟
– آیا امضا نکردن موافقتنامه امنیتی با شرایطی که از اثر آن اکنون کشور در معرض انقراض قرار گرفته مطابق منافع ملی بود یا مغایر منافع ملی؟
اشتراک بسم ا لله محمدی وزیر دفاع در اجلاس ناتو در ویلز با توجه به اظهارات موصوف در پارلمان که نا رضایتی خود را از رهایی ملا صدر و سایر زندانیان طالب از زندان ها ابراز داشت و با توجه به سر پیچی فرماندهان از فرمان رییس جمهور مبنی بر عدم استفاده از سلاح ثقیله و عدم استفاده از نیروهای هوایی در عملیات های جنگی به مفهوم حالت جدید و ایجاد اشکال جدید همکاری قوای مسلح با نیروهای بین المللی و جامعه جهانی میباشد. از نظر آگاهان همانطوریکه رییس جمهور حق ندارد یکروز اضافه از دوره کارش در مسند قدرت بماند، همانطور حق ندارد این قدرت را حتا یک لحظه قبل از تسلیمی به جانشینش خودسرانه ترک کند.
امریکا و متحدین ناتو باید اشکال جدید همکاری را در وجود نیروهای سیاسی و نظامی افغانستان به شکلی ایجاد کند که وضعیت با کار شکنی های تیم کنونی از هم نپاشد.
آقای کرزی با رهایی زندانیان و قرار گرفتن در صف اظهارات تضعیف کننده دولت موجود احتمالاً در دور بعدی میخواهد از مجرای دیگر در قدرت سر بلند کند اما با این وضعیت نباید ساختار های تفکیک شکلی قوای ثلاثه، ارزش های قانون اساسی و حقوق مدنی مردم را از هم بپاشد.
تجربه عراق نشان داد که وجود و عدم مالکی برای امریکا و غرب ارزش نداشت و تا آنجا که به فاجعه قبیله ایزیدی ارتباط میگیرد امریکا میتواند در اشکال جدید به عراق باز گردد و بشار اسد در انتخاب مغلق بد و بدتر میتواند برای امریکا و غرب قابل تحمل باشد که در این حال هرگاه رفتن کرزی به مفهوم برگشت وی با بیرق طالبان به ارگ صورت گیرد فاجعه بزرگ قومی و سمتی و منطقوی افغانستان را تهدید خواهد کرد.
هرگاه عاملین به افتضاح کشیدن انتخابات محاکمه نشوند و نتایج انتخابات به معامله گذاشته شود برای مردم این سوال مطرح میگردد که احتمالاً همه این سرگردانی های انتخاباتی و رسوایی بزرگنمایی های طالبان و تضعیف قصدی قوای مسلح و کنار گذاشتن شعار ها مدنی همراه با رشد دادن عناصر ضد دموکراسی در ارکان قدرت یک انترک کمیدی سیاسی توسط کرزی به حمایت غرب بوده است.
در حالیکه شعور مدنی و بیداری سیاسی مردم در وضعیت کنونی به مرحله رسیده که ماهیت اصلی این بازی های پشت پرده را به درستی درک میکنند و بحرانی شدن بیش از حد این معاملات پنهانی شاید روزی به انفجار بزرگ اجتماعی بیانجامد، جامعه جهانی و مخصوصاً امریکا باید انتظار روزی را نکشد که در افغانستان نیرویی مانند داعش سر بلند کند و از ترس آن بار دیگر در کاسه سیاست شیر و بز نیروهای داخلی آب را به هم خورده گوش به جامعه جهانی بدهند.
مالکی در حالیکه نیروهایش قصر رییس جمهور را محاصره نموده بود با یک تصمیم رییس جمهور روز بعد به معرفی صدر اعظم جدید موافقه نمود. در افغانستان که هنوز قوای مسلح و نیروهای دفاع از نظام از برتری های قابل ملاحظه در کنترول اوضاع برخوردارند نباید جهان انتظار بکشد که پس از در هم شکستن ستون فقرات اکمالات لوژیستیکی و حمایت نظامی این نیروها بازسازی شود اشتباهی که پس از سقوط نجیب قوای مسلح پنجصد هزار نفری را زمین گیر کرد و کشور دچار بحران جنگ داخلی نمود.
جامعه جهانی باید در حالت موجود به چند مسأله توجه کند:
1- حمایت هوایی و زمینی کشور را در سرحدات تضمین کند.
2- اکمالات قوای مسلح را متوقف نسازد.
3- نیروهای مسلح طوری در عقب کشمکش های سیاسی نیرومند نگهداشته شوند که وضعیت از هم نپاشد اما در عین حال صحنه به نظامیان خالی نشود.
4- جهان از یک برنامه واضح و تیم شفاف حسابده در افغانستان حمایت کند نه از تیمی که با گرگ گوشت بخورد و با چوپان نوحه کند.
هرگاه بسم ا لله محمدی در اجلاس ویلز بتواند با توافق به موافقتنامه امنیتی کمک های جامعه جهانی را در عرصه های نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به افغانستان جلب کند صفحه نوینی را در روابط افغانستان با جامعه جهانی در مرحلۀ پس از انتخابات خواهد گشود و جای پایی در آینده سیاسی خواهد یافت، در غیر آن میهمان ناخوانده یی قلمداد خواهد شد که به صفت آلۀ دست کرزی عمل نموده دروازه های جهان را به روی افغانستان بسته است. در ویلز احتمالاً تعهدات جامعه جهانی مشروط به امضای موافقتنامه امنیتی خواهد بود.Ÿ

جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۳ ه‍.ش.

نامه يك كارمند رانده شده از تشكيلات دولت به كمك كننده گان يكصد و چهار ميليارد دالر به مملكت!


اوت 1, 2014
نوشته : محمد داود سياووش
اين را كه ميخوانيد نامه نيست خون دل مظلومان و فرياد مجبوران و بيكاران و بيماران و نجوا و پژواك هزاران انسان ناتوان و بدون امكان فقيرو زهيريست كه با رنگ زرد، تن سرد و دل پر درد از سرزمين آغشته به آه و اشك و خون افغانستان در پايان چهارده سال همكاري جهان با آن به گوش شما ميرسد.
***
ازاينكه نامه ام را با عرض سلا م و خيرت انجام به صد شوق تمام مانند عريضه نويسان دوره سال هاي كلاه سان و حكمروايي عصر پنيرك پاچا آغاز نمي كنم از شما معذرت مي خواهم . چون ميدانم كه بر طبق قوانين عصر كمپيوتر و انترنت و تويتر و اسكايپ و ايميل شما وقت آنرا نداريد كه خط به خط وموبه مو مانند ميرزا عمو آنچه را من مي نويسم در زير عينك ذره بين گذاشته بخوانيد و واقفم كه از مجموع چندين صفحه گزارش و عنوان شما فقط به سطر هايلايت شده سكرترتان نظر مي افگنيد، لا غير؛ بنا بطور موجز و مختصر اما از زبان يك انسان خسته و محتضر اين چند كلام را از نظر بگذرانيد:
رسانه ها از قول سر مفتش خاص بازسازي امريكا در افغانستان گزارش دادند كه آنكشور براي بازسازي افغانستان بيش از يكصد و چهار ميليارد دالر اختصاص داده و با اين حال قيد كردند كه مصارف افغانستان نظر به پلان مارشال امريكا بعد از جنگ جهاني دوم براي بازسازي آلمان بيشتر بوده.
با شنيدن اين گزارش سرم گيچ ميرفت و دنيا در چشمانم مي چرخيد، بطور وحشتناك و حالت شوكه از جا تكان خورده در داخل اتاق به راه رفتن آغاز كردم، چون رقم يكصد و چهار ميليارد دالر اولاً در محفظه فايل و جعبه ضبط حافظه ام اصلاً نمي گنجيد و حافظه ام چنان ارقام را نمي گرفت و از جانبي ديدن وضعيت پريشان خود و هم ميهنان و خانه بدوشان و آواره گان و بيچاره گان كشور مرا دچار بنحوي حالت شوكه ساخته بود.
بايد عرض كنم كه معلومات من در حدي نيست كه با اين ارقام پر طمطراق كارشناسانه برخورد نموده ذره به ذره آنرا با شما بشمارم، از شما حساب بگيرم و به شما حساب بدهم، اما با يك ديد آفاقي چنان مي انديشم كه اگر همين يكصد و چهار ميليارد دالر را به فرض محال به يك رييس جمهور بيسواد ميداديد و يكصد و چهار ميليارد دالر را تقسيم سي و چهار ولايت ميكرد شايد اكنون قفل دروازه هر شهروند افغانستان از طلا ميبود.
معادن استخراج نشده، بندهاي آبگردان احداث نشده، راه آهن در كشور امتداد نيافته، فابريكات بزرگ احداث نشده، فابريكات ويران بازسازي نشده و در عين حال بقول منابع رسمي دولت در طي چهارده سالي كه اين پول ها به افغانستان داده شده 96 درصد كالاي مورد ضرورت كشور از خارج وارد ميشود و 40 درصد توليدات زراعتي افغانستان به دليل نبود سردخانه ها ضايع ميشود و همين لحظه يي كه افغانستان يكصد و چهار ميليارد دالر از جهان كمك دريافت كرده، يعني در سال 2014 رقم صادرات كشور 4 درصد است، منابع اتاق هاي تجارت افغانستان ميگويند كه افغانستان سالانه حدود 11 ميليارد دالر واردات و 400 ميليون دالر صادرات دارد و اعتراف ميكنند كه كشور مانند مريض معتاد به هيروئين است كه اگر واردات نرسد زنده نميماند و اگر كمك هاي خارجي قطع شود بازهم زنده نميماند.
من خدا را شكرگزارم كه عالم كدام رشته و پژوهشگر كدام عرصه و ديوان سالار كدام اداره بيروكراتيك نيستم تا زير بار ارقام و اعداد ميليوني و ميلياردي اكنون مانند سايرين در خواب ميبودم، به عنوان سيل بين و ناظر صحنه( از زاويه ضرب المثل معروفي كه «سيل بين عقل چهل وزير را دارد») ,به عنوان يك انسان گمنام و شهروند درجه چهارم از شما كمك كنندگان و دستگاه فاسد دولت افغانستان ميپرسم كه اين يكصد و چهار ميليارد دالر چه شد؟ زير زمين رفت و يا برگه هاي دالر به آسمان صعود كرد؟
در بدترين شرايط اگر اداره بي استعداد و كمك كنندگان بي خبر افغانستان همين يكصد و چهار ميليارد دالر را به طور نقده به بيست و شش ميليون شهروند افغانستان مي پرداختند شما بگوييد كه با تشكيل كوپراتيف هاي هر چندصد هزار نفر در احداث يك مؤسسه، امروز افغانستان در كجا ميبود؟
كشورهاي خارجي و دفتر سيگار شايد استدلال كنند كه فساد گسترده دولت افغانستان اين پول ها را بلعيده، اما سوال آنست كه همين دستگاه عاطل و باطل و بي صلاحيت و بي كفايت را كي بار اول در بن بر شانه هاي مردم تحميل كرد؟ و پس از دومين انتخابات با نتيجه زير 50 فيصد كي دست رييس آنرا به عنوان پيروز بلند كرد؟
به هر حال من از زاويه يك شهروند عادي افغانستان از شما مي پرسم:
– آيا ممكن نبود از همين يكصد و چهار ميليارد دالر بالاي دريا هاي آمو، هلمند، كنر، مرغاب، پنجشير، لوگر، سالنگ، غوربند و… بند هاي برق احداث ميگرديد؟
– آيا ممكن نبود از همين يكصد و چهار ميليارد دالر معادن آهن ، طلا ، مس، نفت، گاز، لعل و… استخراج ميشد؟
– آيا ممكن نبود از همين يكصد و چهار ميليارد دالر فابريكات نساجي گلبهار، پلخمري، جبل السراج، گذرگاه، بگرامي و… بازسازي ميشد؟
– آيا ممكن نبود از همين يكصد و چهار ميليارد دالر فابريكات جوس آب ميوه در شمالي، هرات، كندهار، سمنگان و… احداث ميگرديد؟
– آيا ممكن نبود از همين يكصد و چهار ميليارد دالر راه آهن چين، تاجكستان، ازبكستان و تركمنستان را با پاكستان و ایران از طريق خاك افغانستان از نقاطي چون بدخشان، حيرتان، آقينه، تورغندي، اسلام قلعه، سپين بولدك، تورخم، تانه ببرك و… وصل ميكرد؟
– آيا ممكن نبود از همين يكصد و چهار ميليارد دالر فارم هاي بزرگ مالداري در شمال افغانستان احداث ميشد؟
– آيا ممكن نبود از همين يكصد و چهار ميليارد دالر صنايع دستي افغانستان و از جمله صنعت قالين انكشاف داده ميشد؟
– آيا ممكن نبود از همين يكصد و چهار ميليارد دالر فارم هاي بزرگ زراعتي بخاطر خودكفايي افغانستان از نظر گندم احداث ميشد؟
– آيا ممكن نبود از همين يكصد و چهار ميليارد دالر سردخانه هاي بزرگ بخاطر نگهداري محصولات زراعتي ايجاد ميشد؟
– آيا ممكن نبود از همين يكصد و چهار ميليارد دالر سرك حلقوي و سركهاي افغانستان تا دور دست ترين نقاط اسفالت و تمديد ميشد؟
– آيا ممكن نبود از همين يكصد و چهار ميليارد دالر ظرفيت جذب موسسات تحصيلات عالي چندصد فيصد افزايش داده ميشد؟
– آيا ممكن نبود از همين يكصد و چهار ميليارد دالرشبكه برق داخلي در كشور تمديد ميشد؟
ببخشيد از اينكه به صفت يك ناظر و به اصطلاح سيل بين بيطرف شما را با احساسات خود قدري تحت فشار قرار دادم، واقعيت مسأله آنست كه در مصرف بيجاي اين پول هنگفت در افغانستان دستگاه فاسد دولت افغانستان و جامعه جهاني هر دو مسوول اند، حريفان امريكا در منطقه اكنون با شنيدن اين گزارش جشن سرور و پايكوبي برگزار كرده اند، چون آنان ميدانند كه وقتي مقامات شوروي در دوره گرباچُف به پارلمان آنكشور افشا كرد كه شوروي سالانه فقط يك ميليارد دالر در افغانستان مصرف مينمايد بسياري از وكلا با شنيدن اين ارقام از چوكي پارلمان بلند شده نميتوانستند، ولي اكنون سيگار ارقامي را افشاء ميكند كه حتا مردم عامي و عادي افغانستان با شنيدن آن از جا تكان ميخورند كه چه فاجعه وحشتناكي در كشور صورت گرفته است.
واقعيت آنست كه تمام تيم رهبري افغانستان پس از اداره مؤقت به صفت تيوريسن هاي بازار آزاد همراه با جامعه جهاني به افغانستان آمدند و در كنار مجاهدين كه به بازار آزاد چندان علاقه نداشتند در كرسي ها نشسته به رهبري كشور پرداختند. اين افراد كه معيار محبوبيت شان در زمان جهان دو قطبي ضديت با كمونيسم و شوروي بود در اولين گام تيشه برداشته ريشه تأسيسات سكتور دولتي را به عنوان نمادهايي از راه رشد غير سرمايه داري نابود كردند، در حاليكه مانند آن چرچرك كه در تابستان نغمه سرايي ميكرد براي روز مبادا اصلا هيچ اساس اقتصادي بر بنياد بازار آزاد ايجاد نكرده بودند و بر عكس از زاويه بازار آزاد و كمك هاي غرب بر افغانستان دوستان، اقارب، خويشاوندان و همدستان شان را تيم حاكم و مجاهدين در قدرت طوري با قراردادي هاي بزرگ ميليون ها و ميليارد ها دالري آشنا ساختند كه در احداث پروژه ها فقط به اصطلاح از گاو غدودش به مصرف رسيد و متباقي حيف و ميل شد و در نتيجه آن اكنون يك گروهي در جامعه سر بلند نموده كه با مغز تهي حتا ميخواهند امريكا و متحدينش در مرحله بعدي بدنبال قدرت آنان بروند و جالب آنست كه همين افراد بي معلومات از تيوري ها كه در هواي حيف و ميل همين يكصد و چهار ميليارد دالر مست اند، در حاليكه خودشان در ابتدا اسناد تقنيني و شرايط معياري را طوري آماده ساختند كه به وسيله آن كمك هاي ميليارد ها دالري را در سايه بازار آزاد، آزادي بيان، دموكراسي، مردمسالاري، جامعه مدني و غيره مفاهيم مورد علاقه جهان آزاد بدست بياورند، در پايان كار همه سند برادرخواندگي با طالبان ميكشند، لنگته و قديفه به سر و شانه مي اندازند، از طالب و مدرسه و رسمي شدن مواد مخدر صحبت ميكنند و از جدا ساختن پوهنتون هاي دختران از پسران سخن ميگويند.
هرگاه دولت امريكا و اداره سيگار اراده سياسي قوي براي پي بردن به علت ناكامي امريكا در افغانستان داشته باشد بايد هر دالر همين يكصد و چهار ميليارد دالر را از مسوولين امريكايي و افغاني حساب گرفته مسوولين را بر پايه قوانين افغانستان و امريكا به پاي ميز محاكمه بكشند، در غير آن همان فكاهي مردم عادي افغانستان را بايد تكرار كرد كه ميگويند:
اگر ميخواهي از كمك هاي امريكا مستفيد شوي ضد امريكا باش!

سه‌شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

رییس جمهور خوزه موجیکا مانند افراد عادی کشور اروگویه در انتظار رسیدن نوبتش در بیمارستان عمومی می ایستد

ژوئیه 16, 2014
شماره(184) چهارشنبه 25 سرطان 1393 / 16 جولای 2014
درانتظار شفاخانه -خوزه
در کشوری چون افغانستان که فساد، قاچاق، رسوایی انتخاباتی و قانون شکنی نام آنرا در صدر رسواترین کشور های جهان قرار داده، مشاهدۀ رییس جمهوری که در صف عادی مراجعین شفاخانه می نشیند شاید یک فانتزی به نظر برسد

سه‌شنبه ۳ تیر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

چارلی چاپلین حرف نزد و نزد،اما وقتی حرف زد دنیا را متحیر کرد


ژوئن 25, 2014
شماره(181) چهارشنبه 4 سرطان 1393 / 25 جون 2014
charlie-chaplin
من متاسفم، اما نمي‌خواهم امپراتور شوم. كار من نيست. من نمي‌خواهم به كسي دستور دهم يا جايي را فتح كنم.
من دوست دارم به همه كمك كنم، اگر امكاني باشد يهودي، بي‌دين، سياه، سفيد. ما همه مي‌خواهيم به همديگر كمك كنيم، نوع بشر چنين است.
ما همه مي‌خواهيم در شادي يكديگر زندگي كنيم، نه در رنج وبدبختي يكديگر، ما نمي‌خواهيم از يكديگر متنفر باشيم و همديگر را تحقير كنيم، در اين دنيا اتاقي براي همه يافت مي‌شود و زمين نيك غني است و مي‌تواند براي همه غذا فراهم كند. شيوه زندگي مي‌تواند آزاد و زيبا باشد.
اما ما راه را گم كرده‌ايم
حرص و آز روح بشر را مسموم كرده، دنيا را پر از تنفر كرده، ما را در بدبختي و خون غوطه‌ور كرده است. ما سرعت را بالا برده؛ ولي خودمان را محبوس كرده‌ايم. ماشين‌آلات با توليد انبوه ما را نيازمند كرده است. دانش ما را بدگمان كرده، هوشمان سخت و نامهربان گشته است. ما بسي فكر مي‌كنيم و بسيار كم‌احساس.
بيش از ماشين‌آلات، ما محتاج انسانيت هستيم. بيش از هوش محتاج مهرباني و ملايمت. بدون اين كيفيات، زندگي خشن مي‌شود و همه چيز از دست مي‌رود. هواپيما و راديو ما را به هم نزديك كرده است. طبيعت اصلي اين اختراعات براي نيكي بشريت فرياد مي‌زند، براي برادري جهاني براي يگانگي همه ما فرياد مي‌زند. حتي اكنون صداي من به گوش ميليون‌ها نفر در جهان مي‌رسد، ميليون‌ها مرد، زن و كودك نااميد، قربانيان سيستمي كه باعث مي‌شود بشر شكنجه كند و مردم بي‌گناه را به زندان بيندازند.
به كساني كه صداي مرا مي‌شوند، مي‌گويم «نااميد نشويد».
رنجي كه اكنون در بين ماست گذر حرص آدمي است، تلخي بشري است كه راه پيشرفت انسان او را مي‌ترساند. نفرت آدمي مي‌گذرد و ديكتاتورها مي‌ميرند و قدرتي كه از مردم مي‌گيرند به مردم باز خواهد گشت و تا زماني كه انسان‌ها مي‌ميرند، آزادي نابود نخواهد شد.
سربازان: خود را به دست ددمنشان نسپاريد، انسان‌هايي كه شما را تحقير مي‌كنند، در بند مي‌كشانندتان، كساني كه زندگي شما را كنترل مي‌كنند، به شما مي‌گويند كه چكار كنيد، چه بنوشيد، چگونه بينديشيد و چگونه احساس كنيد. كساني كه شما را شرطي مي‌كنند، رژيم غذايي مي‌دهند با شما مانند گاو رفتار مي‌كنند و از شما به‌عنوان گلوله توپ استفاده مي‌كنند. خود را به دست انسان‌هاي غيرطبيعي نسپاريد، مردان ماشيني با ذهن ماشيني و قلب ماشيني! شما ماشين نيستيد! شما گاو نيستيد! شما انسانيد!
شما عشق به انسان در قلب خود داريد.
شما نفرت نمي‌ورزيد؛ تنها بي‌عشقان متنفرند، بي‌عشق و غيرطبيعي. سربازان: براي بردگي مبارزه نكنيد! براي آزادي بجنگيد! در فصل هفدهم سنت لوك نوشته شده «قلمروي خداوند در ميان انسان‌هاست» نه يك انسان و نه گروهي از انسان‌ها، بلكه همه انسان‌ها، در شما، شما مردمي كه قدرت داريد؛ قدرتي كه ماشين بسازيد؛ قدرتي كه شادي پديد آوريد. شما مردمي كه قدرت داريد تا زندگي را آزاد و زيبا كنيد تا اين زندگي را پر از حادثه كنيد.سپس به نام دموكراسي، اجازه دهيد آن قدرت را استفاده كنيم! متحد شويم.
يگانه! براي يك دنياي جديد مبارزه كنيم، دنياي آراسته‌اي كه به همه انسان‌ها اجازه مي‌دهد كار كنند كه به شما آينده و امنيت دوره سالمندي مي‌دهد. با وعده اين چيزها، دژخيمان به قدرت مي‌رسند؛ ولي آنها دروغ مي‌گويند. آنها به وعده‌هاي خود عمل نمي‌كنند و هرگز نخواهند كرد.
ديكتاتورها خود را آزاد مي‌كنند؛ ولي مردم را برده مي‌كنند. اكنون، مبارزه كنيم براي رسيدن به آن وعده‌ها! مبارزه كنيم براي آزاد كردن دنيا، براي از بين بردن موانع، براي دور كردن حرص و آز، نفرت و ناشكيبايي، مبارزه كنيم براي جهان منطقي، جهاني كه علم و پيشرفت به شادي انسان مي‌انجامد.
سربازان؛ بياييد به نام دموكراسي متحد شويم.Ÿ
ترجمه از :‌ محمد حسين

سه‌شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۳ ه‍.ش.

کی ها مانع تصویب قانون جلوگیری از پول شویی و عواید ناشی از جرایم می شوند؟مجرمین!


ژوئن 11, 2014
شماره(179) چهارشنبه 21جوزا 1393 / 11 جنوری 2014
Graphic1
محمد داود سیاووش
التوای چند ساله قانون جلوگیری از تطهیر پول و عواید ناشی از جرایم در هفت خوان ادارات حکومت و ملتوی ماندن تصویب آن در چار دیواری پارلمان به دلایل گوناگون، پرسش هایی را در میان مردم بر انگیخته که کی ها و چرا در طی چندین سال مانع تصویب قانونی شدند که سیستم بانکی کشور با نبود آن از اعتبار جهانی می افتد و به لیست سیاه میرود.
هرچند هیچ مسوولی در هیچ ادارۀ دولت ظاهراً با تصویب این قانون مخالفت آشکار نشان نداده و یا جرئت مخالفت با آن را ندارد، اما از نظر کارشناسان وقتی پای تصویب قانون به هدف جلوگیری از استعمال موسسات مالی، تشبثات و حرفه ها غرض تطهیر پول و عواید ناشی از جرایم و تمویل تروریزم به میان می آید خواب از چشمان کسانیکه با دارایی های عامه بدون حساب و کتاب بازی کرده اند می پرد و موی بر اندام شان راست می شود.
هویداست که عواید ناشی از جرم از وجوه و دارایی های به دست آمده به صورت مستقیم و غیر مستقیم از طریق ارتکاب جرم در حلقات و مراتبی مطرح میگردد که تصدی و مسوولیت چنین موارد را به دوش داشته اند و با در نظرداشت اینکه اکنون افغانستان در شمار فاسدترین کشورهای جهان قرار دارد و در طی سیزده سال اخیر پول های زیادی در کشور ته و بالا شده، تصویب این قانون قبل از همه زنجیر مسوولیت را به دست و پای متخلفینی می پیچد که در صدر رهبری نظام قرار داشته اند.
مخالفت آنها در تصویب و یا به التوا کشیدن تصویب این قانون در مواردی چون کج بحثی پیرامون قانون، به التوا کشیدن چند سالۀ قانون، فرار از تکمیل نصاب مجلس نمایندگان و یا موارد دیگری از این قبیل میباشد که به مثابۀ طفره رفتن از تصویب این قانون تعبیر میشود. جالبترین بخش التوای این قانون اظهارات اخیر رییس جمهور کرزی میباشد که هشدار داد هرگاه مواد تصویب شده این قانون با مواردی که از نظر ایشان غیر لازمی میباشد صورت گیرد آنرا توشیح نخواهد کرد.
هرچند از نظر قانونی برای دور زدن از توشیح رییس جمهور در همچو موارد راهی وجود دارد که هرگاه این قانون را رییس جمهور با عدم توشیح به پارلمان بفرستد، پارلمان میتواند بار دوم متن اولی را تصویب نموده به ریاست جمهوری بفرستد، که در این حال بعد از مدت معینی که در قانون پیشبینی شده بدون توشیح رییس جمهور قانون نافذ شمرده میشود؛ اما آنچه باعث تشویش و نگرانی مردم شده تعین ضرب الاجلی میباشد که موسسات بانکی بین المللی بخاطر تصویب این قانون تعین نموده و قیوداتی که کامرس بانک و بانکهای چینی در معاملات تجاری با افغانستان در پیش گرفته اند.
بسیاری از مردم به این باور اند که تعین ضرب الاجل در تصویب این قانون توسط موسسات بانکی بین المللی آنهم در لحظۀ حساس کنونی بنابر دلایل ذیل ضرور نیست:
1- اکثر مواردی که در این قانون از آن به مثابۀ موارد جرمی نامبرده شده احتمالاً در طی سیزده سال اخیر صورت گرفته که متصدیان و مسوولانی که چرخ نظام را در حال حاضر حرکت میدهند بطور مستقیم یا غیر مستقیم از این جریان متأثر میشوند.
2- دورۀ کار رییس جمهور رسماً پایان یافته و با توجه به هشداری که در رابطه به امکان عدم توشیح این قانون داده حتا در صورت تصویب پارلمان این قانون در جعبۀ میزها تا آغاز دورۀ کار رییس جمهور آینده خواهد ماند.
3- عزم و اراده به تصویب این قانون در ارکان قدرت در حال حاضر بعید به نظر میرسد.
4- تیم کاری موجود در بسیاری موارد تصویب این قانون را برای آیندۀ شان خطرناک میدانند و آنرا حربه یی به دست تیم رییس جمهور آینده تصویر می کنند.
پنهان نمودن دارایی یا تغییر و تحریف منشأ جرمی، وجوه دارایی ها، اقدام به پنهان نمودن یا تغیر شکل دادن ماهیت واقعی، منبع، موقعیت یا اشکال حق مالکیت وجوه و دارایی، اقدام به تحصیل، تصرف و یا استفاده از وجوه و دارایی و سایر مسایل از جمله مواردی اند که پای هیچ کارگر و دهقان و معلم و مأمور پایین رتبه در آن دخیل نیست؛ اما با تصویب واحد استخبارات مالی مشت اکثریت سازندگان و گردانندگان چرخ وجوهات مالی و پولی مملکت توسط این قانون باز میگردد، از همینجاست که دل و دست دولتمردان در تصویب این قانون می لرزد و رنگ قلم شان در امضا گذاشتن به پای آن خشک می شود چون آنان میدانند که مواد این قانون در واقع زنجیری میباشد که قبل از همه دست و پای آنان را خواهد بست و یا این قانون حربۀ نیرومندی خواهد بود برای تسویه حساب با تیم کنونی؛ بنابران ادارۀ موسسات بانکی بین المللی باید به تصویب این قانون قبل از انتقال قدرت زیاد فشار نیاورد و در صورت ملاحظۀ مقاومت، مخالفت و کار شکنی در برابر آن در پارلمان مراحل تصویب آنرا تا انتقال قدرت به رییس جمهور آینده به تعویق بیاندازد. چون کاری را که حکومت طی سالها انجام نداده در طی چند روز خانه تکانی و وداع انجام نخواهد داد.Ÿ