۱۳۹۵ شهریور ۲۰, شنبه

نگاهی به اعترافات زلمی خلیلزاد در کتاب «فرستاده» -قسمت چهارم


اوت 26, 2016
قسمت چهارم
تتبع و نگارش داود سیاووش
بوش خطاب به زلمی خلیلزاد: «زل من از تو میخواهم که کرزی را به سیاستمداری بزرگ تبدیل کنی»
با خوانش جمله فوق به خوبی درک میشود که چرا حالا حامد کرزی پس از حکمروایی در دوره های انتقالی، مؤقت و دو دوره انتخابی از رهبر ملی گفتن خوشش می آید و نام تاریخی کابل را از میدان هوایی پایتخت حذف نموده نام خود را به زور اشرف غنی بر بالای آن نوشت و خلف اش دکتر غنی در سالگرد حشمت خلیل کرزی برایش گفت :اگر یکبار رییس جمهور گفتی چندبار برایت رهبر ملی گفتم.
خلیلزاد می نویسد:
«رییس جمهور در میان سخنانم گفت «زل من از تو میخواهم که کرزی را به سیاستمداری بزرگ تبدیل کنی» او از من خواست که کرزی را به سراسر کشور ببرم در برابر نیاز های مردم حرف بزنم و دولت افغانستان را سازمان دهم تا نتایجی بدست آید. رییس جمهوری گفت که کرزی ظرفیت بزرگی برای تبدیل شدن به رهبر ملی دارد اما وظیفه من است که به او کمک کنم تا موفق شود.» (ص 191)
احتمالاً به همین علت بود که کرزی از بوش خواست خلیلزاد را در مرحله بعدی به صفت سفیر امریکا در افغانستان بفرستد.
خلیلزاد می نویسد:
«رییس جمهور بوش… در میان شگفتی من پرسید آیا مایلم به عنوان سفیر بعدی به افغانستان بروم… به شوخی پاسخ دادم آقای رییس جمهور من در واقع افغانستان را ترک کردم که اینجا زندگی کنم چرا میخواهید مرا دوباره بفرستید؟ رییس جمهور خندید و به من گفت فکر میکند افغانستان به توجه بیشتری نیاز دارد، کرزی از او خواسته بود که مرا دوباره بفرستد باید می پذیرفتم… در دولت بوش هنوز اختلاف نظر وجود داشت که امریکا تا چه حدی باید در دولت سازی و ملت سازی در افغانستان دخیل باشد.» (ص 187)
نزدیکی کرزی به سازمان سیا:
خلیلزاد می نویسد:
«طی مدت سفارتم با دو رییس محلی سیا کار کردم،… رییس دومی دوشادوش کرزی در زمانیکه برای سرنگونی طالبان به سوی کندهار پیشرفت میکرد کار کرده بود، او همان فردی بود که با پریدن روی رییس جمهوری افغانستان برای حفاظتش از یک بمب بی هدف زندگی کرزی را نجات داده بود، دو نفر چنان نزدیک بودند که کرزی بعداً در پایان مأموریت من رییس محلی سیا را به جاگزینی من سفارش کرد.» (ص 203)
خلیلزاد تیم همکاران مبارزه با ترور را به سازندگان، خرابکاران و فرصت طلبان تقسیم می کند:
خلیلزاد می نویسد:
«من دریافتم که اساساً سه دسته بازیگر در افغانستان وجود دارند سازندگان، خرابکاران و فرصت طلبان، سازندگان هدف مشترک با ما در توسعه کشور داشتند، خرابکاران جنگسالاران، قاچاقچیان مواد مخدر و ارتش پاکستان افغانستان را بی ثبات می کردند، فرصت طلبان هم و غم بقای خود را داشتند و با ارزیابی موازنه قدرت میتوانستند در هر یک از دو جهت قرار گیرند.» (ص 211)
کرزی مهمترین سازنده از نظر خلیلزاد:
خلیلزاد می نویسد:
«مهمترین سازنده کرزی بود، او مدیر ورزیده یا نهاد ساز نبود از اینرو من ترغیب اش کردم که یک تیم قوی استخدام کند، این یک چالش بود چون جنگهای طولانی در کشور تکنوکرات ها را به خارج رانده بود، شماری از تبعید شدگان به وطن بازگشتند تا به کشور کمک کنند از جمله داود صبا، نادر نادری، افضل فضل، همایون قیومی و اکلیل حکیمی… من بیش از همه در تیم کرزی شیفته غنی بودم که مدت درازی بود او را می شناختم… غنی بد خلق و بی حوصله بود اما دستآوردهایش گویای توانایی او بود… امین فاطمی برنامه بهداشتی ملی تدوین کرد… حنیف اتمر رهبری وزارت بازسازی و توسعه روستایی را بدوش داشت، برنامه همبستگی ملی را ایجاد کرد… علی احمد جلالی نقش حیاتی در ساختن نیروی پولیس ملی را بازی کرد، در بخش خصوصی احسان بیات سرمایه گذار و بشردوست افغان تجارت مخابرات موبایل را راه انداخت… شریف فایض به حمایت امریکا حامی بزرگ افغانها برای تأسیس دانشگاه امریکایی در افغانستان بود… سیما ثمر و نادر نادری در ساختن کمیسیون حقوق بشر نقش کلیدی ایفا کردند.» (ص 212)
عصبانیت های کرزی به دوستم و اسماعیل خان به حمایت خلیلزاد:
خلیلزاد می نویسد:
«هیچ جنگسالاری کرزی را به اندازه دوستم عصبانی نکرده بود، کرزی بار ها عهد کرد او را دستگیر کند من به کرزی مشورت دادم توازن قدرت شمال را در نظر گیرد و به احتیاط عمل کند، دوستم نمیگذاشت شبه نظامیانش خلع سلاح شوند…
عطا بزرگترین رقیب تاجک دوستم در شمال بود وقتی از عطا پرسیدم چی میتوانم انجام دهم که زد و خورد های مداوم او با دوستم پایان یابد دو گزینه پیشنهاد داد بین ما توافقی زمینه سازی شود یا هر دوی ما به کابل منتقل شویم…
اولین تماس تیلفونی من با دوستم چندان ثمر نداشت… دوستم مرتب تهدید میکرد که امریکایی ها را با بوجی به کشورشان می فرستد… تماس دومی هم چندان مؤثر نبود من هشدار دادم که حمله بر واحد های ارتش ملی که با امریکایی ها هستند حمله بر نیروهای امریکایی است اگر به آنها حمله کنی از پلی می گذری که دیگر راه بازگشت ندارد هیاهوی دوستم بدون کم و کاست همچنان ادامه داشت، بدتر از ویتنام خواهد شد، بدتر از عراق خواهد بود اگر فکر میکنی آنها بد بودند صبر کن و ببین که من در افغانستان چه روزی بر سر تان می آورم… دیروقت همان شب یک جفت بمب افگن بی یک از دیگو گارسیا به حرکت در آورده شدند، یک بمب صوتی درست در آسمان بالای خانه دوستم به غرش درآمد، یکی از بی یک ها وقت عبور از قصر دوستم بمب صوتی را منفجر کرد… فردایش دوستم در پشت خط تیلفون خشمگین بود پرسید شما اینجا چه جنگی را انداخته اید، بخاطر هواپیمای بمب افگن تان خواب از چشم بچه هایمان پریده است، بمب افگن بی یک و بمب صوتی اش او را هوشیار کرده بود….
دوستم و عطا در مذاکرات بعدی توافق کردند شبه نظامیان خود را خلع سلاح کنند. (ص 215-217)
پیروزی کرزی بر اسماعیل خان به حمایت خلیلزاد:
خلیلزاد می نویسد:
«وقتی من به دیدنش (اسماعیل خان) به هرات رفتم حاضر نشد فرماندهان و جنگجویانش را خلع سلاح کند، او ادعا کرد که چنین حرکتی هرات را بی ثبات خواهد کرد… در جولای 2004 اسماعیل خان به حمله مستقیم به ارتش ملی دستور داد و روشن کرد که قصد همکاری ندارد… به اسماعیل خان تیلفون زدم او رک و راست رد کرد که نمیخواهد به افرادش دستور دهد که دست بردارند، کابینه کرزی در مورد برخورد با اسماعیل خان دو دسته شده بود، رهبران ائتلاف شمال از جمله فهیم، قانونی و عبدالله به دنبال سازش با متحد قبلی خود بودند، غنی و جلالی خواهان برکناری فوری او بودند… در جلسه یک به یک سعی اسماعیل خان سعی کرد بر سر معامله یی مذاکره کند که بتواند وزیر داخله شود… اما من این پیام کرزی را به اسماعیل خان ارایه کردم که میخواهد به احترام نقش او در مقاومت علیه شوروی ها و طالبان او را به عنوان وزیر انرژی و آب تعین کند، در ماههای آتی نیروهای اسماعیل خان سلاح های سبک و سنگین خود را تحویل دادند و به روند خلع سلاح و خروج از حالت بسیج و ادغام مجدد پیوستند.» (ص 218)
مقاله خلیلزاد در وال ستریت ژورنال در رابطه به شکستن کمر جنگسالاران:
خلیلزاد می نویسد:
«من تا اکتوبر 2004 توانستم در وال ستریت ژورنال بنویسم که کمر جنگسالاری را می شکنیم اما من نگران آن بودم که واشنگتن از موفقیت در برابر جنگسالاران درس های نادرستی گیرد.» (ص 219)
مخالفت رامسفیلد با مقاله شکستن کمر جنگسالارن در والستریت ژورنال:
خلیلزاد می نویسد:
«رامسفیلد اخم کرده بود که نکند طرح ما در باره جنگسالاران افغانستان باعث جنگ داخلی شود، او تصمیم گرفت آن بخش متن طرح موفقیت شتابنده را که به نیروهای ائتلاف اجازه میداد با جنگسالاران برخورد کند لغو کند. بعد از آنکه من اعتراض کردم توافق کردیم که استفاده از نیرو به عنوان یک گزینه بماند اما در چنین حالات باید هر مورد به صورت جدا گانه تائید شود.» (ص 219)
در این بخش به وضاحت دیده میشود طرح خلیلزاد وکرزی که در مقاله والستریت ژورنال انعکاس یافت مورد حمایت پنتاگون و امریکایی ها (با وجود خوشبینی بوش به کرزی) نبوده از آن حمایت نمیکردند واین فقط طرح خلیلزاد وکرزی بود.
بقیه در آینده

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر