۱۳۹۴ آذر ۳, سه‌شنبه

سناریو نویسان به پاشنه حکومت وحدت ملی انگشت میگذارند


نوامبر 24, 2015
شماره ( 254) چهارشنبه (4) قوس ( 1394) / ( 25) نوامبر( 2015)
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
می گویند پهلوانی به نام آشیل بود که هیچ حریفی در میدان پشتش را به زمین گذاشته نمیتوانست و در معرکه و کارزار زورآزمایی مغلوبش کرده نمیتوانست. قضا را در پاشنۀ این پهلوان زمان و تهمتن دوران محلی بود که اگر دست حریف به آن می رسید آشیل به زمین می افتاد و مغلوب می شد.
در شرایط کنونی که جهان در آتش و خون غوطه ور است دشمنان اهریمنی به پاشنه آشیل نظام متوجه شده اند که اگر به آن دست شان برسد افغانستان را متلاشی خواهند کرد. این پاشنه آشیل حکومت وحدت ملی کشاندن جنگ افغانستان در مسیر قومی و مذهبی میباشد.
گروگان گیری هایی که با سر بریدن وحشتناک و تکان دهنده خشم اعتراض و مدنی مردم را در جاده های پایتخت بر انگیخت اینک در فاز دوم با انتقام گیری از رمه گوسفندان به شکل وحشتناکی تکرار میشود.
باید دولتمردان از همه اقوام و تبار از خواب طولانی بیدار شده و بدانند که این جنگ خانمانسوز که باری کابل و شهر های بزرگ را به خاک و خون کشید انفجار آن این بار مانند ریختن بنزین در آتش شاید در اولین لحظه دامن همین رهبران و سازماندهندگان و گردانندگان را بگیرد.
این چه زمامداری بیهوش و کم هوشی است که حتا ایستادن یک نفر با تفنگ در یک شاهراه میتواند سرنوشت سیاسی و نظامی و امنیتی کشور را به مخاطره بیاندازد. چرا امنیت شاهراه ها گرفته نمیشود؟ چرا قطار ها در رفت و برگشت به شاهراه ها اسکورد نمیشوند؟ چرا قریه جات دو طرف سرکها به مقاومت محلی جلب نمیشوند؟
معلوم نیست تا چه وقت این رهبران پریشان به دنبال این قافله اشک و خون اطفال و خانواده های گریان روان خواهند بود

موقعیت دشوار افغانستان در شرایط جنگ اروپا با اشباح


نوامبر 24, 2015
شماره ( 254) چهارشنبه (4) قوس ( 1394) / ( 25) نوامبر( 2015)
نوشته: محمد داود سیاووش
اجرای عملیات های دهشت افگنی در چندین نقطه پاریس و پیدا شدن دراماتیک سر و کله دهشت افگنان پس از چند ساعت از بروگسل، اروپا را تکان داد و فرانسه که منزوی ترین عضو ائتلاف ضد ترور بود در صف مقدم نبرد با داعش قرار گرفت.
تبدیل شدن بروگسل به شهر ارواح پس از غایب شدن طراح عملیات پاریس در آن شهر و تهدید به شهر های روم، لندن و واشنگتن، کنسل شدن برنامه فوتبال در جرمنی، تیر اندازی به روی شانزده تن در اورلیان امریکا، اعلام حالت اضطرار سه ماهه در فرانسه، اعزام ناو جنگی شارل دوگول به شرق میانه، حمله انتحاری چهار زن در کامرون به غیر نظامیان، کشته شدن 28 عضو یک گروه تندرو در سنکیانگ چین، انفجار طیاره روسی در مصر، ادعای وزیر داخله آلمان مبنی بر عضویت 750 آلمانی در صفوف داعش که بیست فیصد آنرا زنان تشکیل میدهند، اعتراف وزیر داخله اسپانیا به اینکه داعش به جذب زنان اسپانیایی می پردازد با فشاریکه هجوم پناهجویان بر اروپا آورده نشان میدهد که جهان پس از جنگ دوم جهانی در یک وضعیت فوق العاده اضطراری و شکنند قرار دارد، وضعیتی که در آن با شبحی در جنگ است که صف مشخص ندارد و حتا تهدید یک فرد میتواند در شهر بزرگی چون بروگسل اماکن عمومی، متروها و مدارس شهر را تعطیل کند.
پیچیدگی اوضاع:
آنچه قبل از همه اوضاع را پیچیده و بغرنج میسازد موضعگیری های متفاوت کشورهاییست که مورد هدف این خطر قرار دارند.
موقف های متفاوت در رابطه به سوریه که مرکز فرماندهی خطر در آنجا قرار دارد بیش از همه وضعیت را پیچیده نموده است. روسیه طرحی را به پشتیبانی از ادامه کار بشار اسد به شورای امنیت پیشنهاد نمود، فرانسه قطعنامه یی را مطرح نمودکه در خطوط کلی با روس ها نزدیک بود، ایتالیا از طرح روسیه حمایت نمود، اما اوباما گفت اسد در آیندۀ سوریه جایی ندارد و در همین حال رییس جمهور ایالات متحده اظهار داشت که ایران باید میان اسد و دولت مشروع برای سوریه انتخاب کند. این اظهارات در حالی صورت میگیرد که افرادی از داعش در غرب ایران دستگیر شدند.
روسیه در مقابل سند رفع محدودیت ها و ممنوعیت های همکاری های هسته ای با ایران را امضأ نمود و سرمنشی سازمان ملل از امریکا و روسیه خواست در از بین بردن تروریزم با هم همکاری نمایند. ترکیه از اینکه روسیه مناطق ترکمن نشین را در سوریه بمباران میکند با احضار سفیر روسیه در انقره اعتراض نمود و بارک اوباما گفت: حملات روسیه داعش را تقویه میکند، روسیه باید برای رویارویی با داعش تصمیم ستراتیژیک اتخاذ کند. اوباما گفت: روسیه باید روی داعش تمرکز کند نه روی اپوزیسیونی که برای بر اندازی بشار اسد تلاش میکند.
داعش سفید و داعش سیاه:
پس از تصویب قطعنامه شورای امنیت بر ضد داعش رسانه های غربی گفتند غرب با داعش سیاه در جنگ است، اما به داعش سفید دست دوستی دراز میکند و پادشاه عربستان سعودی داعش سفید است، چنانکه به قول رسانه ها عربستان سعودی در غرب به خطیبان، مساجد، ملاهای افراطی و حتا کسانیکه ریش میگذارند پول می پردازد.
در همین حال به نوشته رسانه ها کمیته حقوق بشر سازمان ملل به محکومیت دخالت ایران و روسیه در سوریه در قطعنامه یی رأی داد که از طرف عربستان سعودی پیشنهاد شده بود. رسانه ها گفتند هرچند در این قطعنامه از روسیه نامبرده نشده اما روحیه و روال متن قطعنامه حاکی از نارضایتی از حملات روسیه در سوریه میباشد.
تشکیل جنگجویان فاطمی از میان افغانهای مهاجر در ایران توسط دولت ایران در جنگ سوریه و تشکیل زینبیون پاکستانی توسط دولت پاکستان در جنگ سوریه همراه با تقابل داعش سفید با فاطمیون افغانی گماشته شده ایران در سوریه و تقابل عربستان سعودی، قطر، ترکیه و امریکا با روسیه و ایران طرفدار بشار اسد و ارسال سلاح های هندوستان به کرد ها در شرق میانه زگنال وحشتناک اشتعال یک جنگ تمام عیار جهانی را به صدا آورده است.
جنگ جهانی:
وزیر داخله آلمان عملیات داعش را به مثابه آغاز جنگ جهانی تروریستی خواند و این اظهارات در حالی صورت میگیرد که بشار اسد داعش را ساخته دست امریکا خوانده عربستان سعودی قطر و ترکیه را حامیان تروریزم میخواند.
وضعیت افغانستان در قبال این انکشافات و تحولات:
از نظر کارشناسان یکی از دلایل اساسی زایش و پیدایش خطرات امروزی برای اروپا نرمش و سازش هایی میباشد که غرب در افغانستان با گروههای تندرو در پیش گرفت. با عده یی از این گروهها کنترکت هایی بست که به میلیونر ها تبدیل شدند، گروهی را به شکل معامله با خود نگهداشت و گروهی به شکل ستون پنجم در بدنه دولت نفوذ کردند.
جابجا شدن داعش در زابل، انتقال مراکز جنگ از وزیرستان به شمال افغانستان، ظهور داعش در شرق افغانستان، ظهور ستون پنجم در بدنه دولت افغانستان به طرفداری از طالبان و پاکستان، مخالفت با عملیات های شبانه و عملیات های هوایی، رهایی قوماندانان طالبان از زندان ها، در اولویت قرار نگرفتن مسایل امنیتی و بروز شگاف ها و اختلاف ها در مسایلی چون سقوط کندز، خموشی در قبال ایجاد دروازه های عبوری در سرحدات جنوب افغانستان، تحت فشار قرار گرفتن کابل توسط اسلام آباد برای کشاندن افغانستان به میز مذاکره مضحک مری، تقسیم طالبان به گروههای ملا رسول و ملا منصور، بلند شدن صداهای ستون پنجم از پارلمان و برخی رسانه های طرفدار طالبان و پاکستان، بلند شدن بیرق داعش و طالبان در پوهنتون ننگرهار، گرایش به سوی سوق مذهبی و قومی شدن جنگ با گروگان گیری های اخیر در شاهراه زابل-کندهار، اظهار اینکه گویا طالبان از نظر امریکا تروریست نیستند، سر و صدا ها در مورد توافق امریکا و پاکستان مبنی بر آغاز مذاکره دولت افغانستان با طالبان، سقوط ولسوالی یمگان، کشیدن خط ارتباط ولسوالی های جرم، بهارک، وردوج و زیباک تا پاکستان، کشیدن راه ولسوالی های کران و منجان به نورستان، هشدار رییس اجرائیه در مورد خطر حزب تحریر به مثابه بازوی ملکی احزاب تروریستی و عکس العمل صریح و علنی نماینده این گروه در برابر اظهارات دکتر عبدا لله از طریق رسانه های داخلی فضای تاریک و مبهمی را در انظار عامه ترسیم میکند و این سوال را مطرح میسازد که:
1- دولت افغانستان از میان خطوط امریکا، روسیه و عربستان سعودی به کدام طرف در حرکت است؟ با کیست؟ و در مخالفت با کیست؟
2- اگر واقعاً سمپتی و موضعگیری ها در حلقات رهبری دولت به طرفداری از ستون پنجم وجود ندارد چرا کسانیکه اتهامات را به افراد مشخص در این زمینه وارد میکنند مورد استفسار قرار نمیگیرند؟
3- اگر این سر و صدا ها حقیقت دارد پس چرا کسانیکه در نظام با چنین دیدگاه ها فعالیت مینمایند مورد سوال قرار نمیگیرند؟
معاون اول رییس جمهور از ستون پنجم صحبت میکند، مشاور ارشد رییس جمهور در امور حکومتداری خوب مذاکره با طالبان را یک کار عبث میداند، رییس کمیته اجرائیه از کسانی که از تربیون دولت بر ضد دولت تبلیغ مینمایند صحبت میکند معاون مجلس نمایندگان موقعیت حامیان داعش را در پایتخت قلمداد میکند و با این حال کشتی حکومتداری به سکانداری این رهبران به صوب نامعلوم در حرکت است.
4- چرا از کدر ها استفاده ابزاری میشود؟ و چرا این کدر ها تا سرحد معامله در رسیدن به کرسی ها و مقامات تنزیل مینمایند؟ کدری که با وعده و دریافت یک مقام متوسط به دام می افتد اخلاقاً حق ادعای رهبری و پیشروی را ندارد؟
5- حکومت وحدت ملی با توجه به تحولات و انکشافات دراماتیک جهانی و با تحلیل از منافع ملی سیاست داخلی و خارجی کشور را باید طوری عیار سازد که اعتراضات مدنی و صدای نارضایتی همگانی ده ها هزار انسان بی جواب نمانده از زاویه تفاهم، تعاون و تساوی اجتماعی در دسترخوان مردم تغییر بیاورد و بیلانس دخل و خرج خانواده کارمند دولت را در پرداخت معاشات ماهوار و حقوق و امتیازات شان مدنظر گرفته از امنیت جان و مال و حیثیت شهروندان دفاع نماید.
6- حکومت وحدت ملی باید با شعار همه چیز در خدمت دفاع از وطن تمام امکانات مادی و معنوی را در خطوط مقدم دفاع از کشور متمرکز نموده جنرالان ارکان حرب، افسران با تجربه، پیلوت ها، تانکیست ها و قوماندان کدری و جهادی را از داخل و خارج کشور در امر دفاع از وطن دعوت نموده بسیج سازد و با توجه به موضعگیری های پیچیده جهانی طرق و شیوه های مفید اکمالات لوژستیکی و دریافت تخنیک عالی محاربوی، تانک، توپ و طیاره را جستجو کند.
در شرایط کنونی افغانستان هیچ راهی ندارد جز آنکه مردم از چهار گوشه کشور دست بدست هم داده در صف مقدم دفاع از وجب وجب خاک با حداقل امکانات قرار گیرند، در این راه اگر پیروزی بدست آمد، افتخار آن به همگان است و اگر مرگ و نابودی در راه بود، مرگ یاران جشن است

۱۳۹۴ آبان ۲۶, سه‌شنبه

ارگ فریاد مرگ سر های بریده را با گلوله پاسخ داد


نوامبر 17, 2015
شماره(253) چهارشنبه 27 عقرب 1394 / 18 نوامبر 2015
logo
آتش گشودن از نام مردمسالاری به روی قیام ده ها هزار انسان معترض آنهم در شرایطی که سر های بریده را به خاطر دادخواهی نزد زمامدار زمان می آوردند از صفحات سیاه تاریخ افغانستان میباشد که مانند دوره هفتم و هشتم شورا و سوم عقرب ثبت تاریخ کشور گردید.
در حالیکه آسمان بار تحمل فریاد سر های بریده قربانیان و یخن های دریده معترضان را نداشت در یکروز غم انگیز خزانی که آسمان به خاطر مظلومیت سر های بریده هفت انسان می گریست و ده ها هزار انسان جنازه های آن سر های بریده را به خاطر دادخواهی به ارگ آورده شعارهای مدنی خروش توفان زای شان در کوههای آسمایی و شیر دروازه می پیچید زمامداران و سردمداران نظام به عوض سر تعظیم فرود آوردن به این توفان سیلاب خشم مردم و پاک نمود اشک یتیمان به روی این معترضان مظلوم آتش گشودند. آتش به روی آنانی گشودند که جز کتاب معرفت در دست شان چیزی نبود و جز شعار تحقق عدالت خواست و تقاضایی از زمامداران نداشتند.
با جذبه سخن گفتن با کسانی که روی شان خون پر و اجساد سر های بریده را به خاطر دادخواهی بدوش داشتند یک عمل خلاف ارزش های انسانی، اسلامی، مدنی و عرف فرهنگ ملی میباشد که این کار به عوض اطفای این قیام مدنی و تخویف این عصیان شاید به آغاز خروش های مدنی تابو شکنانه و بهار کابلی تبدیل شود که در شرایط نارضایتی همگانی از خون آنانیکه مورد هدف شلیک مسلسل ها قرار گرفتند بر میدان «تحریر» جوار ارگ بنویسند: زنده باد عدالت اجتماعی!
نازم آن مشتی که فرق زورمندان بشکند
بشکند دستی که بازوی ضعیفان بشکند
شیشه بشکستن نباشد افتخار سنگ سخت
سنگ اگر سخت است جای شیشه سندان بشکند
پنبه را هر رنجبری شاید کند در زیر پا
دارد آن پا قدر کو خار مغیلان بشکند

اشـــتباهات رهبـــران، اروپا را به جغرافیـــای جنگ مبــدل نمود


نوامبر 17, 2015
شماره(253) چهارشنبه 27 عقرب 1394 / 18 نوامبر 2015
رهبران
نوشته : محمد داود سیاووش
یکی از صادقانه ترین اعترافات سیاسی به اشتباهات امریکا و غرب از زبان هیلاری کلینتون (شاید در حالت احساسات) بر آمد که گفت: «کسانیکه ما امروز با آنها در جنگ استیم بیست سال پیش خود ما به وجود آوردیم. زمانیکه درگیر جنگ با شوروی سابق بودیم، شوروی افغانستان را اشغال کرده بود و ما نمیخواستیم شاهد کنترل شوروی بر آسیای میانه باشیم. رییس جمهور ریگن به پشتیبانی کنگره به پشتیبانی از ارتش پاکستان پرداخت. بعد مجاهدین افغان را به انواع تجهیزات جنگی مجهز کردیم حتا از عربستان سعودی نیز کمک مالی و انسانی گرفتیم و اجازه دادیم اسلام وهابی در افغانستان رشد کند تا ما بتوانیم شوروی را شکست بدهیم و البته مؤفق هم شدیم. شوروی میلیارد ها دالر را از دست داد و در نهایت از هم پاشید برای همین بسیاری معتقدند اینکار سرمایه گذاری بدی برای ما نبوده، اما باید مراقب باشیم، چون هر چه می کاریم همان را درو خواهیم کرد.»
در ادامه این اعترافات صریح و صاف و صادقانه پرویز مشرف رییس جمهور پیشین پاکستان نیز اعترافات جانانه یی نمود که بیخ و بنیاد همه مدعیان و گزافه گویان را از ریشه بر کند و در آفتاب سیاست در معرض دید همگان گذاشت. پرویز مشرف گفت: «پاکستان از بیش از سیزده گروه تروریستی در حال فعالیت علیه هند حمایت میکرد، اما طالبان را از جمله به مبارزه با روسیه سوق میداد.» پرویز مشرف افزود که: «در آن زمان طالبان، حاقانی، اسامه بن لادن و الظواهری قهرمانان ما بودند و فقط دیرتر شرور شدند.» رسانه ها از قول مشرف گزارش دادند که گفت: «پاکستان از سال 1979 حمایت از عناصر ستیزه جوی دینی را آغاز کرد، در سال های 90 قرن بیستم مبارزه به خاطر آزادی کشمیر آغاز شد، در آن زمان لشکر طیبه و یازده الی دوازده گروه دیگر ظاهر شدند، ما از آنها حمایت کرده و اعضای آنها را آموزش میدادیم چون آنها با فداکاری برای کشمیر مبارزه میکردند.»
با توجه به اعترافات فوق در دوره طالبان امریکا فقط یکبار بر مراکز دهشت افگنی در سودان و نوار مرز افغانستان حمله راکتی انجام داد که پریزدنت بل کلنتن به خاطر نگرانی از صدور فرمان آن حملات شب نخوابیده بود. پس از یازده سپتمبر که امریکا کشت خود را در برج های تجارت جهانی درو کرد وقتی با سقوط حکومت طالبان به افغانستان داخل شد همزمان برای خود دو جبهه گشود و به عراق نیز حمله کرد. امریکا در این حال همان شیوه مغلق کار با دو طرف جبهه را در پیش گرفته از یکطرف با اخطار امریکا پاکستان از ترس برگشت به عصر حجر در ائتلاف ضد ترور شامل شد و از جانب دیگر اجازه داد شورای کویته تشکیل شود و حتا اسامه در ایبت آباد از پناهگاه خود فعالیت های القاعده را سازماندهی نماید.
در حالیکه دولت پاکستان از وجود مراکز القاعده و طالبان در خاک آنکشور انکار میکرد، در همین حال به خاطر مبارزه با تروریزم میلیارد ها دالر کمک از امریکا دریافت نمود. یکی از اشتباهات امریکا در افغانستان حمایت از به قدرت رسیدن حامد کرزی بود. در حالیکه تمایل بین المللی آن بود که پادشاه سابق در مرکز قدرت قرار گیرد با توجه به اینکه شاه سابق را پاکستان مهار کرده نمیتوانست به اشاره پاکستان احزاب جهادی فضا را طوری شکل دادند که حامد کرزی در صدر حاکمیت قرار گیرد. اگر این ادعا واقعیت داشته باشد که کرزی در پیشاور به دفتر نمایندگی امریکا مراجعه نموده و نظریات خود را ابراز داشته و بعد از همین سلسله تا سطح کاخ سفید راه یافته و مطرح شده و مورد توجه قصر سفید قرار گرفته شاید چنین انتخاب سهل انگارانه در تاریخ سیاسی جهان تکرار نشده باشد.
واقعیت هرچه باشد ناکامی کرزی در شامل ساختن طالبان در قدرت مطابق تفاهمی که با طالبان نموده بود پس از رسیدن به قدرت با ممانعت ائتلاف شمال باعث گردید که اهداف مشترک ابقای طالبان در بخش هایی از افغانستان توسط کرزی به نتیجه نرسد و حتا کرزی تا آن حد در این زمینه از ائتلاف شمال ناراض باشد که به گیتس پیشنهاد نمود که ائتلاف شمال خطرناک تر از طالبان است و امریکا باید در مهار کردن ائتلاف شمال با وی کمک کند.
هنوز کنه چگونگی فرار اسامه از توره بوره و دلیل بروز هیجانات و احساسات کرزی بر ضد امریکا و به بحران کشیدن رابطه افغانستان با امریکا را نمیتوان درک نمود. با این هیجانات و مخالفت های کرزی در واقع فضا برای تجدید قوا و آرایش نیروهای طالبان در افغانستان مهیا شد و با مخالفت شدید رییس جمهور کرزی با هولبروک و نزدیکی وی با جنرال کریستال، انداختن توپهای فوتبال از طیاره به ولایات جنوبی، یافتن اوراق مقدس از زباله ها در بگرام طیفی از فعالیت ها از یکدست نامرئی رهبری شد که اکنون فکر میشود لابی هایی از داخل امریکا نیز برای تضعیف رابطه امریکا با افغانستان و نزدیک ساختن امریکا با پاکستان در این زمینه دخیل بوده باشند.
مبدل شدن هلمند به بزرگترین تولید کننده مواد مخدر جهان پس از حضور سربازان بریتانیایی در آن ولایت، رهایی زنان کوریایی به شکل معامله مخفی با طالبان، رهایی کلمنتینا کانتونی با معامله با طالبان، کشته شدن چند سرباز فرانسوی در سروبی به خاطر عدم آگاهی شان از معامله سربازان ایتالیایی پس از خروج آنان از منطقه و تسلیمی ساحه به سربازان فرانسه، آمدن رییس جمهور و وزیر دفاع فرانسه به خاطر انتقال جسدهای کشته شدگان از کابل به پاریس و بیرون کشیدن پای فرانسه از جنگ افغانستان، رهایی هزاران زندانی طالب از گوانتانامو و زندانهای داخل افغانستان توسط کرزی و ایالات متحده، تبادله چند رهبر طالبان با یک سرباز امریکایی و افاده این مطلب که گویا طالبان دشمن امریکا نیست، اجرای عملیات در وزیرستان و انتقال دهشت افگنان اویغور، چچین و آسیای میانه از وزیرستان به شمال افغانستان، تلاش پاکستان برای ناکام ساختن احیای راه ابریشم از طریق افغانستان با جابجایی نیروهای دهشت افگن در بدخشان و رویدست گرفتن احداث راه کاشغر-گوادر، سر و صدای انتقال طالبان با طیارات به شمال افغانستان که حتا رییس جمهور کرزی باری آنرا تائید نمود و امضای تفاهمنامه دندغوری و سقوط کندز، تلاش برای سقوط فاریاب و عقب نشینی طالبان به جزیره یی در مرز با ترکمنستان و سقوط درقد در ماورای کوکچه با سر بلند نمودن ستون پنجم طرفداران طالبان و پاکستان در بدنه دولت و کارشکنی آنان در مبارزه با طالبان، مذاکره مضحک با مرده ملا عمر که آبروی دولت افغانستان را برد و جنگ طالب با طالب و طالب با سایه داعش در افغانستان، کشف قرارگاه مخفی طالبان در لوگر که به امر رییس جمهور کرزی طی چهارده سال مخفی نگهداشته شده بود و سازماندهی جنگ و کوردیناسیون قوت های طالبان در چندین ولایت همزمان در شرایط عدم وجود رهبر و زد و خورد های ذات البینی همزمان با فشار پاکستان برای از سرگیری دور دوم مذاکرات خنده آور مری و سفر راحیل شریف به این منظور به ایالات متحده و… از مسایلی میباشند که از ریشۀ اشتباهات جامعه جهانی در افغانستان آب میخورند.
با ایجاد کانالهای مختلف تماس با طالبان و سربلند نمودن گروههای پس از سقوط قذافی در لیبیا، حسنی مبارک در مصر، علی عبدا لله صالح در یمن، تشکیل دولت اسلامی عراق و شام و.. و حمله بر تفریحگاه های شرم الشیح مصر و تونس و تسلط داعش بر بخش های بزرگی از سوریه و عراق جامعه جهانی به شاک رفت. در چنین شرایط حساس جهانی جرمنی اعلام آمادگی به پذیرش مهاجرین نمود که با به فریاد آمدن این جرس از آسیا و افریقا مردم به سوی قاره اروپا راه کشیدند و امواج آن اکنون قاره اروپا را می بلعد و نتیجه آن حملات بر پاریس، اعلام حالت اضطرار در فرانسه و تهدید داعش مبنی بر حمله به شهر های روم، لندن و واشنگتن میباشد.
تندروان در پوشش این سیلاب پناهجویان به اروپا مرکز اعصاب رهبری جهان را هدف قرار داد.
غرب چرا دچار چنین بحران بزرگ شد؟
1- عدم شناخت از فرهنگ شرق و بازی و معامله با گروههای تندرو.
2- عدم شناخت از مشکلات جامعه و مردم در منطقه بطور مثال در حالیکه پدر و مادر و خانواده رخشانه پس از سنگسار دخترشان به فیروز کوه پناه برده و مستحق ترین فرد قابل پذیرش به پناهندگی میباشد و دختران کوبانی و کردی به خاطر دفاع از آبرویشان تفنگ بر شانه نموده تراژیدی های دردناکی را پشت سر گذاشته اند در غرب شاید به کسانی پناهندگی داده شود و یا از حقوق پناهندگی استفاده میکنند که اصلاً و معناً ضد غربی بوده برای خرابکاری به غرب رفته اند.
3- بازیهای خام و افزاری چون همزمان جنگ و معامله با طالبان، به حاشیه راندن القاعده، مساعد نمودن زمینه فعالیت به داعش در عراق، سوریه، یمن، لیبیا و…
4- شعار های روزمره یی متضاد همزمان چون حذف بشار اسد، کار با بشار اسد، محکوم نمودن عملیات روسیه بر ضد داعش در سوریه، و به تفاهم رسیدن با روسیه پس از استقرار پایگاه هوایی روسیه در سوریه در زمینه انتقال سیاسی موجی از بدگمانی را به وجود آورد.
5- همانطوریکه روسها در سوریه ادامه کار بشار اسد را پس از استقرار پایگاه هوایی شان در سوریه به معامله گذاشتند با مذاکرات طالبان با روسیه که آنرا گفته میشود مجله سندی تایمز افشأ نموده پس از استقرار نیروهای روسی در آنسوی نوار مرز با افغانستان این بار دولت افغانستان نیز مانند دوره حکومت نجیب و مذاکرات مجاهدین با روسیه در مرز افغانستان و تاجکستان شاید قربانی یک معامله بین روسیه، امریکا و غرب شود. بنابران باید با توجه به مصالح علیای افغانستان در چوکات دوری از سیطره جویی روسیه و هژمونی خواهی پاکستان، افغانستان باید به صفت یک کشور مستقل و دارای حاکمیت ملی و تمامیت ارضی در هر نوع تعامل سیاسی مدنظر گرفته شود.
6- برخورد ذهنی گرایانه و متضاد با واقعیت های افغانستان چون زیر لنگته طالب پنهان شدن و یا بر خلاف سر و پای برهنه ظاهر شدن، که هر دو حرکت افراطی و تفریطی و دور از واقعیت های افغانستان میباشد؛ غرب باید بداند که افغانستان از آنچه امروز به عنوان شیوه طالبی در پیش گرفته یک قرن جلو میباشد و از آنچه دیروز ظاهر شد از مظاهر آن یک قرن عقب میباشد، بنابران باید در خط ارزش های قانونمند لحظۀ کنونی سیاست ها و موضعگیری های جهان عیار شود لاغیر.
اما با وجود این همه قدر مسلم آنست، آتشی که با سیلاب مهاجرین و تحت نام مهاجرت و پناهجویی اروپا را تهدید میکند به این زودی ها قابل مهار نیست و جغرافیای جنگ از شرق میانه و منطقه به پشت دروازه رهبران اروپا، امریکا، آسیای میانه، قفقاز و روسیه خواهد رسید، که این همه از سهل انگاری های غرب و عدم شناخت شان از جوامع شرقی و بازی با کارتهای خام میباشد؛ خام کاری هایی که آنرا هیلاری کلینتون درو نمودن کشت خود غرب می نامد.Ÿ

۱۳۹۴ آبان ۱۹, سه‌شنبه

افغانستان در محراق توجه دیگران


نوامبر 10, 2015
شماره 252 چهارشنبه 20 عقرب1394 / 11 نوامبر 2015
logo
نوشته : محمدداود سیاووش
در حالیکه کانالهای روابط خارجی کشورهای پاکستان، هندوستان، تاجکستان، ترکمنستان، روسیه، چین و ایران در این روز ها جداً مترصد تحولات و جریانات داخل افغانستان میباشد در ارکان قدرت و مراکز رهبری کشور به نحوی انفعال و رخوت سیاسی به مشاهده میرسد.
اعوجاج سیاست خارجی با هند و پاکستان:
مقارن مطالبه چهار چرخبال از هندوستان و برقراری تماس با دهلی در کابل به بهانه سالروز اقبال لاهوری دولتمردان افغانستان به سفارت پاکستان رفته در محفلی اشتراک میکنند که سفیر پاکستان هند را با استفاده از یک شعر اقبال لاهوری عجوزه هزار داماد میخواند و دولتمردان افغانستان با رضایت به آن سر می جنبانند.
با بسته شدن کاریدور مذاکره با طالبان از طریق پاکستان چین در حالی خواهان احیای مذاکرات طالبان با دولت افغانستان با نقش حمایتی پاکستان میشود که نواز شریف امر آغاز کار کاریدور کاشغر-گوادر را صادر کرده که با آغاز آن عملاً افغانستان شاهرگ حیاتی و اتوریته سیاسی خود را در منطقه از دست خواهد داد.
در همین حال رسانه ها گزارش میدهند که در گزارش تازه کانگرس امریکا آمده که: پاکستان از روابط نزدیک میان کابل و دهلی در هراس است و در این گزارش گفته شده که دولت پاکستان با فرستادن گروههای تروریستی در افغانستان مصروف جنگ نیابتی با هند میباشد. رسانه ها گزارش میدهند که در این گزارش آمده که دولت پاکستان پناهگاه های تروریستان را در خاک خود جا داده و از آن علیه منافع هند در افغانستان استفاده میکند.
انشعاب طالبان و جنگ طالب با داعش:
در حالیکه هنوز این سوال حل نشده که چگونه تحریکی که بخاطر اختلاف رهبری با خود در جنگ است و از عقب مورد حمله داعش قرار دارد در دوازده ولایت افغانستان میتواند جبهات جنگ با دولت را رهبری و اکمال نماید گزارشات وحشتناکی از اکمالات چرخبال های نظامی در خط جنگ طالبان در بغلان به گوش میرسد.
دلاور ایماق نماینده مردم بغلان در مجلس نمایندگان میگوید که عملاً دیده شده که چرخبال هایی که خط های طالبان را در شمال اکمال میکنند از کجا می آیند. موصوف گفت: چرخبال ها کارتن های مهمات و اعاشه را برای طالبان انداخته و فردایش مردم به چشم خود دیدند که طالبان آنرا با خودشان انتقال دادند.
انشعاب ملا رسول و ملا منصور افسانه اختلاف هفتگانه و هشتگانه را در اذهان تداعی میکند که به نوشته دگروال یوسف آی اس آی چگونه از جگر و دگر کردن آنان منفعت خود را کمایی کرد و با این حال جنگ طالب با طالب و طالب با داعش به مفهوم نقطه پایان این پروژه بوده طالبان در شکل دیروزی راهی جز پناه بردن به دولت افغانستان ندارند و با این حال یا باید با اهداف جدید پاکستان همنوا شوند و یا از صحنه برون گردند.
از نظر کارشناسان حتا مفکوره جابجایی طالبان در کندز، دندغوری و صفحات شمال توسط ستون پنجم نیز بخاطر نجات طالبان از سقوط طراحی شده بود که ناکام گردید.
چین:
دولت چین در تفاهمنامه یی تعهد کرده که علاوه بر آموزش نیروهای امنیتی افغانستان، وسایل و تجهیزات پیشرفته نظامی را نیز به اختیار دولت قرار دهد. در حالیکه چین روابط نزدیک با پاکستان دارد و از حمایت پاکستان از تلاشهای آنکشور در میانجیگری میان دولت افغانستان و طالبان اطمینان میدهد کارشناسان به این باور اند که با رد پیشنهاد میانجیگری پاکستان میان دولت افغانستان و طالبان از طرف دولت افغانستان این بار پاکستان میخواهد از گریبان چین سر برون نموده به اهداف خود در افغانستان برسد.
رقابت روسیه و امریکا در شمال افغانستان:
رهبران کرملین حتا در زمان حمله شوروی بر افغانستان نیز به مردم شان چنان فهمانده بودند که گویا در سرحدات جنوبی شوروی در افغانستان امریکا جابجا شده و آن جنگ بخاطر دفاع از سرحدات جنوبی آنکشور میباشد.
داودخان با اظهار نگرانی برژنیف مبنی بر دادن امتیاز پروژه های اقتصادی شمال افغانستان به غرب چنان در تنش لفظی تند با برژنیف قرار گرفت که حکومت خود را از دست داد. و اینک پوتین که در خط رهبران دوران جنگ سرد شوروی قرار گرفته با مانور های اتمی و حملات بر پایگاه های داعش در سوریه به نحوی قدرت خود را در شمال افغانستان به رخ هراس افگنانی که در ولایات شمالی جابجا شده اند میکشد.
سفیر روسیه در تازه ترین اظهاراتش از آمادگی مسکو برای مقابله با تروریزم در افغانستان خبر داده و گفته در صورتیکه حکومت وحدت ملی خواستار کمک نظامی روسیه در این کشور است زمینه این کمک ها باید مشخص شود. اما اشتون کارتر وزیر دفاع امریکا از سیاست خارجی روسیه که او آنرا خصمانه میخواند به شدت انتقاد میکند. کارتر میگوید: قدرت نمایی نظامی هسته ای روسیه بیش از هر چیز دیگر نگران کننده است، چرا که تعهد آنکشور به ثبات ستراتیژیک در جهان را زیر سوال میبرد.
به نظر میرسد ایالات متحده از رزمایش ها و مانور های نظامی چین و روسیه نگران است و با این حال از نزدیکی پاکستان با چین نیز شاید چندان رضایت نداشته باشد.
خطر عراقی شدن جنگ افغانستان:
با سر بریدن هفت تن از اسیران در زابل و گروگان گیری در خاک افغان و کشته شدن دو تن در ولسوالی زاری در کشندهِ به نظر میرسد جنگ افغانستان اشکال شدید و جدید قومی به خود گرفته مانند عراق بعد از صدام حسین در اشکال جنگ های قومی فرقه ای سیر خواهد نمود که ضعف مدیریت زمامداران در ارزیابی و پیشگیری و علاج واقعه قبل از وقوع حوادث شاید به فاجعه بیانجامد.
آمادگی امریکا و ناتو:
نماینده ملکی ناتو در افغانستان گفت وضعیت امنیتی اخیر به خصوص در تحولات و حوادث شمال حکومت و متحدین بین المللی افغانستان را وا میدارد تا برای حل مشکلات طور مشترک کار نمایند. اسماعیل اراماز گفت: سازمان ناتو در ماه آینده در بروکسل روی چگونگی و دوام مأموریت این سازمان در افغانستان بحث و گفتگو میکند.
اما اظهارات ایقاض کننده سخنگوی وزارت دفاع امریکا که گویا امریکا از این پس عملیات های ضد هراس افگنی را بر ضد طالبان انجام نمیدهد و در واقع طالبان را شریک خیلی مهم برای روند صلح حکومت افغانستان میداند و به گونه فعال آنان را آماج قرار نمیدهد هرچند توسط سفارت امریکا در کابل خطای لفظی خوانده شد، اما برای یکروز فضای سیاسی کشور را در شاک برده بود و هرگاه این اظهارات تصحیح نمیشد شاید انشعاب ها و انقطاب های اجباری در کشور صورت میگرفت، زیرا با این موضعگیری احتمالاً همه مخالفان طالبان مجبوراً به رقبای سیاست امریکا در منطقه بخاطر نگرانی از سرنوشت شان در فردا و مبادا می پیوستند.
فضای گیچ کننده داخلی:
با بر شمردن و ردیف کردن مواضع متضاد اطراف افغانستان و وقوع حوادثی چون سنگسار رخشانه در غور، زجرکش نمودن فرخنده در چندصد متری ارگ، خط بطلان کشیدن بر حکم محکمه در قضیه کابل بانک، عقد پروتوکل با زندانی ده ساله در احداث یک شهرک، گشایش دفتر حامد کرزی، اظهارات تند سپنتا به آدرس کسانیکه که از غرب برگشته اند در حالیکه خودش نیز از غرب برگشته و تا دیروز در صدر مجلس در کنارشان می نشست، انفعال زمامداران در مبارزه با طالبان و حتا تمایل به تعویض نام طالبان به داعش در رسانه ها و اختلاف نظر های عمیق، جدی و صریحی که از آوازه ها سر چوک پیرامون مسایل سرنوشت ساز کشور میان رهبران به گوش میرسد وضعیت تاریک و دورنمای مبهمی را در انظار عامه مجسم میکند که متأسفانه دولتمردان افغانستان اصلاً متوجه این حوادث نبوده به مسایل روزمره و پیش پا افتاده سرگرم میباشند و به عوض پاک نمودن اشک یتیمان کندز به استقبال حاجیان در میدان هوایی و به جای دلنوازی از خانواده های اسیران جاغوری به فاتحه خوانی افضل خان به پیشاور میروند که در حکم ریختن بنزین بالای آتش جنگ میباشد و باز گلایه مینمایند که کسانی شاید حکومت را سقوط بدهند

۱۳۹۴ آبان ۱۲, سه‌شنبه

چرا از پرویز مشرف به صفت جنایتکار جنگی به شـــــورای امنیت شکایت نمیشود؟


نوامبر 3, 2015
شماره (251) چهارشنبه ( 13) عقرب ( 1394) / (4) نوامبر ( 2015)
logo
نوشته: محمد داود سیاووش
هرگاه دولت افغانستان جرئت شکایت ندارد، نهادهای مدافع حقوق بشر، جامعه مدنی، احزاب سیاسی و اشخاص متضرر میتوانند متکی بر اعترافات جنرال مشرف رییس جمهور پیشین پاکستان که طالبان، خاقانی، اسامه و ایمن الظواهری را قهرمانان پاکستان مینامد به شورای امنیت و دادگاه کیفری سازمان ملل شکایت نمایند.
هیچ معلوم نیست که دولتمردان افغانستان به چه دلیل در برابر این اعتراف آشکارای پرویز مشرف در حالیکه بسیاری خود شان متضرر اند (صم بکم عمی فهم لا یرجعون) بوده عکس العمل و واکنشی نشان نمیدهند.
در حالیکه در این لشکر کشی ها و قتل عام ها دولتمردان متضرر حتا جرئت اقامه دعوا علیه مدعی علیه را به صفت مدعی ندارند.
در مواردی چون قتل عام و سیاست زمین سوخته در شمالی، قتل عام در یکاولنگ، کشتارهای بیرحمانه در مزار شریف، بغلان، تخار، بامیان، هرات و…، شهادت احمد شاه مسعود، شهادت برهان الدین ربانی و دهها مورد دیگر اتهاماتی میباشند که میتواند مستقیماً پرویز مشرف به آن اتهام به دادگاه کشانده شود و در یک محکمه بین المللی محاکمه شود.
سیاستمداران دنباله رو:
در حالیکه سیاستمداران افغانستان جرئت حتا دفاع از خود را در لحظه جاری از دست داده اند بالاخره در حکومت وحدت ملی باید کسانی پیدا شوند که به دور از شوق و ذوق تکیه زدن بر کرسی ها و مقامات اسناد و شواهد این جنایات را متکی بر شواهد مادی، فلم ها، عکس ها و شاهدان عینی به گوش جهان برسانند.
وقتی کندز سقوط میکند، وقتی فاریاب به قرارگاه و پایگاه دهشت افگنان مبدل میشود، وقتی کوهستانات و غورماچ سقوط میکنند، وقتی خمآب سقوط میکند، وقتی دشت ارچی و چهاردره به قرارگاه دهشت افگنان مبدل میشود، وقتی برگمتال در آتش جنگ میسوزد، وقتی راههای مواصلاتی بدخشان با ولسوالی ها قطع میشود، وقتی در بغلان حملات صورت میگیرد، وقتی در کنر اطفال برای اجرای حملات انتحاری تربیه مییشوند، وقتی اچین و نازیان و شینوار توسط داعش تصرف میشود، وقتی در شورابک قرارگاه القاعده پلان حتا حمله بر هند را طرح میکند، وقتی از لشکرگاه و سایر ولسوالی های هلمند آتش جنگ زبانه میکشد، وقتی دست هایی از آستین نظام مانع تعرض بر اهداف طالبان و دهشت افگنان میشود برای یک سیاستمدار حداقل با احساس دست زیر الاشه نشستن و چشم دوختن به کانالهای شبکه های جهانی تلویزیون ها در دفاتر لوکس و چشم پوشی از این حوادث شرم آور است.
از اظهارات چند گونه رهبران حکومت وحدت ملی مردم به ستوه آمده اند، یکی آی اس آی را مقصر و سازمانده حملات در افغانستان میداند، دیگری از باز بودن دهلیز مذاکره صحبت میکند، سومی مذاکره با طالبان را یک کار اضافی و عبث میخواند، چهارمی بر کرسی چرخی جا خوش کرده خموشانه با همه به اصطلاح سر موافقت می شوراند، پنجمی به صراحت از طالبان دفاع میکند و به همین ترتیب از عدم قاطعیت، مدیریت ضعیف، عدم کوردیناسیون، عدم سوق و اداره واحد و عدم اراده سیاسی رهبران فریاد مردم از زمین به آسمان رسیده و چشم همگان به سوی یک خیزش همگانی مانند سکوت قبل از توفان دوخته شده.
کشور آبستن یک تغییر میباشد:
در حالیکه پایگاه نیرومند القاعده در شورابک کندهار با حملات هوایی امریکا نابود گردید و کندز بعد از سقوط با حملات زمینی و هوایی امریکا دوباره به تصرف دولت قرار گرفت با انتقال قرارگاه ها و پایگاه های جنگ از وزیرستان به شمال افغانستان و پناه بردن طالبان به جزیره یی در مرز افغانستان و ترکمنستان و سقوط درقد در مرز افغانستان به تاجکستان و هشدار ازبکستان در رابطه به خطر نفوذ دهشت افگنان از افغانستان به خاک آنکشور وضعیت نظامی سیاسی افغانستان را آبستن یک تغییر نشان میدهد. چون با توجه به خلائی که پس از خروج نیروهای بین المللی از افغانستان در کشور ایجاد شده نظامیان پاکستان میخواهند به هر صورت این خلاء را پر نموده با اطمینان دادن به امریکا و کشورهای غربی مبنی بر عدم حمله دهشت افگنان بر اهداف امریکایی و غربی حیثیت ژاندارم منطقوی را در ادارۀ آسیای مرکزی و منطقه بدست آورند.
انتقاد سناتور امریکایی از اوباما:
جان مککین سناتور ارشد مجلس سنای امریکا با انتقاد از وضعیت موجود گفت: بعد از ناکامی غرب و امریکا در افغانستان این کشور به سوی روسیه دست دراز نمود.
مککین روسیه، ایران و امریکا را رقبای بزرگ خوانده اظهار داشت که: مانند سوریه، عراق و اوکراین ایالات متحده، افغانستان را نیز به رقیبان خود رها نموده است. جان مککین گرفتن تجهیزات نظامی از روسیه را ناکامی اوباما میخواند.
این اظهارات در حالی صورت میگیرد که ویکی لیکس چندی قبل افشأ نمود که امریکا در افغانستان کدام برنامه مشخص ندارد و در یادداشتی از اسناد افشأ کرد که جان برنان به اوباما قبلاً اطلاع داده بود که حلقه هایی در پاکستان شورشیان را به هواداری اسلام آباد در جنگ نیابتی افغانستان پشتیبانی میکنند و کسانیکه سرپیچی کنند نابود میشوند.
انفعال و ضعف حکومت کدامهاست؟
حکومت افغانستان به رسم بازی های طفلانه (هِی گردک و دِه گردک-بزن ده کله شاگردک) در این لحظه حساس تاریخ به عوض پرداختن به مسایل سرنوشت ساز کشور به موضوعات پیش پا افتاده یی چون وضع مالیه بر پیشه وران، وضع مالیه از موبایل ها، اضافه نمودن محصول برق بالای مردم، کشمکش در تقرر کدر ها، پارتی بازی، شب خیمه بازی، ملاقات های تعارفی و تودیعی و به قول مردم پره و جنبه های ملوک الطوایفی مصروف است؛ که با این حال چندین مراکز تجمع آنهم به غرض تضعیف نظام تحت عناوین گوناگون ایجاد گردیده عده از دولتمردان گذشته در آرزوی رسیدن به قدرت، عده یی به خاطر به فراموشی سپرده شدن و گروهی به خاطر حفظ موقف خود در دولت موجود مصروف اند و با این حال حتا والیان برکنار شده هم به خود ساختار مضحکی خلاف انتظار به نام شورای والی ها ساختند، در حالیکه مفهومی که از شورای دکتران، شورای پیشه وران، شورای معلمان، شورای علما و سایر اقشار و اصناف کشور گرفته میشود با شورای والیان که اصلاً کدام صنف و طبقه یی بنام والیان در کشور وجود ندارد کاملاً در اختلاف و حتا خنده آور معلوم میشود.
حکومت چه باید بکند؟
حکومت وحدت ملی که به شکل گردابی بدور خود در حرکت بوده و در حال حاضر هیچ نوع حرکتی به پیش در آن دیده نمیشود هرگاه بخواهد در حیات سیاسی نظامی کشور بهبود و تحولی رونما شود باید به موارد ذیل بپردازد:
1- با توجه به سفر اخیر جان کیری به آسیای مرکزی و ملاقات موصوف با وزرای خارجه تاجکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قرغیزستان و قزاقستان حکومت وحدت ملی نیز باید در این اجلاس اشتراک مینمود و طرح کوردیناسیون عملیات دو طرف دریای آمو را به همکاری امریکا مطرح بحث میساخت.
2- رهبران، دولتمردان و زمامداران باید به عوض نشستن در میز های گرد تلویزیون ها و ابراز نظرهای کارشناسانه به جبهات بروند و در پهلوی قرارگاه های ولایتی زمینه ارتباط ولایات را با سر قوماندانی اعلی و جلب کمک ها و اکمالات مساعد نموده در تصفیه مناطق از وجود مخالفان در کنار نیروهای امنیتی قرار گیرند.
در شرایط کنونی و با وضعیت پریشان موجود که مسوولان سر به زیر آستین برده با قطار موتر های شیشه سیاه و اسکورد بادیگاردها از این قصر به آن قصر در حلقه حداکثر یک کیلومتری بدور خویش در حرکت اند و یا به رسم غیر معمول مسوول و مادون و صاحبنظر و کارشناس همه فقط از نواقص و ضعف ها انتقاد مینمایند آنهم نه از خود بلکه به شکل فیر هوایی، این شیوه در حکم زهر برای حیات سیاسی کشور میباشد.
3- با توجه به اینکه مردم با تکانه شدید ظهور داعش و جابجا شدن طالبان در شمال آماده حرکت ها و خیزش های مردمی میباشند قرار گرفتن برخی زمامداران و مسوولان دولت در برابر این موج برای حکومت وحدت ملی خیلی خطرناک خواهد بود؛ چون وضعیت طوری در جهت منفی سیر نموده که مردم در جنگ مرگ و زندگی و در دفاع از ناموس و حیثیت و ده و قریه شان خود را تنها احساس میکنند و هر نوع مخالفت با این روند را به مفهوم سبوتاژ دفاع از خانه و کاشانه خود درک نموده با آن به مخالفت بر خواهند خاست.
مردم این مخالفت ها را به معنای آب ریختن به آسیاب دشمن و کار ستون پنجم طرفداران طالبان و پاکستان میدانند که هرگاه این امواج به غرش آید جلوگیری از آن ناممکن خواهد بود.
تجربه حکومت نجیب نشان داد که با معاملات پنهانی و جدا از انظار طوری سیل خروشان از تمایل پیوستن به جانب مقابل به حرکت آمد که حکومت سقوط کرد، اما در حال حاضر که طرفی وجود ندارد خیلی محتمل به نظر میرسد این حرکت به شکل موج معکوس بر علیه کسانیکه آنرا سبوتاژ میکنند بر خواهد خاست.
4- با توجه به اینکه اکنون پاکستان با داشتن یکی از بیست ارتش نیرومند جهان در همسایگی افغانستان خطر بزرگی برای کشور ایجاد نموده و حتا نطامیان پاکستان در برنامه بلند پروازانه اتمی شان نام سلاح های دور برد آنکشور را با نا دیده گرفتن هویت سیاسی و تاریخی افغانستان ابدالی، غوری، غزنوی و غیره میگذارند، حکومت وحدت ملی هیچ راهی ندارد جز آنکه با رقبای منطقوی اتمی پاکستان در آسیا چون هند، چین، کوریای جنوبی، جاپان و روسیه در تفاهم با امریکا روابط گسترده برقرار نموده بیلانس قدرت را در منطقه مانند دهه چهل خورشیدی طوری در توازن بیاورد که فشار پاکستان بر افغانستان مساوی به صفر شود.
در شرایط کنونی نه خموشی و اجازه دادن به ستون پنجم و لابی های پاکستان راه حل است و نه اجازه دادن به تشکیل یک حکومت دست نشانده ضعیف پاکستان در کابل آنهم از طریق مذاکرات شورای صلحی که هشتصد میلیون دالر را تا کنون در این راه بدون دستآورد به مصرف رسانده است.
5- حکومت وحدت ملی باید یک پلاتفورم مشخص طرح نماید که به صفت حنجره واحد همه سطوح رهبران در عرصه های سیاست داخلی، خارجی و دکترین نظامی در چوکات آن صحبت کنند.
بزرگترین اشتباه تاریخی حکومت وحدت ملی آن بود که هیأت افغانستان در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل شکایتنامه رسمی مبنی بر مداخله آشکار پاکستان در امور داخلی افغانستان به آن سازمان نسپرد تا در پرتو آن رهبران پاکستان به صفت جایتکاران جنگی به پای میز محاکمه در دادگاه کیفری بین المللی کشانیده میشدند.Ÿ