۱۳۹۵ مهر ۶, سه‌شنبه

چرا افغانستان در مناظره هیلاری کلنتون و دونالد ترامپ جای نداشت؟

چرا افغانستان در مناظره هیلاری کلنتون و دونالد ترامپ جای نداشت؟

k
نوشته: داود سیاووش
درحالیکه پای امریکا از آغاز حملات یازده سپتمبر تا کنون در باتلاق افغانستان بند میباشد،در مناظره دو کاندیدا ریاست جمهوری امریکا به موضوع جنگ افغانستان هیچگونه تماس مستقیم گرفته نشد. هردو کاندیدا به مسایل کوریای شمالی ، ایران،عراق و … چسپیدند اما در قضیه افغانستان به استثنای یک بار که آن هم به طور ضمنی هیلاری کلنتون از همکاری اعضای ناتو در حمله بر طالبان پس از یازده سپتمبر یاد آور شد ، در سایر موارد مناظره اصلا افغانستان جا نداشت. هر چند مناظره های دیگر ی نیز میان دو کاندیدا در راه است اما عدم دلچسپی ترامپ و هیلاری کلنتون در این مناظره به دو مفهوم درک میشود. یکی آنکه افغانستان از چشم امریکا افتاده و اصلا موضوعی بنام افغانستان در اجندای هر دو کاندیدا مطرح نیست و دوم آنکه شاید موضوع افغانستان به حدی به نقطه حساس رسیده باشد که پرداختن به آن در این لحظه از نظر منافع ملی امریکا برای هر دو کاندیدا ضرور نبوده باشد و با این حال در حالیکه حامد کرزی 14 سال در کاسه امریکا غذا خورده و اکنون مقارن این مناظره میگوید: اگر طالبان پای پیاده می آیند چرا ما با طیاره امریکایی برویم . خیلی مفهوم واحدی را به موضعگیری سرد هر دو کاندیدا در رایطه به افغانستان به هم میرساندوبه سوالاتی در اذهان جواب تداعی میکند که چرا در زمان زمامداری اش( به قول جنرال داود احمدی فرمانده پولیس لوگر که در مصاحبه با بی بی سی اظهار داشت) رییس جمهور پیشین افغانستان در زمان ریاست جمهوری خود هیچ نوع عملیاتی را در منطقه زرغون شهر اجازه نمی داد و به پولیس لوگر و ارتش کتبی دستور داده بود که علیه این مرکز عملیات نکنند، در حالیکه به گفته این فرمانده در آن اردوگاه مربیان پاکستانی به حدود 200 عضوگروه طالبان عملیات انتحاری، تاکتیک جنگ چریکی و شیوه تبلیغات را آموزش میدادند و از همین جاست که مفهوم تقاضا کرزی از رابرت گیتس مبنی بر این که ایتلاف شمال خطرناکتر از طالبان برای حکومتش میباشد و باید در مبارزه با آنان امریکا با وی کمک کند را به درستی فهمید.
ساده لوح ترین سیاستمداران در این بازی کسانی را میتوان خواند که با وجود این همه سیاست های روشن ،مولانای سیدخیل ، جنرال داود، مطلب بیگ و سایر کدر های نظامی ایتلاف شمال را در بدل یک رتبه اعزازی و چند روز تکیه دادن به کرسی معاونیت به کشتن دادند. هیچ عقل سلیم قبول نمی کند که طالب نمایی و امریکایی ستیزی های روز های اخیر کرزی بدون اذن و اجازه امریکا صورت گرفته باشد. وقتی رسانه های پر قدرت امریکایی و اروپایی صدای ضد امریکایی و طالب نمایی حامد کرزی را به آواز بلند بوق میزنند و روزانه چند صد نفر به دیدنش در قصر جوار ارگ رفته از وی حمایت میکنند این مساله نشان میدهد که بازی های دیگری در کار بوده زیر کاسه نیم کاسه هایی میباشد که در نتیجه آن به گفته کرزی( بچه فلم) را پس از دو سال پشت دروازه ماندند، جمعیت را در انتخاب جانشین پروفیسور ربانی دچار بحران ساختند،خط بنیاد مسعود را از حمایت حکومت وحدت ملی جدا کردندو با این حال حکمتیار را در حالی وارد صحنه ساختند که خواهان اردو گاه ده هزار نفری در اطراف کابل تحت عنوان اسکان مهاجرین برای هواخواهان و طرفدارانش میباشد.
قرار گرفتن کرزی در خط حمایت اشکار از طالبان و ایستادن اشکار اشرف غنی در کنار حکمتیار که آن رااحمد ولی مسعود ایتلاف میخواند نه پروسه صلح، با پارچه پارچه شدن صفوف جمعیت،شورای نظار و حزب وحدت در موضوع به خاک سپردن امیر حبیب الله کلکانی و همایش خونین جنبش روشنایی معما های مبهمی را در روزهای آینده جلو چشم ناظرین سیاسی ترسیم میکند.
قدر مسلم آن است که بازی چند گانه و ماهرانه پاکستان در وجودطالبان و حمایت کرزی از آنان و حزب اسلامی و حمایت غنی از آنان با حمله از پاکستان بر کشمیر هند و رزمایش روسیه و پاکستان در دره خیبر را همزمان با اخطار( جنگ آب )هند بر ضد پاکستان و طرح این سوال مودی در مجموعه عمومی سازمان ملل که چرا ملا هیبت الله در لیست سیاه سازمان ملل قرار ندارد را ، نباید ساده گرفت.
آنچه امریکا را در منطقه به سرگیچی مبتلاساخته پرداختن کفاره فرمایشات بوش به (زل ) است که گفته بود: (کرزی را به رهبر ملی تبدیل کن) و اکنون امریکا نتیجه همان سیاست کشت شده ای را در منطقه درو میکند که حتا کاندیدا های آینده ریاست جمهور ی توان پرداختن به آنرا در مناظره شان ندارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر