ه‍.ش. ۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۲, سه‌شنبه

سفری برای تسخیر شمال افغانستان

 

مه 12, 2015
شماره (226)چهارشنبه ( 23) ثور ( 1394) / (13) می ( 2015)
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
حتا یک طفل افغانستان نیز اکنون میداند که رهبران دولت وحدت ملی خوش باور و دم دمی مزاج اند ورنه کسانی که در داخل حکومت وحدت ملی نتوانستند کار خانگی سیاست داخلی شان را در طی 8 ماه حداقل در تشکیل کابینه و اصلاح نظام انتخاباتی اجرا کنند چگونه افغانستان را با اشتباهات شان در کام اژدهای سیاستمداران کار کشته پاکستان انداخته و قربانی رقابت های وحشتناک جهانی میکردند.
این اشتباهات کدام هاست؟
1- در حالیکه در طول حکومت گذشته با بیست بار سفر یک وجب در صحنۀ سیاست خارجی با پاکستان پیشرفت بدست نیامد حکومت وحدت ملی یکباره در یک تحول دراماتیک فرصت مذاکرات با پاکستان را بینظیر خوانده با نزدیکی به پاکستان شمال افغانستان را به وزیرستان دوم مبدل کرد و رقابت هند و پاکستان را در داخل خانه افغانها و داخل کشور کشاند.
نظامیان پاکستان توانستند پایگاه های دهشت افگنان آسیای میانه را از وزیرستان به شمال افغانستان انتقال دهند و کدرهای دارای روحیۀ ضد پاکستانی را از نهادهای رهبری قوای مسلح دور ساخته و طیارات و جنگ افزار های بازمانده امریکا در افغانستان را بدست آورند. نظامیان پاکستان طوری دولتمردان افغانستان را در صحنۀ سیاست مات نمودند که غیر از خون، جنگ، وحشت و دهشت آنهم در داخل افغانستان هیچ چیزی را بدست آورده نتوانستند.
2- حکومت وحدت ملی که در شرایط میانجیگری ایالات متحده تشکیل شد و بازوی پر توان دادگاه عالی آن بدون رأی اعتماد از پارلمان در وجود سرپرست اداره میشود با به تعویق انداختن اصلاح نظام انتخاباتی تا مرحله یی که پس از اول ماه سرطان مجلس نمایندگان رسمیت قانونی خود را از دست میدهد کار را به جایی کشاند که هر سه نهاد باید وثیقۀ شان را از نظر قانونی از دست داده باشند.
3- حکومت وحدت ملی با سیاست دو دله وضعیت نظامی را طوری رهبری کرد که در شرایطی که اکثر ولایات شمال با تهدید درجه اول دشمن مقابل اند از یکطرف وزیر دفاع ندارد و از طرفی با تشکیل نیروی بیست هزار نفری مسلح عملاً مخالفت نموده شمال را خلع سلاح بدست دشمن داد.
4- در ضعیف ترین نقطه که اکثر ولایات شمال با تهدید دشمن مواجه است حکومت وحدت ملی به شکل سرگوشی و مخفیانه و سری رضوان اختر را می پذیرد و با آن ملاقات میکند و به تعقیب آن هیئت پاکستانی را می پذیرد و در همین حال چند روز قبل یک هیئت خصوصی را به شکل ظاهراً غیر دولتی دور از انظار عامه به قطر می فرستد که سوالات زیادی را در میان مردم ایجاد نموده است.
آگاهان سیاسی بهترین موقف را برای افغانستان در شرایط کنونی حفظ توازن سیاست خارجی آنهم بر مبنای منبعث از سیاست داخلی میدانند.
تغییر جغرافیای جنگ به شمال، تغییر بیرق های سفید به سیاه در وجود طالبان، فرستادن هیئت خصوصی یک جانبه با دیدگاه های مشخص به قطر، وارد نکردن اصلاحات در کمیسیون های انتخاباتی، منفعل ساختن بخش رزمنده نظام در شرایط جنگ عواقب وحشتناکی را در پی دارد که از یکطرف آن را با هشدار به قطع کمک های جامعه جهانی در انتخابات آینده میتوان احساس کرد و از طرف دیگر با هشدار سازمان ملل مبنی بر عدم امکان اکمال نیروهای قوای مسلح در صورت عدم رسیدن به صلح میان دولت و مخالفان به صفت آژیر خطر شنید.
حکومت وحدت ملی معلوم نیست به چه دلیل در شرایطی که کشور های منطقه عمیقاً نگران اوضاع افغانستان میباشند این انفعال عجیب و غریب را در رابطه به انکشافات و بحران های خطرناک کنونی اختیار کرده است. وضعیت شمال افغانستان با اظهارات والی بلخ آنهم به شکل سمبولیک در محفل غلبه بر فاشیسم در حضور دیپلومات های روسیه آبستن یک دگرگونی را نشان میدهد و اشتراک چند هزار سرباز چین در رژه نظامی روسیه در روز غلبه بر فاشیسم و ایستادن رییس جمهور چین در کنار رییس جمهور روسیه همزمان با پیدا شدن سر نخ رهایی اسیران زابل از شبکه دهشت افگنان ازبکستان با احساس خطری که چین و روسیه از داخل شدن این دهشت افگنان به آسیای میانه و مناطقه اولیغور های چین دارند وضعیت جیوپولیتیک شمال را جداً دستخوش تغییر خواهد نمود.
از نظر روانشناسی اجتماعی با توجه به روحیه ضد طالبی و ضد دهشت افگنی در شمال افغانستان مردم فقط با رسیدن اسلحه از هر کانالی که باشد مقاومت های مردمی را طوری آغاز خواهند کرد که دولت مرکزی توان مدیریت آن را از دست خواهد داد.
در دو بعد باید سیاست افغانستان را دید:
1- اجلاس کمپ دیوید به اشتراک رهبران کشورهای حوزه خلیج در مخالفت با سیاست های ایران طوری وضعیت را انکشاف خواهد داد که ایران، روسیه و چین احتمالاً در خط حمایت از شمال افغانستان قرار گرفته و با توجه به اظهارات نمایندگان مردم در پارلمان از اینکه گروه داعش در فراه به خاطر نفوذ در ایران تجمع نموده ایران حتماً پیش مرگ های مقابله با آن را در داخل افغانستان جداً حمایت خواهد کرد و چین با ناکام شدن پروژۀ راه ابریشم خود را در موقعیت مقابله با کسانیکه در بدخشان وضعیت را بحرانی ساخته اند قرار خواهد داد
2- روسیه که دولت های ترکمنستان، تاجکستان، ازبکستان، قزاقستان و قرغیزستان را به مثابۀ مستعمرات برباد رفته خود می بیند به طور قطع در حمایت از این جماهیر نیروهای مخالف دهشت افگنان را در داخل افغانستان در شمال حمایت خواهد کرد.
حکومت وحدت ملی باید به این نکات توجه داشته باشد که اولاً ایالات متحده مانند دوره قبلی دریاهای کمک را به افغانستان جاری نمی سازد و از هر پول کمک خود حساب میخواهد و در ثانی نظام سیاسی افغانستان در شرایطی قرار دارد که پایه های اقتصادی و نظامی آن بنابر عدم وسایط زرهی ثقیله، قوای هوایی و منابع تمویل آسیب پذیر میباشد.
حکومت وحدت ملی باید مدنظر داشته باشد که به مجرد آغاز تحرکات شمال پاکستان جنوب افغانستان را در وجود لابی ها و گماشتگان اش به شکل ستون پنجم داخل دولت اشغال خواهد کرد و همزمان هند با تمام امکانات در مخالفت با آن قرار خواهد گرفت. با توجه به این فرضیه ها هرگاه از زمامداران پرسیده شود که منافع آنان در صورت تحقق چنین فرضیه های محال چه خواهد بود شاید جوابی برای گفتن نداشته باشند.
دولتمردانی که یکروز از مخالفین سیاسی صحبت میکنند و روز دیگر میگویند به نمایندگی از جامعه جهانی با دهشت افگنی می جنگیم، یکروز میگویند بخاطر رهایی اسیران شش میلیون دالر پرداخته شده و روز دیگر میگویند در رهایی اسیران جنگی هیچ پول داده نشده، میگویند اسیران جنگی با هیچکس تبادله نشده اما رسانه ها ادعا میکنند که در رهایی اسیران ازبک ها و چچین ها تبادله شده اند، یا میگویند خارجی ها در بر افروختن جنگ های شمال دست ندارند در حالیکه آقای کرزی در زمان حکومت اش گفت طیارات طالبان را شب هنگام به شمال انتقال میدهند.
مقایسه این اظهارات ضد و نقیض دورنمای تاریکی را برای آینده افغانستان ترسیم میکند.
دولت باید به چند نکته سرنوشت ساز در شرایط حساس کنونی توجه کند:
– بنیاد های قانونی و مشروعی را که طی چارده سال بدست آمده بدست خود ویران نکند و اجازه دهد که نظام سیاسی بر مبنای انتخابات و قانون اساسی دارای قوۀ اجرائیه، قضائیه و مقننه انتخابی مستقل باشد.
– از مذاکرات پنهانی و ملاقات های سرگوشی با رضوان اختر و رفتن به قطر و ادعای جنگ به نمایندگی از جهان با تروریسم و مخالف سیاسی خواندن همزمان که اذهان مردم را به شدت خسته ساخته احتراز کنند.
– از تشکیل حلقه کشور های خلیج ضد ایران در کمپ دیوید، تشکیل اتحاد روسیه و چین و دشمنی کشورهای هند و پاکستان طوری استفاده کند که با موجودیت قوای امریکا در افغانستان و استفاده ظریفانه از آن به نفع تحکیم صلح در افغانستان بیانجامد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر