ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۵, سه‌شنبه

جنــگ راه ابریشـم


اکتبر 27, 2015
شماره 250 چهارشنبه 6 عقرب 1394 / 28 اکتوبر 2015
logo
151022154915_pakistan_china_roadmap_624m
نوشته : محمد داود سیاووش
مشت سیاست خارجی پاکستان در برابر افغانستان هنگامی باز شد که نواز شریف در واشنگتن گفت: پاکستان نمیتواند هم طالبان را بکشد و هم به پای میز مذاکره بیاورد. حتا تصور نمیشد که یک دولتمرد کهنه کار تا این اندازه با سادگی در صحنه سیاست به شکست خود اعتراف کند. از این اظهارات در دو بُعد میتوان اعتراف پاکستان را خواند:
1- اجازه اشتراک طالبان برای مذاکره با دولت افغانستان بدست پاکستان میباشد.
2- با توجه به اینکه پاکستان میتواند طالبان را به میز مذاکره بنشاند طبعاً جنگ طالبان با دولت افغانستان نیز به اجازه پاکستان میباشد.
اگر دستگاه دیپلماسی دولت افغانستان فعال باشد دولت میتواند از این اعتراف جانانه مستقیماً بر علیه پاکستان به صفت یک کشوری که علیه افغانستان جنگ را سازمان میدهد به سازمان ملل شکایت کند.
سیاست چندگانه پاکستان در برابر دهشت افگنان و جامعه جهانی
پاکستان سیاست مرموز و چند جانبه یی را در مقیاس منطقه و جهان رویدست گرفته که مواردی از آن را بر میشماریم:
1- با انتقال جغرافیای جنگ از وزیرستان شمالی به شمال افغانستان در واقع بار دهشت افگنان و ملامت جهان را از شانه خود به شانه افغانستان پایین کرد و اکنون به صراحت به امریکا و کشورهای غربی استدلال میکند که گویا پایگاه های دهشت افگنان در افغانستان میباشد و از جانبی با این کار رقابت بین روسیه، چین و امریکا را در افغانستان بر انگیخت.
2- با کشتن ملا عمر و به قدرت رساندن ملا اختر و به وجود آوردن ترکیبی از دهشت افگنان پاکستانی، طالبان ناراضی از ملا اختر و بقایای حزب اسلامی وابسته به گلبدین حکمتیار تحت عنوان داعش توسط این گروه طالبان ناراضی از سیاست پاکستان را در افغانستان نابود میسازد.
3- از آستین مصالحه، شبکه حقانی و طالبان خط ملا اختر را به کمک ستون پنجم وارد ساختار حکومت کابل ساخته با تصفیه عناصر ضد حکومت پاکستان از دولت افغانستان یک حکومت دست نشانده ضعیف را در کابل به قدرت میرساند که از آن خطری برای غرب متصور نبوده آری گوی و پیزار بردار نظامیان پاکستان باشد.
4- با نا آرام ساختن بدخشان از طریق توپخانه و شاه سلیم مسیر راه ابریشم را که قرار بود از افغانستان عبور نماید تغییر داده از طریق کاشغر به گوادر میرساند، که با این کار از یکطرف افراط گرایی ظاهری و موضوع دیورند را از لوح سیاست نابود میکند و از طرفی زمینه کمک به جدایی طلبان بلوچ را از خارج قطع مینماید.
استیفن هدلی مشاور بوش نیز تائید نموده که عملیات ارتش پاکستان در وزیرستان شمالی باعث نا امنی افغانستان شد، بازی با این کارت ها به حدی در سطح پایین و عریان میباشد که حتا نواز شریف با تکیه بر بازی کاذب دور اول مذاکره با طالبان با فرض زنده بودن ملا عمر در فردای افشای مرگ ملا عمر با صراحت از اینکه این درامه با افشای مرگ ملا عمر ناکام شده اظهار شگفتی میکند که این ژست بدترین و بی پرده ترین نوع بازی میباشد که حتا در گیم با اطفال نیز صورت نگرفته است.
نواز شریف با این اظهار شگفتی به غرور ملی، شم سیاسی و درایت فکری همه دولتمردان افغانستان توهین نمود.
بازی پاکستان با قصر سفید
نظامیان پاکستان با آنکه از نام یک کشور (در مقایسه با امریکا) خیلی کوچک ظاهراً سخن میگویند، اما در صحنه سیاست منطقوی شکست های جبران ناپذیری را به امریکا طی چهارده سال اخیر وارد کرده اند.
پناه دادن به طالبان پس از یازده سپتمبر، سازماندهی مجدد طالبان، به وجود آوردن ستون پنجم طرفداران پاکستان و طالبان در ساختار دولت افغانستان، سازماندهی جنگ نیابتی با امریکا توسط شبکه حقانی و طالبان در داخل افغانستان، عقب نشینی امریکا از افغانستان و دریافت مبالغ هنگفت به نام مبارزه با دهشت افگنی از امریکا و… از مواردی میباشند که پاکستان توانسته امریکا را در افغانستان به زانو آورد.
در آخرین مذاکرات نواز شریف با رهبران کاخ سفید یکبار دیگر صدور اعلامیه مشترک، بر سر زبان افتادن فروش طیارات اف 16 به پاکستان، پرداخت چندین میلیون دالر به مکاتب پاکستان و مطرح شدن برنامه بلند پروازانه نیروی اتمی پاکستان از مواردی میباشند که بر بنیاد آن میتوان نتیجه گرفت پاکستان باز هم به اصطلاح در نوک ناوه سیاست امریکا را به باج دهی و امتیاز دهی مجبور ساخته است.
سیاست خارجی مبهم افغانستان در منطقه
با جرئت میتوان ادعا نمود که دولتمردان افغانستان هنوز به سطح بازی با کارتهای مغلق نظامیان پاکستان کفایت و درایت ندارند. آقای حامد کرزی با سیاست مرموز اولاً طالبان را تا سطح مانور به داخل وزارت دفاع، دروازه ارگ، وزارت داخله، ولایت کابل نزدیک ساخت و با چشم پوشی از قرارگاه طالبان در لوگر، تکرار ترانه ملا برادر، ملاقات با یک دکاندار به نام طالب در ارگ، اجرای عمل انتحاری بر برهان الدین ربانی به نام مذاکره با طالبان، حمله به جان رییس امنیت ملی، برادر خواندن طالبان، اشغالگر خواندن امریکا آنهم در شرایطی که امنیت ارگ و پایتخت را امریکا تأمین مینمود و اظهار آمادگی به قرار گرفتن در کنار پاکستان در شرایط حمله امریکا بر پاکستان، رهایی هزاران زندانی طالب که اکنون در صف مقدم نبرد با دولت می جنگند، چشم پوشی از هزاران فیر راکت بر کنر و غیره فضای سیاسی را با بازی های ضعیف تا حدی مکدر ساخت که حتا در حالیکه به جنازه بیست شهید سرباز و افسر در کنار دیوار ارگ رییس جمهور اشتراک نکرد، جسد یک فرمانده طالب را با طیاره به تخار فرستاده در تشیع جنازه آن اراکین آن ولایت را گماشت.
آقای غنی پس از تشکیل حکومت وحدت ملی چنان شوقی و ذوق زده به چونی نظامی راحیل شریف رفت و پس از حمله بر مکتب نظامی پیشاور رییس آی اس آی و رییس ستاد ارتش پاکستان را در ملاقات های فوق العاده و خصوصی در ارگ به آغوش گرفت که کاروایی های آقای کرزی از یاد همگان رفت و بدتر از همه پس از انفجار شاه شهید و شهادت چندصد نفر، به عوض اعتراض رسمی و احضار سفیر پاکستان به وزارت خارجه و شکایت به سازمان ملل، وزرای سکتور امنیتی را به اسلام آباد فرستاد که با جواب دندان شکن دولت پاکستان مواجه شد و در آخرین اقدامات ضرب الاجل چند هفته یی موصوف را نظامیان پاکستان اصلاً نخواندند.
سرگیچی های داخلی نظام
در حالیکه وزرا و مسوولین سکتور امنیتی در شرایطی که ولسوالی ها و ولایت سقوط میکنند در دفاتر قشنگ شان لمیده و در بهترین حالت به اصطلاح آن عمل طالبان را به شدیدترین الفاظ گویا محکوم میکنند! وقتی جنرال دوستم برای جلوگیری از سقوط ولایت فاریاب در خط مقدم نبرد میرود پیشانی عده یی از اراکین نظام اخم میشود و تأثیر اندوه شان را از این حرکت با الفاظ عجیب و غریب بیان میکنند و یا وقتی خیزش های مردمی در اطراف و اکناف افغانستان بخاطر دفاع از خانه و کاشانه و آبرو و حیثیت مردم بلند میشود حکومت افغانستان تحت عناوین مختلف آن پروسه را نادیده میگیرد.
اگر دولتمرد هراتی به هرات، کندهاری به کندهار، پکتیاوال به پکتیا، مشرقی وال به مشرقی، شمالی وال به شمالی رفته مانند جنرال دوستم در کنار مردم قرار گرفته از ده و قریه و ولسوالی و ولایت شان دفاع کنند یقیناً که هیچ نیرویی در برابر این مقاومت ملی توان مقابله را نخواهد داشت. اما اینکه شخصی از آزاد سازی خمآب و غورماچ و گرزیوان آزرده خاطر و متأثر میشود واقعاً یکی از معماهای اصلی بحران کنونی به شمار میرود.
اوضاع اطراف افغانستان
با استقرار دهشت افگنان در شمال و استحکاماتی که روسیه و تاجکستان در آنسوی دریای آموی افراز کردند احتمالاً هسته مرکزی سازماندهنده این سناریو به این نتیجه رسیده باشد که با توجه به جدیت اسلام کریموف و امام علی رحمان در حال حاضر امکان عبور از دریای آمو به سرحدات ازبکستان و تاجکستان دشوار خواهد بود، بنابران در گزینش راه فاریاب و خمآب به دو عنصر اتکاء خواهند نمود:
1- از اینکه ترکمن باشی در تعاملات با روسیه و کشورهای آسیای میانه سرد میباشد با توجه به این انزوا کاریدور دور زدن به ازبکستان باید از طریق خاک ترکمنستان تدارک دیده شود.
2- با سقوط ولایات جوزجان، سرپل و فاریاب آخرین پایگاه مردمی و اجتماعی جنرال دوستم که مدعی پنجصد هزار رأی در انتخابات میباشد نابود شود و موصوف در یک پست اعزازی مانند سایر دولتمردان جدا شده از مردم مصروف کار شود.
با در هم کوفتن طالبان در خمآب و فرار آنان به جزیره یی در میان افغانستان و ترکمنستان دو امکان را باید انتظار داشت:
1- هرگاه در زیر کاسه این بازی نیم کاسه نباشد و ترکمنستان در سرکوب دهشت افگنان با روسیه و کشور های آسیای میانه همنوا باشد باید جنگ مشترک بر علیه طالبان از آن جزیره آغاز شود که در آنصورت برای روسیه و سایر کشور های آسیای میانه زمینه وارد شدن به حمایت از جنگ شمال با طالبان مساعد میگردد. و اگر ترکمنستان از این ماجرا چشم پوشی کند احتمالاً این برنامه برای وارد شدن به ازبکستان از طریق آن کشور طرح ریزی شده است.
2- با توجه به اینکه رسانه ها گزارش دادند که حکومت افغانستان از روسیه تقاضای چرخبال ها و سلاح ثقیله نموده این موضوع لاینحل میماند که آیا امریکا از شمال افغانستان چشم پوشیده و آنرا به روسیه رها خواهد کرد؟
در حال حاضر وضعیت طوری شکل گرفته که پاکستان با امضای معاهده دندغوری و سقوط کندز و پشتیبانی عده یی از مسوولین مبنی بر اینکه گویا کندز به طالبان داده شود خود را تا دامنه های هندوکش رسانده و چین با توجه به اوضاع نا آرام بدخشان احتمالاً از مسیر راه ابریشم در افغانستان با توجه به ورود دهشت افگنان از طریق توپخانه و شاه سلیم به آن ولایت صرفنظر نموده راه کاشغر-بندر گوادر را ترجیح خواهد داد که با این حال مناطق قطغن و ترکستان زمین را آشوب بزرگی تهدید میکند و پای دو قدرت در آن کشیده خواهد شد.
روس ها با توجه به تجربه تلخ گذشته احتمالاً عساکر شان را به افغانستان نخواهند فرستاد اما اینکه استفاده از حملات هوایی و سلاح های ثقیل از آنسوی دریای آمو بر مراکز دهشت افگنان در امتداد سرحد افغانستان با کشورهای آسیای میانه چقدر به مزاج امریکا برابر و با آن موافق خواهد بود سوالیست که هنوز در پرده اسرار قرار دارد.
با توجه به اینکه روس ها میدانند که با داخل شدن دهشت افگنان به دروازه های آسیای میانه از طریق افغانستان همه آسیای میانه تا اوفا و داغستان و چچین در آتش یک جنگ خواهند سوخت و امریکا ادامه جنگ به سبک دوره بوش را پر هزینه و گزاف میداند احتمالاً در شمال تفاهماتی اندرگروند صورت گرفته خواهد بود.
با این حال هرگاه دولتمردان کنونی افغانستان از خواب سیاسی بیدار نشده از فرصت ها استفاده نکنند با آغاز کار راه ابریشم کاشغر-گوادر پاکستان به مرکز توجه و تجارت جهان و افغانستان به منزوی ترین کشور در حال جنگ داخلی جهان مبدل شده از یاد روزگار خواهد رفت و به این سرزمین باستانی َاز عینک نظامیان پاکستان نگاه خواهد شد.Ÿ

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۲۸, سه‌شنبه

افغانســتان در منگنه بحران


اکتبر 20, 2015
شماره ( 249) چهارشنبه (29 ) میزان ( 1394) / ( 21) اکتوبر ( 2015 )
logo
نوشته: محمد داود سیاووش
در فرایند یک دیپلماسی از هم پاشیده کج دار و مریز غیر فعال بالاخره سکانداران، حکومت وحدت ملی را در ایستگاهی از چارراه تشنج قرار دادند که اکنون پرتاب یک سنگ از این سوی دریای آمو به آنسوی دریا و زدن یک پلخمان برفندی از واخان بسوی سنکیانگ و مناطق اویغور و فیر یک مرمی از اسلام قلعه به سوی ایران آتش در خرمن هستی افغانستان خواهد زد و مانند جرقه قتل ارشیدوک فرانتس فردیناند حتا آتش یک جنگ جهانی را از این منطقه بلند خواهد نمود.
سیاست های کودکانه و روزمرۀ چون تمایل سپردن کندز به طالبان که حتا دولتمردان به آن اذعان میدارند، توزیع نا عادلانه امتیازات پس از جنگ کندز و تغییرات و تبدلات با یاد فراموشی از رعایت توازن کدر های نظامی… در چندین بُعد کشور را دچار بی اعتمادی ذات البینی و فاصله میان مردم و حکومت نموده است.
یک نگاه گذرا به اوضاع منطقه و جهان نشان میدهد که افغانستان در مخمصه بزرگی از بحران قرار دارد.
وضعیت نظامی کشور و ستون پنجم
انتشار گزارش تحقیقی رادیو آزادی از قاچاق اسلحه نیروهای مسلح افغانستان به پاکستان که گویا شماری از مسوولان امنیتی و اردوی ملی تجهیزات زرهی این نیروها را از میدان جنگ گردآوری و به پاکستان قاچاق مینمایند و یا مستقیماً بدسترس طالبان قرار میدهند، مو بر اندام هر شهروند با احساس افغانستان راست میکند.
از این گزارش به وضاحت میتوان سر نخ موجودیت ستون پنجم در کشور و بی تفاوتی مسوولان در برابر آن را احساس نمود. صالح محمد صالح نماینده مردم در پارلمان (رادیو آزادی) هُشدار میدهد که اگر حکومت نتواند جلو قاچاق اسلحه و تجهیزات نظامی نیروهای امنیتی را بگیرد و مافیای اسلحه را افشأ و به محکمه نکشاند جهان از کمک این نیروهای دستبردار خواهد شد و آنگاه نظام افغانستان از دست خواهد رفت.
در بُعد دیگر در حالیکه کمیسیون حقوق بشر طالبان را در کندز مرتکب جنایات بشری وانمود کرده و از موارد کشتار هدفمند، شلیک بر غیر نظامیان، آواره ساختن مردم، تجاوز جنسی و تخریب و تاراج به مثابه موارد جنایت طالبان نام میبرد، حکومت وحدت ملی با تشکیل کمیسیون دو سر مرکب از افراد با دیدگاه متضاد که تا کنون نتایج کارشان معلوم نیست حتا سناتوران شورای ملی را نگران ساخته و از جانب دیگر با ستیژ دادن به مدافع طالبان پس از سقوط طالبان در برنامه جرگه بی بی سی سوالات زیادی در جهت پیشداوری و زمینه سازی برای اطفاء این جنایت به چشم میخورد.
با توجه به آنکه در کدر رهبری دولت تمایلاتی برای سپردن کندز به طالبان مخفی نمیشود این سوال بی جواب میماند که در حمله بر غزنی به رهبری ملا اختر و فرار دادن زندانیان غزنی و کندز و سر و صدای امکان حمله بر زندان پلچرخی چه برنامه های مخفی وجود دارد؟
استعفای قوماندان امنیه بدخشان بقول وی به دلیل مداخله وکلای مجلس در کار موصوف و باز گذاشتن راههای توپخانه و شاه سلیم به روی شورشیان از سوالات دیگریست که مردم را عمیقاً نگران ساخته که چرا دولت این راههای را مسدود نمیسازد و هسته مرکزی بدخشان را در اداره واحد نمی آورد؟
آمادگی های روسیه و کشورهای آسیای میانه در نوار مرز افغانستان
پوتین رییس جمهور روسیه در جریان نشست رهبران کشور های آسیای میانه با ابراز نگرانی از ادامه خشونت ها از افغانستان به جمهوری های سابق شوروی در آسیای میانه گفت: برای مبارزه با شکل گیری و گسترش طالبان به آسیای میانه باید ارتش مشترکی به سبک ناتو از میان کشور های آسیای میانه ایجاد گردد که این قوا در واقع یک منبع آماده در برابر دهشت افگنان در شمال افغانستان بوده با تقاضای کمک های نظامی افغانستان از روسیه شاید در آینده عملی کند.
در همین جال معاون وزیر دفاع روسیه گفت: داعش از قلمرو افغانستان برای گسترش نفوذش بسوی جمهوری های آسیای مرکزی استفاده خواهد کرد و این گروه از افغانستان به ایالت سنکیانگ و منطقه خود مختار اویغور چین خواهد رفت.
نور سلطان نظر بایف رییس جمهور قزاقستان از وضعیت تاجکستان ابراز نگرانی نمود چون اتحاد جهاد اسلامی که یک گروه متشکل از ازبک های طرفدار طالبان میباشد و در افغانستان مستقر است اخیراً مدعی شده که بسیاری از مناطق مرزی افغانستان با تاجکستان را تحت کنترل خود دارد.
تحلیلگران پنج دلیل عمده برای ابراز نگرانی از وضعیت تاجکستان می بینند:
1- قیام طالبان
2- افزایش تندروی اسلامی
3- نا امنی های روز افزون
4- داعش
5- تنش های داخلی تاجکستان
در نوار مرز با چین
با آنکه تفاهمنامه امنیتی فی مابین وزارتهای دفاع افغانستان و چین به امضأ رسیده از نظر کارشناسان هرگاه دولت افغانستان اقدامات مؤثر دیپلماتیک را در قبال تاجکستان و چین نتواند در عمل پیاده کند نفوذ اقتصادی پاکستان بر افغانستان بیشتر میشود و زمینه های امتیاز طلبی ها و باج گیری های سیاسی اسلام آباد بر افغانستان نیز هموارتر خواهد شد.
از نظر کارشناسان پاکستانی ها با حمایت از تاجکستان نه تنها در تلاش اند که چین از سرمایه گذاری بالای احیای دوباره راه ابریشم میان افغانستان و چین صرفنظر کند، بلکه خود نیز در احداث کوریدور اقتصادی کاشغر تا بندر گوادر وارد اقدام شده اند؛ چنانکه مؤافقتنامه ماه اگست 2013 چین با پاکستان دال بر همین نکته است که احداث راه ابریشم از مسیر قزاقستان-روسیه الی شهر پترزبورگ و بعد به اروپا را برجسته میسازد.
دریافت های جالب اسوشیتد پرس
به نوشته رسانه ها خبرگزاری اسوشیتد پرس دریافته که شفاخانه بدون مرز در کندز مرکز فرماندهی و سوق و اداره طالبان بوده و بر اساس دریافت های این خبرگزاری یک طالب پاکستانی جنگ را از این شفاخانه رهبری میکرده و همچنان زخمی های طالبان در این بیمارستان تداوی میشد، که هرگاه این ادعاها مستند شوند هدف مأموریت شفاخانه بدون مرز در افغانستان قویاً زیر سوال رفته این سوال مطرح میشود که چگونه از پوشش یک بیمارستان در رهبری عملیات جنگ توسط پاکستان استفاده شده است؟
موقف جدید امریکا
همزمان با انکشافات و بحران های کندز و غزنی رییس جمهور امریکا مأموریت این کشور را در افغانستان تا اخیر سال 2017 و پایان دوره کار ریاست جمهوری اش تمدید کرد. اوباما گفت که 9800 نظامی امریکا تا اخیر سال 2016 و پس از آن 5500 سرباز این کشور تا اخیر سال 2017 در افغانستان خواهد ماند، اما موصوف علاوه نمود که مأموریت نیروهای امریکایی در افغانستان تغییر نخواهد کرد و آنها به آموزش و حمایت از نیروهای امنیتی افغان ادامه خواهند داد. اوباما تأکید کرد که به حیث سرقوماندان قوای مسلح من نمیگذارم که افغانستان بار دیگر به حیث پایگاه تروریستان برای حمله بر کشور ما استفاده شود، اما لیندسی گراهام نامزد حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاست جمهوری امریکا حضور 5500 سرباز امریکایی را در افغانستان بسنده نمیداند، این سناتور جمهوریخواه با انتقاد از اوباما میگوید که کاخ سفید از میان ده هزار سرباز امریکایی نباید هیچ سربازی را از افغانستان بیرون کند زیرا تندروان در افغانستان در حال جسور شدن استند. این انتقاد از اوباما در حالی صورت میگیرد که موصوف میگوید پلانی که در نظر بود تا نیروهای (امریکا) در حد سفارت ایالات متحده محدود باشند تغییر کرده و تا زمانیکه او رییس جمهور است نیروهای آن کشور در کابل، بگرام، جلال آباد و کندهار حضور خواهند داشت.
در همین حال کارتر وزیر دفاع امریکا میگوید روایتی که ما از افغانستان بیرون میشویم به مفهوم شکست خودی است و این کار را نخواهیم کرد. قصر سفید میگوید حفظ قابلیت های ضد هراس افگنی در افغانستان هم بدلیل تأثیر آن در حکومت مرکزی در افغانستان و هم منافع ایالات متحده تأثیر دارد و اوباما تأکید میدارد که هر زمان که نیاز به نیروی بیشتر یا بهبود جدول زمانی حضور این نیروها در افغانستان باشد این تغییرات اعمال خواهد شد.
سقوط کندز سیلی محکمی بر الاشه ایالات متحده بود که با حمله قوای هوایی و زمینی امریکا از چنگ دهشت افگنان رها گردید. سقوط و آزاد سازی کندز نشان داد که اولاً بدون حمایت امریکا قوای مسلح افغانستان توانایی دفاع مستقل را ندارد و در ثانی در لحظات سرنوشت ساز امریکا میتواند به یک چشم به هم زدن معادلات صحنه جنگ را با حمایت زمینی و هوایی تغییر دهد.
نتیجه
با توجه به وضعیت شکنند و بحرانی افغانستان کارشناسان ملی و بین المللی به این باور اند با در نظر داشت آرایش خطرناک نیروها در شمال، جنوب، شرق و غرب کشور حالا موقع آن رسیده تا غرب بیدار شود و به این مسأله توجه کند.
آلمان وقتی چشمش را باز کرد که کندز یعنی شهری که آلمان تا پایان سال گذشته کنترل آن را بدست داشت بدست شورشیان افتاد، اروپا هنگامی متوجه عمق بحران شد که موج بزرگی از آواره گان از افغانستان بسوی آن قاره سرازیر شدند و امریکا هنگامی بیدار شد که گروه داعش در افغانستان سر بلند نمود.
از نظر کارشناسان سرنوشت کنونی عراق و کنترل چند روزه طالبان بر کندز با ظهور داعش در افغانستان از عواملی میباشند که موجب تغییر ستراتیژی اوباما در مورد خروج نیروهای امریکا از افغانستان شدند. از نظر این کارشناسان با توجه به اینکه امریکا در حال حاضر حضور نظامی خود را در افغانستان یک ضرورت ستراتیژیک میداند و روسیه در سرکوب دهشت افگنان منافع ملی خود را می بیند دولت افغانستان باید با یک سیاست فعال طوری در صحنه بین المللی عرض اندام کند که از کلیه امکانات و ریزرف ها و علاقمندی ها اساس یک سیاست مبتنی بر مصالح ملی را در چوکات این تمایلات پی ریزی نماید.Ÿ

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۲۱, سه‌شنبه

پس لرزه های آژیر سقوط کندز


اکتبر 13, 2015
شماره 248 چهارشنبه 22 میزان 1394 / 14 اکتوبر 2015
logo
12049397_898744003544234_5176593368538439377_n
A876C727-2641-4E3A-8A64-5ADC6541FEB3_mw1024_s_n
Donald_Trump-_Invading_Afghanistan_was_a_terrible_mistake_-_It's_a_mess!
نوشته : محمد داود سیاووش
به صدا آمدن آژیر سقوط کندز مردم افغانستان را از جا تکان داد و همان نوشته رابرت گیتس را به یاد همگان آورد که در کتابش نوشته بود:«کرزی به من گفت بزرگترین تهدید در برابر حکومت من جبهه شمال است نه طالبان.» و به نوشته گیتس کرزی افزود که:«حد اقل دست مرا در تقویه طالبان باز نگهدارید تا بتوانم از آن طریق تفنگسالاران را از بین ببرم».
تسلیمی مرموز چند هزار نفر به چند صد نفر طالب در کندز و غنیمت گرفتن تانک غول پیکر با کلاشینکوف و عدم مقاومت نیروهای مسلح در دفاع از شهر با پروتوکول دندغوری و مسدود شدن راه پلخمری-کندز، و متوقف ماندن عملیات تصفیه کندز طی چند روز و انتقاد از مشکلات موجود در رهبری و کندی عملیات، در کشور وضعیتی را مستولی ساخته که اکنون هرکس به فکر دفاع از خود میباشد.
از گذشته های دور کارشناسان چاردره، فاریاب و هلمند را به صفت نقاط آسیب پذیر کشور در رسانه ها مطرح مینمودند و جنرال دوستم چند بار در جریان تصفیه فاریاب اظهار آمادگی به تصفیه کندز نمود که احتمالاً برایش این اجازه داده نشد.
سقوط کندز و دفاع واضح برخی از اراکین دولت از طالبان مسلط شده در آن ولایت فضای بدگمانی و حدس و گمان دست داشتن ستون پنجم در این فاجعه را تقویت نمود.
در گذشته باری با سقوط خوست در زمان حکومت نجیب چنین سناریویی به وقوع پیوسته بود که پس از سقوط خوست و راهپیمایی قاضی حسین احمد و فضل رحمن در جاده های آن ولایت در حالیکه حکومت مرکزی عزای ملی اعلان نموده بود، اعضای کمیته مرکزی و مقامات بلند پایه رهبری وزارت دفاع در حالی از خوست سالم به خانه هایشان برگشتند که سربازان را در آن ولایت طرف مقابل آتش زد و از همان روز زنگ خطر از هم پاشیدن رژیم به صدا آمد.
سربلند نمودن دفاع خودی
با توجه به ابهامی که در سقوط کندز به وجود آمده و هشدار هایی که مجاهدین مبنی بر وجود جواسیس و لابی ها و ستون پنجم طالبان و پاکستان در درون دستگاه دولت دادند و جدی گرفته نشد گردهمایی هایی در کوهدامن، چاریکار، فاریاب، سرپل و سایر ولایات صورت گرفت و سرانجام چهره های سیاسی و جهادی مطرح در صحنه وارد مذاکره با رییس جمهور غنی شدند تا در چوکات دولت برایشان اجازه مقابله با مخالفان مسلح داده شود، چون این چهره های سیاسی و جهادی میدانند که با تسلط طالبان و داعش ضربات اساسی و اصلی بر آنها وارد خواهد شد.
جنرال دوستم قبل از سقوط کندز هشدار داده بود
اینکه چرا به جنرال دوستم اجازه داده نشد کندز را قبل از سقوط تصفیه کند و تقاضای جنرال عطا محمد نور در زمینه شنیده نشد سوالاتیست که ممکن پاسخ آنرا هیچکس در سطوح پایین داده نتواند. اما سفر اخیر جنرال دوستم به روسیه و تقاضای چرخبال ها و سلاح های ثقیل از آنکشور که پذیرفته شد احتمالاً بیلانس قوا را به نفع نیروهای شمال تغییر خواهد داد. هرگاه روس ها طوریکه در سوریه عمل نموده اند با توجه به استقرار بیش از 50 هزار دهشت افگن در سرحدات افغانستان با تاجکستان با سلاح های ثقیل و جنگ افزار های مدرن مراکز این دهشت افگنان را از سواحل آنسوی دریای آمو مورد حمله هوایی قرار دهند و قوای پیاده جنبش، جمعیت و حزب وحدت از زمین به سوی دشمن تعرض نمایند مناطق شمال به زودترین فرصت تصفیه خواهد شد.
تلاشهای صلاح الدین ربانی در ولایات بدخشان، تخار و پروان بخاطر تنظیم نیروها، مقاومت مردم فاریاب در برابر حملات طالبان در گرزیوان، خواجه ناموسی و میمنه و اظهار آمادگی مردم سرپل بیانگر مورال عالی مقاومت مردم در صفحات شمال میباشد.
انحصار قدرت در دستگاه رهبری
با توجه به اظهارات رییس جمهور غنی در زمینه اینکه به هیچ فرد اجازه مداخله در امور مقرری های سکتور امنیتی داده نمیشود و ارتقای موقف احمد ضیا مسعود به سطح معاون رییس جمهور به نظر میرسد بازیها و معادلات جدیدی در پیش است که احتمالاً به از هم پاشیدگی و بروز اختلاف میان احزاب جنبش، جمعیت و وحدت گردیده هسته مرکزی مقاومت در شمال را از بین خواهد برد.
صلح با ارواح
در حالیکه عده یی از کدرهای رهبری دولت افغانستان مباهات مینمایند که در دور اول مذاکرات با طالبان در مری اشتراک نموده اند و دولت پاکستان نیز بار دیگر تقاضا مینماید که حکومت افغانستان هیئت خود را برای مذاکره با طالبان بفرستد، فرید ذکریا میگوید امریکا در تلاش صلح افغانستان با ارواح گفتگو میکرد و تا زمانیکه پاکستان مراکز تروریستان را در خاکش از بین نبرد و از حمایت و تمویل آنها دست نکشد امریکا نمیتواند صلح را در افغانستان بیاورد. فرید ذکریا میگوید شورشیان افغانستان از سوی یک قدرت اتمی حمایه میشوند و به نظر این تحلیلگر مشکلات افغانستان بدون درک این حقیقت که جنگ در افغانستان از سوی یک اردوی نیرومند کشور همسایه تمویل، رهبری و برنامه ریزی میشود حل شده نمیتواند.
کمک امریکا به پاکستان
در حالیکه از بدو تشکیل حکومت وحدت ملی تا کنون این حکومت جداً تحت فشار طالبان و حامی شان دولت پاکستان قرار دارد بر اساس تازه ترین گزارشها در رسانه ها ایالات متحده در سال جاری 265 میلیون دالر به پاکستان در زمینه مبارزه با تروریزم کمک کرده است، به نظر میرسد عملاً پاکستان با این پول مراکز تروریستان را از وزیرستان شمالی به شمال افغانستان انتقال داد.
موقف جدید ناتو و امریکا
ناتو و ایالات متحده پس از سقوط کندز در پالیسی و نوعیت مأموریت شان در افغانستان اظهار بازنگری نموده سرمنشی ناتو گفت که آن سازمان هم اکنون در حال بررسی وضعیت افغانستان به شمول امنیت و توانمندی نیروهای امنیتی و دفاعی افغان و نیز ضرورت حضور سربازان خارجی در افغانستان میباشد.
دوگلاس لوپلوت سفیر امریکا در سازمان ناتو گفت که جان کمبل فرمانده نیروهای ناتو و امریکایی در افغانستان چندین گزینه را در مورد آینده مأموریت امریکا در افغانستان به رییس جمهور اوباما پیشکش کرده است. در همین حال جان مککین سناتور جمهوریخواه و رییس کمیته خدمات دفاعی سنای ایالات متحده از پیامد ناگوار خروج کامل سربازان امریکایی از افغانستان هشدار داده و اظهار داشت که امریکا باید در افغانستان پایگاه دایمی داشته باشد.
کنگره امریکا خواستار تمدید حضور سربازان امریکایی در افغانستان شده شماری از سناتوران جمهوریخواه در کنگره امریکا ابراز نگرانی کردند که طالبان، شبکه حقانی و گروه داعش هنوز هم به فعالیت های هراس افگنانه شان در افغانستان ادامه میدهند و ادامه مبارزه با این گروهها نیازمند ادامه حضور نیروهای خارجی در افغانستان میباشد.
امکان تکرار تقابل دوره جنگ سرد در افغانستان
هرگاه اظهار آمادگی کابلوف دیپلمات روسی را مبنی بر فروش چرخبال ها به افغانستان با استقرار قوای روسی در سرحدات تاجکستان با افغانستان و اظهار آمادگی یک مقام نظامی جرمنی در افغانستان را مبنی بر ماندن تا ده سال در افغانستان کنار هم بگذاریم و از داخل کشور انفعال و بی برنامه گی و انقطاب های در حال شکل گیری را به آن بیافزاییم بطور قطع به این نتیجه میرسیم که در صورت جرقه جنگ افغانستان به سوریه و عراق ثانی مبدل خواهد شد و جنگ سوم جهانی از تقابل روسیه، امریکا، ناتو، ایران و پاکستان در افغانستان آغاز خواهد شد.
چه باید کرد؟
حکومت وحدت ملی هرگاه بخواهد از این بحران مدهش که خودش آفریده برون آید باید چند اقدام عاجل و فوری را رویدست گیرد:
1- والی کندز، رییس امنیت کندز، قوماندان امنیه فاریاب، رییس امنیت فاریاب، قوماندان لوای فاریاب و تمام مقامات رهبری ولایات کندز و فاریاب که در روز حمله بر کندز و فاریاب بالای وظیفه شان حاضر نبودند از وظایف سبکدوش و به محاکمه علنی سپرده شوند.
2- خیزش های مردمی که در برابر ظهور داعش و اوج گیری حملات طالبان سربلند نموده جز تشکیلات ریاست امنیت ملی به شکل مفرزه های اوپراتیفی شوند.
3- صلاحیت های نظامی رهبری قوماندانی اعلای قوای مسلح به افراد مسلکی دستگاه ریاست جمهوری سپرده شود.
4- به همه منصوبان قوای مسلح که در دفاع از کندز و فاریاب سهم فعال گرفته اند یک رتبه فوق العاده ترفیع و تحایف و امتیازات مادی منظور شود.
5- موضعگیری واضح و روشن در برابر مخالفان مسلح اتخاذ شود و به این سوال جواب داده شود که اگر روزی مانند کندز دشمن در خانه های پایتخت مخفی شود آیا رهبران دولت افغانستان از دفاتر شان بخاطر جلوگیری از فاجعه فرار خواهند کرد؟

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۱۴, سه‌شنبه

آیا کوردیناتور عملیات همزمـان نظامی در چندین ولایت میتواند یک ملا باشد؟


اکتبر 6, 2015
شماره ( 247) چهارشنبه ( 15) میزان ( 1394) / ( 7) اکتوبر ( 2015)
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
هیچ عقل سلیم قبول نمیکند که شخصی یا گروهی با تعلیمات خصوصی یک مدرسه بتواند چنان عملیات پیچیده نظامی را همزمان در چندین ولایت (آنهم در شرایطی که بزرگترین ضربه را در ساختار تشکیلاتی و کشمکش های درونی با مرگ رهبرش خورده) سازمان دهد که یک دولت را با تمام امکانات و احضارات و قطعات و جزء و تام هایش به سرگیچه مبتلا کند.
این عملیات های کاملاً مسلکی آنچنان مؤفقانه اجرا میشوند که وقتی ولایت کندز سقوط میکند، به فاریاب عملیات آغاز میشود، متعاقب آن وردوج و بهارک سقوط مینماید و راه اکمالاتی کندز در بغلان مسدود میشود. آیا چنین برنامه همزمان و طرح چنین پلان حربی میتواند کار چند ملای ساده باشد؟ که ابداً نه و احتمالاً در پشت پرده چنین برنامه جنگی آنهم در شکل تعرضی یک جنرال ارکان حرب با امکانات یک دولت یا معادل آن قرار خواهد داشت.
آنچه در روز های اخیر به عنوان ستون پنجم درون دولت قلمداد میشود بسیاری از کارشناسان را به این نتیجه میرساند که بدون همکاری داخلی تطبیق چنین پلان های جنگی که ارکان دولت را شوکه نموده اصلاً ممکن نیست.
ارکان حکومت وحدت ملی که در بهترین حالت به جان هم افتاده (در تفسیر دیدن فیل در تاریکی دچار ابهام و انقسام میشوند) وضعیتی را در کشور شکل داده اند که از هر اظهار نظر و تشنج و اختلاف آنان جانب مقابل بهره برداری نموده در تضعیف پایه های حکومت وحدت ملی سود میبرد.
درس های کندز
آنچه از کندز به عنوان درس تلخ بدست آمد گوش ندادن به ششماه صدای شکوه و شکایت نمایندگان مردم در پارلمان و رسانه ها، تقرر کدر های دیسانتی از مرکز، عدم حضور والی و رییس امنیت در روز جنگ در کندز میباشد و حتا در این برهه به کار برد اصطلاحات ذومعنینی چون (مدیریت کندز) و شکوه و شکایت رییس امنیت ملی مبنی بر اجازه نیافتن عملیات بر 27 نقطه قبل از سقوط کندز و شکایت وزیر داخله مبنی بر محدود بودن صلاحیت ها در جلسه سری پارلمان و انگشت انتقاد رفتن این دو پایه اصلی حکومت به سوی شورای امنیت که گویا صلاحیت ها را قبضه نموده و رد این اتهامات از طرف رییس جمهور، متوقف ماندن عملیات سه روز اول پس از سقوط کندز و اظهار اینکه کندز مدیریت میشود پرسش های زیادی را در حلقات کارشناسان و نهادهای مدنی و اجتماعی بر انگیخته است.
در حالیکه رییس امنیت و وزیر داخله از شورای امنیت شکایت دارند و رییس جمهور این اتهام را رد میکند، رییس اجرائیه از کسانیکه با استفاده از تربیون دولت از طالب دفاع مینمایند اعتراض میکند و صدای معاون اول رییس جمهور را در جریان تصفیه ولایات شمال در زمینه دست داشتن آی اس آی در جنگ شمال در مقامات صدر حکومت کسی تکرار نمیکند، بنابران در چنین وضعیت پریشان و از هم پاشیده نمیتوان آرزوی کدام مؤفقیت را از این دستگاه پر از پارادوکس و تضاد داشت.
آمادگی های مردم
با توجه به تجارب قبلی محاسبه مردم شمال افغانستان آنست که با تسلط طالبان یکبار دیگر تراژیدی دوره حکومت آنان در شمال تکرار خواهد شد، بنابران مجاهدین و همه مردم در وضعیت استرس روحی قرار داشته همه آماده دست به سلاح بردن و قرار گرفتن در صف جنگ با طالبان میباشند که گردهمایی های چاریکار و فاریاب و استقامت و پایداری مردم فاریاب در برابر حملات اخیر طالبان یکی از نمونه های آن میباشند. اما صدا هایی که از پارلمان و برخی مقامات دولت در جهت دفاع از پروتوکول دندغوری و دفاع از طالبان در کندز بلند میشود فضای سیاسی کشور را تا سرحد درگیری و رویارویی داخلی و تشنج تضعیف کننده دولت به بحران میکشد.
هشدار راحیل شریف و چودری
مقارن سقوط کندز راحیل شریف رییس ستاد ارتش پاکستان در انستیتوت رویال یونایتد سرویس سلطنتی لندن اخطار داد که اگر حکومت افغانستان با طالبان به میز مذاکره حاضر نشود طالبان به داعش خواهند پیوست و چودری نثار علی وزیر داخله پاکستان گفت ما چوکی دار افغانستان نیستیم و به شمول اشرف غنی به هیچکس جوابده نیستیم. از این اخطار و تعین لیمیت و شرط برای دولت افغانستان به آسانی میتوان به اهداف اصلی پاکستان در افغانستان پی برد و سرنخ اوضاع را به خوبی پیدا کرد.
انگشت انتقاد جان مککین به سیاست امریکا
در حالیکه بازپس گیری کندز بدون همکاری واحد های ویژه سازمان ناتو و حمایت هوایی امریکا امکان نداشت جان مککین رییس کمیته خارجی سنای امریکا سقوط کندز را پیامد خروج نیروهای امریکا از افغانستان دانسته بر آن انتقاد مینماید.
مککین گفت: سقوط شهر کندز بدست طالبان از نتایجی است که خروج نیروهای امریکایی از افغانستان بجا گذاشته و یکبار دیگر تأکید کرد که بی توجهی به ادامه چنین رویداد تکرار سناریوی عراق در افغانستان است. جان مککین گفت رییس جمهور امریکا نباید برنامه خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان را تا پایان سال 2016 تطبیق کند.
فارن پالیسی مینویسد که ماههاست ولایات شمالی، جوزجان، فاریاب، بدخشان و کندز مراکز فعالیت طالبان و میدان آموزش گروههای جنبش اسلامی ازبکستان و جنبش اسلامی ترکستان شرقی میباشد که با این حال اگر باور کنید طالبان به یکباره گی قبل از سپیده دم 28 سپتمبر آمدند و شهر کندز را تصرف کردند این واقعیت تلخ را انکار کرده ایم که تهدید طالبان از ماهها (قبل) بسیار مشهود بود اما اقدامات جدی برای جلوگیری از آن رویدست گرفته نشد و یک هفته قبل از تصرف (کندز) ستیزه جویان به جمع آوری اسلحه و مهمات در داخل شهر و استخدام جنگجویان جوان آغاز کرده بودند که اکثراً تاجکستانی و چچینی میباشد.
در چنین حالت بوجود آمد ستونی از گروپ حکومت سابق در مقابل چنین موقعیت ضعیف حکومت وحدت ملی آنهم با اظهارات تند کسانی چون سپنتا که با حمله بر موضع حکومت موجوده دوره کار کرزی را بهتر از آن میداند در حالیکه قرارگاه مخفی دشمن در میدان شهر را که به دستور کرزی اجازه عملیات بر آن را نیروهای دولتی نداشت از یاد میبرد و یا تشکیل جلساتی در پغمان که در آن آمادگی های جدا از حکومت برای دفاع از خود اتخاذ میشود و یا بلند شدن کسانی در پارلمان با صدای واضح دفاع از طالبان در کندز در شرایط کنونی مانند زهر در گلوی سیاست افغانستان ریخته میشود.
حکومت وحدت ملی باید از خواب بیدار شود و قبل از هر گزافه گویی و احساسات به این سوالات جواب دهد که:
وقتی در وضعیت نازک جنگی کندز جناب والی بخاطر تفریح به تاجکستان میرود و رییس امنیت در کندز حاضر نیست و تانک های غول پیکر را دشمن فقط با کلاشینکوف غنیمت میگیرد و یا در فاریاب در شبی که دهشت افگنان حمله مینمایند رییس امنیت، قوماندان امنیه و قوماندان لوا بالای وظایف شان حاضر نیستند این جواب را باید دولتمردان به مردم افغانستان بدهند که مسوول این فاجعه کیست؟ و ستون پنجم کدامست؟Ÿ