ه‍.ش. ۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۶, سه‌شنبه

حتا اگر یک انسان نیز زیر آوار ارگو زنده بوده باشد، قبرستان جمعی اعلان نمودن آن محل به مفهوم نقض حقوق بشر وقتل نفس می باشد!

مه 7, 2014
شماره (174) چهارشنبه /17 ثور 1393/ 7 می 2014
pen-and-paper-clip-art22-53
در حالیکه از نظر کارشناسان امور، احتمال زنده ماندن انسان ها در زیر دیوار ها و محلات خاصی که در نتیجه لغزش های زمین و زلزله ایجاد میشود، وجود دارد، قبرستان جمعی اعلان نمودن آن دهکدۀ بدبخت که با ساکنانش به زیر خاک رفت از نظر انسانی و حقوق بشری ظالمانه ترین تصمیم میباشد.
والی ولایت بدخشان با خونسردی از عدم امکان کشیدن اجساد از زیر خاک صحبت نموده چهار تکبیر بر 2500 انسان فرو رفته در زیر خاک زد. رییس جمهور که به احساساتی بودن و عاطفی بودن در چنین حالات مشهور میباشد وحتا به خاطر خون شدن بینی یک طفل در گذشته با جهان گلاویز میشد خونسردی سوال بر انگیزی در این رابطه اختیار نمود که نه اعلامیه صادر کرد، نه به محل رفت، نه کنفرانس مطبوعاتی دایر کرد و در مقابل با کاندیدان اول و دوم ریاست جمهوری در ارگ به فکر تقسیم چوکی و مقام شد. وزرا و دولتمردان به عوض آنکه در بالای تودۀ خاک 2500 انسان فرورفته در قعر زمین خون گریه کنند عکس های یادگاری با لبخند و تبسم گرفتند. مسوولان کمک رسانی به مردمی که فقط جان شیرین شان را از زیر خاک نجات داده و تنها لباس به تن داشتند و در جز آسمان خدا امکان و پناهگاهی نداشتند گندم و روغن و مواد و اولیه بخاطر پخت و پز توزیع نمودند. مسوولان دست اول بخاطر مصرف انتخاباتی سفر های تشریفاتی با بادیگارد ها و حشم و خدم به محل ترتیب دادندکه در آن به عوض ژورنالیستان بادیگاردان، مشاوران و هواخواهان رهبران در طیاره به محل انتقال یافتند. والی و مسوولان ولایت در محل آسیب رسیدگان طور دایمی حاضر نیستند، مواد کمکی در موترها و مردم در حالت احتیاج منتظر توزیع آن لحظه شماری میکنند از منطقۀ همجوار که تحت تهدید حوادث طبیعی بعدی میباشد مردم به محل مصئون انتقال داده نمیشوند. در ساحۀ جوار حادثه که توسط آب در حال تهدید است تدابیر جلوگیری کننده اتخاذ نمیشود در توزیع مواد میکانیزم مؤثر وجود ندارد و حتا آسیب رسیدگان در جریان توزیع مواد با هم به جنگ می افتند. بطور کلی مواد در محل به حد کافی وجود دارد اما بنابر بی کفایتی اولیای امور به مردم توزیع آن طور مؤثر صورت نمیگیرد. بعضی ها به این باور اند که اولیای امور در نظر دارند با سرد شدن مسأله و کنار رفتن کامره های تلویزیون ها و رسانه ها مانند گذشته ها اقداماتی را که خود میدانند به روالی که خودشان مصلحت می بینند انجام دهند و صدای آنرا کسی نشنود و صحنه های آنرا کسی نبیند.
اینکه چرا رییس جمهور به طور قاطع امر نمی کند که والی و رؤسای ادارات ولایت در محل حادثه تا پایان آن مصیبت شب و روز حاضر باشند سوال بر انگیز است. باید به این وضعیت دردناک تأسف نمود و به این سازماندهی ضعیف انگشت انتقاد گذاشت. حکومت میتوانست اقدامات ذیل را رویدست گیرد:
1- از جامعه جهانی وسایل و امکانات تخنیکی تقاضا میشد که موجودیت انسانهای زنده را در زیر خاک تشخیص مینمود و اجساد مرده ها توسط آن پیدا میشد.
2- از جهان واگون های رهایشی مؤقت مطالبه میشد و خانواده های نجات یافته را به محلات مصئون و دور از حادثه در آنها جابجا میشد.
3- به وزرا هدایت داده میشد که به عوض گرفتن عکس های یادگاری با پرسونل مسوول شان در محل اتراق گرفته با بر زدن دست و آستین به فریاد بازماندگان و خانواده های قربانیان میرسیدند.
اما افسوس و صد افسوس که به حال این مسوولان کم کفایت حتا نمیتوان افسوس نمود!Ÿ
آهِ دل مسکین به سوهان میماند
گر خود نبُرد بُرنده را تیز کند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر