ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۱۴, جمعه

دولتمردان و زورمندان تاجک شمال وشمالی نزد استخوان های امیرحبیب الله خادم دین رسول الله ابدالدهر خجالت ماندند

دولتمردان و زورمندان تاجک شمال وشمالی نزد استخوان های امیرحبیب الله خادم دین رسول الله ابدالدهر خجالت ماندند

سپتامبر 1, 2016
نوشته داود سیاووش
در حالیکه اشرف غنی حتا از استخوان های امیر حبیب الله کلکانی نفرت داشت و یک فرمان بخاطر ملاحظات قومی خود در تشییع جنازه آن صادر نکرد و زلمی خلیلزاد دوستش در قصر سفید به بوش در قرن بیست درس الگو برداری از اداره سرکوب و اختناق اقوام توسط امیر عبدالرحمن خان در افغانستان را به صفت یک درس با افتخار می داد، دولتمردان و زورمندان شمالی اولاً طی چند ماه با گدایی حمایت دروازه به دروازه به دنبال فرمان حمایت و تشییع جنازه امیر حبیب الله گشتند و در آخرین لحظه که اشرف غنی حاضر نشد فرمانی را صادر کند و اصلاً حبیب الله را به صفت پادشاه افغانستان به رسمیت نشناخت در روز یازده سنبله اولاً بطور دزدانه و مرموز و ظاهراً به دلایل امنیتی استخوان های این غازی مرد و عیار خراسان را از تپه مرنجان مخفیانه کشیده به مسجد عیدگاه آوردند و در مرحله بعدی در حالیکه قرار بود به تپه شهرآرا به خاک سپرده شود از ترس جنرال دوستم آنرا در شهرآرا به خاک سپرده نتوانسته و در کلوله پشته به خاک میسپارند.
اینجاست که میتوان گفت تمام دولتمردان، زورگویان و سرکشان تاجک شمالی و شمال به یک استخوان فرسوده هشتاد ساله امیر حبیب الله خادم دین رسول الله نمی ارزند و تا ابد خود را این قدرتمندان و قلدرانی که فقط بالای فقرا و غربا هیبت و غرور و دبدبه شان را نشان میدهند خجالت ماندند.
هیچ محقق تاریخ در خیطه شمال و شمالی و تاجک زمین پیدا نشد که به جنرال دوستم استدلال کند در حالیکه بابر از اندی جان ازبکستان و محل وفات اش آگره هندوستان است و بر سبیل عیاشی های شاهنشاهان چند باغی را در مناطق خوش آب و هوای کابل بخاطر عیاشی احداث کرده بود به کدام دلیل امیر حبیب الله متولد ولسوالی کلکان ولایت کابل را اجازه نمیدهد در تپه شهرآرا که زادگاه اصلی اش است به خاک سپرده شود. اگر چنین استدلالی باشد حتا باید منطقه پروان نیز به تیمور لنگ اختصاص داده شده باشد چون جوی ماهیگیر را تیمورلنگ کشیده و یا امپراطوری موریا مربوط عظمت بودیسم است، باید تمام این مناطق مربوط بودیسم باشد و یا در بگرام کنشکای کبیر بزرگترین افتخارات را آفریده بناءً بگرام باید از کوشانی ها باشد و یا هرمایوس آخرین زمامدار یونانی در بگرام زندگی کرده و آبدات تاریخی دارد، باید آن مناطق از یونان باشد؛ در حالیکه چنین نیست، امپراطوری کورگانی ها در اندی جان ازبکستان متولد شده و در هندوستان حکومت کرده و فقط چند باغ عیاشی در کابل به خاطر منطقه خوش آب و هوای کابل دارند و بابر چنان شیفته آب و هوای کابل بود که از آگره هندوستان وصیت کرد که جنازه اش به کابل انتقال داده شود و در یک منطقه سرباز که در آن هوای کابل بوزد دفن شود، آیا همین دلیل شده میتواند که امیر حبیب الله که در کابل تولد شده، در کابل بزرگ شده، در کابل جنگ کرده، درکابل به حکومت رسیده و در کابل کشته شده وبخشی از تاریخ افغانستان میباشد گویا به دلایل تاریخی یک باغ در خاک کابل دفن نشود که این داغ ننگ معامله گری بر پیشانی تمام تاجکان شمال و شمالی ابدالدهر ماند. اشرف غنی با تکتیک تفرقه بیانداز حکومت کن از یکطرف دشمنی دیروزی تاجک و ازبک را در کابل زنده کرد تا نشان دهد که در قوم تاجک بعد از احمد شاه مسعود مردی در صحنه نیست واز سوی دیگر در حالیکه دولتمردان شمالی را در حکومت به زانو آورده این لیدرنمایان را نزد مردم شان بی اعتبار ساخت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر