۱۳۸۹ آذر ۲۸, یکشنبه

فریاد از این دود

نوشته: محمد داود سیاووش
امروز 28 قوس در مکروریان ها ساعت 7 شام چنان دود پیچیده که گویی همه بلاک ها را آتش گرفته. در همین هوای دودگین شاگردان مکتب رفتند و حتی امتحان دادند. مأمورین به وظایف خسته کن مأموریت پرداختند. ازدحام مردم در خیابان ها وجود دارد. موتر های دیزلی با ساعت ها توقف هر یک به سویی روان اند. نفس شهر بند آمده اما هیچکس فضای دودگینی را که بالای سرش چتر بسته متوجه نمیشود. وزرا راحت و بی تشویش در چوکی ها لمیده اند. جلسات پیهم دایر میشود. سخنرانی ها با آب و تاب صورت میگیرد. برنامه های رادیو ها و تلویزیون ها پیهم از مناظر خوشگوار و زمزمه آبها و شرشر آبشاران برنامه ها پخش میکنند، روزنامه ها از مزایای پاکترین شهر های جهان معلومات میدهند و فانتیزی هایی برای آینده کشور ترسیم میکنند ولی در هیچ صفحه روزنامه، در هیچ جلسه بزرگان مملکت و در هیچ برنامه رسانه های صوتی و تصویری این مشکلی که فعلاً دامنگیر مردم شهر شده مطرح نمیشود، گویی آنها در سواحل دریای مدیترانه و یا در دره های کوه های سالنگ و پغمان نشسته اند.
با این حال آنچه قابل ملاحظه میباشد خسته گی فکری و آشفته گی حواس شهروندانی است که با سر و روی گرد آلود مصروف خرید و فروش ترکاری و غریب کاری در جاده های دودگین شهر اند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر