ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۷, دوشنبه

افغانستان از رصد هند و پاکستان


دسامبر 28, 2015
شماره ( 258) سه شنبه ( 8) جدی ( 1394)/ ( 29) دسمبر (2015)
logo
محمد داود سیاووش
هنگامیکه صدر اعظم هند به کابل آمد و با یک ضربه فنی بر دشمن منطقه ای اش پاکستان نهاد ممثل دموکراسی یعنی تعمیر پارلمان را در برابر مفکوره های بنیادگرایی در افغانستان افتتاح نمود بلافاصله دشمن دیرین و رقیب سرسخت منطقوی هندوستان اعلام نمود که راحیل شریف به کابل سفر مینماید.
مودی با دستآورد های بند سلما و افتتاح تعمیر پارلمان ضربه فنی به حریف دیرینش حواله کرد در حالیکه پیام راحیل شریف در بهترین حالت در زمینه نزدیک ساختن گروه طالبان با دولت بود.
در دستگاه دولت افغانستان دو نوع گرایش در حال حاضر به چشم میخورد: یکی به نام ستون پنجم و طرفداران طالبان و پاکستان و دیگری در مخالفت با نحقق خواسته های سیطره جویانه اسلام آباد در افغانستان.
مودی در یک بازی زیرکانه از اعطای 500 بورس تحصیلی به فرزندان شهدای قوای مسلح افغانستان خبر داد، در حالیکه راحیل شریف با رهبران حکومت وحدت ملی از نشست چار جانبه افغانستان، امریکا، پاکستان و چین در ماه جنوری سخن گفت که در واقع هند در این پروسه اصلاً حضور ندارد.
دو نوع برخورد:
هند در خط دفاع از نهاد دموکراسی و قوای مسلح موضع گرفت و پاکستان در جهت حمایت از کسانیکه میخواهند از خط قرمز قانون اساسی و ارزشهای مدنی عبور نمایند. پاکستان در خط حمایت از نفوذ طالبان به ساختار دولت افغانستان و هند در جهت تقویه قوای مسلح با اعطای چار چرخبال، یک هزار بورس تحصیلی و 500 بورس به فرزندان شهدای قوای مسلح عرض اندام نمود. در این حال تیتر اول اخبار شبی را که راحیل شریف به کابل آمد نیز نباید نادیده گرفت. با آنکه جنرال دوستم هنگام سفر مودی به کابل در استقبال از وی حضور نداشت اما در روزیکه راحیل شریف به کابل آمد خبر ملاقات جنرال دوستم در تیتر اول اخبار 8 شب هنگام ملاقات با مردم شمال و اظهار آمادگی برای مقابله با طالبان و سرکوب آنان به نشر رسید.
از نظر برخی کارشناسان ریاست اجرائیه در خط نزدیکی با سیاست های پاکستان در حرکت است، در حالیکه از نظر این کارشناسان نزدیکی برخی حلقات ریاست اجرائیه به پاکستان نمیتواند به مفهوم رضایت سراسری نیروهای شمال باشد و هر نوع عقب نشینی از ارزش های قانون اساسی به مفهوم اعلان یک جنگ تازه در افغانستان خواهد بود.
رقابت اقتصادی:
در حال حاضر پاکستان توانسته در جنگ راه ابریشم از یکطرف کاشغر را به گوادر وصل کند و از طرفی خط لوله گاز را از گلکنش به پاکستان رسانده از آن طریق به فضلکه وصل کند، اما در چنین شرایط هند فقط به اتصال افغانستان از طریق زمینی و دریایی به شمول چابهار ایران با هندوستان خوشبین است آنهم در شرایطی که مودی گفت: ما امیدوار استیم که پاکستان در وسط نقش پل را خواهد داشت نه مانع را در بین افغانستان و آسیای جنوبی.
همصدایی مودی و غنی:
مودی بدون بردن نام کشوری به پناهگاه ها و پرورشگاه های تروریستان و دست هایی که در حمایت و پشتیبانی از تروریزم کمک مینماید اشاره کرد و در حالیکه مودی در ابتدای سخنانش به کلام مولانا اتکاء نمود که: قدرت کلماتت را بلند ببر، نه صدایت را، رییس جمهور غنی با شدت لهجه به کسانی که به افغانستان تروریست می فرستند گورستان آرزو کرد و در مقابل آغوش باز صمیمانه به سوی هندوستان گشود.
تا اینجا هر دو رهبر در یک خط حرکت میکردند اما اینکه چرا طیاره مودی دفعتاً بدون پیشبینی قبلی در پاکستان نشست نموده و اینکه در لاهور با نواز شریف به بهانه سالگرد تولد و تبریکی نواسه اش چه گفت معلوم نیست.
چین در خط سیاست پاکستان:
با توجه به اینکه رهبران چین در همه حالات از زاویه منافع اقتصادی شان به مسایل منطقه می نگرند و با در نظرداشت اینکه در کنترل خط تاپی دست پاکستان حتا در داخل افغانستان بالاست و حتا خط آهن تاجکستان-افغانستان-ترکمنستان با نا آرام ساختن شمال از سر لوحه اجرا کنار گذاشته شد، چین راهی جز دنباله روی سیاست پاکستان در افغانستان ندارد. اما در همین حال نباید چند فکتور را از نظر دور داشت:
1- با توجه به روحیه مخالفت بالقوه و بالفعلی که در زمینه سیطره جویی پاکستان در افغانستان وجود دارد از اینکه هند، روسیه و ایران از این معادله خارج میباشند و امریکا مانند گذشته در خط مقدم قرار ندارد تحقق برنامه تاپی و نفوذ دادن لابی ها و طرفداران پاکستان و طالبان در دولت افغانستان دشوار به نظر میرسد.
2- از اینکه مانند دوره جنگ سرد اسلام آباد باز هم در کنار بنیادگرایان ایستاده و از آن به حیث افزار تحت فشار قرار دادن کابل و دهلی استفاده میکند با ایجاد پایگاه های دهشت افگنان در ننگرهار و هلمند شمال افغانستان احتمالاً برای مقابله با این خطر به هند، روسیه و ایران خواهد پیوست، چنانکه نگرانی پوتین، نورسلطان نظر بایوف، اسلام کریموف و امام علی رحمان را میتوان در این زمینه قابل توجه دانست.
برای برون رفت از این ورطه هولناک تشنج لازم است که:
– سیاست خارجی روشن عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، احترام به استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی با رعایت اصل همزیستی مسالمت آمیز و زیست در شرایط حسن همجواری بر مبنای منافع متقابل باید جانشین بازی های اوپراتیفی شود.
– دولتمردان افغانستان کشور را قربانی حب و بغض رقبای همسایه نسازند و سیاستی را تعقیب نمایند که افغانستان بطرف خودکفایی و خود دفاعی رفته همکاری کشورهای دور از حوزه رقابت های منطقوی را در رشته های اقتصادی جلب کنند.
دولتمردان افغانستان بر عکس در حال حاضر به حدی مستأصل و زمینگیر شده اند که در روابط با کشورها حتا عرف پلوان شریکی دهقانان در روستاها را نیز از یاد برده اند که دهقان هیچگاه زمینش را به اجاره همسایه نمیدهد و اگر قرار باشد آنرا به اجاره بدهد، به کسی میدهد که با پلوان شریکان نزدیکی نداشته و از راه دور بر آن زمین ارتباط برقرار کند. فقط در چنین حالت است که به جوی، پلوان، درخت و حاصل زمین دهقان آسیب نمیرسد؛ اما افسوس و صد افسوس که دولتمردان ما حتا همین عرف و سلوک پلوان شریکی دهقانان روستا ها را نیز بلد نیستند.Ÿ

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر