ه‍.ش. ۱۳۸۸ بهمن ۲۷, سه‌شنبه

چرا چند رسانه چاپی سراسری آزاد نداریم؟

کسانیکه به کشور های خارجی رفته اند در بسیاری موارد از دیدن فرهنگ اطلاع رسانی سریع رسانه های چاپی به مردم در مقیاس سراسری آن کشور ها با حسرت و افسوس یاد نموده اکثراً اظهار تأسف میکنند که چرا چند نشریه سراسری در افغانستان وجود ندارد تا ساعت هشت صبح در کنرها، بدخشان، هرات، قندهار، مزار شریف، پکتیا و خلاصه هر واحد ولایتی از 34 ولایت و ولسوالی ها به شمول شهر کابل به دسترس مردم قرار گیرد و شهروندان افغانستان در سراسر کشور از رویداد ها و حوادث مملکت، منطقه و جهان با خبر شوند. اگر چند رسانۀ تصویری، شنیداری داخلی و چند رادیوی پر قدرت خارجی را مستثنا کنیم در سایر موارد اصلاً شهروندان افغانستان از رویداد های کشور بی خبر میمانند.
کارشاسان امور رسانه ها از اینکه در طی سالهای اداره مؤقت، انتقالی، انتخابی و دوره دوم ریاست جمهوری فرصت های طلایی در این زمینه از دست رفته اظهار تأسف میکنند و این سوال را در برابر گردانندگان امور کشور قرار میدهند که آیا ممکن نبود با توجه به کمک های بزرگ جهان حد اقل در عرصه رسانه های چاپی کشور وارد یک مرحله نوین میشد؟
چه باید میشد؟
اولاً باید با این ذهنیت منفی وداع میشد که گویا افغانستان یک کشور عقب مانده است، مردم به تحولات علاقه ندارند و به خاطر کار در این رابطه به زمان نیاز است، نه! مردم افغانستان کار عملی میخواهند، کشور آماده پذیرش تحولات مثبت است و زمان عمل فرا رسیده، بنابران باید این اقدامات صورت میگرفت:
1- باید مطبعه مدرنی تأسیس میشد که همزمان نشریه ها در ولایات کابل، مزار شریف، هرات، جوزجان، بدخشان، تخار، کندهار، هلمند، پکتیا و ننگرهار به ساعت 6 صبح در آن ها از چاپ می برآمد و به دسترس مردم قرار میگرفت.
2- به عوض صد ها نشریه که بسیاری فقط چند شماره محدود به نشر رسیدند باید ده یا بیست نشریه در تیراژ 10-20 هزار و در 12-24 صفحه با ادیتوریل بورد قوی، شعبات اختصاصی و روزنامه نگاران عرصه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، هنری، ادبی... با معاشات کافی و امکانات دسترسی به انترنت و رسانه ها و نشرات داخلی و خارجی به وجود می آمد.
3- یک ساحه شهر برای دفاتر تمام رسانه ها و مطابع اختصاص داده میشد که دفاتر روزنامه نگاران با مطابع و حتی ساحه رهایشی ژورنالیست ها در آن مد نظر گرفته میشد.
4- در کشور نشریه های سیاسی، ادبی، اقتصادی، فرهنگی، سپورتی و نشریه ها برای جوانان، زنان، اطفال از طریق این مطابع به شکل روزمانه ها، هفته نامه ها، ماهنامه ها و مجلات در مقیاس سراسری به نشر میرسید.
5- یک شبکه شهری توزیع در چوکات دولت (و یا خصوصی) تأسیس میشد که تمام نشریه ها ساعت 6 صبح به آن انتقال داده میشد و از آنطریق همزمان تا ساعت 8 صبح به همه وزارت ها، پارلمان، دوایر، مؤسسات، ادارات مستقل، کتابخانه ها و غرفه های فروش روزنامه ها و جراید در شهر میرسید و در تمام نواحی شهر ستند هایی در پارک ها، محلات ازدحام عبور و مرور مردم نصب میشد که در آن ساعت 8 تمام نشریه های شهر برای مطالعه مردم نصب میگردید.
6- در هر ناحیه تعدادی از دست فروشان مؤظف میشد که روزنامه ها و جراید را در میان مردم در بدل کمیشن به فروش میرساندند.
7- تمام سفارت خانه ها، وکلای پارلمان، مؤسسات ملل متحد، نماینده های خارجی در کابل، وزارت ها، ریاست های مستقل و ادارات، NGOs در تمام نشرات پایتخت بدون استثنا اشتراک مینمودند.
8- در هر ناحیه حد اقل ده غرفه فروش روزنامه ها، جراید و مجلات در محلات مزدحم از طریق دولت ایجاد میشد که دسترسی مردم را به نشرات آسان میساخت.
کمک های جهان در این عرصه ها باید به مصرف میرسید و نسلی صاحب فرهنگ مطالعه در جامعه پرورش می یافت، اما افسوس که آن فرصت ها از دست رفت و حالا که در دومین دوره ریاست جمهوری قرار داریم و از آن حال و هوا و شوق و ذوق تشویق آزادی بیان و رشد رسانه ها کاسته شده، معلوم نیست دولت با انفاذ قانون رسانه ها که با چاپ در صفحات انیس از حبس و مفقودی رها شده، آیا خواهد خواست و یا میل خواهد داشت که رادیو تلویزیون ملی را واقعاً از کنترول حکومت جدا ساخته، کمیسیون هایی را که در آن قانون تذکر رفته فعال سازد یا نه؟
مردم انتظار دارند قانون رسانه ها در پهلوی آنکه در جریده رسمی به نشر میرسد، باید مفردات آن جدا تطبیق شود و از تدویر محفل درس و اندرز و توصیه های هشدار دهنده و تدویر ورکشاپ ها و مهمانی های سمبولیک که جز تشریفات و ضیاع وقت و مصرف پول حاصلی ندارد کار ژورنالیستان به مرحله تبدیل شدن به وسیله فشار بر نقاط ضعف چون فساد اداری، رشوه، اختلاس، قاچاق مواد مخدر و غیره که هنوز کسی جرئت افشای اسامی سرکردگان آنرا ندارد تبدیل شود.
ژورنالیستان توقع دارند در این مرحله از پراگندگی به سوی تشکل، از مسابقه در چشم بزرگان خود را زدن به کار و عمل و از دویدن به طرف مهمانی ها، نشست های دیپلوماتیک و تجارت به نام ژورنالیستان کار به مرحله واقعی دفاع از آزادی بیان، مردمسالاری و رسانه های آزاد ارتقا نموده، کار ژورنالیستیک به مرحلۀ جدیدی از قانونمندی و نهادینه شدن سوای اکت و حرکات آماتوری موجود مبدل گردد. در حال حاضر چندین اتحادیه ژورنالیستان، چندین گروپ های در چوکات رسانه ها و چندین نهاد بخاطر کار با رسانه ها معاش می خورند که محصله کارشان فقط مساوی به صفر است و حتی وضع به حدی بحرانیست که اگر ژورنالیستی مورد تهدید قرار گیرد، رسانه یی که آن ژورنالیست برایش کار میکند، برایش اجازه نمیدهد صدایش را بلند کند و در مجلسی که بخاطر دفاع از او تدویر یافته اشتراک نماید و یا خبر دفاع از ژورنالیستش از رسانه مربوطه اش به نشر برسد؛ چه فضای خفقان آور و دلگیری! بیایید به داد ژورنالیستان برسیم!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر