ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۵, پنجشنبه

جریان خطرناک پارادوکس سیاسی در افغانستان!

نوشته: محمد داود سیاووش
پرویز اشفاق کیانی به خاطر ملاقات استراتیژیک به واشگتن میرود، مطبوعات بریتانیا از قرار گاه های طالبان درایران خبرمیدهند، سفیر پاکستان ملاقات کای ایده را باملا برادرخلاف پالیسی رسمی سازمان ملل دانسته مساله را قابل بررسی میداند، ملایی که از گوانتانامو وپلچرخی رها شده جانشین ملا برادر میشود ، مقامات ایالات متحده برادر رییس جمهور را مانع فعالیت های نظامی شان درکندهار میدانند، احمدی نژاد از ستیژ ارگ افغانستان برایالات متحده می تازد، رییس جمهور به چین میرود، صلاحیت های شورای ولایتی بافرمان رییس جمهور افزایش می یابد و در کابل هیئت حزب اسلامی با مقامات دولت ملاقات می نماید وخواهان ملاقات باسفیر ایالات متحده میشود ولی سفارت درحالیکه ملاقات هیئت حزب اسلامی را بامقامات دولت رد نمی کند ولی حاضر به ملاقات با هیئت حزب اسلامی نمی شود وبه ادعای یک ژنرال بریتانوی ایران به طالبان وحزب اسلامی درجنگ افغانستان کمک میکند. تحولات فوق ریشه حوادث بعدی را درافغانستان تشکیل می دهد. به نظر میرسد با نزدیکی پاکستان به ایالات متحده و با نزدیکی افغانستان به ایران، چین، روسیه و سایر کشورهای ذیعلاقه کشور درموقعیت حساسی قرار خواهد گرفت.
پاکستان آنچه را میخواست به دست آورد، ولی دولت افغانستان از موقعیتی که قرار داشت چند مرتبه عقب نشست، پاکستان کمک های سرشار ایالات متحده را دردوره حکومت اوباما به دست می آورد، مناطق غیر قابل کنترول قبایلی را با سرکوب طالبان وتندروان تسخیر می کند و وضعیت را در سرحد طوری شکل میدهد که درهرنوع شرایط دولت افغانستان را می تواند تحت فشار قرار دهد، درحالیکه درمقابل جناح متمایل به دولت درصفوف طالبان تحت ضربه قرار گرفت، بانزدیکی حزب اسلامی حلقات روشنفکر ومعتدل حتی درمناطق پشتون نشین از دولت دور خواهند شد و ایران وچین که از حضور ایالات متحده درمنطقه ناراحت اند به غیر از اظهارت روی کاغذ وسخن رانی پشت تربیون هیچ نوع رول درصحنه عملی ایفا کرده نمی توانند در حالیکه ایالات متحده می تواند با توازن بخشیدن سیاست هند وپاکستان درمنطقه جناح های تندرو داخل پاکستان وشامل دردولت افغانستان را تحت فشار قرار دهد. دولت افغانستان با توجه به این انکشافات دراین لحظه حساس به چند مساله توجه نمایند:
1-آنکه بدون نقش ایالات متحده هیچ نوع راه حل درافغانستان امکان عملی شدن ندارد.
2-توازن وتعادل مناسبات فی ما بین کشورهای ایران، پاکستان، هندوستان، روسیه و چین طوری برقرار شود که حساسیت برانگیز نباشد.
3-با برهم خوردن تعادل کشور های عربی وپاکستان درکشاندن مخالفان به مصالحه وضعیت بحرانی تر خواهدشد
4-به انکشاف متوازن اقتصادی واجتماعی وسیاسی کشور درهرنوع استحاله سیاسی توجه شود ونزدیکی یکی باعث دوری دیگری نگردد.
5-بازی های سیاسی جایش را به اصول بدهد ودرهرنوع مصالحه وسازش با اصل های جامعه مدنی، مردمسالاری، آزادی بیان، تساوی حقوق زن ومرد وارزش های قانون اساسی معامله نشود.
6-خطوط درهم وبرهم سیاسی موجود که درآن نیروهای دموکرات، تندرو و طرفداران اداره قرون وسطایی و جامعه مدنی دوریک دستر خوان نشسته اند کنار گذاشته شود و بالاخره تیم هایی با برنامه های مشخص درساختار دولت وجامعه عرض اندام نموده مبارزه واقعی به خاطر دموکراسی و بر ضد دموکراسی، به خاطر آزادی بیان و ضد آزادی بیان، به خاطر جامعه مدنی و برضد جامعه مدنی علناً آغاز شود تا هویت سیاستمداران وشخصیت های مطرح بر اساس آن مشخص شود. مناظره سیاه وسفید تلویزیون طلوع نشان داد حتی آنانی که که قیماق های ادارات موقت، انتقالی و انتخابی راطی هشت سال خورده اند افکار ونظریات جدا از آقای کرزی دارند که دراین حال کسی از زبان یک مامور حرف میزند، کسی انتقادات شدیدش را که درانتخابات دولت را کثیف می گفت فراموش کرده در کنار همان دولت اما با احتیاط و ملاحظه ایستاده و کسی فقط در اصول می خواهد دولت سقوط نکند اما در فعالیت های آن ملاحظات خود را دارد، از چنین تیم چه توقع می توان داشت؟
احمد رشید از تبلیغات زیاد برای نفوذ موقف در آنچه میتوان افغانستان بعد از ایالات متحده خواند صحبت میکند و از جنگی که به نمایندگی از پاکستان و هند در افغانستان جریان دارد میگوید، این کارشناس مسایل منطقه معتقد است که در حال حاضر نیاز به رهبری منطقوی میباشد تا قدرت های منطقه یی را منسجم نگهدارد، از نظر احمد رشید در حال حاضر حکومت اوباما شکار تفرقه روی موضوع افغانستان میباشد و در سطوح مختلف نظریات مختلف وجود دارد که چگونه باید با طالبان صحبت شود. گیتس وزیر دفاع ایالات متحده در رابطه به طرح مصالحه با طالبان به این نظر است که ادغام صفوف پایین طالبان ممکن است اما وقت سازش با رهبران طالبان هنوز نرسیده، اگر این سخنان را با اظهارات کرنیل امام در رابطه به شکست نا پذیری طالبان و گفته های جنرال حمید گل مبنی بر منسجم بودن حزب اسلامی حکمتیار کنار هم بگذاریم دیده میشود که حتی در صورت تعهد جنرال اشفاق کیانی به ایالات متحده باز هم راه درازی تا قطع مداخله در امور داخلی افغانستان باقی مانده است. آنچه مسلم است اینکه ایالات متحده با مأیوسیت از بازی های خام سیاسی رهبران افغانی و تیم متفرق و پریشان موجود نباید یکباره پشت به افغانستان نموده پاکستان را به آغوش بگیرد، زیرا در آن صورت افغانستان به میدان رقابت همسایه ها تبدیل شده فاجعه دهه نود بار دیگر تکرار خواهد شد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر