سه‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۴ ه‍.ش.

سـیاست یک بام و دو هوای دولت افغانستان



 

سپتامبر 1, 2015
شماره (242) چهارشنبه (11) سنبله (1394) / (2) سپتمبر (2015)
logo
11219590_760583997398121_138271202317863757_n
11221450_1008774759167764_5349763612736796422_n
11863246_752728698183651_3254006991118670353_n
11892194_759440534201680_9199842091132311784_n
stayne mayer
suzan roys
نوشته : محمد داود سیاووش
با بن بستی که در وضعیت سیاسی نظامی کشور حکمفرماست به نظر میرسد رهبران دولت افغانستان مسایل سرنوشت ساز کشور را با برخورد های عکس العملی و روزمره حل میکنند.
در حالیکه جوانان سیل آسا از کشور خارج میشوند، توزیع شناسنامه های برقی پس از طی مراحل قانونی متوقف مانده، کمیسیون انتخابات پکیج کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی را قبول ندارد و هشدار به بحران آینده کشور میدهد، حملات انفجاری و انتحاری در پایتخت افزایش یافته و به عوض تقدیر و ستایش از تصفیه شمال کشور از وجود دهشت افگنان ستون پنجم بر ضد آن تبلیغات مینمایند آنهم در شرایطی که در هلمند پس از حمله عامل نفوذی دشمن بر قوای بین المللی 400 تن بدون جنگ از ولسوالی خارج شده آنرا به دشمن رها کردند و هیچکس نگفت چرا؟ دولت افغانستان باید با توجه به حساسیت های داخلی و انکشافات بین المللی خود را عیار ساخته از حالت انفعال کنونی خارج شود.
فقدان اراده سیاسی
کارشناسان عامل عمده این همه بحران ها در کشور را در فقدان اراده سیاسی رهبری دولت وحدت ملی می بینند. در حالیکه ضربان نبض سیاست عملاً در منطقه و جهان به نفع دولت افغانستان در حرکت است دولتمردان افغانستان بنابر عدم اراده سیاسی استعداد استفاده از این فرصت را ندارند.
این فرصت ها کدامهاست؟
1- اختلاف در رهبری طالبان
با هشدار برادر ملا عمر مبنی بر آغاز درگیری میان اعضای طالبان و اعزام ششصد نفر از طرف ملا اختر منصور به ولسوالی خاک افغان زابل بخاطر جنگ با افراد ملا منصور دادا لله و آغاز این درگیری دولت افغانستان فرصت طلایی را برای یک کار بزرگ اوپراتیفی کمایی کرده که با ادامه این جنگ گروه های مخالف ملا منصور و آی اس آی راه دیگری جز پیوستن به دولت افغانستان و یا داعش ندارند.
2- فضای مساعد بین المللی
با هشدار سوزان رایس مشاور امنیت ملی امریکا به پاکستان مبنی به از بین بردن پایگاه های تروریستان در خاک آن کشور و تقاضای خانم رایس در زمینه جلوگیری از ورود تروریستان از خاک پاکستان به افغانستان و سرکوب گروه حقانی بازهم فرصت طلایی دیگری برای دولت افغانستان دست داده است.
پاکستان در این روز ها از هر طرف تحت فشار قرار داشته، اشتاین مایر وزیر خارجه آلمان از آن کشور خواهان ایفای نقش در پروسه صلح افغانستان میباشد و ایالات متحده چین را به پیروی نمودن از سیاست هند در رابطه به مسأله افغانستان تشویق مینماید، با این انکشافات در حالیکه به گفته آگاهان عنقریب اجلاس وزرای دفاع کشور های ذی علاقه در کابل دایر گردیده و در آن تعریفی از دوست و دشمن صورت خواهد گرفت دستگاه دیپلماسی افغانستان باید آله دست ستون پنجم نگردیده از خواب انبیوز بیدار شده از این فرصت طلایی به نفع کشور استفاده کند.
در حالیکه برعکس دولت تا آن حد از قافله دیپلماسی عقب مانده که هند در اعتراض به موضع امنیتی افغانستان و نزدیک شدن کابل به اسلام آباد دعوت افغانستان را برای برگزاری دیدار دو جانبه در جلسه راهبردی رد کرد.
3- کارشکنی و نفاق افگنی ستون پنجم
دولت باید جداً متوجه این باریکی سیاسی نظامی اوضاع باشد. در حالیکه در موسی قلعه با فیر عمال ستون پنجم بر نیروهای بین المللی و خروج آنان عملاً پوتانسیل دفاع از آن ولسوالی به صفر تقرب نموده سربازان امریکایی دوباره برای واپس گیری آن ولسوالی وارد صحنه شدند، برخلاف در شمال به عوض تقدیر از تصفیه ولایات فاریاب، بادغیس و سرپل ستون پنجم به تبلیغات مأیوس کننده بر ضد این نیروها می پردازد و حتا هیئتی را به خاطر بررسی شکایات به آن ولایات می فرستد.
رهبری دولت افغانستان باید جداً به یاد داشته باشد که این خنجر از پشت زدن ها شاید تجارب تلخ دوران حکومت نجیب را در افغانستان تکرار نماید. کسانیکه کشته شدن افسران آی اس آی و دهشت افگنان را نسل کشی می نامند واقعاً روان مردم صفحات شمال را جداً افگار میسازند.
از جانب دیگر از نظر صاحبنظران تصفیه بدون خلع سلاح در ولایات شمال آنهم در شرایطی که سلاح دست داشته مخالفان مسلح پس از ثبت و راجستر در دولت به آنها دوباره داده میشود و آنها میتوانند با استفاده از مصئونیت دولتی از آن استفاده کنند جداً این خطر را در پی خواهد داشت که فردا شاید از نام دولت بخاطر بر انداختن دولت این نیروها قیام نمایند، چنانکه حادثه آستانه بابای فاریاب را میتوان یکی از نمونه های آن به حساب آورد.
4- فشار بر پاشنه آشیل پاکستان در ممنوع اعلان نمودن داعش و اجازه دادن به طالبان
دولت افغانستان از این پاشنه آشیل دولت پاکستان که به طالبان، گروه حقانی و دهشت افگنان اجازه اعلان جهاد بر ضد افغانستان را از خاک آن کشور میدهد و تنها فعالیت داعش را ممنوع اعلان میکند باید به شورای امنیت سازمان ملل و جامعه جهانی شکایت نماید و از این زاویه هرگاه یک دستگاه فعال در دولت افغانستان وجود داشته باشد میتواند خیلی ماهرانه افکار جامعه جهانی را بر ضد پاکستان و در حمایت از افغانستان جلب کند.
در حالیکه با فعالیت های ضد و نقیض دولت روز به روز جامعه به طرف انقطاب های وحشتناک در حرکت است قرار گرفتن شورای احزاب جهادی در برابر تشکیل سران مجاهدین و مقاومت که گفته میشود عنقریب اعلام موجودیت خواهند کرد وضعیت سیاسی نظامی کشور را در مرحله حساسی قرار خواهد داد.
مردم جداً میخواهند بدانند که سمت حرکت این دولت دوسر به کدام طرف است و در شرایطی که هنوز داعش در مراحل اول کارش در افغانستان میباشد آینده سیاسی کشور را دولتمردان چگونه رقم میزنند؟
از نظر آگاهان سیاسی رهبری دولت وحدت ملی استعداد استفاده از ظرفیت ها و شرایط و امکانات کنونی را نداشته با ماجراجویی های ناز و بازار لب تندور سیاست داخلی آنهم در مسایل خیلی جزیی کشتی کشور را به سوی قلب توفان ها نا آگاهانه به حرکت می آورند.ŸŸ

سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴ ه‍.ش.

خوش بود گر محک تجربه آید به میان

 

اوت 25, 2015
شماره ( 241) چهارشنبه (4) سنبله (1394) / ( 26) اگست (2015)
logo
نوشته :محمدداود سیاووش
با قرار گفتن جنرال دوستم در خط مقدم نبرد و تصفیه ولایت فاریاب از وجود دهشت افگنان زمان امتحان بزرگی را در برابر تمام رهبران، دولتمردان و زمامداران آرمیده در قصر ها و لمیده در کنار ایرکندیشن های پایتخت قرار داده که اتوریته و وقار سیاسی آینده شان در میان مردم در رهن آن میباشد.
این حرکت جنرال دوستم همه مسوولان دولت را با این سوال دشوار روبرو کرده که آیا بخاطر اعاده حیثیت برباد رفته شان قادر خواهند بود یک قدمه پایینتر از کرسی ها، چوکی ها، مقامات، قصر ها و مأوا های شان گام گذاشته عملاً شایستگی شان را در رهبری کشور در صف مقدم دفاع از مردم به اثبات برسانند.
این آزمون بزرگ که در واقع به مفهوم احیای اتوریته شکسته بسیاری مقامات پرگو و کم عمل میباشند که به قول معروف لکی نان و تنکی کار را در اداره کشور میخواهند. وقتی در ولسوالی های نازیان، اچین، هسکه مینه و سپین غر شرق کشور داعش از مردم بیعت میخواهد اینکه آیا رهبران، کدرها و منادیان آن محل که در تلویزیون ها و رسانه ها چون بلبل هزار داستان سخنرانی میکنند جرئت آنرا خواهند داشت که در کنار مردم شان قرار گیرند؟ سوالیست که باید به آن جواب دهند. یا این آزمون بزرگ زمان میخواهد وقتی در بدخشان 90 درصد مردم ولسوالی های زیباک، اشکاشم، شغنان و واخان از قلت مواد غذایی مجبور به خوردن گیاه اند آیا مسوولان، دولتمردان و ثروتمندان بدخشان خواهند توانست به مردمی که مجبور به خوردن گیاه شده اند کمک کرده جان هزاران انسان را از گرسنگی و مرگ نجات دهند؟ این آزمون زمان از دولتمردان امتحان میگیرد که وقتی گروه جدیدی به نام کماندو های اسلامی در ولایات غزنی و زابل عرض اندام میکنند آیا قدرتمندان، ثروتمندان و نمایندگان آن ولایات جرئت این را خواهند داشت که از قصر های مجلل پایتخت و چوکی های چرخی پایین آمده به خاطر دفع و طرد این خطر در کنار مردم قرار گیرند؟ این آزمون بزرگ زمان دولتمردان را به این سوال روبرو میسازد که وقتی طالبان مسیر ولسوالی دایکندی با کندهار را مسدود کرده اند و باشندگان ولسوالی های خدیر، کجران و کیتی را در محاصره قرار داده اند آیا کدر های آن ولایات از قطار اسکورد موتر ها و برج عاج قدرت در کابل پایین شده بخاطر کمک به مردم آن محل خواهند شتافت؟ این آزمون زمان بازهم از دولتمردان می طلبد که آیا میتوانند جلو خرید و فروش اجناس را با کلدار پاکستانی در ولایات شان گرفته و بخاطر مقابله با پیشروی پاکستان در سرحدات غلام خان و غیره در خط مقدم دفاع از وطن قرار گیرند؟
مردم وقتی می بینند پوسته های دولت در دهنه غوری بغلان در محاصره قرار دارد و یا کندز و بدخشان و تخار و هلمند در معرض حملات دشمن قرار دارند اما رهبران شان در اتاق ها و دفاتر لوکس دست زیر الاشه نشسته کانال های ماهواره را در تلویزیون مشاهده میکنند در حالیکه در ولایت چند قدمی پایتخت یعنی لوگر حتا معلمین مکاتب را طالبان تعین مینمایند و یا شایعاتی از نفوذ داعش در پنجشیر و خطر در راه غوربند به گوش میرسد و راکتباران بر پوسته های کنر صورت میگیرد هیچوقت به چنین رهبران دلبسته نخواهند کرد و این حلقه خطر تنگتر شده به عنوان شتر سپید روزی در پشت دروازه قصر های این رهبران در پایتخت زانو خواهد زد.
با توجه به آنچه بر شمرده شد زمان از همه دولتمردان ارکان ثلاثه دولت میخواهد که سبک کار پشت میز را پشت سر گذاشته با روحیه فعال و عملگرایانه در خط مقدم حل مشکلات کشور قرار گیرند.
از برخورد ستراتیژیک پاکستان تا بی برنامه گی دولت افغانستان
در حالیکه نظامیان پاکستان میتوانند در دو خط دیپلماسی و جنگ از یکطرف در خط جنگ با سازماندهی حملات بر شاه شهید، قصبه، اکادمی پولیس، میدان هوایی، مکروریان 4 و سایر اطراف و اکناف پایتخت مرکز سوق و اداره و اعصاب سیاست کشور را تحت فشار قرار داده از طریق ستون پنجم خویش ظرفیت های دفاعی افغانستان را تا نقطه صفری پایین بیاورند و از طرف دیگر در خط دیپلماسی جانان موسی زی سفیر افغانستان را وقتاً فوقتاً به وزارت خارجه احضار و ولار سی داده توهین کنند، برعکس در دستگاه دولت افغانستان دولتمردان مصروف فعالیت های خیلی پیش پا افتاده در جهت دامن زدن تنازع قومی، انتقام جویی، تقسیم کرسی ها ، مقامات و انواع و اشکال بیماری های کودکانه میباشند.
دولتمردان باید از خواب غفلت بیدار شده در استقامت های ذیل کشور را مدبرانه رهبری کنند:
1- زبان الکن دیپلماسی با پاکستان کنار گذاشته شود
هیچ معلوم نیست که چرا زبان دولتمردان افغانستان در برابر پاکستان کوتاهی میکند. این وضعیت عامل بزرگ بحران کشور طی چهارده سال اخیر گردیده است.
سیاست افغانستان با پاکستان در طول تاریخ مد و جذر های زیادی داشته، در دوره جنگ سرد و دوره های صدارت و ریاست جمهوری داود خان این رابطه تا سرحد خصومت پیش رفته، در دوره حکومت مجاهدین تا سطح راکتباران ارگ از طریق چهار آسیاب داخل کشور شده و در دوره طالبان حتا پاکستان نمایندگی افغانستان را در سازمان ملل میخواست به خود اختصاص دهد، اما در دوره چهارده سال اخیر هیچکس نفهمید که این دولتمردان چرا نمیتوانند یک موقف واضح در برابر پاکستان در خط اعتدال داشته باشند.
2- به پروژه طالبان نقطه پایان گذاشته شود
فورمولی را که پاکستان برای تسخیر افغانستان از طریق پروژه طالبان رویدست گرفته قطعاً کنار گذاشته شود و با طالب به صفت یک گروه شورشی از طریق ریاست امنیت ملی تماس های اوپراتیفی و استخباراتی با اعلان عفو و کشاندن شان به سوی دولت برقرار شود.
اینکه از کشته شدن شیخ های آی اس آی در فاریاب عده یی از دولتمردان در کابل ناراحت میشوند سوالیست که جواب آنرا باید دولتمردان دریابند.
3- توازن سیاسی منطقوی با همسایه ها بر قرار شود
با هر گام نزدیک شدن پاکستان به قصد خصومت با افغانستان دولت افغانستان باید دو گام به طرف دشمن پاکستان در منطقه برداشته پوتانسیل دفاعی کشور را در تعادل با پاکستان قرار دهد.
افغانستان هیچ راهی ندارد جز آنکه با حمله پاکستان به افغانستان به هند مراجعه کند و پاکستان را از دو جبهه تحت فشار قرار دهد.
4- قبل از آنکه بحران با پاکستان وارد وخامت بیشتر گردد باید موضوع مداخله آشکار پاکستان در امور افغانستان رسماً به شورای امنیت سازمان ملل طی شکایتنامه رسمی دولت افغانستان سپرده شود.
5- این مسأله جداً کنترل شود که آیا شایعات مبنی بر منحل نمودن شبکه های استخباراتی افغانستان در پاکستان واقعیت دارد یا نه و این مسأله مورد بررسی قرار گیرد که تحت تأثیر روابط عاطفی بنیادگرایانه و قومی کی ها به چند هزار نفر اجازه دادند تحت عناوین مختلف و در اصل بخاطر بیعت به جانشین ملا عمر در چمن حضوری تجمع کنند.
تجربه نشان داد که در صد ها میز گرد و جلسات پارلمان از انتقال افراد مجهول الهویه به شمال، وخامت اوضاع ولایات و فعالیت های ستون پنجم پاکستان با حرارت و جسارت سخن گفته شد اما یکسال حنجره خراشی های پشت میز به اندازه یک سفر جنرال دوستم به فاریاب مؤثر نبود، بنابران همه دولتمردان و رهبران باید سبک اداره و رهبری از پشت میز و پند و اندرز گفتن از برج عاج دفاتر لوکس و قصر های سفیدار و چنار و ارگ و غیره را کنار گذاشته به عوض جلسات در اطراف حوض کانتیننتل و زیر چنار های ارگ و قصر سفیدار و تعمیر کمیته مرکزی حزب وطن یعنی وزارت دفاع با اتخاذ یک دیپلماسی فعال از جا برخاسته در جهت تحکیم ثبات، بسیج مقاومت ملی و خیزش های مردمی و بر انگیختن احساسات وطن پرستانه مردم اقدام نمایند.
با توجه به اینکه ایالات متحده از عدم اقدامات دولت پاکستان بر ضد شبکه حقانی در حال حاضر ناراض بوده کمک یک میلیارد دالری سالانه خود را بر پاکستان ظاهراً قطع نموده دولتمردان افغانستان باید از خواب غفلت بیدار شده در این زمینه معلومات و اسناد هرچه بیشتر را به ایالات متحده ارائه نمایند و امریکا را بیش از پیش متیقن سازند که پاکستان اوضاع منطقه را به بحران کشیده است.
دولت افغانستان در مرحله اول برای دفاع قاطع ازکشور و برون رفت از بحران جاری از نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان کمک های هوایی، لوژستیکی و ترانسپورتی تقاضا نموده در ثانی فضای سیاسی کشور را طوری با دیپلماسی فعال شکل دهد که روی کشتی کمک های امریکا به طرف افغانستان و لبه تیز فشار آن به سوی پاکستان باشد.
در غیر آن تا اسیر رنگیم در جنگیم

دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ه‍.ش.

انتقاد از انفعال دولتمردان در قبال سیاست خارجی با پاکستان


 

اوت 17, 2015
شماره (240) سه شنبه ( 27) اسد (1394) / (18) اگست (2015)
logo
Mullah-Omar
نوشته : محمد داود سیاووش
چنان به نظر میرسد که در رهبری دولت افغانستان کانونی که قبل از اظهار نظریات و پالیسی ها آنرا بجود و پخته بسازد وجود ندارد، ورنه این همه اظهارات ضد و نقیض، این همه تصامیم عاجل و این همه شتاب افراطی و عقب نشینی تفریطی چگونه در سیاست خارجی افغانستان با پاکستان اتفاق می افتد.
وقتی امنیت دولتی افغانستان به صراحت میگوید که در حادثه خونین شاه شهید استخبارات نظامی پاکستان ذیدخل است، فرستادن وزیر خارجه، رییس امنیت ملی و وزیر دفاع نزد مقامات پاکستان به مفهوم عذر و زاری و ندبه و تضرع نزد زور آور درک میشود و به ویژه این موضوع وقتی دردناک و جانسوز برای مردم تمام شد که از نظر رسمی به نوشته روزنامه «دان» پاکستان به ملاقات شش ساعته این هیئت کسی اهمیت قایل نشد و با آنان برخورد سرد صورت گرفته، حتا کارشناسان پاکستانی مدعی شدند که گویا دولت افغانستان بدون اسناد اتهاماتی را بر پاکستان وارد کرده است.
سوال مردم از رهبری دولت اینست که چرا اینقدر منزلت مردم و مقامات دولت افغانستان را نزد کسی که ادعای انفجار و انتحار در خانه افغانها بر آن وارد است کم میسازید و به ملت توهین میکنید؟ اگر قرار باشد در همچو موارد اعتراضی بر یک دولت مداخله گر وارد گردد مرجع آن شورای امنیت سازمان ملل میباشد، نه عذر و زاری نزد مدعی علیه.
اگر در افغانستان اداره بدون مارهای آستین و بدون ستون پنجم دشمن وجود داشته باشد باید صدای خونخواهی این حادثه وحشتناک از شهرهای سند، پنجاب، پیشاور، کویته و مراکز نظامی و تربیت گاه های افراطیون پاکستان با انفجار ها به گوش جهان میرسید.
چرا ما چنین استیم؟
در حالیکه مرده ملا عمر دو سال بر افغانستان آتش و خون و وحشت و دهشت آفرید و اکنون ایمن الظواهری رهبر القاعده به ملا منصور بیعت نموده، حمزه فرزند اسامه کابل را شهری که در آن جهاد جواز است اعلام میکند، در چنین حالت دولت افغانستان باید با سیاست سنجیده و دقیق و با دکترین مشخص به طرف همچو قضایا رفته به حل آن بپردازد.
در هیچ کجای دنیا به استثنای افغانستان دیده نشده که رهبر و شخص اول مملکت با چشم پت و دهن باز از روی احساسات حرف های من در آوردی خود را در مسایل سیاسی و سرنوشت ساز کشوری ابراز نماید. این فرهنگ ضعیف از زمان حکومت آقای کرزی به میراث ماند که متأسفانه تا کنون ادامه دارد.
رهبران کشور ها اصولاً در مسایل سیاست خارجی با جهان واکنش هایی نشان میدهند که ادارات مربوطه با جمع آوری فکت ها آنرا به صفت تیزس های سخنرانی به ایشان می سپارند.
اینکه در کشور ما رییس اجرائیه از دو سال قبل و معاون اول از یکسال قبل و ریاست امنیت دولتی هم از مدت ها قبل از مرگ ملا عمر اطلاع داشتند اما رییس جمهور در روز عید از پیام عیدی یک مرده تشکر میکند شاید از شوخی های سیاسی قرن باشد.
در عکس العمل با مداخلات پاکستان چه باید کرد؟
باری رییس جمهور کرزی میخواست به خانه یکی از رهبران طالبان در پاکستان رفته او را بکشد و اینک در حادثه انفجار های خونین در شهر کابل کسانی با احساسات پاک از جا بلند شده در مقابله با مداخله آشکار پاکستان تحریم اموال پاکستان را شعار میدهند که این کار حتا برای استخبارات و نظامیان پاکستان نیز خنده آور می باشد. باید در عوض این شعار های نا سنجیده دولت اولاً خود را از وجود مارهای آستین و ستون پنجم دشمن پاکسازی کند و بعد با محاسبه قوای زمینی، هوایی و استخبارات طرف مقابل خود را در وجود جلب متحدین بزرگی چون امریکا و کشور های غربی آماده مقابله و پیکار سازد؛ و یا قبل از آنکه مواد اولیه و مورد ضرورت را بالای مردم بیچاره افغانستان از یگانه کانال و سیروم ارتباطی قطع نماید باید کسی را که افغانستان را از نظر مواد اولیه وابسته به پاکستان ساخت در داخل کشور محاکمه نماید.
این آقایان و دست اندرکاران عرصه اقتصاد کشور باید بدانند که واردات ما در مقایسه با صادرات در پاکستان در چه وضعیت قرار دارد و با قطع مواد اولیه از یگانه منبع اکمالات چه مشکلاتی برای مردم عاید خواهد شد.
پاکستان در چه وضعیت قرار دارد؟
افشای مرگ ملا عمر ضربه مهلکی بر پروژه طالبانی پاکستان در افغانستان بود. پاکستان از طریق این پروژه توانست حداقل ده سال رهبران افغانستان را به جان هم بیاندازد، دولت افغانستان را با متحدین بین المللی آن در سوء تفاهم قرار دهد و الحاصل ستون پنجم خود را در کلیه سطوح کشور نفوذ دهد. اما اکنون که به نظر میرسد وضعیت جهان در حال تغییر است و معادلات جدیدی در حال شکل گیری میباشد در درون دستگاه ملکی و نظامی دولت پاکستان افشای نقش جنرال ظهیر رییس سابق آی اس آی در آشوب های عمران خان و قادر طاهری بخاطر بر اندازی حکومت نواز شریف و مجبور به استعفا شدن وزیر محیط زیست پاکستان بخاطر این افشاگری، مرگ مرموز جنرال حمیدگل و بلافاصله انفجار در دفتر وزیر داخله پنجاب، باید دولتمردان افغانستان را به دقت و تفکر جدید در رابطه به قضایای منطقوی و کشوری واداشته باشد.
در دستگاه دولت افغانستان باید کسانی باشند که معنی اعلام جهاد شورای علما را بر ضد دولت پاکستان نه دهشت افگنان و افراطیون و حلقات نظامی آنان و حمایت جماعت الاحرار پاکستان را از فتوای علمای افغانستان بر ضد دولت پاکستان بدانند و بر مبنای تحلیل عینی از شرایط پاکستان این قضیه را بررسی کنند.
اختلافات درونی دولت پاکستان در سطح نظامی ها و ملکی ها، اختلاف پاکستان با امریکا در رابطه به اشکال جدید استحاله طالبان و القاعده و رهبری آن باید مورد ارزیابی دقیق قرار گیرد.
دولتمردان افغانستان در گذشته با سیاست های احساساتی و کردکی در بهای دویدن اما نرسیدن به پاکستان و در اندوه ملا برادر و ملا عمر بزرگترین متحد جهانی شان را از دست دادند و در عوض سیاست افغانستان را به بازیچه پاکستان مبدل کردند.
پاکستان از افغانستان چه میخواهد؟
با توجه به فشارهایی که به افغانستان وارد میگردد احتمالاً پاکستان میخواهد در کابل یک حکومت دست نشانده ضعیف در قدرت باشد و از طریق پروژه طالبان امیال و خواسته های خود را در خطوط ذیل عملی سازد:
1- خط دیورند
2- ممانعت از اعمار بند های آبگردان بالای دریاهایی که به پاکستان می ریزد
3- محدود ساختن رابطه کابل با دهلی و محدودیت بر قونسلگری های هند در افغانستان
4- شمولیت طالبان در 50 فیصد ساختار دولت
5- تقرر مقامات کلیدی دولت افغانستان در تفاهم و با رعایت نظریات پاکستان
6- ورود بلا مانع وسایط باربری پاکستان به افغانستان و عبور آن به آسیای میانه
باری در دوره آقای کرزی نیز پاکستان چنین طرح های توهین آمیز را به دولت افغانستان سپرده بود. هرچند هنوز معلوم نیست که این طرح ها تا چه اندازه به جواب نامه رییس جمهور غنی میتواند باشد، اما دولت افغانستان به هر حال باید از این انفعال و برخورد های احساساتی زود گذر به سیاست گذاری های دقیق و دید ستراتیژیک در رابطه به پاکستان گذار نماید.
چه باید کرد؟
طوریکه دیده شد با طرح برنامه راه ابریشم از چین و آسیای میانه به افغانستان، پاکستان گروه های دهشت افگن را با همکاری محلی به بدخشان گسیل نموده آن ولایت را به نقطه داغ درگیری ها مبدل ساخت و اینک در حالیکه چین پشتیبانی خود را از مذاکره دولت با طالبان ابراز میدارد داعش بخش افغانستان مسوولیت انفجارات اخیر در چین را به عهده میگیرد. در شمال دریای آمو کشورهای آسیای میانه را تحرکات دهشت افگنان در شمال افغانستان به هراس انداخته که با این حال وضعیت به حدی شکنند است که بخشی از قوای بریتانیا دوباره به افغانستان برگشته و گفته میشود با قوای ایالات متحده در عملیات ها بر ضد دهشت افگنان در بعضی مناطق سهم میگیرند.
در ایالات متحده نظریات به طرفدارای از ادامه مأموریت در افغانستان در حال شکل گیری میباشد و به گفته معاون نیروهای حمایت قاطع در حال حاضر داعش با طالبان افغانستان در جنگ میباشد. در حالیکه گروه داعش هنوز در افغانستان فعالیت منسجم ندارد و بیشتر طالبان به داعش مبدل شده اند.
در چنین وضعیت نازک که پاکستان دچار بحران داخلی میباشد باید دولت افغانستان تلاش نماید اولاً با استفاده از تجربه در هم کوبیدن مخالفان در فاریاب شمال افغانستان را در وجود نیروهای شمال تصفیه نماید و اجازه دهد که کندز و بدخشان را جنرال دوستم تصفیه کند و با حمایت ایالات متحده در مبارزه با تروریزم از موضع قدرت و پس از تصفیه بخش های نا امن افغانستان کنفرانس بین المللی پیرامون اوضاع افغانستان و منطقه تحت ریاست سازمان ملل دایر شود که در آن اولاً افغانستان به حیث منطقه حایل میان همه کشورهای منطقه اعلام گردد و در ثانی کوردیناسیون قوای کشور های اطراف افغانستان در مقابله با خطر داعش در منطقه به وجود آید. در این کنفرانس از پاکستان تضمین گرفته شود که به هیچ شکل در امور داخلی افغانستان مداخله نکند و پس از آن افغانستان کشور غیر نظامی اعلام شود که امنیت آنرا سازمان ملل تضمین نموده با کاستن از بخش های نظامی در زمینه های زراعت، صنعت، معادن، نفت و گاز، راه آهن و راههای مواصلاتی کشور جهان توجه نموده افغانستان را به سویس آسیا مبدل سازد.Ÿ

سه‌شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۴ ه‍.ش.

کارد به استخوان مردم رسیده

 

اوت 11, 2015
شماره (239) چهارشنبه (21) اسد (1394) / (12) اگست (2015)
logo
11817275_994895457198726_5521837026072315280_n
g.d
نوشته : محمد داود سیاووش
صـــــف ها باید مشــــخص شوند
در دولتی که مشاور اقتصادی رییس جمهور جلوگیری از فاتحه ملا عمر را خلاف عرف جامعه و آموزه های دینی میداند و تصمیم رییس اجرائیه مبنی بر تقاضای وزیر داخله به دستگیری آنعده کارمندان دولت که در فاتحه ملا عمر اشتراک کرده اند پا در هوا می ماند واقعاً هیچکس نمیداند که زمام امور کشور به دست کیست و عامل این انفجارها، انتحارها و قتل و کشتار های بیرحمانه مردم چیست؟
مانور پس از جلوگیری از مراسم فاتحه ملا عمر
پس از ممانعت ارگان های امنیتی از مراسم سوگواری ملا عمر شهر کابل جمعه خونینی از انفجارات را پشت سر گذاشت که بیش از چهارصد تن در شاه شهید به خاک و خون غلطیدند و 25 میلیون دالر به مردم خساره وارد شد. انفجارهایی در اکادمی پولیس و قصبه در همانروز و متعاقب آن در دم دروازه میدان هوایی بین المللی کابل صورت گرفت که شورای امنیت سازمان ملل آنرا محکوم نمود.
رییس جمهور غنی که در حلقه کدر های حکومت کرزی محصور مانده اکنون با یک چالش بزرگ روبروست که هر روز باید پاسخ ماجراجویی های عمدی کدر های کرزی را به مردم بدهد و با این حال اگر نظر زاخیلوال از نظر رییس جمهور غنی و حکومت جدا ابراز شده به نظر میرسد رییس جمهور غنی تنهاست که این اظهارات همکارانش آن گفته شاعر را به یاد می آورد که:
دشمن دانا بلندت میکند
بر زمینت میزند نادان دوست
این انفجار ها و انتحار ها در حالی به وقوع پیوست که دولت جانان موسی زی را به خاطر دریوزه صلح به دروازه سمیع الحق پدر طالبان فرستاد و سمیع الحق نیز با صراحت شرط مذاکره دولت با طالبان را مشروط به قبولی خواسته های آنان ساخت.
جنرال دوستم با فرزندانش در خط مقدم دفاع از مردم فاریاب
بر طبق بعضی پیشبینی ها هرگاه جنرال دوستم فاریاب را تصفیه نمیکرد، با سقوط ولایات فاریاب، جوزجان و سرپل و همزمان با آن با انفجارات شاه شهید و برنامه های حمله بر ارگ و وزارت دفاع حکومت افغانستان به تهدید جدی مواجه میبود. قرار گرفتن جنرال دوستم در خط مقدم نبرد با فرزندانش یار محمد و باتور در کنار مردم برای دوستم حیثیت و جایگاه بلندی از نظر جسارت و تهور به ارمغان آورد و برای قوای مسلح مورال و روحیه بزرگی در فتوحات فاریاب به جا گذاشت.
دوستم مناطق المار، قیصار، پشتونکوت و غیره را تصرف نموده والی نام نهاد طالبان را با افرادش متواری ساخت و چند صد نفر از طالبان به نیروهای دولت تسلیم شدند.
ارگ و قصر سفیدار
رهبران ارگ و قصر سفیدار با توجه به احساسات جمعه خونین مردم کابل و بخاطر اطفای احساسات آنان با قطار اسکورد موتر ها از این قصر به آن قصر رفتند و در یک هیجان غیر مترقبه با خط بطلان کشیدن بر اظهارات قبلی شان دکتر غنی به خبرنگاران گفت که ما از پاکستان نمیخواهیم طالبان را با ما به مذاکره بنشاند و دکتر عبدا لله اظهار داشت پاکستان در مبارزه با تروریزم در افغانستان گامی نبرداشته است.
در حالیکه سرتاج عزیز مقارن این اظهارات از تلاش پاکستان برای آغاز دور دوم مذاکرات دولت افغانستان با طالبان سخن گفت، حکیم مجاهد خواهان شمولیت افراد با نفوذ در پروسه مذاکرات شد و مایکل فانون سفیر بریتانیا خواهان دور دوم مذاکرات با طالبان به اصطلاح معتدل شد.
فراموش کاری دولتمردان
دولتمردان افغانستان فراموش کردند که در زیر همان سایه چنار هایی که این اظهارات ضد پاکستانی را نمودند چندی قبل گفته بودند دشمن پاکستان دشمن افغانستان است و دشمن افغانستان دشمن پاکستان میباشد. اما متعاقب این اظهارات خوشبینانه شان عکس العمل آن را در رهبری جنگ غورماچ دیدند که جنرالان خارجی تحت نام شیخ ها جبهه طالبان را رهبری مینمودند و اخطار طالبان به اهالی دند غوری را مبنی بر باج دادن یا پیوستن با طالبان شنیدند.
وضعیت دشوار کنونی
در حالیکه عده یی از اراکین بلند پایه دولت تمایلات سیاسی شان را به طالبان پنهان نمیکنند و حتا از تصفیه مناطق فاریاب با انتقاد یادآوری میکنند در دستگاه دولت افغانستان بحران اعتماد دامن گسترده.
عده یی در دستگاه دولت به شکل مسامحه و مفاهمه و معامله از طریق تطمیع و وعده و وعید ستونی از معامله گران را ساختند که در هر حالت و تحت هر نوع شرایط و عنوان با هر کس فقط به شرط رسیدن به چوکی و مقام حاضر به سازش و تسلیم طلبی میباشند. گروه دوم ستون پنجم طرفداران طالبان و پاکستان میباشد که حتا فاتحه کسی را که به نام مذاکره با طالبان کشته شده با فاتحه ملا عمر در یک پله ترازو میگذارند. این گروه خود را در دولت قوی تر از دیگران فکر میکند. عده سوم کسانی اند که با طالبان به مبارزه جدی می پردازند اما اکثراً از عقب شمشیر میخورند. در چنین فضای بحران اعتماد حتا کار نمودن در بلند ترین مقامات دولت نیز خالی از ریسک و خطر نیست و شاید اولین ضربه به کسانی وارد شود که در خط قاطع دفاع از مردم شان قرار گرفته مقاومت مینمایند.
فرصت های شگفت انگیز
کشتن طالبان اسیر با گذاشتن بم زیر پای هر یک توسط داعش و جنگ این دو گروه با توجه به موقعیت ضعیف اختلافات طالبان در رهبری شان فرصت خیلی شگفت انگیزی را به دولت افغانستان مساعد ساخته تا از این اختلاف به نفع تحکیم موقعیت خویش با رعایت فورمول دشمن دشمن دوست استفاده کند.
اما اگر ستون پنجم کماکان ارکان قدرت را مصروف حرکت گردابی درونی سازد خطر آن وجود دارد که با ایجاد پایگاه داعش در نورستان و تهدید مناطق پنجشیر، تگاب و نجراب با معاملات جاری که در بدخشان جریان دارد داعش از دو طرف ساحه نفوذ خود را به شمال افغانستان گسترش بخشید و جنوب از طریق ستون پنجم دستگاه دولت و شمال از طریق فشار نظامی به چالش کشیده شود.
چنان به نظر میرسد که داعش مطابق نقشه خراسان بزرگ حرکت میکند و حتا بلند نمودن بیرق این گروه در کشمیر هند نیز در حال حاضر جدا از برنامه های داعش و کار آی اس آی میباشد.
نتیجه گیری
دولت افغانستان را وضعیت کنونی به چالش های بزرگی دچار ساخته که باید برای بیرون رفتن از آن دروازه اختیار به روی گروههایی که متمایل به طالبان اند باز گذاشته شود تا از ارکان تصمیمگیری قدرت خارج شده به صفوف طالبان عملاً بپیوندند در غیر آن این انفجار ها و انتحار ها روزی در زیر میز بلند ترین مقام دولتی مخالف با طالبان نیز امکانات ترکش را خواهد داشت.
چون هرکس میپرسد این موتر های مملو از مواد انفجاری چگونه از دروازه های شهر به هدف نقاط ستراتیژیک پایتخت میرسند و عملیات شان را انجام میدهند؟

سه‌شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۴ ه‍.ش.

پایان یک سناریوی کُمیدی تراژیدی

 

اوت 4, 2015
شماره (238) چهارشنبه (14) اسد (1394) / (5) اگست (2015)
logo
Untitled-110
vlcsnap-2015-08-02-17h31m43s141
ستاک
وقتی مرده ملا عمر میتواند حد اقل دو سال با دولتمردان افغانستان مذاکره و در میان مردم انفجار و انتحار سازماندهی کند، وقتی رییس جمهور از پیام یک مرده تشکر میکند در حالیکه رییس کمیته اجرائیه به آگاه بودن از مرگ آن مرده دو سال قبل اذعان مینماید، وقتی یک دکاندار کویته به نام طالب با رییس جمهور مذاکره میکند، وقتی برهان الدین ربانی بنام مذاکره با طالب کشته میشود، وقتی اسدا لله خالد بنام مذاکره با طالب مورد حمله انتحاری قرار میگیرد و بالاخره وقتی فاتحه ملا عمر در پایتخت به اشتراک عده یی از دولتمردان خوانده میشود و از ملا عمر به صفت مجاهد و کسیکه مبارزاتش جزء تاریخ افغانستان میباشد یادآوری میگردد و حتا از اسامه در آن مجلس نامبرده میشود آنهم در شرایطی که نیروهای امنیتی امنیت آن محفل را گرفته اند این حوادث به یک سناریوی کمیدی تراژیدی پارادوکس میماند و این سوال بزرگ در اذهان مردم ایجاد میشود که رهبری حکومت وحدت ملی که سکاندار این قافله میباشد کیستند؟
در اینجا سوالات زیادی مطرح میگردد که باید نقاب ها از چهره ها بیافتد و از اصل ماجرا و کنه قضایا مردم اطلاع حاصل کند:
1- تفاوت نظر رییس جمهور و رییس اجرائیه در مرگ و زنده بودن ملا عمر به چه معناست؟ هرگاه حکومت از مرگ ملا عمر از دو سال قبل آگاه بود این هیئت های مذاکره کننده دولت با کی مذاکره می کردند و رییس جمهور چگونه از پیام یک مرده تشکر و سپاسگزاری مینماید؟ و اگر واقعاً حکومت از این موضوع اطلاع نداشت این همه ساز و برگ سازمان های اطلاعاتی و استخباراتی و مصارف گزاف به خاطر چیست؟
2- سکوت دولت طی روزهای اول افشای مرگ ملا عمر به چه معناست؟ و فاتحه خوانی به اشتراک اعضای بلند پایه دولت آیا به معنای توهین به خون کسانی نیست که در جنگ با طالبان کشته شده اند؟ کی جواب خانواده های آن سربازان و افسرانی را میدهد که در جنگ با طالبان کشته شدند و اکنون رهبر طالبان به حیث یک مجاهد در پایتخت افغانستان مورد قدردانی قرار میگیرد؟
3- رییس جمهور چرا در این لحظه حساس و بحرانی به خارج کشور رفت آنهم در شرایطی که طی فرمانی سرپرست ریاست جمهوری را تعین نکرد و مُهر سکوت در غیاب خود بر لب های دولت گذاشت؟
سرنوشت محتوم ملا عمر ها
بر طبق یک سناریوی از قبل نوشته شده همیشه رهبران و سازمانهایی که به هدف خاص تشکیل میشوند مانند صحنه های فلم ها و سریال ها باید پس از ایفای نقش شان از صحنه بروند و این سلسله تا آخرین مرحله در وجود ملا عمر تراشی ها و ملا عمر شکنی ها ادامه خواهد یافت. دستگیری ملا برادر، مرگ ملا عبیدا لله و ملا عمر و امثالهم سلسله اسرار آمیز و مرموزی از همین سناریو میباشد که هنوز در پرده ابهام قرار دارد.
در حالیکه کاریزمای ملا عمر را هیچ یک از طالبان پر کرده نمیتوانند در حال حاضر از تشکیل چند گروه پس از مرگ عمر خبر داده میشود: یکی ملا اختر منصور که گفته میشود توسط آی اس آی برگزیده شده و محاذ فدایی مدعیست که موصوف ملا عمر را کشته است. دوم ملا یعقوب و ملا منان فرزند و برادر ملا عمر که با جانشینی ملا منصور مخالفت نشان داده اند و به همین ترتیب از گروههایی بنام محاذ فدایی و غیره نامبرده میشود.
در اولین جرقه اختلاف گفته میشود که در کویته بر معاون ملا منصور حمله شده و طبق بعضی اظهارات تائید نشده گفته میشود که ملا یعقوب فرزند ملا عمر نیز مورد حمله قرار گرفته. در فاریاب و هرات جنگ طالب با طالب به قول رسانه ها آغاز گردیده و در پاکستان حافظ سعید جنازه غیابی ملا عمر را خواند که همه نشاندهنده سیر اضمحلال این گروه میباشد.
تغییر دراماتیک در اظهارات ملا منصور در ارتباط به مذاکره با دولت سوالات زیادی را در اذهان مردم تداعی نموده، در حالیکه قبلاً رسانه ها از معرفی هیئت طالبان توسط ملا منصور گزارش میدادند در مخالفت کنونی ملا منصور با روند مذاکره صلح با دولت سوالی مطرح میشود که با مرگ ملا عمر و مخالفت ملا منصور این هیئت دولت افغانستان با کی مذاکره مینمود؟ سوال دیگری که اذهان مردم را به خود مشغول میدارد اینست که در این لحظه حساس خبر مرگ ملا عمر از طرف چه کس یا کسانی و با چه انگیزه منتشر شد؟ خبری که مذاکرات با طرف مرده را که از نام یک مرده صورت میگرفت نقش بر آب ساخت.
کارشناسان به این باور اند که احتمالاً در آتش اختلافات ملا منصور با ملا جلیل، ملا ظریف، ملا رسول، مسلم حقانی و غیره بخشی از این طالبان به دولت تسلیم خواهند شد. سرنوشت صفوف طالبان دردناک تر از رهبری شان میباشد زیرا صفوف طالبان در بهترین حالت میتوانند به دولت بپیوندند در غیر آن با پیوستن به داعش به صفت افزار جنگ تا لحظه یی که مانند ملا عمر به وجودشان ضرورت باشد به حیات ادامه خواهند داد.
از نظر بعضی کارشناسان چهره هایی که درحال حاضر در صحنه کشمکش رهبری طالبان نام هایشان بر سر زبانهاست شامل ملا منصور، ملا یعقوب، ملا منان، عمر خطاب، ملا معتصم، طیب آغا و طالبان جا خوش کرده در قطر، ترکیه و سایر جا ها میباشند.
موقف مبهم دولت افغانستان
فقدان یک دیدگاه واحد و ستراتیژی مشخص در رابطه به طالبان در دولت افغانستان و رسوخ ستون پنجم طالبان در دولت فرصت های طلایی را بر باد داده و عملاً دولتمردان به دنبال قافلۀ زمان در حرکت اند.
با از هم پاشیدن گروه طالبان دولت افغانستان میتواند با دامن زدن اختلافات ذات البینی این گروه در تضعیف و کشاندن آنان به طرف دولت نقش فعال ایفا کند. دولت افغانستان باید به شورای امنیت سازمان ملل شکایت نامه رسمی بسپارد که چگونه حکومت پاکستان با استفاده از نام ملا عمر که اصلاً مرده در طی چند سال جنگ را در افغانستان رهبری کرده و تا سرحد کشاندن دولت افغانستان به میز مذاکره این دولت را فریب داده است.
به نظر میرسد برای دولت پاکستان هیئت، سیما و ماسکی که تا کنون طالبان از آن استفاده میکردند کهنه شده و شاید با جذب صفوف این گروه به نام های جدید داعش و غیره آنها را استحاله و میتامارفوز کند. هرگاه جنرال دوستم طالبان را در فاریاب تصفیه کند و جنرال عطا مناطق بلخ و اطراف آنرا از وجود طالبان پاکسازی کند یگانه ناخن افگار و نقطه ضعف در شمال جبهه بدخشان میماند که اگر دولت در کادر رهبری نظامیان و مداخله گران ولایتی و غیره آن تغییر وارد کند و تحرک جدید در جبهات بدخشان به وجود آید افسانه و داستان طالبان در افغانستان برای همیش در شکل کنونی آن از شمال افغانستان پایان خواهد یافت و جنگ ها به شکل جدید و در وجود دهشت افگنان منطقوی ادامه خواهد داشت.
مردم افغانستان صراحت و صداقت دولتمردان را با یک محک مورد ارزیابی قرار میدهند که هرگاه حکومت دولتمردانی را که در مراسم فاتحه ملا عمر در کابل به طرفداری از ملا عمر و اسامه رجز خواندند به پای میز محاکمه کشید و طوریکه وزیر داخله تقاضا نموده آنانرا به کیفر اعمالشان رساند خوب، در غیر آن باید خطوط مخالفان و طرفداران طالبان عملاً در دولت در کلیه سطوح علناً مقابل هم قرار بگیرند که این وضعیت یک آزمون بزرگ خواهد بود.Ÿ

در جنگ افغانستان دو نوع رهبران تبارز نموده

اوت 4, 2015
شماره (238) چهارشنبه (14) اسد (1394) / (5) اگست (2015)
Graphic1

سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۳۹۴ ه‍.ش.

معادله چند مجهوله جنگ های شمال

 

ژوئیه 28, 2015
شمار ه (237) چهارشنبه ( 7) اسد ( 1394) / (29) جولای ( 2015)
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
معمای انتقال چندین هزار نفر مسلح به شمال و تسلیح و تمویل و اعاشه و اباته و طبخ غذا و اکمالات آنان به دور از رصد نیروهای امنیتی برای مردم گیچ کننده میباشد.
در این جنگ که بیشتر به خاطر باز نمودن کاریدور عبور از دریای آمو به آسیای میانه راه اندازی گردیده فاریاب به مثابه نقطه عطف عبور به بخارا و سمرقند و فرغانه و بدخشان بخاطر عبور به تاجکستان و چین برای مخالفان دولت اهمیت فوق العاده دارند.
دولت افغانستان که با سیاست های ناسنجیده دوره آقای کرزی خود را از حمایت هوایی ایالات متحده محروم ساخته و کدام موافقتنامه مشخص با امریکا در رابطه به استفاده از طیارات بی پیلوت ندارد در این جنگ عملاً یک دست خود را آگاهانه و یا نا آگاهانه بسته است و بدتر از آن لابی های طالبان در درون دولت به بهانه های مختلف در برابر کسانی که علاقه دارند شمال را تصفیه کنند ممانعت ایجاد مینمایند.
چلنج بزرگ جنرال دوستم
ولایات شبرغان، سرپل و فاریاب که از مراکز بزرگ بانک رأی جنرال دوستم در حمایت از دکتر غنی در انتخابات بود اکنون در وضعیتی قرار گرفته که اگر جنرال دوستم جبهه فاریاب را فتح نکند شکست آن همه مناطق شمال هندوکش را تهدید نموده پایگاه اجتماعی جنبش در شمال پایان می یابد.
تحرکات جندا لله و تحریک اسلامی ازبکستان در فاریاب همزمان با گلایه و شکایت خیزش های مردمی از عدم کمک دولت به مردم در مقابل آن و راکد ماندن نیروهای تحت امر لوی درستیز در فاریاب پرسش هایی را میان مردم ایجاد نموده چون از یکطرف دستآورد ملموسی در صحنه جنگ به چشم نمیخورد و از طرفی فرستادن جنرال ملک به عنوان رقیب جنرال دوستم به فاریاب و باقیماندن جنرال دوستم در شبرغان با توجه به تجارب گذشته از کارآیی و همآهنگی جبهه جنگ خواهد کاست. هرگاه جبهه فاریاب توسط دوستم فتح نشود وزنه جنبش در دولت و پایگاه اجتماعی آن در شمال شدیداً آسیب خواهد دید و ساحۀ نفوذ مخالفان تا بلخ، کندز، سمنگان و بغلان گسترش خواهد یافت.
معامله بدخشان
برخلاف ولایات فاریاب، جوزجان و سرپل که تا حدودی از اتحاد و همآهنگی ضد طالب بر خوردار اند در بدخشان به دلایل گوناگون وضعیت طوری انکشاف نموده که یک فرمانده جمعیت اسلامی بیش از یکصد نفر از سربازان خود را از منطقه یی که به چین و تاجکستان نزدیک است به طالبان تسلیم میکند و مغلق تر از آن این تسلیمی ها توسط طالبان رها میگردند.
سر و صداهایی مبنی بر ارتباط داشتن برخی از بزرگان دولت در بدخشان با طالبان و رقابت های معادن آن ولایت این سوال را مطرح میسازد که اگر صف معامله گران پنهان از مدافعان بدخشان جدا نشود سرنوشت بدخشان که کاریدور عبور به چین و تاجکستان میباشد در آیندۀ نه چندان دور چگونه خواهد شد؟
از نظر کارشناسان با در هم شکستن جبهات فاریاب و بدخشان به دست دهشت افگنان شمال هندوکش عملاً به ساحه تحت نفوذ داعش، طالبان و همدستان شان چون اویغور ها و دهشت افگنان آسیای میانه مبدل خواهد شد و افسانه ولایت خراسان به منصه اجرا گذاشته خواهد شد.
در ولایات جنوب
با حمله افراد قوم اورکزی و پنجابی ها به ولسوالی های نوار مرز با پاکستان در ننگرهار و آواره شدن مردم آن محلات و پایان شدن بیرق های سفید و بلند شدن بیرق های سیاه تحت نام داعش آی اس آی این مناطق را تحت ساحه نفوذ خود در آورده چنانکه پیشروی و استحکامات را در نوار مرز آغاز نموده و مناطق جنوب شرقی افغانستان را راکتباران میکند که هیچگونه تحرک برای خیزش های مردمی در میان دولتمردان آن محلات به مشاهده نمیرسد.
یگانه راه حل
باید همه کدرهایی که در هوای سرد ایرکندیشن ها در قصر های کابل لمیده و خمیده اند مانند جنرال دوستم به مناطق شان رفته رهبری قیام های منطقوی را در چوکات دولت بر ضد مخالفان در ولایات سرحدی افغانستان به دست گیرند. هرگاه صدای چند فیر در قله های سالنگ جنوبی و تهدیدات غوربند دست کم گرفته شود با شرایط کنونی همزمان با مسدود شدن راه تنگی ابریشم و ارغندی و لوگر عملاً پایتخت در محاصره قرار گرفته آنگاه حتا این دولتمردان توان زیستن در همین قصرها را نیز از دست خواهند داد.
سرقوماندانی اعلی باید از حالت انفعال برآمده با استفاده از 350 نیروی هوایی امریکا که وارد افغانستان میشود (در حالیکه سخنگوی وزارت دفاع حتا از آن خبر ندارد)، زمینه آن را مساعد سازد که پهپاد ها در جنگ های شمال همکاری نمایند و از طرفی هیئت هایی را به کشور های همسایه در آسیای میانه فرستاده از نیروهای هوایی و جنگ افزار های ثقیل و وسایل ترصد آنان در جبهات شمال کمک مطالبه نماید.
در حالیکه با انفعال و خموشی دولتمردان روحیه پرسونل و مردم هر روز بیش از پیش تضعیف میشود حکومت وحدت ملی به مذاکرات ملا اختر دلبسته آنهم در شرایطی که فرزند ملا عمر عنقریب در برابر ملا اختر قدعلم نموده با جانشینی در منصب ملاعمر همه برنامه های مذاکره با دولت را بر هم خواهد زد.
حکومت وحدت ملی باید از ایالات متحده بخواهد که مانند حملات پهپاد ها بر حافظ سعید، شاهدا لله شاهد و دهها جنگجوی وابسته به پاکستان در مناطق نوار مرز، در شمال افغانستان نیز به کمک نیروهای دولتی در بدخشان، فاریاب، کندز و سایر ولایات برسد. سوالی را همگان می پرسند و هیچکس جواب داده نمیتواند اینست که اینهمه اکمالات سلاح و مهمات به جبهات مخالفان در شمال از کجا صورت میگیرد و در حالیکه پوسته های دولتی بعد از صد فیصد اکمال شدن از قلت مهمات شکایت میکنند چرا ذخایر مرمی مخالفان دولت در شمال هیچگاه به قلت و کمبودی رو به رو نمیشود؟ و اعاشه و اباته چند هزار نفر چگونه از ترصد قوای مسلح به دور میماند؟

سه‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ه‍.ش.

دولتمردان سرنخ حوادث را گم کرده اند

 

شماره ( 236 ) چهارشنبه ( 31) سرطان ( 1394) / ( 22 ) جولای ( 2015 )
11752568_10152921639356231_5032246569781531328_n
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
در حالیکه ملا عمر در پیامی مذاکره با دشمن را به خاطر رسیدن به هدف از نظر شرعی جایز شمرد، رییس جمهور غنی از ملا عمر به خاطر این پیام تشکر نموده از تدویر دور دوم مذاکرات با طالبان در آینده نزدیک سخن گفت.
تبادل این پیام و تشکر از آن در حالی صورت میگیرد که جنگ های فاریاب و سایر ولایات شدت یافته و باعث انکشافات، موضعگیری ها، انقطاب ها و اتحادهای جدید در دولت افغانستان گردیده است. جنبش و جمعیت در شمال در مقابله با حملات طالبان و سایر گروهها متحد گردیده جنرال دوستم به شمال رفته اظهار آمادگی نمود که در صورت ضرورت پرتله پوشیده به کمک مردم فاریاب خواهد شتافت. عطا محمد نور لباس نظامی پوشیده رهبری عملیات در ولایت بلخ و کمک به ولایات همجوار را به عهده گرفته و حاجی محمد محقق شیوۀ عملکرد دولت را در جنگ با طالبان در مناطق مرکزی افغانستان مورد انتقاد قرار داده هشدار میدهد که در صورت عدم حمایت دولت از مناطق مرکزی به مردم سلاح تدارک خواهد کرد و وزارت دفاع میگوید به کسی اجازه مسلح ساختن خارج از تشکیلات دولت را نمیدهد.
در همین حال انتقادات شدید دکتر عبدا لله به آدرس حامد کرزی و عدم حضور دکتر عبدا لله و رهبران جهادی در نماز عید در ارگ با توجه به مذاکرات چند روز قبل رییس جمهور غنی و کرزی و برجسته نشان دادن عکس آقای کرزی در مقایسه به رییس جمهور غنی پس از ادای نماز عید در ارگ تحلیل ها، تبصره ها و سوالات متفاوتی را در اذهان مردم به وجود آورده است.
پیوستن گروهی از طالبان به داعش
با پیوستن گروههایی از طالبان به داعش و تمرکز جنگ ها در ولایات هلمند، فاریاب و ننگرهار و یکجا شدن طالبان پاکستانی و ناراضیان مذاکره با دولت افغانستان به داعش وضعیت نظامی سیاسی کشور وارد یک مرحله حساس گردیده است.
در برخی رسانه ها داعش در افغانستان یک گروه کوچک خوانده میشود اما گسترش تهدید اساساً به وسیله جنگجویان طالبان سابق و شماری از پاکستانی ها خوانده میشود که بعد از پیروزی ها در عراق و سوریه خموشانه به دسته های مختلف تغییر نام داده اند.
در همین حال گفته میشود که با توجه به بحرانی شدن اوضاع امنیتی احتمال آن وجود دارد که کاخ سفید در تصمیمش مبنی بر گذاشتن چند صد سرباز در سفارت امریکا در کابل تجدید نظر کرده تعداد بیشتری از نیروهای امریکا را در افغانستان بگذارد و خارج نکند.
رسانه ها از مذاکرات رییس جمهور غنی و جنرال دیمسی رییس ستاد مشترک امریکا خبر میدهند که گویا رییس جمهور غنی در این ملاقات از مقامات امریکایی خواسته تا به دلیل تهدید های گروه داعش روابط خود را با افغانستان مورد بازبینی قرار دهد و گفته میشود بر مبنای این تفاهمات امریکا با متحدانش میتوانند در مبارزه با تروریزم از پایگاه های افغانستان بر ضد گسترش داعش در جنوب آسیا استفاده کنند.
رسانه ها از قول جنرال دیمسی گزارش دادند که غنی می پذیرد که امریکا در مبارزه با داعش به استراتیژی فرا ملیتی نیاز دارد و وی مفکوره غنی را برجسته تلقی میکند که باید از افغانستان به حیث یک قطب حراست شود که در این حال افغانستان میتواند با همکارانش در عرصه جلوگیری از رشد گروه داعش در جنوب آسیا و خاور میانه کار کند.
آنچه مردم افغانستان را نگران ساخته اینست که چرا حکومت وحدت ملی نیروهای خود را در اتحاد به تمایل جهانی منسجم نمیسازد و این حالت از خود گریزی و به طالب آویزی چه نفعی به افغانستان خواهد داشت؟ در حالیکه به نظر میرسد برنامه داعش در عبور از دریای آمو به تاجکستان و ازبکستان با توجه به آمادگی های کشورهای آسیای میانه و روسیه در حال حاضر دشوار گردیده و تنها راه نفوذ در آسیای میانه از موضع نزدیکی ترکمنستان با طالبان در خاک آن کشور ممکن خواهد بود با این حال تندروانی که میخواهند به ازبکستان و تاجکستان داخل شوند سالها در مناطق شمال افغانستان خواهند ماند و به ویژه از طریق بدخشان تلاش خواهند کرد درد سر های بزرگی برای دولت افغانستان ایجاد نمایند که عدم علاقه دولت در مبارزه با این نیروها شگفت انگیز میباشد.
در اوضاع کنونی افغانستان هرگاه حکومت وحدت ملی ابتکار عمل را بدست نگیرد و نیروهای ضد داعش و طالب را در خط حمایت دولتی و نیروهای بین المللی قرار ندهد با خیزش های خود انگیخته مردمی و دفاع خودی در جنگ با داعش و دهشت افگنان و طالبان وضعیت افغانستان به طرف عراقی شدن خواهد رفت که در آن حال با توجه به رقابت های کشورهای همسایه کنترل آن از مرکز دشوار خواهد بود و احتمالاًبا گم شدن سرنخ اوضاع از دست دولت و گره دست را به دندان ساختن تجارب تلخ سالهای گذشته تکرار خواهد شد.
در حالیکه هدف ملا عمر در مذاکره از موضع قدرت با دشمن و مشروع خواندن آن کاملاً هویداست، هدف تشکر کننده با از هم پاشی نیروهای دولت در رفتن به مذاکره کاملاً مبهم میباشد.Ÿ