۱۳۹۴ مرداد ۶, سه‌شنبه

معادله چند مجهوله جنگ های شمال

 

ژوئیه 28, 2015
شمار ه (237) چهارشنبه ( 7) اسد ( 1394) / (29) جولای ( 2015)
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
معمای انتقال چندین هزار نفر مسلح به شمال و تسلیح و تمویل و اعاشه و اباته و طبخ غذا و اکمالات آنان به دور از رصد نیروهای امنیتی برای مردم گیچ کننده میباشد.
در این جنگ که بیشتر به خاطر باز نمودن کاریدور عبور از دریای آمو به آسیای میانه راه اندازی گردیده فاریاب به مثابه نقطه عطف عبور به بخارا و سمرقند و فرغانه و بدخشان بخاطر عبور به تاجکستان و چین برای مخالفان دولت اهمیت فوق العاده دارند.
دولت افغانستان که با سیاست های ناسنجیده دوره آقای کرزی خود را از حمایت هوایی ایالات متحده محروم ساخته و کدام موافقتنامه مشخص با امریکا در رابطه به استفاده از طیارات بی پیلوت ندارد در این جنگ عملاً یک دست خود را آگاهانه و یا نا آگاهانه بسته است و بدتر از آن لابی های طالبان در درون دولت به بهانه های مختلف در برابر کسانی که علاقه دارند شمال را تصفیه کنند ممانعت ایجاد مینمایند.
چلنج بزرگ جنرال دوستم
ولایات شبرغان، سرپل و فاریاب که از مراکز بزرگ بانک رأی جنرال دوستم در حمایت از دکتر غنی در انتخابات بود اکنون در وضعیتی قرار گرفته که اگر جنرال دوستم جبهه فاریاب را فتح نکند شکست آن همه مناطق شمال هندوکش را تهدید نموده پایگاه اجتماعی جنبش در شمال پایان می یابد.
تحرکات جندا لله و تحریک اسلامی ازبکستان در فاریاب همزمان با گلایه و شکایت خیزش های مردمی از عدم کمک دولت به مردم در مقابل آن و راکد ماندن نیروهای تحت امر لوی درستیز در فاریاب پرسش هایی را میان مردم ایجاد نموده چون از یکطرف دستآورد ملموسی در صحنه جنگ به چشم نمیخورد و از طرفی فرستادن جنرال ملک به عنوان رقیب جنرال دوستم به فاریاب و باقیماندن جنرال دوستم در شبرغان با توجه به تجارب گذشته از کارآیی و همآهنگی جبهه جنگ خواهد کاست. هرگاه جبهه فاریاب توسط دوستم فتح نشود وزنه جنبش در دولت و پایگاه اجتماعی آن در شمال شدیداً آسیب خواهد دید و ساحۀ نفوذ مخالفان تا بلخ، کندز، سمنگان و بغلان گسترش خواهد یافت.
معامله بدخشان
برخلاف ولایات فاریاب، جوزجان و سرپل که تا حدودی از اتحاد و همآهنگی ضد طالب بر خوردار اند در بدخشان به دلایل گوناگون وضعیت طوری انکشاف نموده که یک فرمانده جمعیت اسلامی بیش از یکصد نفر از سربازان خود را از منطقه یی که به چین و تاجکستان نزدیک است به طالبان تسلیم میکند و مغلق تر از آن این تسلیمی ها توسط طالبان رها میگردند.
سر و صداهایی مبنی بر ارتباط داشتن برخی از بزرگان دولت در بدخشان با طالبان و رقابت های معادن آن ولایت این سوال را مطرح میسازد که اگر صف معامله گران پنهان از مدافعان بدخشان جدا نشود سرنوشت بدخشان که کاریدور عبور به چین و تاجکستان میباشد در آیندۀ نه چندان دور چگونه خواهد شد؟
از نظر کارشناسان با در هم شکستن جبهات فاریاب و بدخشان به دست دهشت افگنان شمال هندوکش عملاً به ساحه تحت نفوذ داعش، طالبان و همدستان شان چون اویغور ها و دهشت افگنان آسیای میانه مبدل خواهد شد و افسانه ولایت خراسان به منصه اجرا گذاشته خواهد شد.
در ولایات جنوب
با حمله افراد قوم اورکزی و پنجابی ها به ولسوالی های نوار مرز با پاکستان در ننگرهار و آواره شدن مردم آن محلات و پایان شدن بیرق های سفید و بلند شدن بیرق های سیاه تحت نام داعش آی اس آی این مناطق را تحت ساحه نفوذ خود در آورده چنانکه پیشروی و استحکامات را در نوار مرز آغاز نموده و مناطق جنوب شرقی افغانستان را راکتباران میکند که هیچگونه تحرک برای خیزش های مردمی در میان دولتمردان آن محلات به مشاهده نمیرسد.
یگانه راه حل
باید همه کدرهایی که در هوای سرد ایرکندیشن ها در قصر های کابل لمیده و خمیده اند مانند جنرال دوستم به مناطق شان رفته رهبری قیام های منطقوی را در چوکات دولت بر ضد مخالفان در ولایات سرحدی افغانستان به دست گیرند. هرگاه صدای چند فیر در قله های سالنگ جنوبی و تهدیدات غوربند دست کم گرفته شود با شرایط کنونی همزمان با مسدود شدن راه تنگی ابریشم و ارغندی و لوگر عملاً پایتخت در محاصره قرار گرفته آنگاه حتا این دولتمردان توان زیستن در همین قصرها را نیز از دست خواهند داد.
سرقوماندانی اعلی باید از حالت انفعال برآمده با استفاده از 350 نیروی هوایی امریکا که وارد افغانستان میشود (در حالیکه سخنگوی وزارت دفاع حتا از آن خبر ندارد)، زمینه آن را مساعد سازد که پهپاد ها در جنگ های شمال همکاری نمایند و از طرفی هیئت هایی را به کشور های همسایه در آسیای میانه فرستاده از نیروهای هوایی و جنگ افزار های ثقیل و وسایل ترصد آنان در جبهات شمال کمک مطالبه نماید.
در حالیکه با انفعال و خموشی دولتمردان روحیه پرسونل و مردم هر روز بیش از پیش تضعیف میشود حکومت وحدت ملی به مذاکرات ملا اختر دلبسته آنهم در شرایطی که فرزند ملا عمر عنقریب در برابر ملا اختر قدعلم نموده با جانشینی در منصب ملاعمر همه برنامه های مذاکره با دولت را بر هم خواهد زد.
حکومت وحدت ملی باید از ایالات متحده بخواهد که مانند حملات پهپاد ها بر حافظ سعید، شاهدا لله شاهد و دهها جنگجوی وابسته به پاکستان در مناطق نوار مرز، در شمال افغانستان نیز به کمک نیروهای دولتی در بدخشان، فاریاب، کندز و سایر ولایات برسد. سوالی را همگان می پرسند و هیچکس جواب داده نمیتواند اینست که اینهمه اکمالات سلاح و مهمات به جبهات مخالفان در شمال از کجا صورت میگیرد و در حالیکه پوسته های دولتی بعد از صد فیصد اکمال شدن از قلت مهمات شکایت میکنند چرا ذخایر مرمی مخالفان دولت در شمال هیچگاه به قلت و کمبودی رو به رو نمیشود؟ و اعاشه و اباته چند هزار نفر چگونه از ترصد قوای مسلح به دور میماند؟

۱۳۹۴ تیر ۳۰, سه‌شنبه

دولتمردان سرنخ حوادث را گم کرده اند

 

شماره ( 236 ) چهارشنبه ( 31) سرطان ( 1394) / ( 22 ) جولای ( 2015 )
11752568_10152921639356231_5032246569781531328_n
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
در حالیکه ملا عمر در پیامی مذاکره با دشمن را به خاطر رسیدن به هدف از نظر شرعی جایز شمرد، رییس جمهور غنی از ملا عمر به خاطر این پیام تشکر نموده از تدویر دور دوم مذاکرات با طالبان در آینده نزدیک سخن گفت.
تبادل این پیام و تشکر از آن در حالی صورت میگیرد که جنگ های فاریاب و سایر ولایات شدت یافته و باعث انکشافات، موضعگیری ها، انقطاب ها و اتحادهای جدید در دولت افغانستان گردیده است. جنبش و جمعیت در شمال در مقابله با حملات طالبان و سایر گروهها متحد گردیده جنرال دوستم به شمال رفته اظهار آمادگی نمود که در صورت ضرورت پرتله پوشیده به کمک مردم فاریاب خواهد شتافت. عطا محمد نور لباس نظامی پوشیده رهبری عملیات در ولایت بلخ و کمک به ولایات همجوار را به عهده گرفته و حاجی محمد محقق شیوۀ عملکرد دولت را در جنگ با طالبان در مناطق مرکزی افغانستان مورد انتقاد قرار داده هشدار میدهد که در صورت عدم حمایت دولت از مناطق مرکزی به مردم سلاح تدارک خواهد کرد و وزارت دفاع میگوید به کسی اجازه مسلح ساختن خارج از تشکیلات دولت را نمیدهد.
در همین حال انتقادات شدید دکتر عبدا لله به آدرس حامد کرزی و عدم حضور دکتر عبدا لله و رهبران جهادی در نماز عید در ارگ با توجه به مذاکرات چند روز قبل رییس جمهور غنی و کرزی و برجسته نشان دادن عکس آقای کرزی در مقایسه به رییس جمهور غنی پس از ادای نماز عید در ارگ تحلیل ها، تبصره ها و سوالات متفاوتی را در اذهان مردم به وجود آورده است.
پیوستن گروهی از طالبان به داعش
با پیوستن گروههایی از طالبان به داعش و تمرکز جنگ ها در ولایات هلمند، فاریاب و ننگرهار و یکجا شدن طالبان پاکستانی و ناراضیان مذاکره با دولت افغانستان به داعش وضعیت نظامی سیاسی کشور وارد یک مرحله حساس گردیده است.
در برخی رسانه ها داعش در افغانستان یک گروه کوچک خوانده میشود اما گسترش تهدید اساساً به وسیله جنگجویان طالبان سابق و شماری از پاکستانی ها خوانده میشود که بعد از پیروزی ها در عراق و سوریه خموشانه به دسته های مختلف تغییر نام داده اند.
در همین حال گفته میشود که با توجه به بحرانی شدن اوضاع امنیتی احتمال آن وجود دارد که کاخ سفید در تصمیمش مبنی بر گذاشتن چند صد سرباز در سفارت امریکا در کابل تجدید نظر کرده تعداد بیشتری از نیروهای امریکا را در افغانستان بگذارد و خارج نکند.
رسانه ها از مذاکرات رییس جمهور غنی و جنرال دیمسی رییس ستاد مشترک امریکا خبر میدهند که گویا رییس جمهور غنی در این ملاقات از مقامات امریکایی خواسته تا به دلیل تهدید های گروه داعش روابط خود را با افغانستان مورد بازبینی قرار دهد و گفته میشود بر مبنای این تفاهمات امریکا با متحدانش میتوانند در مبارزه با تروریزم از پایگاه های افغانستان بر ضد گسترش داعش در جنوب آسیا استفاده کنند.
رسانه ها از قول جنرال دیمسی گزارش دادند که غنی می پذیرد که امریکا در مبارزه با داعش به استراتیژی فرا ملیتی نیاز دارد و وی مفکوره غنی را برجسته تلقی میکند که باید از افغانستان به حیث یک قطب حراست شود که در این حال افغانستان میتواند با همکارانش در عرصه جلوگیری از رشد گروه داعش در جنوب آسیا و خاور میانه کار کند.
آنچه مردم افغانستان را نگران ساخته اینست که چرا حکومت وحدت ملی نیروهای خود را در اتحاد به تمایل جهانی منسجم نمیسازد و این حالت از خود گریزی و به طالب آویزی چه نفعی به افغانستان خواهد داشت؟ در حالیکه به نظر میرسد برنامه داعش در عبور از دریای آمو به تاجکستان و ازبکستان با توجه به آمادگی های کشورهای آسیای میانه و روسیه در حال حاضر دشوار گردیده و تنها راه نفوذ در آسیای میانه از موضع نزدیکی ترکمنستان با طالبان در خاک آن کشور ممکن خواهد بود با این حال تندروانی که میخواهند به ازبکستان و تاجکستان داخل شوند سالها در مناطق شمال افغانستان خواهند ماند و به ویژه از طریق بدخشان تلاش خواهند کرد درد سر های بزرگی برای دولت افغانستان ایجاد نمایند که عدم علاقه دولت در مبارزه با این نیروها شگفت انگیز میباشد.
در اوضاع کنونی افغانستان هرگاه حکومت وحدت ملی ابتکار عمل را بدست نگیرد و نیروهای ضد داعش و طالب را در خط حمایت دولتی و نیروهای بین المللی قرار ندهد با خیزش های خود انگیخته مردمی و دفاع خودی در جنگ با داعش و دهشت افگنان و طالبان وضعیت افغانستان به طرف عراقی شدن خواهد رفت که در آن حال با توجه به رقابت های کشورهای همسایه کنترل آن از مرکز دشوار خواهد بود و احتمالاًبا گم شدن سرنخ اوضاع از دست دولت و گره دست را به دندان ساختن تجارب تلخ سالهای گذشته تکرار خواهد شد.
در حالیکه هدف ملا عمر در مذاکره از موضع قدرت با دشمن و مشروع خواندن آن کاملاً هویداست، هدف تشکر کننده با از هم پاشی نیروهای دولت در رفتن به مذاکره کاملاً مبهم میباشد.Ÿ

۱۳۹۴ تیر ۲۳, سه‌شنبه

بازی چند گانه با حکومت وحدت ملی

 

ژوئیه 14, 2015
شماره ( 235) چهارشنبه ( 24) سرطان ( 1394) / ( 15) جولای ( 2015 )
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
در یک بازی فوق العاده مغلق استخباراتی آی اس آی توانست در چند جبهه همزمان حکومت وحدت ملی را مصروف سازد:
1- انتقال جغرافیای جنگ به شمال و جلب حمایت پهپاد ها بر ضد دشمن پاکستان
با انتقال جغرافیای جنگ به شمال در این جبهه با دامن زدن اختلافات دیدگاه ها و تحریکات علیه نیروهای خودی زمینه مساعد شد و با کشته شدن افسر پاکستانی در فاریاب معلوم گردید دهشت افگنان آسیای میانه را در شمال افسران پاکستان رهبری می نمایند و این اختلافات را دامن میزنند چنانکه در نتیجه دامن زدن این سوء تفاهمات در ولایات کندز، بدخشان، بغلان و غیره کارمندان دولت اتهامات جدی علیه همدیگر وارد نموده از کارایی در این جبهات کاسته شد و به عوض جنگ با دشمن آنها به جان هم افتادند. در حالیکه جنگ در شمال زبانه میکشید پاکستان توانست از پهپاد های امریکایی برای کشتن طالبان پاکستانی در شرق افغانستان استفاده کند.
2- پارادوکس جنگ و صلح
در حالیکه ظاهراً به تقاضای رییس جمهور غنی چند طالب با نمایندگان دولت در یک میز گرد مری نشستند در عمل در ولایات مشرقی افغانستان با پایین کردن بیرق طالب و بر افراشتن بیرق داعش جنگ وارد مرحلۀ جدید شد و در همین حالی که در مری چند طالب باز نشسته با چند مأمور دولت افغانستان دور میز نشسته بودند در خوست، فاریاب، بغلان، کندز، بدخشان، جلریز و سایر ولایات آتش جنگ طوری زبانه کشید که حتا چشم سربازان را طالبان کشیدند و سرهایشان را بریدند و آنطرف تر آتش جنگ کوچی ها در هزاره جات بار دیگر مشتعل گردید.
3- اختلافات درونی و تضعیف خودی
با امضای یک کاغذ بنام موافقتنامه آی اس آی با ریاست امنیت دولتی عملاً ساختار دولت افغانستان و فضای سیاسی کشور به شاک رفته حتا شایعات بروز اختلاف میان رییس جمهور غنی با کرزی بر سر زبانها افتاده با حملات لفظی آقای عبدا لله به آدرس آقای کرزی عملاً در کشور یک بحران جدید به وجود آمد و با حامد کرزی که در عمل قدرت پشت جبهه دولت را فعلاً در دست دارد درز و اختلاف عمیق ایجاد شد.
دکتر غنی که بدست خود با نامیدن میدان هوایی کابل به نام حامد کرزی موصوف را در صف تبلیغ همردیف روزانه نشرات نام خود با وی قرار داده در آینده زور آزمایی با جبهه کرزی برایش یک چالش بوده این ضرب المثل وطنی مصداق پیدا خواهد کرد که «صد درویش در یک گلیم می گنجند ولی دو پادشاه در یک ملک نمی گنجند».
4- بازی منطقوی
در حالیکه بدنه اصلی دولت به دست افراد حزب اسلامی میباشد با اظهارات گلبدین حکمتیار مبنی بر پیوستن افرادش به داعش موجی از بی اعتمادی و فضای شک و تردید و حدس و گمان در ساختار حکومت وحدت ملی مستولی گشته با گرفتن مسوولیت حمله انتحاری در شاه شهید توسط حزب اسلامی این شک تا حدی به یقین مبدل گردید و از جانب دیگر بلند شدن صدای اینکه گویا ایران اسرائیل منطقه میباشد توسط حکمتیار امکان اشتعال آتش جنگ های فرقه ای در آینده افغانستان افزایش یافت.
مسوول این همه بحران های سازمان یافته کیست؟
مسوول این همه بحران ها رهبری شتابزده، ضعیف و پراگنده حکومت وحدت ملی میباشد که با هیجانات بی مورد و عقب نشینی های غیر ضروری خویش عملاً از کارایی نظام کاسته و حکومت را در حالت انفعال گذاشته است.
هرگاه حکومت وحدت ملی در هفته اول کارش کابینه خود را اعلام میکرد، هرگاه حکومت وحدت ملی در هفته اول کارش والیان ولایات و قوماندانان را مقرر میکرد، هرگاه حکومت وحدت ملی در هفته اول کارش به اصلاح نظام انتخاباتی میپرداخت، هرگاه حکومت وحدت ملی در مرحله اول کارش به صدای مردم شمال مبنی بر جلوگیری از رفتن افراد مجهول الهویه از جنوب به شمال به نام نشتر زدن توجه میکرد و جلو آنان را میگرفت، هرگاه حکومت وحدت ملی اصلاحات در امور قضایی کشور آورده قاضی القضات را غرض گرفتن رأی اعتماد به پارلمان معرفی میکرد، هرگاه حکومت وحدت ملی لوی سارنوال را به خاطر گرفتن رأی اعتماد به پارلمان معرفی مینمود، هرگاه حکومت وحدت ملی افتضاح کابل بانک را به اسرع وقت حل و فصل مینمود و هرگاه… حکومت وحدت ملی در وجود یک نظام دارای مشی واحد ملی و قوای مسلح دارای مورال عالی رزمی برخوردار از حمایت قوای توپ و تانک و طیارات بمبارد و در وجود نظام مبتنی بر تفکیک واضح قوای ثلاثه با استقلالیت قوای قضائیه و کارایی دادستانی اکنون میتوانست در کلیه ابعاد قد بر افراشته در میدان جنگ و صلح با متانت و استواری و با ستراتیژی واحد سیاسی و دکترین نظامی خود را مطرح سازد.
صلح گدایی نمیشود، هرگاه حکومت وحدت ملی به این تصور باشد که صلح در افغانستان را چین، روسیه، پاکستان، هند یا کدام کشور دیگر بیاورند با این آرزو به امید آب به سراب خواهد رسید.
دولت باید مردانه وار و با روحیه ملی این تعریف را به مردم بدهد که طالب کیست؟ داعش کیست؟ و سایر گروههایی که در رهبری حکومت قرار داشته و ضد حکومت از نیروهای مسلح مخالف پشتیبانی میکنند کیستند؟ آنگاه میتواند به نیروی خود متکی گردیده با متحدین دایمی، مؤقتی، مردد و حتا ضد خود در معاملات به شرط شناخت طرف مقابل اشتراک کند، ورنه با این روحیه «هم خدا خواهیم و هم دنیای دون» رسیدن این قافله به سرمنزل مقصود خیالست و محالست و جنون.Ÿ

۱۳۹۴ تیر ۱۶, سه‌شنبه

ضربان نبض سیاست در افغانستان بالا رفته

 

ژوئیه 7, 2015
شماره (234) چهارشنبه (17) سرطان ( 1394) / ( 8) جولای ( 2015)
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
حوادث دلخراش و جانگدازی چون فاجعه جلریز همزمان با موقف گیری گلبدین حکمتیار به طرفداری از داعش و اسرائیل منطقه خواندن جمهوری اسلامی ایران، رد نامزد وزیر دفاع از طرف پارلمان، با شتابزده خواندن تصمیم ریاست جمهوری در زمینه ضرب الاجل یکماه انتخابات ترکیب مغلقی از وضعیت پیچیده سیاسی نظامی را در کشور به تصویر میکشد.
سر بلند نمودن داعش از شرق افغانستان و پیوستن عده یی از طالبان به آن هر چند ظاهراً یک اقدام استخباراتی آی اس آی تصور میشود اما با موقف گیری گلبدین حکمتیار به نفع داعش و اظهارات ضد ایرانی حکمتیار سوالات زیادی را در برنامه های بعدی به طرفداری از عربستان سعودی در تفاهم با آی اس آی نشان میدهد.
در حالیکه ستون فقرات و اهرم های اصلی قدرت در دولت افغانستان به دست کدر های حزب اسلامی میباشد و در حالیکه حکمتیار سالها قبل مهمان دولت ایران بوده این موضعگیری و موقف جدید رهبر حزب اسلامی همه را شگفت زده نموده است.
هرگاه اعضای حزب اسلامی در دولت افغانستان موقف مستقل شان را در این زمینه اعلان نکنند چنان به نظر میرسد که دولت افغانستان در یک معامله خاموش توسط کدر های حزب اسلامی به داعش تسلیم داده شده است؛ اما عده یی از کارشناسان به این باور اند که احتمالاً گلبدین حکمتیار با توجه به عقب ماندن موصوف از قافله سیاست درون آن حزب به خاطر بی اعتبار ساختن کدر های حزب اسلامی در نزد دولت افغانستان به تشویق آی اس آی چنان موقف عجیب و غریب را اعلان نموده است، موقفی که در گذشته آنرا طالبان و القاعده جدی نگرفتند و به نظر نمیرسد داعش نیز با توجه به از هم پاشیدگی درونی حزب اسلامی و به دلیل برنامه های فرا منطقه یی خویش آنرا جدی بگیرد.
در آسیای میانه رزمایش های بزرگ نظامی در مقابله به تغییر جغرافیای جنگ به شمال افغانستان از طرف دولت تاجکستان در کولاب، دوشنبه و سایر شهر های آن کشور راه اندازی گردیده و دولت تاجکستان جمع آوری دوره احتیاط را اعلان نموده است. در ترکمنستان چند افسر به اتهام داشتن ارتباط با طالبان دستگیر شده و نگرانی ها در جمهوریت های آسیای میانه از پیشروی جغرافیای جنگ به سواحل دریای آمو بالا گرفته است. رییس جمهور چین و رییس جمهور روسیه در رابطه به پیشروی داعش در خاک افغانستان ملاقات مینمایند.
موقعیت افغانستان در ستراتیژی 2015 ایالات متحده
بر اساس ستراتیژی 2015 امریکا رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح امریکا در کنفرانس مطبوعاتی گفت: داعش یک نیروی فرا منطقه یی است و در عراق و افغانستان منزوی نشده است، در افغانستان گروهی اعلان کرده که پیرو ایدیولوژی داعش است، این ایدیولوژی به بوکوحرام در نیجریا هم بست پیدا میکند که وابستگی به داعش را پذیرفته است. جنرال دیمپسی افزود: فشار بر گروه دولت اسلامی تا سرنگونی و نابودی آن ادامه خواهد یافت. در همین حال سناتور جان مککین از حزب جمهوریخواه امریکا گفت: رییس جمهور اوباما در کار تعین جدول زمانی برای خروج نظامیان امریکا از افغانستان درک ضعیف دارد و این کار میتواند اشتباه بزرگ دولت مردان واشنگتن بوده و فاجعه به بار آورد. جان مککین افزود: این کار خیانت به آن امریکاییان و افغانهای دلیر است که در افغانستان خدمت کرده اند. سناتور مککین افزود: به عوض جدول زمانی خروج باید یک راهبرد روشن در افغانستان مطرح شود. این سناتور پر نفوذ جمهوریخواه از پشتیبانی نیرومند کشورش از افغانستان در صورت پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده سخن گفت.
اما مشکل افغانستان قبل از هر فکتور دیگر یک مشکل داخلی میباشد. وقتی رییس جمهور بخاطر رد نامزد وزیر پیشنهادی به پارلمان خود وظیفه وزارت دفاع را به عهده میگیرد، وقتی سرنوشت انتخابات به خاطر اختلافات دو تیم هنوز لاینحل میماند و وقتی مجلس نمایندگان یا ولسی جرگه بخاطر پایان قانونی دوره کارش در حالت تعلیق از نظر انتخابی بودن قرار میگیرد، در این حال نمیتوان هیچ برنامه نظامی، اقتصادی و سیاسی را به منصه اجرا گذاشت و هر نوع اقدام در جهت اعاده وضعیت نورمال و پایین آوردن ضربان قلب سیاست در افغانستان باید از حل مشکلات فکتور داخلی آغاز گردد.Ÿ