۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۲, دوشنبه

چه دوران تلخ وسیاهی!

نوشته : داود سیاووش
آه ! که درچه دوران تلخ وسیاهی زیست میکنیم
دورانی که سیاست بازان روزمره محبوبیت ، مقبولیت ومرغوبیت شان را در عشوه وکرشمه شبانه در تلویزیون ها می بینند.
دورانی که اپوزیسیون بودن به مفهوم شبها باگرگان مافیا وفساد گوشت خوردن وروز ها با آواره گان وبیچاره گان نوحه کردن است.
دورانی که در آن از نفس یک نظام آغشته به فساد سر بلند کردن و مدعی انتقاد بر آن بودن افتخار است.
دورانی که در آن از چوکی اکستریمست تا فوندامندلیست وتا سوسیالیست و کمونیست ودموکرات فقط یک وجب فاصله است وحب وبغض وهم وغم هر کدام فقط تا رسیدن به آن چوکی است.
دورانی که روشنفکر نمای شهرت طلب آن در کانال بین المللی فرانسه ابیات اول مثنوی را غلط میخواند وخود را مولانا شناس افغانستان معرفی میکند।
دورانی که در پیام رییس جمهور نام معین الدین چشتی به غلط محی الدین خوانده میشود و همگان خموشانه به آن گوش داده حبذا ومرحبا می گویند.
دورانی که در آن در بیانیه کنفرانس بین المللی مولانا ابیات (ازنما مردم زحیوان سرزدم...) را دانشمند ما با تلفظ غلط در محضر دانشمندانان خارجی میخواند وافتخار دارد که آن بیانیه اش در شمار مقالات دانشمندان بین المللی چاپ خواهد شد.
دورانی که در آن رییس جمهور به غرب میگوید لانه های تروریستان در خارج است( بدون بردن نام) ولی در برابر رد این ادعا توسط یوسف رضا گیلانی در کنفرانس مطبوعاتی خموش میماند.
دورانی که ایالات متحده روزانه بیش از یک میلیارد دالر در افغانستان وصد ها میلیارد دالر سالانه در پاکستان در مبارزه با تروریزم مصرف میکند در حالیکه اسامه در شهرک نظامی قریب اسلام آباد در یک قصر صبحانه با مامورین ( آی – اس – آی)دودپتی مینوشد.
دورانی که به خاطر تحویل ده افغانی به حساب دولت باید هزار افغانی درادارات رشوه پرداخت.
دورانی که افراد میزان وزن شان را درجامعه از روی مصاحبه های شان در رسانه ها می سنجند.
دورانی که رییس جمور میگوید از کشته شدن سربازانش شکایت ندارد ولی به خاطر کشته شدن افراد در بمباران ها اشک از چشمانش و پره های ریشش سرازیر میشود।

دورانی که مردم عقل گوش شده ودر هپنوتیزم گزارشات رسانه ها قرار گرفته اند.
دورانی که حرف هیچکس به دل ها چنگ نمی زند ومردم بر همدیگر مظنون اند.
دورانی که رهبران یک کشور همسایه به کابل می آیند وهشدار می دهند که وزرای داخه ،دفاع ورییس امنیت باید به مشوره آنان تعین شود.
دورانی که در آن زمامداران پس از ده سال اصطلاحات مردم سا لاری ، حقوق بشر ،آزادی بیان وجامعه مدنی را فراموش کرده اند و فعالان جامعه مدنی با معاشات بلند در بست قاب شوی ودستشوی محافل رسمی ایفای وظیفه نموده در مجالس فرمایشی حکومت به صفت آری گوی ،شاهد قول وهمکار محدود ساختن حقوق مدنی از آنان استفاده می شود.
دورانی که بزرگی انسانها یا درجاغور تفنگ است یا در سیف پول یا در مودل موتر یا در قصر ها وبلند منزل های داخل وخارج ویا دردارودسته اوباشان وبد ماشان وقاچاقبران وهمدستان ملی وبین المللی شان.
دورانی که خون جوانان معتاد خفته در زیر پل های شاه دوشمشیره ،پل سرخ وویرانه های شهر کابل را قاچاقبران لندکروزر سوار صبحانه نوش می کنند।
دورانی که مفاد ده نفر به نام عاید ملی سی میلیون نفر محاسبه می شود.
دورانی که کشور در فساد وقاچاق درسطح جهان اول می شود ودولتمردان پهلوان زنده خوش اندو بالای چوکی ها به خواب رفته اند।
دورانی که به شخصی که 9 افغانی کریدت دارد در کابل بانک 22 افغانی قرضه میدهند.
آه ازچنین دوران تلخ وسیاه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر