۱۳۹۰ خرداد ۴, چهارشنبه

لذت دهر رفتگان بردند!

نوشته : داود سیاووش
اگر کابل شاهان در کوه شیردروازه دیواری بلند کردند که تاکنون پابرجاست در قرن بیست ویک در کابل تعمیراتی میسازند که فغان باشندگان آن از ترس عدم مقاومت آن در مقابل زلزله تا اوج افلاک بالاست।



اگر در اوایل قرن بیست دولتمردان وبلکه رادمردان میخواستند نقشه شهر برلین را در پایتخت تطبیق کنند در قرن بیست ویک مقامات صدر کشور تیشه به ریشه ماستر پلان بیست وپنج ساله شهر کابل زده رییس جمهور خودش امر تخریب میدان فتبال واعمار تعمیر 9 منزله خلاف نقشه را به نفع مافیای زمین میدهد ،جالب آنست که همه تطبیق کننده گان فرمان ، با تکان دادن سر واظهار تاسف ، خود را مکلف به اجرای آن فرمان خلاف منافع مردم میدانند।



اگر نیم قرن قبل نویسندگان بنای انجمن ادبی کابل و اساس کتاب دوستی را گذاشتند در قرن بیست ویک دفتر یونسکو در کابل وصدها موسسه فرهنگی ومدنی روز جهانی کتاب را از یاد میبرند। از حکومت که حالا نبایدگله کرد چون به خاطر گل روی برادران آزرده اش حتا اگر لازم باشد به عوض تجلیل بعضی کتابها را مانند دوره طالبان ممنوع المطالعه هم اعلان خواهد کرد.



اگر در دوره امیر عبدالرحمان خان از قصر بوستان سرای به صفت مهمانخانه امیر استفاده میشد در حال حاضر به عوض حفاظت از آن بنای تاریخی از آن به صفت دفتر وارده وصادره اوراق شهرداری یا شاروالی استفاده میکنند।



اگر روزی وروزگاری از دریای کابل به صفت مظهر طراوت وزیبایی شهر استفاده میشد اکنون به صفت مظهر کثافات وزباله دانی شهر استفاده میشود।



اگر روزی وروزگاری کابل با باغ های جهان آرا ، شهر آرا و باغ های بابر وباغ نواب وباغ لطیف وباغ بالا و॥تا آگره هندوستان به شهرت رسیده بود در این روز ها پارک شهر نو آن به خاکدان وبه محل نشه وخمار معتادان مبدل شده است।



اگر روزگاری به تقلید از ستیژ تیاتر یونان باستان ستیژی در دره پغمان ساخته بودند اکنون نام هنر بردن در آن دره گناه پنداشته میشود।



اگرروزگاری چند آدم خوش ذوق با حد اقل امکانات در تاریخ سینمای افغانستان تهدابی گذاشتند وفیلمی ساخته، زحمت سفر را به خاطر مراحل تخنیکی آن تا شبه قاره به جان خریدند، اکنون در سینمای افغانستان کسانی پیدا شده اند که به خاطر آنکه درمندر وی را بچه خوانده گوش شنوندگان را کرو چشم بینندگان را از عشوه وکرشمه این افتخار کور کرده اند।



اگر روزگاری اتحادیه های ژورنالیستان ، نویسندگان ، هنرمندان کشور رابا فعالیت های شان به تکان آورده بود اکنون این نهاد ها به دکان های بزنس مامورین اداری غیر شاغل در مسلک وکاریکاتور مضحک این اسمها مبدل شده।



اگر روزی قرارگرفتن در صف دفاع از آزادی بیان ودفاع از رسانه ها به یک سمبول عالی مدنی مبدل شده بود اکنون عده از همان افراد با توجه به جهت وزش باد ارگ درجهت خامش ساختن چراغ آزادی بیان اند।


اگر آموزگاران کشور هر سال فقط بادسته گلی یاباگفتن (روزت تبریک)از زبان یک شاگرد یکساله رنج وتکلیف بی معاشی ،ناداری اقتصادی ، خانه به دوشی ،قرضداری ،فقر وگرسنگی خود واولادان شان را فراموش میکردند ،از کرم اولیای امور امسال همین حداقل تعارف انسانی نیز در روز 3جوزا از آنان دریغ شد وبرای شان گفته شد تا ماه میزان مانده باشید آنگاه ما شمارا (مانده نباشید وروزت تبریک )میگوییم



اگر روزی امیر شیر علیخان سنگ بنای یک قشله دفاع از وطن را به نام شیرپور گذاشت اکنون کسانیکه سنگ دفاع از وطن را به سینه میکوبند آنرا نابود کرده درخرابه هایش شب میخوابند।


।از همینجاست که اگر دیگران میگویند هر روز تان نوروز ونوروز تان پیروز


ما میگوییم هر روز مابدتر وبد تر ما یوم البد تر।حقا که لذت دهر رفتگان بردند.




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر