۱۳۹۳ بهمن ۷, سه‌شنبه

سرگیچی های بعد از تشکیل کابینه

 

ژانویه 28, 2015
شماره ( 211) چهارشنبه ( 8) دلو 1393 / ( 28) جنوری 2015
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
untitled
محمد داود سیاووش
در حالیکه عطش رسیدن به قدرت هاله یی از خوشبینی را در برابر کاندید وزیرانی که از فیلتر دو تابعیته بودن گذشته به قدرت راه یافتند قرار میدهد، اما در یک بازی فوق العاده مغلق و پختۀ سیاسی برآمدن نام صلاح الدین ربانی رهبر جمعیت اسلامی، سازمانیکه سیزده سال بازوی توانای رهبری کشور و مدعی رهبری جهاد و مقاومت بوده آنهم از طریق تیم دکتر عبدا لله در شمار کاندید وزیران دو تابعیته برای رقبایش چون حزب اسلامی و طالبان و… یک تحفۀ گوارا به شمار میرود.
از جانب دیگر هرگاه آقای علومی که از نام تیم دکتر عبدا لله معرفی شده در صندوق رأی با ملاحظات قومی به پیروزی برسد بازوی دیگری از تیم آقای عبدا لله ضعیف خواهد شد.
انکشاف اوضاع داخل تالار و حلقات قدرت هر دو تیم طوریست که ظاهراً سبوتاز علیه کاندید وزرای هر تیم از داخل خود تیم صورت میگیرد. از نظر بعضی کارشناسان این مسأله مؤید آنست که این کاندید وزرا به عنوان باسقین و پیشمرگ های خط اول در تلفات حساب شده اند که پس از کنار رفتن شان چهره های اصلی وارد صحنه گردند.
سیاست زدن و نوازشی که در مورد برخی کاندید وزرای چپی با معرفی و از لست کشیدن در آستانه معرفی به پارلمان صورت گرفت و از فهرست انداختن و معرفی عاجلی که در داخل تالار در مورد بعضی کاندید وزرا به عمل آمد نشان میدهد که تعلل در معرفی کاندید وزرا تصادفی نبوده و در پشت بازی های بزرگ انجام پذیرفته است.
در حال حاضر انقطاب ها طوری تغییر شکل و استحاله میکنند که بانک های رأی پشت دروازه مانده و اصلاً وظایف شان انجام یافته پنداشته میشود. در شرایطی که مخالفان مسلح تا دروازه های پایتخت رسیده و دامنۀ جنگ ها به شمال کشور کشیده میشود آگاهان نظامی این سوال را مطرح میکنند که چرا با طرح گارد خاص بیست هزار نفری در صدر نظام و از زبان مسوولان وزارت دفاع مخالفت میشود و چرا وزیر دفاع از میان تیمی که این طرح را برای مقابله با دشمن مطرح نموده معرفی نشد.
به هر حال پس از گذار از فیلتر مغشوش پارلمان احتمالاً این سوالات ذهن رهبران دو تیم را مصروف خواهد نمود:
1- با کسانیکه در پیروزی این تیم ها نقش فعال داشتند و در کابینه از نظر آنان سهم لازم ندارند چگونه رفتار شود تا قانع شوند؟
2- در حالیکه چند ماه به انتخابات شورای ملی مانده و هنوز در نظام انتخاباتی تغییری نیامده و هنوز شناسنامه برقی توزیع نشده، افراد واجد شرایط رأی دهی مشخص نشده و برگۀ رأی دهی شفاف نیست دورنمای تدویر انتخابات بعدی پارلمانی با چه چالش هایی همراه خواهد بود؟
3- اگر باز هم تعریف از دشمن صورت نگیرد و پوتانسیل دفاعی با تشکیل گارد خاص ارتقاء نیابد و ستون پنجم دشمن در داخل نظام تصفیه نشود انتظار چه حوادثی را باید کشید؟
4- هرگاه با کسانیکه به طرفداری از تیم ضعیف در کمپاین های انتخاباتی همکاری کرده اند از رویه های تخویف، توطئه، جعل اسناد بدنام کننده، تهدید و غیره استفاده شود دورنمای نارضایتی و تبعات ناشی از آن چگونه خواهد بود؟
5- هرگاه بانک های رأی که در پیروزی تیم ها در انتخابات نقش داشتند موقف جدا از رهبران قبلی شان اتخاذ کنند وضعیت امنیتی کشور به کجا خواهد کشید؟

۱۳۹۳ دی ۳۰, سه‌شنبه

کی باید به وزارت برگزیده شود؟

 

ژانویه 21, 2015
شماره ( 210) چهارشنبه ( 1) دلو ( 1393) / ( 21 ) جنوری ( 2015 )
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
Graphic2
نوشته : محمد داود سیاووش
پس از سه ماه و اندی تعمق، تفکر، مشوره، مسامحه، مصالحه، ته و بالا رفتن، سفرهای خارجی و ضرب الاجل های زمانی بالاخره قرار بر آن شد که کابینه به پارلمان معرفی شود.
انتظار همگان آن بود که در پایان این مدت طولانی افراد متخصص، مدیر، با هویت ملی و فارغ از هر گونه دغدغه و تشویش و نگرانی به پارلمان معرفی شوند، اما بطور کاملاً غیر قابل انتظار و شگفت انگیز سه تن از کاندید وزراء در راه معرفی به پارلمان از لیست به دلایلی حذف شدند و چندین تن شان به دلیل عدم مطابقت با پیش شرط مجلس نمایندگان با خطر عدم معرفی به رأی اعتماد مواجه گردیدند.
در حالیکه طالبان بیرق های سفید شان را با بیرق های سیاه داعش از برکت حاتم بخشی های رهایی از زندانهای آقای کرزی تبدیل کرده و در دروازه جنوبی شهر ایستاده اند، اولاً این همه تعویق و تعلل باعث تضعیف روحیۀ نظام شد و در ثانی امور مملکت بطور کاملاً قصدی و عمدی از ماه حمل سال روان تا کنون اصلاً به حالت تعلیق و انتظار سپری میشود.
مردم از مجلس نمایندگان یا ولسی جرگه انتظار دارند که به این درامه و مشکل پایان بخشیده از یکطرف اصول شایستگی، تعهد، مدیریت، هویت ملی و… در گزینش وزراء حفظ گردد و از جانبی این توقف عمدی چرخ نظام پایان یابد.
نکاتی که در گزینش یک کدر به عنوان وزیر در پارلمان مدنظر گرفته شود از نظر برخی کارشناسان قرار ذیل اند:
1- قدرت سازماندهی
وزیر به هر اندازه یی که پروفشنل و متخصص باشد هرگاه قدرت سازماندهی نداشته باشد، نمیتواند چرخ مربوطۀ نظام را در بخش خود به حرکت بیاورد. دانشمندان داشتن هوش عاطفی را از نکات عمده در این زمینه میدانند که شامل خودآگاهی، خود تنظیمی، انگیزش، همدلی و مهارت اجتماعی میباشد.
2- هدفمندی
وزیر باید برای سازماندهی بهتر دارای قدرت برنامه ریزی و هدفمندی لازم باشد.
3- اعتماد به نفس
وزیر علاوه بر آنکه باید اعتماد به نفس داشته باشد باید قدرت تشخیص افراد با استعداد را نیز داشته باشد.
4- مسوولیت پذیری
وزیر باید ثابت قدم بوده در فکر و عمل خود توانایی اتخاذ تصامیم عقلانی و منطقی را داشته و تحت تأثیر اطرافیان چاپلوس، کرسی پرست، استفاده جو و محفل باز نرود.
وزیر باید از شکست نترسد و ریسک پذیر باشد.
5- قاطعیت
وزیر باید قاطع بوده، توانایی اتخاذ تصامیم دشوار را در لحظات حساس داشته باشد.
6- چند بُعدی بودن
وزیر باید توانایی دید به مسایل از چند بُعد را داشته و جنبه های مختلف یک مسأله را همزمان مورد ارزیابی قرار داده بتواند.
7- میل به فداکاری
وزیر باید حاضر باشد در لحظات دشوار در صف اول مشکلات قرار گرفته، قربانی را قبول نماید.
8- قابلیت سازگاری با شرایط
وزیر باید قدرت همآهنگ ساختن برنامه ها را با تغییرات و شرایط داشته باشد.
در پهلوی این صفات وزیر باید دارای صفات خویشتن داری، عدالت خواهی، واقع بینی، عادت به کار بدون مزد، احترام به شخصیت و استقلالیت کاری مادونان، همدردی با زیر دستان و… باشد.
وزیر نباید خودخواه، جاه طلب، ناتوان، بی میل به خدمات پیش پا افتاده، خواهان دستمزد کلان، ترسو و خواهان القاب و عناوین ماورای چوکات وظیفوی از مادونان باشد.
وزیر باید دارای شور و شوق کاری، روحیۀ خدمتگذاری به مردم، صداقت و راستی در وظیفه، حسابدهی و شفافیت در امور شخصی و اجتماعی، پاک نفس، مهربان، مهذب، با تقوا و صمیمی با مادونان و خدمتگذار مردم باشد.
وزیر باید از صحتمندی لازم برخوردار بوده، گزافه گو و بلند پرواز نباشد، در اسناد تحصیلی و تذکره و کارت هویت خود جعل نکند که با تمام این صفات سه بُعد را در گزینش میتوان برجسته نمود:
1- مدیریت
2- تخصص
3- تعهد
اگر این سه عنصر در شخصیتی پیوند ناگسستنی داشته باشد آن شخص میتواند به صفت وزیر آنهم فقط برای خدمت به مردم برگزیده شود. با رعایت اینکه رسیدن به مقام وزارت باید وسیلۀ خدمت باشد نه هدف، این سوال باید مطرح شود که: با همه خصوصیات عالی که بر شمردیم، وزیر به چی و کی تعهد دارد؟
هرگاه شخصی دست خود را به روی سوگندنامه کشور دیگری گذاشته برای خدمت به منافع آن در زیر بیرق آنکشور سوگند وفاداری یاد نماید و اینجا در دولت افغانستان به صفت وزیر انتخاب شود، بالفرض هرگاه منافع افغانستان با منافع آنکشور در تقابل قرار گیرد، این وزیر به کدام سوگند خود وفادار خواهد ماند؟
این سوالیست که جواب آن همه صفات عالی قبلی را تحت شعاع قرار میدهد.Ÿ

۱۳۹۳ دی ۲۴, چهارشنبه

حامیان اصلی دو تیم پشت دروازه ماندند

 

ژانویه 14, 2015
شماره ( 209 ) چهارشنبه ( 24) جدی ( 1393) / ( 14) جنوری ( 2015)
محمد داود سیاووش
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
10931234_1539528942998870_1388741030366140291_n
b69darvccaegi0s_jpg_large
در حالیکه تیم های تحول و اصلاحات از حمایت بالفعل و بالقوۀ نیروهای نامتجانس سیاسی در انتخابات برخوردار بودند اینک با اعلان کابینۀ پیشنهادی هیچ یک از چهره های شاخصی که به صفت بازوی این تیم ها شناخته میشد در فهرست وزیران پیشنهادی به مشاهده نمیرسد، که این مسأله دو پیامد میتواند در قبال داشته باشد:
یکی آنکه پشت دروازه ماندن نیروهایی که در پیروزی تیم ها نقش داشتند برای لیدران تیم های تحول و اصلاحات درد سر ها و بحران های بزرگی را با متحدان قبلی شان به وجود خواهد آورد.
دوم اینکه هرگاه این کابینه که در آن سایۀ چهره های اصلی فعالیت دارند دساتیر شان را از پشت جبهه و خارج حکومت بگیرند و لیدران دو تیم نتوانند چهره های اصلی متحدین قبلی شان را مجاب سازند، وضعیت کابینه مانند پل لرزانک در اعوجاج خواهد بود که با این حال اگر کسی از آن تیم ها بخواهد مستقل از ولینعمتان شان عمل کند، مشت به هوا خواهد کوفت.
از جانب دیگر سفر یکروز قبل از تشکیل کابینه، رییس آی اس آی پاکستان به کابل و نشستن رهبران احزاب غیر مؤثر پاکستانی در هفتۀ قبل در میز مذاکره با رییس جمهور غنی طوریکه آقای کرزی در قطار لیدران احزاب پاکستانی در مقابل رییس جمهور غنی نشسته بود حدس و گمان ها و تعبیرات و تفسیرات مختلفی را در زمینۀ کابینه جدید، میان مردم ایجاد نموده است.
در حالیکه سخنگوی طالبان پاکستانی به داعش بیعت میکند و در هلمند جنگ بیرق های سیاه و سفید در جریان بوده هیئت طالبان به چین سفر مینماید و نمایندۀ قبلی امریکا در امور افغانستان چین را محل مناسب برای مذاکره طالبان در تحت فشار قرار دادن پاکستان میداند و از جانبی جغرافیای جنگ با استقرار چند هزار طالب در مرز با تاجکستان و ترکمنستان همزمان با حوادث پاریس و آمادگی سران غرب برای رویارویی با دهشت افگنی تغییر میکند و طالبان از مدارس پاکستان اخراج و به افغانستان فرستاده میشوند، در ولایات زابل، غزنی، هلمند و سرپل افرادی با خانواده های شان جابجا میشوند که بقول رسانه ها در بعضی مناطق با زبان های پشتو و دری بلدیت ندارند، تشکیل یک کابینه ضعیف آنهم پس از سه ماه و در شرایطی که اجازۀ حرکت اعضای آن در عقب جبهه سیاسی بوده و وزیران مجبور اند طوطی وار سخنان عقب جبهه را به زبان بیاورند شک و تردید های جدی را در توانایی حکومت جدید در مقابله با چنین وضعیت به وجود آورده است همزمان این نگرانی ها در دو نکته خلاصه میشود:
1- اگر چوکی های پایین تر از وزارت ها میان لابی ها و طرفداران و کمپاینران دو تیم به شکل ایله چار و رایگان تقسیم شود تفاوت این حکومت از حکومت قبلی چه خواهد بود و در مهار کرد خطرات موجود چه مؤثریت خواهد داشت؟
2- اگر چهره های غیر وابسته در اپرات پایین تر از وزارت ها برگزیده شوند الیگارشی مطرحی را که در صحنه حضور دارد با کدام پوتانسیل از میدان خواهند کشید؟ و این سوال نیز مطرح میشود که این آرایش های نیروهای ناشناس مسلح برای تطبیق همین سناریو نخواهد بود؟

۱۳۹۳ دی ۱۶, سه‌شنبه

قحط الرجال است یا زیر کاسه نیم کاسه؟

 

ژانویه 7, 2015
شماره ( 208 ) چهارشنبه ( 17) جدی ( 1393) / ( 7) جنوری ( 2015)
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
محمد داود سیاووش
اگر در کشوری طی 100 روز از جملۀ 25 میلیون نفوس 25 نفر برای رهبری هستۀ مرکزی کابینه پیدا نشود جداً باید از جا تکان خورد و این سوال را مطرح کرد که آیا قحط الرجال است یا زیر کاسه نیم کاسه؟
در حالیکه واقعیت مسأله طوریست که در طول تاریخ افغانستان هیچگاه مدینۀ فاضله افلاطونی در تشکیل کابینه مطرح نبوده، پس به این سوال باید جواب پیدا نمود که عامل به سقوط کشیدن قصدی دستگاه دولت کنونی کیست؟ و دلیل آن چیست؟
حکومتی که در مسایل بین المللی خیلی فعال بوده رهبران آن بیشترین اوقات شان را در هوا بخاطر سفر در طیاره ها و صحبت با دیپلوماتان و نمایندگان کشورها سپری میکنند معلوم نیست چرا با پیش کشیدن بیست و پنج تن به صفت وزیران کابینه لوکوماتیف نظام را به حرکت آورده نمیتوانند.
اگر انتظار آن باشد که ارسطویی پیدا شود که از قبولی مقام وزارت اسکندر مقدونی ابا ورزد و یا جورج واشنگتنی پیدا شود که از قبولی مقام ریاست جمهوری امتناع ورزد و یا گاندی پیدا شود که از مقام قدرت به عبادتگاه فرار کند و یا چگوارایی پیدا شود که از وزارت بگریزد، با توجه به شرایط کنونی نه این ظرفیت در رهبران وجود دارد و نه از کدر های کابینه آنرا باید انتظار داشت.Ÿ
در کشوریکه از سال 1352 تا کنون به شکلی از اشکال جنگ جریان دارد، از میان مردمی که طی چهل سال صدای راکت و بم و طیاره و خمپاره شنیده اند و از انبوه توده هایی که از بام تا شام به اخبار جنگ گوش میدهند و از میان مردمی که به انواع تروما و گریف مبتلا اند و فقط گریه یگانه وسیلۀ پایان آوردن غلیان هیجانات شان میباشد، از میان مردمی که در طول سال های جنگ مکتب های شان حریق و کتاب های شان طعمه آتش شده، اگر کسی توقع داشتن کابینه یی چون کابینۀ دیوید کامرون یا انگلا مرکل یا بارک اوباما یا فرانسوا اولاند را داشته باشد این مفکوره واقعاً خواب است و خیال است و محال است و جنون.
مردم از هر دو لیدری که اکنون با مطایبه و طنز در رسانه ها دو بزرگوار خوانده میشوند میخواهند که یا در وجود پوتانسیل های موجود به تشکیل کابینه بپردازند و یا اجازه دهند کسی یا کسان دیگری از میان این توده و ولس و مردم این خلاء را پر کنند.
پیامد خلاء قدرت کنونی چیست؟
1- به گزارش رسانه ها عاید ملی در سال 1393 (30) درصد و سرمایه گذاری در افغانستان 70 درصد کاهش یافته است.
2- طالبان بار دیگر سر بلند نموده در کنر تراشیدن سر، زدن شلاق و سیاه کردن روی را به عنوان قوانین شان در رسانه ها به نمایش میگذارند.
3- اهرم های متعدد قدرت شکل گرفته و حتا در بعضی مناطق برای برگشت طالبان زمینه سازی میشود و طالبان بنیادگرا موازی به دولت وحدت ملی به چین کمونیستی سفرهای دیپلوماتیک انجام میدهند.
4- شعارهای بلند پروازانۀ مبارزه با فساد، بررسی پروندۀ کابل بانک و اصلاح سیستم عدلی و قضایی اصلاً به طاق نسیان گذاشته شده.
5- وضعیت به حدی بحرانیست که حتا رهبران اسلام آباد از ترس عراقی شدن اوضاع افغانستان خوابهای ترسناک می بینند.
برای حل این بن بست باید یکی از دو بازوی قدرت از جایش تکان بخورد و به اپوزیسیون رفته خواب و خیال هم خدا خواهیم هم دنیای دون را از سر دور نموده، حکومت را به حریف رها نماید و در موضع اپوزیسیون با قلم، قدم، میتنگ، مظاهره، انتقاد، طرح، نظر، پیشنهاد و جمع آوری متحدین تیم بر سر اقتدار را از طریق افشاء گری ها طوری به زانو در آورد که در مرحلۀ دوم در یک انتخابات شفاف مردم عنان قدرت را با رأی شفاف به اپوزیسیون بسپارند، در غیر آن در وجود دو قدرت در یک دولت حتا تصور یک گام به پیش طی این دوره متصور نیست.Ÿ