ه‍.ش. ۱۳۹۱ تیر ۱۲, دوشنبه

ازروشنفکرانی که خرچ می کنند تا روشنفکرانی که فکر میکنند !

!نوشته : محمد داود سیاووش

روزی وروزگاری بود که روشنفکران با بیزاری از ظلم واستبد اد حاکم بر جامعه سربه کتاب هافرومیکردند واشکال وشیوه های رهایی از زنجیررا در مکاتب سیاسی جستجومینمودند . فلم های قیام سپارتاکورس را مشاهده میکردند ، اززنده سوختاندن ژاندراک درس مقاومت وآزاده گی میگرفتند ، ازاین درس می آموختند که چسان نیلسن ماندیلا به خاطر برابری انسان ربع قرن را در سلول تاریک وتنهای زندان سپری کرد . از این می آموختن که چسان گاندی مقاومت آرام را به صفت یک حربه کارا در برابر دریا های خون به کاربرد . میآموختند که چسان هیات امپراتوری بیزانس ازمشاهده حضرت عمر خوابیده به روی بوریا درسایه درخت خرما تنها وبدون حشم وخدم حاجب ودربان تعجب کرد وچسان پس ازبیداری عمر تحت تاثیر هیبت نورانی آن امپراتور بوریا نشین قرار گرفت .میآموختند که چسان علی با پای برهنه وشمشیر برهنه ازحق دفاع میکرد . ازانقلاب ژاکوبن ها برضد بوربون ها میآموختند . ازفانون میآموختند که چسان درس وبحث وفحص دانشگاه های فرانسه را رهاکرده راهی الجزایر شد تا در کنار بن بلا وجمیله بوپاشا بااستعمارفرانسه بجنگد وچگونه وصیت دفن فانون در گورستان آزادی خواهان پس ازمرگش به معضل بزرگی برای مبارزان الجزایری مبدل شد .

ازین میآموختند که چسان جورج واشنگتن پس ازآنکه ازاحراز مقام ریاست جمهوری دردوردوم اباورزید وقتی قوای دشمن خط مرز میهنش رامیشکست در صف مقدم دفاع ازمیهن به صفت یک سپاهی گمنام ایستاد واز میهن دفاع کرد .به همینسان ازسقوط فرعونان مصرتا فروریختن کاخ های امپراتوری بیزانس وروم شرقی ویونان وتا ویرانی تخت جمشید وتا لشکرکشی های چنگیزخان مغول وویرانی بلاد وشهر ها وفرارزمامداران از هیبت چنگیز وتا عرض اندام تیمور لنگ و پهنایی مدنیت تیموری برخاکستر ویرانه های تیمور و تاماجرای باروک درغرب وتا جنگ سالفرینووانتباه هنری دونانت از آن جنگ و تا اسارت ناپلیون در جزیره سنت هیلن و عدم اطاعت جنرال انگلیسی به امپراطوری خیالی ناپلیون و عصبانیت های او در برابر جنرال انگلیسی، اعدام روبسپیر مظهر انقلاب کبیر فرانسه، انهدام خانواده رومانف ها، جنگ بوکسرها، جنگ تریاک، ماجراهای کشتی بادبان دار ژوپیتر و وارد شدن بارون اوکلند با آن در هند شرقی، کودتاها و انقلاب های ناصر، تیتو، عبدالکریم قاسم، احمد حسن البکر، کمال اتاترک، ماجرای های حمله کاسترو بر باتیستا و تقابل جان کنیدی با خروشچف در نزدیک شدن قوای امریکا به دریای کارایب، کشته شدن چگوارا، راهپیمایی های طولانی چین، فعالیت های دکتر سنیاتسن، محصور ماندن جنرال چانکای شیک در تایوان، حوادث قصر سمولنی، سقوط شاه ایران، کودتای خندا کار مشتاق احمد در بنگلادیش، ماجرای ببر های تمیل، تحرکات جوانان بخارا و حاتم بیگ ،اسارت جنرال نوریگا و بالاخره از هم پاشیدن شوروی و بیکار ماندن میخائیل گورباچف را در شرایطی می آموختند که نه انترنت بود و نه کمپیوتر، نه رادیوی موج اف ام بود و نه آنتن ماهواره و با این حال روشنفکران جامعه را تغذیه ی معلوماتی میکردند.

اما حالا در چه وضعیت قرار داریم:

در حالیکه همه کسانیکه به کار فکری مصروف اند روشنفکر خوانده میشوند اولا روشنفکران از لحاظ تلقینات جنگ سرد به کهنه روشنفکر  وشبه روشنفکر تقسیم میشوند.عده هنوز دنیا را دوقطبی تصور کرده واقعیت های قرن بیست ویک را از عینک دهه سی وچهل قرن بیست در کلاسیکها جستجو میکند وعده باذهنیت نهیلیستی به واقعیت ها بر خورد نموده دچار پسیمیزم شده وگروهی چنان از کتاب ومطالعه بریده که تصور میکنند پس ازنیمه دوم قرن نزده ونیمه اول قرن بیست متفکری در جهان زاده نشده وگروهی چنان در پی چوکیها دوان دوان وکشان کشان در حرکت اند که حاضرند در بدنام ترین وفاسدترین ادارات به شرط دریافت معاشات سوپر سکیل ثبت نام کنند.

در جامعه کنونی افغانستان چند نوع روشنفکر عرض اندام نموده:

- یکی آنانیکه پول دارند و مالک شرکت ها و شهرک ها میباشند، این قشر که با پول همه چیز را می سنجند اکثراً در چوکات منافع خودشان طول، عرض و ضخامت هر مسأله را مورد پیمایش قرار میدهند و ده ها روشنفکر و قشر تحصیل یافته در کاریدور ها و دهلیز های دفاتر شان سرگردان و اینسو و آنسو روان اند.

دوم آنانیکه اهرم های اصلی قدرت بدست شان است. این قشر با قشر طبقه اول در تبانی و معامله بوده آنان از نیروی نظامی و قدرت محلی این قشر و اینها از امکانات ارتباطات و شناخت های آنان در تحکیم پشتوانه ی قدرت شان استفاد میکنند تا اینجای کار هیچگونه فکری به استثنای منافع شخصی شان مطرح نیست واز اتحاد آنان یک الیگارشی قدرت به وجود آمده که از مافیای مواد مخدر تا مافیای زمین وتا شبکه فساد وقاچاق به آن ارتباط دارد واز آن نیرو میگیرد.



قشر دیگری که تازه به دوران رسیده نسل جوان کمپیوتر وانترنت میباشد . این گروه اکثراً بگروند فکری ندارند اما بی تعصب بوده در انقطاب های نظامی وفکری دیروز نبوده سریع الفکر با انرژی وتیز هوش اند اما نظر به شرایط کشور پیشتر حرکت میکنند وبا امکاناتی که در دنیای انترنت، فیس بوک، ایمیل و غیره در شکل ارتباطات برای شان ایجاد شده از محتوای فکری استفاده از این افزار عاجزاند.در حالیکه در جوار شان قشر دیگری نشسته که با تجدید نظر بر نظریات گذشته یک عالم فکر دارد اما به دلیل عدم دسترسی به امکانات کمپیوتر ودنیای مجازی از روند زندگی جدید به دور مانده به شکلی در افسرده گی بسر میبرند. این قشر که از افراد دیروز بریده و به قشر امروز نرسیده اند اکثراً در حال انزوا قرار دارند. بدترین وضعیت لحظه جاری آنست که روشنفکرا ن چپ وراست مردم را از افکارسیاسی نا امید وبد بین ساخته اند وتا آن حد تبعات تطبیق غلط این افکار مردم را نا امید ساخته که عوام الناس فکاهی ساخته اند که : میگویند سوسیالیزم افغانستان شوروی را سقوط داد ،تندروی مذهبی افغانستان تروریزم زایید وبازار آزاد افغانستان ماجرا های والستریت ویونان زایید.

ناکامی سیاست های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی تیم بر سر اقتدار جامعه را در یک تردد فکری قرار داده چون از نظر کسانیکه دیروزی فکر میکنند چنان برداشت میشود که مانند کاپی های دوران شوروی و تندروی های اسلامی به نام مذهب تیوری های اقتصادی بازار آزاد هم کارایی خود را در جامعه افغانی ندارد ، در حالیکه واقعیت طور دیگریست که اگر تیوری های جامعه سرمایه داری در افغانستان جا نیفتاده مسوول آن حد اکثر ده نفری است که ایالات متحده و کشور های غربی بالای آنان قمار زده و عنان جامعه را بدست شان دادند. این افراد نه معتقد به ارزش های جامعه ی سرمایه داری بودند و نه تیوریسن های آن اندیشه و تنها منطق ارتباطی شان با غرب بر مبنای مخالفت با شوروی و طرفداران شوروی در افغانستان آنزمان بود. پس از سقوط شوروی حتا بعضی طرفداران شوروی هم به این نتیجه رسیدند که مارکسیزم روسی در افغانستان قابل تطبیق نیست و آنچه نسل کهنسال پس از جنگ دوم جهان به نام تیوری های چپ به افغانستان صادر کرده بود در افغانستان به یک فاجعه انجامید . اما تیمی که به عنوان راوی و طراح و پوبلسیست و پالیسیمیکر اندیشه های بازار آزاد در افغانستان قدرت را بدست گرفت نشان داد که به مراتب نظر به چپی ها بی کفایت بود. بدیل چپ اندیشی های افراطی، آمدن نظام امارتی قرون وسطایی منبعث از دیوبند شد. بدیل نظام دیوبندی ساخت آی اس آی، جامعه ی باز و کثرت گرا شد. در حالیکه هیچ سکانداری در حال حاصربرای رهبری این کشتی کثرت گرا وجود ندارد و در پایان کار آن افرادی را که غرب و ایالات متحده بالایشان قمار زده بود به مخالفان پر و پا قرص امریکا و غرب وبازار آزاد مبدل شده  برضدبازار آزاد از کرسی بازار آزاد تبلیغ میکنند.. آنانکه به قول معروف قمار را در بی کفایتی سیاسی باخته بودند حتا توانایی آن را نداشتند که حریفی را که بالای شانه او و به زور طیارات بی 52 وی به کرسی ها تکیه زده بودند با خود نگهدارند. از همینجاست که حالا ده سال پس از آمدن جهان به افغانستان پولداران در گریز، زورمندان در گروپ سازی و سیاستمداران در معامله مصروف اند در حالیکه کفاره بی کفایتی آنان را مردمی می پردازند که در نه در دسترخوان شان تغییر آمد و نه در قدرت جایگاه و پایگاهی داشتند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر