۱۳۹۴ دی ۱۶, چهارشنبه

حرکت در مسیر فرضیه های غلط



نوشته : داودسیاووش

مردم  از اینکه زمامداران و دولتمردان افغانستان در طول مدت زمان بازی با پروژه طالبان دچار ترفند های ملایی ای اس ای شده وبرگه برنده در دست نداشته اند عمیقا متاثر اند. با فرضیه های غلط رسیدن به طالبان، آقای کرزی باری مبالغه هنگفتی از پول و اعتبار سیاسی کشور را در فریب یک دکان دار کویته باخت و در گام های بعدی با فرضیه های غلط مذاکره با طالبان برهان الدین ربانی را به شهادت رساند، اسد الله خالد را شدیدا مجروح ساخت و در تکرار دلبستگی به ملا برادر با تحویل نگرفتن هیت کرزی توسط ملا برادر ضربات جبران ناپزیری به اعتبار دولت افغانستان زد. اولین ضربه این فرضیه های غلط را رییس جمهور غنی در ملاقات با راحیل شریف در چونی نظامی پاکستان خورد و در رسیدن به  صلح در سراب بازی اوپراتیفی ملاقات مری هیات افغانستان با ارواح ملا عمر در مری ملاقات نمود. در همین راستا بار دیگر با تشکر از پیام ارواح ملا عمر در روز عید رییس جمهور غنی ضربه مهلکی به اعتبار و اتوریته حکومت افغانستان زد . آنچه این پروسه را بیش از همه به یک بازی کمیدی شبیه میسازد آزردگی و خسته گی هییت افغانستان از افشا مرگ ملاعمر پس از ملاقات مری میباشد. این دولتمران ساده دل از یاد برده اند که ملت همه اعمال آنان را ذره به ذره و مو به مو تحت نظر دارد و از اینکه دولتمردان افغانستان را یک سازمان استخباراتی میتواند مانند صحنه های یک فلم کارتونی به ماجرا های آنچنانی بکشاند، مردم جدا متاثر و ناراحت اند. مردم از این ماجرای ضد ملی عمیقا رنج میبرند که همزمان با بیست و یک فیر توپ در استقبال رییس دولت افغانستان درکنفرانس قلب آسیا در اسلام آباد، هموطنان شان زیر رگبار مسلسل سلاح های ثقیل در هلمند و کندهار به خاک و خون می غلتند . مردم از این حادثه ناراحت اند که پس از شهادت و جراحات چند صد نفر در حادثه انفجار شاه شهید هیات افغانستان به خاطر شکوه و ننوات و ننگ به خانه زمامداران اسلام آباد میرود و آنان به شکایت هیات افغانستان اصلا گوش نمی دهند در حالی که پس از انفجار در مکتب نظامی پیشاور راحیل شریف( در حالیکه چوبی به دست دارد) به ارگ کابل آمده و در سیمای جدی در برابر رییس جمهور افغانستان از طریق رسانه ها فیگور می گیرد. مردم از این ناراحت اند که با آغاز پروژه تاپی وزیر دفاع پاکستان با نادیده گرفتن دولت افغانستان از طالبان تقاضا می نماید امنیت پروژ ه تاپی را تامین نمایند. مردم از این ناراحت اند که یک کشور همسایه جرات می نماید به دولت افغانستان بگوید که قنسلگری کدام کشور در کجای افغانستان باشدو در کجای افغانستان نباشد در حالیکه همین مردم افغانستان به یاد دارند که داود خان در برابر چنین سوال برژنف چه جواب دندان شکنی به وی داد . مردم ناراحتند از اینکه همزمان با سر و صدای آغاز مذاکرات چهار جانبه پیرامون قضیه افغانستان دو حمله انتحاری در یک روز در جوار میدان هوایی کابل صورت میگیرد، حملات بر قنسولگری یک کشور در مزار شریف آغاز میشود. یک روز بعد به درواز ه یک منزل در وزیر اکبر خان حمله با  بمب صورت میگیرد و مقارن این اوضاع دریک رستوانت کابل حمله میشود. مردم ناراحتند از اینکه عمران خان به صراحت اظهار میدارد که ملا اختر منصور در شفاخانه وی تداوی شده و پس از صحت یاب شدن از وی سپاسگزاری نموده است. مردم از این ناراحتند که چرا معاونان والی های هلمند و غزنی به خاطر افشا اسرار سقوط ولسوالی های هلمند و عدم جلوگیری از تظاهرات مدنی مردم به حالت تعلیق قرار میگیرند. مردم ناراحتند از اینکه چرا اسنادی را که حاجی ظاهر قدیر مدعیست افشا آن حکومت را سقوط میدهد مورد بررسی قرار نمیگیرد. مردم ناراحتند از اینکه پرونده عاملا ن سقوط کندز سر به مهر گذاشته شد. مردم ناراحتند از این که اسناد پرونده مکاتب و معلمین خیالی سر به مهر گذاشته شد . مردم از این ناراحتند که چرا والی پکتیکا پس از افشای برخی اسرار سبکدوش شد. مردم ااز این ناراحتند که چرا هشدار سر پرست ولایت کندز مبنی بر امکان سقوط دوباره آن ولایت جدی گرفته نمیشود. مردم ازین ناراحتند که چرا دولت افغانستان دریک لحظه حساس اولا به درخواست عربستان سعودی مبنی بر شمولیت به ایتلاف ضد حوثی ها جواب مثبت داد و چطور بار دگر در لحظه یی حساسی که ایران و عربستان سعودی پس از اعدام شیخ نمر تا سرحد صف  آرایی جنگی شاخ به شاخ شده اند رییس اجراییه به ایران سفر می نماید. مردم این همه بحران های سیاسی کشور را ناشی از نبود و کمبود یک استراتیژ ی واضح میدانند که فقدان آن باعث گردیده کار حکومت داری خوب به جایی بکشد که با یک محکوم به حبس کابل بانک قرار داد شهرک هوشمند عقد شود، طیارات قطر بدون مجوز رسمی موتر های لندکروزر را به هرات انتقال دهند و بر فرازبند آبگردان سلما پرندگان با وسایل جاسوسی ظاهر شوند. این سیاست مبهم باعث گردیده دشمن قادر گردد حتا در یک روز دو مانور در جوار میدان هوایی کابل اجرا کند. از انکشاف نپرسید چون در شرایطی که آتش جنگ روزانه هزاران انسان را در سراسر کشور به کام مرگ میبرد نمیتوان برای انکشاف و ترقی حتا توقعی را مطرح نمود و سوالی داشت . باید برای دولت مردان کنونی همان کورس صنوف متوسطه مکتب را دایر نمود که در آن: معلم پای تخته داد میزد چهره اش از خشم گلگون بود که که ای اطفال و فرزندان دلبندم چرا آخر نمی دانید قضایا راه حل دارند اما شرط آن اینست که :

با فرضیه های منطقی و علمی و معقول  باید رفت زمعلومات به سوی کوی مجهولات وسوی حل مطلوبات!

وای به حال ما که هنوز محتاج یک معلم هندسه خوب هستیم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر