۱۳۹۳ آذر ۱۴, جمعه

سیاست خارجی باید ادامه سیاست داخلی باشد

محمدداود سیاووش
در شرایطی که مردم بی صبرانه انتظار تشکیل کابینه و تیم کاری جدید، فیصلۀ پرونده کابل بانک، تعین سرنوشت متخلفین تقلب در کمیسیون های انتخاباتی و اصلاحات در دستگاه های دادگاه عالی، دادستانی و مراجع عدلی و قضایی کشور را دارند و در حالیکه بیش از یکماه از صد روز نخست حکومت رییس جمهور غنی میگذرد و چند ماه از میعاد معینۀ دوره کار رییس جمهور مطابق قانون اساسی بدون کدام اقدام و اجراآت مرئی فقط در سر و صدا و اختلاف تیم ها سپری شده، رییس جمهور در شرایط فقدان تشکیل تیم کاری یک سلسله سفر های خارجی را رویدست گرفته که باعث شگفتی همگان میباشد.
از نظرکارشناسان سیاست خارجی پیامد سیاست داخلی کشور میباشد و تا زمانیکه سرنوشت و استقامت کاری حکومت در داخل فورمول بندی نشود نمیتوان در باره جهات، نکات و استقامت های انکشاف سیاست خارجی چیزی گفت چنانکه حتا شرایط جلب همکاری کشور ها نیز مشروط به ترکیب کابینه و آرایش نیروهای داخلی خواهد بود.
موضعگیری های کشورهای همسایه، شرق میانه و آسیای صغیر در رابطه به حکومت جدید:
رییس جمهور غنی در اولین قدم میزبان اردوغان رییس جمهور ترکیه در کابل بود و آنهم در شرایطی که اردوغان از بمباران مواضع داعش در کوبانی اظهار نا رضایتی مینماید و حتا کُرد ها را تروریست میخواند. تبعات این سیاست در انکشاف بعدی با افغانستان آنهم در شرایطی که دامنۀ سرکشی داعش از پنجاب پاکستان تا نوار مرز افغانستان را تهدید میکند در دراز مدت میتواند مایۀ نگرانی باشد که با انتخاب ترکیه در جنگ افغانستان کدام طرف تروریست محاسبه خواهد شد؟
عربستان سعودی و کشور های شیخ نشین خلیج:
عربستان سعودی و شیخ نشین های خلیج از گذشته با طالبان روابط مودت داشته، حتا گفته میشود که منابع تمویل طالبان در شرق میانه قرار دارد و دفتر طالبان در شیخ نشین های خلیج فعال است. این روابط طوری شکل گرفته که در کابل اگر شهرکی به کمک کشور های شیخ نشین ساخته شده باید نامش شهرک امارات باشد و هرگاه در پکتیا پوهنتون یا دانشگاهی از این کمک های ساخته شده باید نامش شیخ زید باشد. در چنین شرایط دشوار و با توجه به رقابت ایران با عربستان سعودی سوالات زیادی وجود دارد که تعهدات و الزامات این کشور ها به جانب افغانستان بر چه مبنا استوار خواهد بود؟
سفر به چین:
روابط افغانستان با چین را در ابعاد مختلف باید ارزیابی نمود:
اولاً از زاویه ارتباط یک کشور مصرفی بیست و پنج میلیونی با یک سوپرپاور اقتصادی یک میلیارد و چند صد میلیونی در جهان: که در این حال با وارد نمودن اموال ارزان قیمت چینی افغانستان حتا امکان تأسیس یک کارخانه کوچک را نیز نخواهد داشت، چون حتا صاحبان کارخانه های افغانستان نیز به عوض تولیدات فابریکۀ خود اموال چینی مشابه را خواهند خرید.
دوم از زاویه سرمایه گذاری چین در افغانستان:
متأسفانه با توجه به وضعیت امنیتی و شرایط دشوار راههای مواصلاتی و غیره در افغانستان احداث پروژه استخراج معدن مس عینک و کاوش های نفت و گاز حوزۀ آمو دریا اصلاً نتایجی تا کنون در پی نداشته است.
اصولاً از نظر اقتصادی چین به صفت یک قدرت اقتصادی بزرگ جهان در کشوری سرمایه گذاری خواهد کرد که برایش سود بیشتر داشته باشد.
سوم از زاویه کمک و همکاری های بشری و بلاعوض:
هرگاه چین بخواهد شاهراه ابریشم را از طریق واخان به افغانستان بگشاید و در پروژه های راه آهن، استخراج معادن بدون در نظرداشت سودآوری در افغانستان سرمایه گذاری کند جلب آن به نفع کشور میباشد.
پاکستان
سفر رییس جمهور غنی به پاکستان که در بارۀ آن رسانه ها گزارش میدهند بیشتر به شنیدن تکرار شرایطی منجر خواهد شد که پاکستانی ها علناً آنها را به رییس جمهور قبلی به تفصیل سپرده اند، اما از اینکه رییس جمهور غنی در چنین مسایل جدی تر و خون گرم تر به نظر میرسد احتمالاً پاکستان در لفافه الفاظ دیپلوماتیک خواسته هایش را در رابطه به پذیرش گروههای طرفدار پاکستان در بدنۀ دولت، محدود شدن روابط افغانستان با هند و امضای خط دیورند مطرح خواهد نمود.
افغانستان نقطۀ اتصال یا مرکز تقابل منافع همسایه ها، شرق میانه و آسیای صغیر:
با توجه به در حاشیه ماندن ایران و تمایل رییس جمهور غنی به عربستان سعودی و ترکیه به عنوان رقبای ایران و رقابت پاکستان و ایران در نفوذ به افغانستان و مخالفت هند و پاکستان در رابطه به نحوۀ مناسبات هر یک با افغانستان، ایران و هند بیش از همه در منطقه هار خواهند شد و روسیه مترصد انکشاف روابط افغانستان با چین خواهد ماند.
دشواری توازن بخشیدن مناسبات امریکا، غرب، شرق میانه، آسیای صغیر، چین و روسیه در افغانستان:
با توجه به اینکه کابینه هنوز تشکیل نشده، هرگاه هر یک از کشور های ترکیه، عربستان سعودی، چین، پاکستان و غیره لیستی از شرایط انتخاب های شان را در کابینه و بدنۀ دولت به رییس جمهور غنی بسپارند و کابینۀ معجون مرکبی از نمایندگان این کشور ها در افغانستان تشکیل شود، شیرازۀ وحدت ملی و استقلالیت افغانستان از هم خواهد پاشید و کشور به ساحات و ادارات تحت نفوذ این کشور های مبدل خواهد شد. در حالیکه امریکا و غرب طی سیزده سال با پرداخت تلفات جانی و مالی دولت افغانستان را به شانه کشیده اند، در حاشیه خواهند ماند که در این حال تقابل کشورهای کوچک همسایه و منطقه و شرق میانه و آسیای صغیر و روسیه با منافع ایالات متحده و کشورهای غربی در افغانستان کشور را به طرف بحران بزرگی خواهد برد که دولت افغانستان از کنترول آن عاجز خواهد بود.
چه باید کرد؟
اولاً رییس جمهور غنی و دکتر عبدا لله کابینه وحدت ملی را حتا در شکل بینی خمیری هم اگر ممکن باشد ایجاد کنند تا فورمولی برای تأمین ارتباط با جهان و منطقی برای جلب همکاری ها به وجود آید.
دوم در این کابینه فرمایشات و کاندیداهای کشورهای همسایه قطعاً مدنظر گرفته نشود، در غیر آن کابینه یی را که همسایه ها در افغانستان بسازند با عکس العمل جدی غرب و امریکا مواجه خواهد شد.
سوم حکومت جدید تأمین ارتباط با کشورهای جهان را اولویت بندی نموده بر مبنای اصل منافع ملی روابط متقابلاً مفید با همه کشورها طوری روابط برقرار سازد که بیلانس روابط جهانی در افغانستان برهم نخورد.
چهارم مناسبات با همه کشورهای جهان در این مرحله باید بیشتر بر پایۀ اصل بده باشد نه بستان، چون افغانستان عل العجاله چیزی برای دادن ندارد، از سرمایه گذاری های بدون منفعت خواهی کلان، کمک های بلاعوض، اعزام محصلین به تحصیلات عالی و پروژه های زراعت، آبیاری و مواصلات تا آنجایی که افغانستان تعهدی برای دادن چیزی به کسی نداشته باشد استفاده شود و این مناسبات به سوی اصل مناسبات بده بستان بعدی انکشاف داده شود.
پنجم پروژه ها در محلاتی جلب و سرمایه گذاری شود که در مجاورت با کشور کمک کننده قرار نداشته باشد و حتا این کمک ها طوری جلب شود که در هر ولایت سرحدی پروژه کشور مخالف با آن کشور سرمایه گذاری کند.
ششم به هیچوجه جلب کمک های کشورهای همسایه، ترکیه و چین به مفهوم از دست دادن و یا در مقابل قرار گرفتن با امریکا و غرب تمام نشود و در پروژه های اساسی و بزرگ از کمک های ایالات متحده و کشورهای غربی در رقابت با چین استفاده شود.
اما همۀ این فرضیه ها به شرطی قابل تطبیق اند که سیاست داخلی دولت روشن شود، چیزی که هنوز در پردۀ ابهام قرار دارد و در غیاب آن برقراری مناسبات خارجی بدون طرح سیاست داخلی به مفهوم در یخ نوشتن و در آفتاب گذاشتن خواهد بود

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر