۱۳۹۴ مرداد ۲۶, دوشنبه

انتقاد از انفعال دولتمردان در قبال سیاست خارجی با پاکستان


 

اوت 17, 2015
شماره (240) سه شنبه ( 27) اسد (1394) / (18) اگست (2015)
logo
Mullah-Omar
نوشته : محمد داود سیاووش
چنان به نظر میرسد که در رهبری دولت افغانستان کانونی که قبل از اظهار نظریات و پالیسی ها آنرا بجود و پخته بسازد وجود ندارد، ورنه این همه اظهارات ضد و نقیض، این همه تصامیم عاجل و این همه شتاب افراطی و عقب نشینی تفریطی چگونه در سیاست خارجی افغانستان با پاکستان اتفاق می افتد.
وقتی امنیت دولتی افغانستان به صراحت میگوید که در حادثه خونین شاه شهید استخبارات نظامی پاکستان ذیدخل است، فرستادن وزیر خارجه، رییس امنیت ملی و وزیر دفاع نزد مقامات پاکستان به مفهوم عذر و زاری و ندبه و تضرع نزد زور آور درک میشود و به ویژه این موضوع وقتی دردناک و جانسوز برای مردم تمام شد که از نظر رسمی به نوشته روزنامه «دان» پاکستان به ملاقات شش ساعته این هیئت کسی اهمیت قایل نشد و با آنان برخورد سرد صورت گرفته، حتا کارشناسان پاکستانی مدعی شدند که گویا دولت افغانستان بدون اسناد اتهاماتی را بر پاکستان وارد کرده است.
سوال مردم از رهبری دولت اینست که چرا اینقدر منزلت مردم و مقامات دولت افغانستان را نزد کسی که ادعای انفجار و انتحار در خانه افغانها بر آن وارد است کم میسازید و به ملت توهین میکنید؟ اگر قرار باشد در همچو موارد اعتراضی بر یک دولت مداخله گر وارد گردد مرجع آن شورای امنیت سازمان ملل میباشد، نه عذر و زاری نزد مدعی علیه.
اگر در افغانستان اداره بدون مارهای آستین و بدون ستون پنجم دشمن وجود داشته باشد باید صدای خونخواهی این حادثه وحشتناک از شهرهای سند، پنجاب، پیشاور، کویته و مراکز نظامی و تربیت گاه های افراطیون پاکستان با انفجار ها به گوش جهان میرسید.
چرا ما چنین استیم؟
در حالیکه مرده ملا عمر دو سال بر افغانستان آتش و خون و وحشت و دهشت آفرید و اکنون ایمن الظواهری رهبر القاعده به ملا منصور بیعت نموده، حمزه فرزند اسامه کابل را شهری که در آن جهاد جواز است اعلام میکند، در چنین حالت دولت افغانستان باید با سیاست سنجیده و دقیق و با دکترین مشخص به طرف همچو قضایا رفته به حل آن بپردازد.
در هیچ کجای دنیا به استثنای افغانستان دیده نشده که رهبر و شخص اول مملکت با چشم پت و دهن باز از روی احساسات حرف های من در آوردی خود را در مسایل سیاسی و سرنوشت ساز کشوری ابراز نماید. این فرهنگ ضعیف از زمان حکومت آقای کرزی به میراث ماند که متأسفانه تا کنون ادامه دارد.
رهبران کشور ها اصولاً در مسایل سیاست خارجی با جهان واکنش هایی نشان میدهند که ادارات مربوطه با جمع آوری فکت ها آنرا به صفت تیزس های سخنرانی به ایشان می سپارند.
اینکه در کشور ما رییس اجرائیه از دو سال قبل و معاون اول از یکسال قبل و ریاست امنیت دولتی هم از مدت ها قبل از مرگ ملا عمر اطلاع داشتند اما رییس جمهور در روز عید از پیام عیدی یک مرده تشکر میکند شاید از شوخی های سیاسی قرن باشد.
در عکس العمل با مداخلات پاکستان چه باید کرد؟
باری رییس جمهور کرزی میخواست به خانه یکی از رهبران طالبان در پاکستان رفته او را بکشد و اینک در حادثه انفجار های خونین در شهر کابل کسانی با احساسات پاک از جا بلند شده در مقابله با مداخله آشکار پاکستان تحریم اموال پاکستان را شعار میدهند که این کار حتا برای استخبارات و نظامیان پاکستان نیز خنده آور می باشد. باید در عوض این شعار های نا سنجیده دولت اولاً خود را از وجود مارهای آستین و ستون پنجم دشمن پاکسازی کند و بعد با محاسبه قوای زمینی، هوایی و استخبارات طرف مقابل خود را در وجود جلب متحدین بزرگی چون امریکا و کشور های غربی آماده مقابله و پیکار سازد؛ و یا قبل از آنکه مواد اولیه و مورد ضرورت را بالای مردم بیچاره افغانستان از یگانه کانال و سیروم ارتباطی قطع نماید باید کسی را که افغانستان را از نظر مواد اولیه وابسته به پاکستان ساخت در داخل کشور محاکمه نماید.
این آقایان و دست اندرکاران عرصه اقتصاد کشور باید بدانند که واردات ما در مقایسه با صادرات در پاکستان در چه وضعیت قرار دارد و با قطع مواد اولیه از یگانه منبع اکمالات چه مشکلاتی برای مردم عاید خواهد شد.
پاکستان در چه وضعیت قرار دارد؟
افشای مرگ ملا عمر ضربه مهلکی بر پروژه طالبانی پاکستان در افغانستان بود. پاکستان از طریق این پروژه توانست حداقل ده سال رهبران افغانستان را به جان هم بیاندازد، دولت افغانستان را با متحدین بین المللی آن در سوء تفاهم قرار دهد و الحاصل ستون پنجم خود را در کلیه سطوح کشور نفوذ دهد. اما اکنون که به نظر میرسد وضعیت جهان در حال تغییر است و معادلات جدیدی در حال شکل گیری میباشد در درون دستگاه ملکی و نظامی دولت پاکستان افشای نقش جنرال ظهیر رییس سابق آی اس آی در آشوب های عمران خان و قادر طاهری بخاطر بر اندازی حکومت نواز شریف و مجبور به استعفا شدن وزیر محیط زیست پاکستان بخاطر این افشاگری، مرگ مرموز جنرال حمیدگل و بلافاصله انفجار در دفتر وزیر داخله پنجاب، باید دولتمردان افغانستان را به دقت و تفکر جدید در رابطه به قضایای منطقوی و کشوری واداشته باشد.
در دستگاه دولت افغانستان باید کسانی باشند که معنی اعلام جهاد شورای علما را بر ضد دولت پاکستان نه دهشت افگنان و افراطیون و حلقات نظامی آنان و حمایت جماعت الاحرار پاکستان را از فتوای علمای افغانستان بر ضد دولت پاکستان بدانند و بر مبنای تحلیل عینی از شرایط پاکستان این قضیه را بررسی کنند.
اختلافات درونی دولت پاکستان در سطح نظامی ها و ملکی ها، اختلاف پاکستان با امریکا در رابطه به اشکال جدید استحاله طالبان و القاعده و رهبری آن باید مورد ارزیابی دقیق قرار گیرد.
دولتمردان افغانستان در گذشته با سیاست های احساساتی و کردکی در بهای دویدن اما نرسیدن به پاکستان و در اندوه ملا برادر و ملا عمر بزرگترین متحد جهانی شان را از دست دادند و در عوض سیاست افغانستان را به بازیچه پاکستان مبدل کردند.
پاکستان از افغانستان چه میخواهد؟
با توجه به فشارهایی که به افغانستان وارد میگردد احتمالاً پاکستان میخواهد در کابل یک حکومت دست نشانده ضعیف در قدرت باشد و از طریق پروژه طالبان امیال و خواسته های خود را در خطوط ذیل عملی سازد:
1- خط دیورند
2- ممانعت از اعمار بند های آبگردان بالای دریاهایی که به پاکستان می ریزد
3- محدود ساختن رابطه کابل با دهلی و محدودیت بر قونسلگری های هند در افغانستان
4- شمولیت طالبان در 50 فیصد ساختار دولت
5- تقرر مقامات کلیدی دولت افغانستان در تفاهم و با رعایت نظریات پاکستان
6- ورود بلا مانع وسایط باربری پاکستان به افغانستان و عبور آن به آسیای میانه
باری در دوره آقای کرزی نیز پاکستان چنین طرح های توهین آمیز را به دولت افغانستان سپرده بود. هرچند هنوز معلوم نیست که این طرح ها تا چه اندازه به جواب نامه رییس جمهور غنی میتواند باشد، اما دولت افغانستان به هر حال باید از این انفعال و برخورد های احساساتی زود گذر به سیاست گذاری های دقیق و دید ستراتیژیک در رابطه به پاکستان گذار نماید.
چه باید کرد؟
طوریکه دیده شد با طرح برنامه راه ابریشم از چین و آسیای میانه به افغانستان، پاکستان گروه های دهشت افگن را با همکاری محلی به بدخشان گسیل نموده آن ولایت را به نقطه داغ درگیری ها مبدل ساخت و اینک در حالیکه چین پشتیبانی خود را از مذاکره دولت با طالبان ابراز میدارد داعش بخش افغانستان مسوولیت انفجارات اخیر در چین را به عهده میگیرد. در شمال دریای آمو کشورهای آسیای میانه را تحرکات دهشت افگنان در شمال افغانستان به هراس انداخته که با این حال وضعیت به حدی شکنند است که بخشی از قوای بریتانیا دوباره به افغانستان برگشته و گفته میشود با قوای ایالات متحده در عملیات ها بر ضد دهشت افگنان در بعضی مناطق سهم میگیرند.
در ایالات متحده نظریات به طرفدارای از ادامه مأموریت در افغانستان در حال شکل گیری میباشد و به گفته معاون نیروهای حمایت قاطع در حال حاضر داعش با طالبان افغانستان در جنگ میباشد. در حالیکه گروه داعش هنوز در افغانستان فعالیت منسجم ندارد و بیشتر طالبان به داعش مبدل شده اند.
در چنین وضعیت نازک که پاکستان دچار بحران داخلی میباشد باید دولت افغانستان تلاش نماید اولاً با استفاده از تجربه در هم کوبیدن مخالفان در فاریاب شمال افغانستان را در وجود نیروهای شمال تصفیه نماید و اجازه دهد که کندز و بدخشان را جنرال دوستم تصفیه کند و با حمایت ایالات متحده در مبارزه با تروریزم از موضع قدرت و پس از تصفیه بخش های نا امن افغانستان کنفرانس بین المللی پیرامون اوضاع افغانستان و منطقه تحت ریاست سازمان ملل دایر شود که در آن اولاً افغانستان به حیث منطقه حایل میان همه کشورهای منطقه اعلام گردد و در ثانی کوردیناسیون قوای کشور های اطراف افغانستان در مقابله با خطر داعش در منطقه به وجود آید. در این کنفرانس از پاکستان تضمین گرفته شود که به هیچ شکل در امور داخلی افغانستان مداخله نکند و پس از آن افغانستان کشور غیر نظامی اعلام شود که امنیت آنرا سازمان ملل تضمین نموده با کاستن از بخش های نظامی در زمینه های زراعت، صنعت، معادن، نفت و گاز، راه آهن و راههای مواصلاتی کشور جهان توجه نموده افغانستان را به سویس آسیا مبدل سازد.Ÿ

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر