۱۳۹۳ فروردین ۱۹, سه‌شنبه

فرهنگ انتخابات را فراگیریم


آوریل 9, 2014
شماره(170) چهارشنبه 20 حمل 1393 / 9 اپریل 2014
carton
تتبع ونگارش : محمد داود سیاووش
تدویر موفقانه انتخابات فی نفسه مشت کوبنده بر دهان همۀ کسانی بود که به جامعه جهانی و در حلقات گفتگوهای سیاسی شان کشور را بیگانه با مردمسالاری، جامعه مدنی، رعایت حقوق بشر و آزادی بیان وانمود کرده از حق شهروندی احاد جامعه منکر بودند.
انتخابات مظهر اشتیاق شعور مدنی مردم در اشتراک به حیات سیاسی شان بود، اما این تائید کلی و اصولی نمیتواند پرده بر روی ده ها مورد تخطی، تقلب، سهل انگاری و جعل کاری بیاندازد که در مسایل اساسی چون کمبود برگۀ رأی در مرکز و ولایات، رأی دادن افراد زیر سن در ولایت ننگرهار و سایر محلات، عدم تأمین امنیت موترهای حامل صندوق های رأی از کندز و داخل شدن علنی بعضی افراد در داخل سایت های رأی دهی با تشویق مردم به رأی دادن به کاندید مشخص صورت گرفت.
به هر حال اشتراک در حدود هفت میلیون از شهروندان در این پروسه یکی از موفقیت ها به شمار می آید.
چرا خلاف انتظار، مردم با شور و شوق به پای صندوق های رأی رفتند؟
از نظر بعضی آگاهان سیاسی دلیل عمدۀ اشتراک فعال مردم در پروسۀ انتخابات به عوامل ذیل بستگی داشت:
یکی آنکه با توجه به بن بستی که میان صدر حاکمیت و جامعه جهانی به وجود آمده بود، مردم حتا کم سواد و بیسواد افغانستان به خوبی درک میکردند که با وضعیت موجود کشور بطرف نابودی در حرکت است و با این حال هیچ راهی جز تدویر انتخابات برای برون رفت از آن وضعیت وجود نداشت.
دومین علتی که مردم را به پای صندوق های رأی کشاند طولانی شدن دوران کار تیمی بود که از سال 2001 تا کنون به اشکال و تحت عناوین مختلف ادارات مؤقت، انتقالی و انتخابی در وجود حد اکثر چند صد چهره بر کشور حکمراندند. حتا در یک بررسی آفاقی اگر 600 میلیارد دالر کمک جامعه جهانی به 34 ولایت اختصاص می یافت اکنون افغانستان یکی از پیشرفته ترین کشورهای منطقه میبود، در حالیکه بر عکس افغانستان از نظر اقتصادی وابسته به کشورهای همسایه شد، از نظر اکمالات دفاعی وابسته به جهان ماند و با عدم تحقق حکومتداری خوب، نام افغانستان در صدر جدول کشورهای ناکام، فاسد و آلوده به قاچاق در جهان قرار گرفت.
قابل یادآوریست که این دید انتقادی با توجه به ظرفیت ها و فرصت های بزرگی میباشد که در این چهارده سال در افغانستان مساعد بود و رسانه ها و گروههای فشار بر دولت همواره بخاطر عدم استفاده مؤثر از آن انگشت انتقاد بطرف دولت دراز میکردند، ورنه آزادی بیانی که طی این چهارده سال در افغانستان در چوکات قانون اساسی مرعی الاجرا شد در طول تاریخ افغانستان سابقه ندارد، چنانکه در نتیجه همین حوصله مندی سیاسی اکنون نسلی به عنوان نقد کنندۀ اجراآت دولت از نسل جوان سر بلند نموده است.
باید گفت که در این چهارده سال هیچکس بخاطر انتقاد از رییس جمهور مورد تهدید، تخویف و آزار قرار نگرفته اما ای کاش این فرهنگ یک قدم پایین تر کابینه، والی ها، قوماندان ها و تابوها را نیز در بر میگرفت.
افغانستان در شرایط پس از انتخابات کنونی
با توجه به پیشداوری ها، نه منو نه منو گفتن ها و تعین بعضی چوکات ها و خطوط قرمز شرایط قبلی برای قبولی نتیجۀ انتخابات، در حالیکه در شرایط فعلی رول جامعه جهانی در انتخابات کمرنگ است، هرگاه لجاجت ها به همین منوال ادامه یابد، کشور به بحران خواهد رفت.
سازندگان و گردانندگان امور انتخابات و رهبری دولت باید بدانند که:
با توجه به اینکه انتخابات مردمی رقابتی است، تنها اجازه دادن به حق رأی کافی نیست، مقررات و نحوۀ برگزاری انتخابات باید عادلانه باشد و از طرف دیگر آزادی تشکیل اجتماعات و ابراز مخالفت ها به معنای سلطه اوباشان و یا ایجاد خشونت نباید صورت گیرد.
یکی از هیجانات بزرگ حکومت مردمسالار را کارشناسان در طول تاریخ از جانب گروههای کنار رفته میدانند، اما انتخابات مردم قطعی است، این انتخابات رهبری دولت را برای مدت زمان معین مشخص میکند. هنگامیکه انتخابات به پایان رسید آنانیکه بازنده اند قضاوت رأی دهندگان را میپذیرند. صرفنظر از اینکه چه گروهی برنده شود، دو طرف باید توافق کنند که در حل مسایل مشترک جامعه با همدیگر همکاری داشته باشند. گروهی که کنار میرود، این گروه نه با سیاست مشخص دولت بلکه به مشروعیت اساسی مردمسالاری باید وفادار بماند، زیرا انتخابات نبردی برای بقا نیست، بلکه رقابتی برای خدمت به مردم میباشد. روش انتخابات هرچه باشد اما روند باید عادلانه باشد و در این راستا آزادی کامل رأی دهندگان و نامزدهای انتخاباتی باید تضمین شود. روش بیطرفانه برای تضمین سری بودن آراء، علنی بودن شمارش آراء و در صورت ضرورت روش هایی برای شمارش مجدد آراء و حل مناقشات پیرامون انتخابات اتخاذ گردد.
کشمکش و اتفاق نظر کاندیدان
به گفتۀ لاری دیاموند تضاد عمده میان کشمکش و اتفاق نظر وجود دارد. مردمسالاری از جهات مختلف چیزی نیست جز مجموعه یی از قوانین که برای کنترل و مهار اختلافات وضع شده است، در همین حال این اختلافات باید با درون مرزی های معین مهار شوند و در نتیجه به سازش، اتفاق نظر و سایر توافق هایی منجر شوند که تمامی طرفین درگیر مشروعیت آنرا بپذیرند. حکومت مردمسالار هم به کشمکش و هم به اتفاق نظر نیاز دارد. تأکید بیش از حد بر یکطرف این معامله تمام تعهدات را به مخاطره می اندازد. اگر گروهها مردمسالاری را تربیونی برای ابراز خواسته هایشان نیابد جامعه از درون می پاشد و اگر دولت برای رسیدن به اتفاق نظر فشار بیش از حد وارد کند و صدای مردم را در گلو خفه سازد جامعه از بالا خورد میشود.
برای حل معادلۀ کشمکش-اتفاق نظر راه حل ساده وجود ندارد. مردمسالاری ماشین نیست که به خودی خود و هنگامیکه به آن دستور داده شود حرکت کند. از نظر کارشناسان یک جامعه مردمسالاری به تعهد شهروندانی که اجتناب ناپذیری کشمکش های روشنفکرانه و سیاسی را همراه با نیاز شکیبایی میپذیرند احتیاج دارد. از این منظر درک این نکته اهمیت دارد که بسیاری از کشمکش ها در یک جامعه مردمسالار کشمکش میان «حق» و «باطل» نیست، بلکه کشمکش میان استنباط های مختلف از حقوق مردمی و اولویت های اجتماعی است.
در راستای تحقق همین اهداف جامعه به نوعی آموزش فرهنگ مردمسالاری ضرورت دارد که در این سلسله خانواده ها، مکاتب و موسسات تحصیلات عالی رول اساسی دارند. انتخابات جنگ مرگ و زندگی نه، بلکه رقابت الترناتیف های خدمت به جامعه میباشد، بنابران در پایان یک انتخابات عادلانه هیچکس بازنده نیست.
روزهای بعد از انتخابات نشان میدهد که در بعضی محلات، خانواده ها و موسسات آموزشی به نحوی روحیۀ نفرت از یک کاندیدا و الفت به کاندیدای دیگر بیش از حد تلقین میشود، که این کار خیلی خطرناک است.
بخاطر جلوگیری از بحران احتمالی اولاً کاندیداها باید به طرفدارانشان بفهمانند که هیچ کاندیدا دشمنش نیست و حتا در صورت پیروزی طرف مقابل میتواند مانند یک شهروند با او دوست باشد و در ثانی هر کاندیدا باید به طرفدارانش بفهماند که ناکامی در انتخابات به مفهوم حذف ابدی آن گروه نیست، بنابران آن کاندیدا میتواند برای دورۀ بعدی آمادگی خوبتر و بهتر اشتراک در انتخابات را بگیرد.
شنیدن این صداها که ما حتماً پیروز استیم، به دور دوم نمیرویم و یا نتیجه را با فلان شرایط میپذیریم و رقیب ما تقلب است مردم را نگران ساخته. یک سیاستمدار دور اندیش و مدبر هیجانات را تا حدی باید میان طرفدارانش اجازه دهد که شیرازه و اساس نردبانی که با ارزشهای آن میخواهد به قلۀ رهبری صعود کند نابود نشود.Ÿ

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر