۱۳۹۴ دی ۷, دوشنبه

افغانستان از رصد هند و پاکستان


دسامبر 28, 2015
شماره ( 258) سه شنبه ( 8) جدی ( 1394)/ ( 29) دسمبر (2015)
logo
محمد داود سیاووش
هنگامیکه صدر اعظم هند به کابل آمد و با یک ضربه فنی بر دشمن منطقه ای اش پاکستان نهاد ممثل دموکراسی یعنی تعمیر پارلمان را در برابر مفکوره های بنیادگرایی در افغانستان افتتاح نمود بلافاصله دشمن دیرین و رقیب سرسخت منطقوی هندوستان اعلام نمود که راحیل شریف به کابل سفر مینماید.
مودی با دستآورد های بند سلما و افتتاح تعمیر پارلمان ضربه فنی به حریف دیرینش حواله کرد در حالیکه پیام راحیل شریف در بهترین حالت در زمینه نزدیک ساختن گروه طالبان با دولت بود.
در دستگاه دولت افغانستان دو نوع گرایش در حال حاضر به چشم میخورد: یکی به نام ستون پنجم و طرفداران طالبان و پاکستان و دیگری در مخالفت با نحقق خواسته های سیطره جویانه اسلام آباد در افغانستان.
مودی در یک بازی زیرکانه از اعطای 500 بورس تحصیلی به فرزندان شهدای قوای مسلح افغانستان خبر داد، در حالیکه راحیل شریف با رهبران حکومت وحدت ملی از نشست چار جانبه افغانستان، امریکا، پاکستان و چین در ماه جنوری سخن گفت که در واقع هند در این پروسه اصلاً حضور ندارد.
دو نوع برخورد:
هند در خط دفاع از نهاد دموکراسی و قوای مسلح موضع گرفت و پاکستان در جهت حمایت از کسانیکه میخواهند از خط قرمز قانون اساسی و ارزشهای مدنی عبور نمایند. پاکستان در خط حمایت از نفوذ طالبان به ساختار دولت افغانستان و هند در جهت تقویه قوای مسلح با اعطای چار چرخبال، یک هزار بورس تحصیلی و 500 بورس به فرزندان شهدای قوای مسلح عرض اندام نمود. در این حال تیتر اول اخبار شبی را که راحیل شریف به کابل آمد نیز نباید نادیده گرفت. با آنکه جنرال دوستم هنگام سفر مودی به کابل در استقبال از وی حضور نداشت اما در روزیکه راحیل شریف به کابل آمد خبر ملاقات جنرال دوستم در تیتر اول اخبار 8 شب هنگام ملاقات با مردم شمال و اظهار آمادگی برای مقابله با طالبان و سرکوب آنان به نشر رسید.
از نظر برخی کارشناسان ریاست اجرائیه در خط نزدیکی با سیاست های پاکستان در حرکت است، در حالیکه از نظر این کارشناسان نزدیکی برخی حلقات ریاست اجرائیه به پاکستان نمیتواند به مفهوم رضایت سراسری نیروهای شمال باشد و هر نوع عقب نشینی از ارزش های قانون اساسی به مفهوم اعلان یک جنگ تازه در افغانستان خواهد بود.
رقابت اقتصادی:
در حال حاضر پاکستان توانسته در جنگ راه ابریشم از یکطرف کاشغر را به گوادر وصل کند و از طرفی خط لوله گاز را از گلکنش به پاکستان رسانده از آن طریق به فضلکه وصل کند، اما در چنین شرایط هند فقط به اتصال افغانستان از طریق زمینی و دریایی به شمول چابهار ایران با هندوستان خوشبین است آنهم در شرایطی که مودی گفت: ما امیدوار استیم که پاکستان در وسط نقش پل را خواهد داشت نه مانع را در بین افغانستان و آسیای جنوبی.
همصدایی مودی و غنی:
مودی بدون بردن نام کشوری به پناهگاه ها و پرورشگاه های تروریستان و دست هایی که در حمایت و پشتیبانی از تروریزم کمک مینماید اشاره کرد و در حالیکه مودی در ابتدای سخنانش به کلام مولانا اتکاء نمود که: قدرت کلماتت را بلند ببر، نه صدایت را، رییس جمهور غنی با شدت لهجه به کسانی که به افغانستان تروریست می فرستند گورستان آرزو کرد و در مقابل آغوش باز صمیمانه به سوی هندوستان گشود.
تا اینجا هر دو رهبر در یک خط حرکت میکردند اما اینکه چرا طیاره مودی دفعتاً بدون پیشبینی قبلی در پاکستان نشست نموده و اینکه در لاهور با نواز شریف به بهانه سالگرد تولد و تبریکی نواسه اش چه گفت معلوم نیست.
چین در خط سیاست پاکستان:
با توجه به اینکه رهبران چین در همه حالات از زاویه منافع اقتصادی شان به مسایل منطقه می نگرند و با در نظرداشت اینکه در کنترل خط تاپی دست پاکستان حتا در داخل افغانستان بالاست و حتا خط آهن تاجکستان-افغانستان-ترکمنستان با نا آرام ساختن شمال از سر لوحه اجرا کنار گذاشته شد، چین راهی جز دنباله روی سیاست پاکستان در افغانستان ندارد. اما در همین حال نباید چند فکتور را از نظر دور داشت:
1- با توجه به روحیه مخالفت بالقوه و بالفعلی که در زمینه سیطره جویی پاکستان در افغانستان وجود دارد از اینکه هند، روسیه و ایران از این معادله خارج میباشند و امریکا مانند گذشته در خط مقدم قرار ندارد تحقق برنامه تاپی و نفوذ دادن لابی ها و طرفداران پاکستان و طالبان در دولت افغانستان دشوار به نظر میرسد.
2- از اینکه مانند دوره جنگ سرد اسلام آباد باز هم در کنار بنیادگرایان ایستاده و از آن به حیث افزار تحت فشار قرار دادن کابل و دهلی استفاده میکند با ایجاد پایگاه های دهشت افگنان در ننگرهار و هلمند شمال افغانستان احتمالاً برای مقابله با این خطر به هند، روسیه و ایران خواهد پیوست، چنانکه نگرانی پوتین، نورسلطان نظر بایوف، اسلام کریموف و امام علی رحمان را میتوان در این زمینه قابل توجه دانست.
برای برون رفت از این ورطه هولناک تشنج لازم است که:
– سیاست خارجی روشن عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، احترام به استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی با رعایت اصل همزیستی مسالمت آمیز و زیست در شرایط حسن همجواری بر مبنای منافع متقابل باید جانشین بازی های اوپراتیفی شود.
– دولتمردان افغانستان کشور را قربانی حب و بغض رقبای همسایه نسازند و سیاستی را تعقیب نمایند که افغانستان بطرف خودکفایی و خود دفاعی رفته همکاری کشورهای دور از حوزه رقابت های منطقوی را در رشته های اقتصادی جلب کنند.
دولتمردان افغانستان بر عکس در حال حاضر به حدی مستأصل و زمینگیر شده اند که در روابط با کشورها حتا عرف پلوان شریکی دهقانان در روستاها را نیز از یاد برده اند که دهقان هیچگاه زمینش را به اجاره همسایه نمیدهد و اگر قرار باشد آنرا به اجاره بدهد، به کسی میدهد که با پلوان شریکان نزدیکی نداشته و از راه دور بر آن زمین ارتباط برقرار کند. فقط در چنین حالت است که به جوی، پلوان، درخت و حاصل زمین دهقان آسیب نمیرسد؛ اما افسوس و صد افسوس که دولتمردان ما حتا همین عرف و سلوک پلوان شریکی دهقانان روستا ها را نیز بلد نیستند.Ÿ

۱۳۹۴ آذر ۳۰, دوشنبه

افغانستان در کام دایناسور منطقه رفت


شماره (257 )سه شنبه (1) جدی ( 1394)/ ( 22) دسمبر ( 2015)
logo
لوله گاز
نوشته : محمد داود سیاووش
پس از آنکه قطار پاکستانی که به رهبری نصیرا لله بابر از طریق افغانستان به آسیای میانه می رفت در زمان حکومت مجاهدین در هرات متوقف شد، طرح تشکیل طالبان رویدست گرفته شد و کمپنی های یونیکول، بریداس و دلتای عربستان سعودی در دوره طالبان به خاطر تمدید لولۀ گاز ترکمنستان به پاکستان از طریق افغانستان وارد صحنه شدند. از نظر بعضی رسانه ها احمد شاه مسعود و عبدالعلی مزاری قربانی مخالفت با این برنامه شدند و در آن زمان روسیه و ایران در خط مخالفت با رفع انحصار گاز پروم بر صادرات گاز آسیای میانه بودند، اما دو دهه بعد پروژه تاپی بار دیگر بر افغانستان سایه افگند و اینک در شرایطی که جهان در پایان یک مأموریت خطیر جنگی در افغانستان قرار دارد پاکستان با صراحت و جدیت در راستای تحقق این برنامه که گفته میشود حتا هند و ایران نیز (با در نظرداشت منافع شان در تمدید خط چابهار به افغانستان در آن ذینفع میباشند) با آن موافق اند و با این برنامه ظاهراً مخالفت ندارند.
اسلام آباد در این برهه زمان که افغانستان در دشوارترین شرایط امنیتی قرار دارد با طرح خواسته های ده ماده ای که رجز خوانی های جنرال مشرف رییس جمهور اسبق پاکستان آنرا تکمیل میکند وارد صحنه میشود.
پاکستان در خواسته های ده ماده ای از دولت افغانستان میخواهد ملا فضل ا لله به اسلام آباد تسلیم داده شود، به تبلیغات ضد پاکستانی در رسانه ها اجازه داده نشود، دیورند در مطبوعات رسمی به صفت سرحد خوانده شود و آنطرف تر جنرال باز نشسته پرویز مشرف میخواهد در موضع مدعی العموم و مدافع قوم پشتون ظاهر شود.
حامد کرزی را به صفت پشتون در صدر دولت گذشته نمیپذیرد، قونسلگری های هند در جلال آباد و کندهار را میخواهد بسته شود، کادرهای نظامی افغانستان میخواهد در پاکستان تعلیم و تربیه ببینند و اخطار میدهد که در صورت خروج نیروهای بین المللی طالبان 90 فیصد افغانستان را اشغال خواهند کرد و در جواب این سوال خبرنگار که چرا حامد کرزی را شتر مرغ خوانده با افتخار یادآوری میکند که در برابر پنج بار برادر گفتن حامد کرزی در ترکیه به او گفته که شما باید در قلب و مغز تان هم به حرفی که در زبان می آورید باور داشته باشید. پرویز مشرف میگوید هند از سر راه برداشته شود و سرویس اطلاعات افغانستان با هند و کا جی بی تماس نداشته باشد.
با این رجزخوانی و غرور که اصلاً جایی برای استقلال، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی افغانستان نمیماند وزیر دفاع پاکستان از طالبان میخواهد امنیت پروژه تاپی را تأمین کند.
وضعیت جغرافیای جنگ پس از انکشافات اخیر:
با توجه به آمادگی های روسیه در شمال دریای آمو و حملات روسیه بر مواضع داعش در سوریه و ناکامی پروژه سقوط کندز و تفاهمنامه دندغوری و سقوط فاریاب به نظر میرسد جغرافیای جنگ بار دیگر به جنوب افغانستان انتقال می یابد.
در شرق کشور داعش با راه اندازی نشرات رادیویی به مانور های نظامی آغاز نموده و در جنوب غرب با سقوط ولسوالی های دیشو، خانشین، باغران، سنگین و واشیر وضعیت نظامی به وخامت گراییده. این معما وقتی بیش از همه به ابهام میرسد که والی هلمند در چنین شرایط از آمادگی به تأمین امنیت پروژه تاپی سخن میگوید اما محمد جان رسول یار معاون والی هلمند هشدار میدهد که ولسوالی ها در آستانه سقوط قرار دارند و رسانه ها از چند صد کشته نظامی و غیر نظامی در شفاخانه های هلمند و عدم انتقال آنان سخن میگویند، ولی در همین حال وزارت دفاع از آمادگی های رزمی سخن گفته این اظهارات را تائید نمیکند.
هلمند کندز نیست:
در نامه معاون والی هلمند آمده که هلمند کندز نیست و به موقعیت حساسی اشاره شده که هلمند از نظر جغرافیایی در مجاورت دو کشور همسایه قرار دارد.
کارشناسان میگویند تقاضای وزیر دفاع پاکستان از طالبان مبنی بر تأمین امنیت پروژه تاپی به این معناست که پاکستان پای دولت افغانستان را از پروژه تاپی برون کشیده و قرار است با تمویل طالبان به صفت لشکر امنیت تاپی ابتکار عمل را حتا در داخل افغانستان بدست گیرد.
کمرنگ شدن نقش دولت افغانستان در این پروژه به مفهوم پایان اتوریته حکومتداری در افغانستان خواهد بود، چون در نزدیکترین اهداف خویش پاکستان توانست رحمت ا لله نبیل را به صفت کسیکه با تفاهمنامه آی اس آی با استخبارات افغانستان مخالفت ورزیده بود از میان بردارد و در بهترین حالت وزیر خارجه آرام و کم حرف افغانستان را به عنوان توهین سیاسی با موتر کاستر از میدان هوایی پاکستان بدرقه کند.
خطری که از این بازی متصور است:
با توجه به اینکه بحرانی ساختن وضعیت امنیتی در شمال توانست پروژه ساخت راه آهن تاجکستان-افغانستان-ترکمنستان را با کنار رفتن بانک انکشاف آسیایی از این برنامه ناکام سازد و در عوض قرار است پروژه کاسا نیز از طریق شمال افغانستان با عبور از مناطق شرقی افغانستان وارد پاکستان شود خطر آن وجود دارد که افغانستان در بدل یک معامله بزرگ به پاکستان سپرده شده باشد.
موضع امریکا در قبال افغانستان:
اشتاون کارتر وزیر دفاع امریکا هنوز افغانستان را یک اولویت امریکا میخواند و قانونگذاران امریکا از اینکه پاکستان هنوز پناهگاه بنیادگرایان است نگران میباشند. ایدروس از حزب جمهوریخواه از اینکه پاکستان به طرف سومین کشور اتمی شدن در حرکت است و قسمت اعظم بودیجه آن کشور صرف مسایل نظامی میشود و فقط دو درصد بودیجه در تعلیم و تربیه به مصرف میرسد اظهار نگرانی میکند.
نمایندگان جمهوریخواه و دموکرات از اینکه از سال 2001 تا کنون 30 میلیارد دالر کمک امریکا به پاکستان صورت گرفته اما پاکستان هنوز با بازی دوگانه از دهشت افگنان حمایت میکند نگران اند.
ایدروس میگوید: مأیه تعجب است که تاشفین ملک چاچی با شوهرش در حالی چهارده نفر را در کالیفرنیا کشتند که در مدرسه یی در پاکستان آموزش دیده بودند. موصوف میگوید: هزاران مدرسه دیوبندی پاکستان از طرف کشورهای خلیج تمویل میشود.
در رسانه ها از شبکه جلب و جذب زنان در کراچی پاکستان سخن گفته میشود. مردم از حکومت افغانستان میپرسند:
– روزیکه 90 نفر سرباز در هلمند کشته شد، چرا در ارگ جشن تاپی برگزار شد؟
– آمادگی والی هلمند به پروژه تاپی و نامه معاون والی هلمند به رییس جمهور غنی مبنی بر امکان سقوط ولسوالی های هلمند به چه معناست؟
– نیروهای بین المللی چرا در هلمند وارد عمل نمیشوند؟
– چه رابطه یی بین عدم علاقمندی به دفاع از ولایات جنوب و سر و صدا پیرامون تاپی وجود دارد؟
– ماجراجویی آقای کرزی در اظهاراتی در رابطه به وزیرستان و اظهارات محمودخان اچکزی مبنی بر اینکه صدبار پاکستانی استم به چه معناست؟
کارشناسان میگویند با توجه به عدم امکان استقرار قرارگاه های ثابت در شمال این بار دست هایی برای سقوط برخی ولایات جنوب کار مینمایند تا به این وسیله از یکطرف لشکر ارزان دفاع از تاپی را بدست آورند و از جانبی زمینه تضعیف و به حاشیه راندن دولت افغانستان را از طریق این پروژه عملی سازند.Ÿ

۱۳۹۴ آذر ۱۷, سه‌شنبه

مـــــــــردم مأیـــــوس اند


دسامبر 8, 2015
شماره 256 چهارشنبه 18 قوس 1394/ 9 دسمبر 2015
محمد داود سیاووش
logo
پانزده سال پس از تشکیل اداره مؤقت و حضور جامعه جهانی در افغانستان به نظر میرسد مردم به نحوی در یأس و نا امیدی بخاطر نرسیدن به ایدال هایشان به سر میبرند.
این ایدال ها کدام ها بودند؟
1- مردم فکر میکردند با استقرار اداره مؤقت و ادامه آن تا مرحله حکومت وحدت ملی به حمایت جامعه جهانی در کشور صلح تأمین گردیده در دسترخوان شان تغییر مثبت رونما خواهد شد، اما دیدند که معادن بزرگ استخراج نشد، نفت و گاز هنوز در زیر خاک مانده، راههای آهن از واخان، آقینه، شیرخان بندر، حیرتان، اسلام قلعه، تورغندی، سپین بولدک و تورخم کشور را در داخل به هم وصل نکرد و به خارج افغانستان را ارتباط نداد، فابریکات بزرگی که در جنگ ویران شده بود بازسازی نشد، بیکاری افزایش یافت، کشور به مارکیت اموال استهلاکی (آنهم مواد دست دوم تولیدی) کشورهای همسایه مبدل شد، سویچ روشن شدن چراغ برق خانواده ها به کشور های همسایه با وارد نمودن برق نصب گردید.
2- مردم فکر میکردند با تفکیک قوای ثلاثه و تصویب قانون اساسی شرایطی در کشور به وجود آید که حتا اگر موتری در جاده از سرعت معینه عدول نمود تکت جریمه آن در استیشن بعدی پولیس به دریور از طریق کنترل ماهواره ترافیک داده خواهد شد. اما برخلاف دیدند که حکومتداری در گرو الیگارشی یک گروه قدرت و ثروت و مقام قرار گرفت، از نام مردم بر شانه های مردم فشار وارد شد، قوانین، مقررات، لوایح، تصاویب و فیصله های مقامات عالی دولت، پارلمان و حتا محکمه نادیده گرفته شد.
3- مردم فکر میکردند با قد بر افراشتن یک اپوزیسیون قانونمند و دارای برنامه در برابر حکومت بر سر اقتدار دو تیم یکی در قدرت و دیگری در اپوزیسیون تشکیل گردیده تحت فشار اپوزیسیون حکومت به اصلاح نواقص خود مجبور خواهد شد و در شرایط یک نظام شفاف، پاسخگو و مسوولیت پذیر در کشور رسانه ها به صفت رکن چهارم و بازوی توانای نظام قد بر افراشته احزاب سیاسی از متن و بطن جامعه با برنامه ها قد بلند نموده، کشور طی دو پلان پنج ساله از وضعیت فقر و تنگدستی به حکومت حداقل خود کفا مبدل گردیده مطبوعات آزاد، اپوزیسیون، پارلمان و احزاب حکومت را شدیداً تحت فشار قرار خواهند داد. اما دیده شد که در افغانستان اپوزیسیون یعنی معامله گری اشخاص با تیم های انتخاباتی که اکنون همه از کار گذشته شان پشیمان اند، احزاب به معنای پارچه های از هم گسیخته سازمان های قبلی که فقط در وجود اشخاص شناخته میشوند و مطبوعات آزاد یعنی فشار حکومت بر رسانه های آزاد تا سرحد ویرایش رسانه ها در جهت یکصدایی.
4- مردم فکر میکردند با حضور امریکا در افغانستان دست مداخله همسایه ها و جهان از زمین و هوا بر کشور کوتاه شده افغانستان در مرکز تعاملات منطقوی قرار گرفته بحران های منطقوی کشور های همسایه در کابل حل و فصل خواهد شد، اما اکنون از رسانه ها شنیده میشود که گویا امریکا در افغانستان اصلاً کدام برنامه یی نداشته فقط در پایان کار رسانه ها گزارش دادند که امریکا وعده 64 پهپاد بخاطر تقویه قوای هوایی افغانستان نموده، آنهم در شرایطی که حداقل چند سال به تربیه پرسونل مسلکی و استقرار تکنالوژی پیشرفته آن ضرورت میباشد و در شرایطی که قدرت مانور دشمن تا داخل نظام رشد نموده وحشت ایجاد می نماید. اجرای عملیات تروریستی به جان چندین تن از فعالان مدنی و آزادی بیان در پایتخت و بی تفاوتی مسوولان امنیتی در قبال آن با وعده پهپاد ها افسانه مردمی «اریاک به تریاک مار گزیده هلاک» را در اذهان تداعی می نماید. رسیدن دست همسایه ها تا گلوی مردم در ولایات سرحدی افغانستان و انتقال جغرافیای جنگ از سوریه و عراق به افغانستان پس از درگیری احتمالی ترکیه و روسیه افغانستان را به پارچه های از هم جدای منافع کشور های ترکیه، روسیه، ایران، عربستان سعودی، قطر، پاکستان و هند مبدل خواهد ساخت که این پیامد نتیجه پانزده سال کار ستون پنجم در جهت بر هم زدن مناسبات افغانستان با امریکا و غرب و سپردن آن به هژمونی پاکستان میباشد، چنانکه در مقدمه این سناریو به مشاهده میرسد که یک طیاره، بدون اجازه دولت افغانستان در ولایت هرات نشست می نماید، که حکومت مرکزی اصلاً از آن خبر ندارد و دافع هوای کشور هم در برابر آن دست زیر الاشه نشسته.
وضعیت طوری در جهت مخالف انکشاف نموده، در حالیکه به گفته اقبال لاهوری «قلب آسیا» در افغانستان قرار دارد، اما اکنون کنفرانسی در باره وضعیت افغانستان تحت عنوان «قلب آسیا» در اسلام آباد دایر میشود و رهبران افغانستان به صفت مهمان در آن دعوت میشوند و در ردیف رقابت این کنفرانس در دهلی نشستی دعوت میشود.
وضعیت به حدی بحرانی و در سطح پایین در جریان است که دعوتی در کابل به حضور دولتمردان افغانستان دایر میشود و سفیر پاکستان در آن نشست دهلی را عجوزۀ هزار داماد میخواند و روز دیگر به جواب وعده چهار چرخبال دهلی که هنوز به کابل نرسیده شایعاتی به گوش میرسد که پاکستان به طالبان سلاح ضد هوایی داده و بدتر از آن شایعاتی از رسانه ها به گوش میرسد که گویا پوتین با تقاضای کمک نظامی افغانستان از روسیه سفیر افغانستان را با کلمات تند مخاطب قرار داده است.
مردم مأیوس اند که چرا در خانه افغانستان کسی نیست که این تعادل را در روابط بین المللی افغانستان با جهان به وجود آورد که با رعایت اصل احترام به استقلال ملی، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی در شرایط همزیستی مسالمت آمیز افغانستان بتواند با تمام کشورها در شرایط عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر وارد تعاملات متقابلاً مفید گردیده از دوستی با امریکا تا ارتباط با همسایه ها و توازن بخشیدن ابر قدرت ها در کشور عنان سیاست را رهبری کند.Ÿ

آژیر جنگ جهانی از آسیای صغیر به گوش میرسد


دسامبر 8, 2015
شماره 256 چهارشنبه 18 قوس 1394/ 9 دسمبر 2015
کوه بچه
11036454_970677216336434_632401025402781250_n
با سقوط سوخوی ارتش روسیه توسط قوای هوایی ترکیه، آسیای صغیر در آستانه یک جنگ کاملاً عیار قرار گرفته و آرایش نیروها نشاندهنده امکان تقابل روسیه، سوریه، ایران و عراق با ترکیه، عربستان سعودی، قطر و اسرائیل میباشد.
در حالیکه روسیه با وضع تعذیرات بر اقتصاد ترکیه یک میلیارد دالر زیان وارد نمود و با آماده سازی هوا پیمای غول پیکر غیر مرئی قیامت که برای یک جنگ هسته ای طراحی شده طی دو هفته آینده آمادگی میگیرد، پیوستن جرمنی و بریتانیا به ائتلاف بمباران هوایی بر داعش و تشدید بمباران های هوایی بر مراکز آن گروه باعث گردید که به گفته رسانه ها داعش در آینده مرکز فرماندهی خود را از سوریه به لیبیا منتقل سازد.
اوباما از اعزام نیروهای ویژه به عراق برای ضربه زدن به داعش خبر داد و حیدر عبادی در پاسخ اظهار داشت که: ما نیروهای امریکایی را در عراق دعوت نکرده ایم و در همین حال رسانه ها گزارش دادند که عراق با شش جنگنده سوخو و تانک تی 90 از روسیه مجهز میشود، اما در مقابل رسانه ها گفتند که امریکا یک واحد نیروی ویژه خود را برای مبارزه با داعش به سوریه می فرستد. در همین حال جان کیری در بروکسل خواستار مشارکت اعضای ناتو و اعزام نیروهای ویژه برای تعلیم پولیس، کمک در تهیه نیروهای نظامی و کمک نظامی در نبرد با داعش شد.
اتهام روسیه مبنی بر دست داشتن خانواده اردوغان در معاملۀ نفتی با داعش اردوغان را شدیداً تکان داد که این ادعا توسط امریکا رد شد. در همین حال پوتین اظهار داشت که روسیه خشم خود را کنترل کرده بر ترکیه حمله نمیکند، در حالیکه قبلاً رییس جمهور کوریای شمالی اخطار داده بود که در صورت وقوع جنگ روسیه و ترکیه با سلاح هسته ای بر ترکیه حمله خواهد کرد. بشار اسد مدعی شد که اردوغان با حضور روسیه در سوریه اعصاب خود را از دست داده و پوتین گفت: ا لله تصمیم گرفته دار و دسته رهبران ترکیه را تنبیه کند. در همین حال حمله انتحاری زن و شوهری در کلیفورنیا که سر نخ آن از عربستان سعودی تا لعل مسجد پاکستان رسید و تقاضای عراق از ترکیه برای خروج از موصل با آغاز پروسه سپردن موشک های 300 روسیه به ایران ابعاد جدیدی در اوضاع متشنج شرق میانه و آسیای صغیر به بار آورده که باید مترصد انکشافات بعدی بود.Ÿ

۱۳۹۴ آذر ۱۰, سه‌شنبه

سانســـــور به زبان گلوله سخن میگـوید

دسامبر 1, 2015
شماره 255 چهارشنبه 11 قوس 1394/ 2 دسمبر 2015
logo
با سر بلند نمودن رسانه های آزاد و غلبه شان از زاویه مواد 24 و 34 قانون اساسی بر مخالفان آزادی بیان دشمنان آزادی بیان دست به ماشه برده با تهدید تلویزیون های خصوصی حمله بر احمد سعیدی و شهادت امان ا لله عطایی رییس شبکه خصوصی تلویزیون آسیا زور شصت شان را نشان دادند.
آنچه قبل از همه این واقعات را پیچیده میسازد اظهارات آقای احمد سعیدی میباشد که وی گفت طالبان، شبکه حقانی و داعش بر وی فیر نکرده بلکه ستون پنجم در این ماجرا دست داشته است.
متعاقب این واقعه تکان دهنده امان ا لله عطایی در شهر کابل مورد حمله قرار گرفت و شهید شد. سعیدی تقاضای دولتمردان را مبنی بر انتقال وی به خارج از کشور غرض تداوی به صراحت رد نمود. سعیدی و عطایی برای آن هدف تیر دشمن قرار گرفتند که به قول حافظ: «جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد».
تجربه به کرات ثابت نموده که کوفتن بر فرق مردم و بستن دهان مردم تبعات به مراتب خطرناک تر از افشأ گری و انتقاد ها از زاویه آزادی بیان در کشور داشته است. اگر اظهارات سعیدی را اساس قرار دهیم که گویا ستون پنجم بر وی فیر نموده از این زاویه بی حوصله گی نظام در برابر انتقاد مدنی به مفهوم خودکشی آن میباشد.
باری در دوره های استبداد هنگامیکه از زمامدار وقت پرسیده شد در حالیکه عبدالهادی داوی از نظر توانایی جسمی حتا قدرت بلند نمودن یک تفنگ را از زمین ندارد چرا از آن باید هراس داشت؟ زمامدار وقت گفت: زبان عبدالهادی داوی را خطرناک تر از فیر مرمی توپ میداند و از همانجا بود که استاد داوی سرود:
ای قلم آخر زبانت می برند
این قدر حرف پریشان تا به کی
رخوت و انفعال نهادهای به ظاهر مدنی و برخی رسانه ها در قبال ارعاب و وحشت جاری به جان روزنامه نگاران و طرفداران آزادی بیان نشان میدهد که حکومت از صدا میترسد و این نقطه پایان کار یک نظام مدعی مردمسالاری میباشد.
اگر سیر آزادی بیان را از چهارده سال اخیر حکومت های مؤقت، انتقال، انتخابی و بالاخره وحدت ملی در نظر گیریم این نظام در طول این چهارده سال برای مردم افغانستان هیچ دستآوردی برای گفتن ندارد بجز آزادی بیان، که حالا آنرا نیز از مردم میگیرند.
در یک نظام مردمسالار رسانه ها و مطبوعات آزاد نباید زیر نظر حکومت و یا به افاده و اشاره آن کار کند. در چنین تشکیلات دولت مسوول اعمال خودش است و مردم که این چوکات نظام را انتخاب کرده اند حق دارند بدانند که در زیر سقف تالار های پر زرق و برق و عقب درهای بسته حاکمان و متولیان امور به نمایندگی از آنان چه میگویند؟ چه تصامیمی میگیرند؟ و چه حوادثی در جریان است؟
مردم حق دارند بپرسند که در زیر پوست این نظام چه میگذرد؟ و این ستون پنجمی که آقای سعیدی مدعی آنست کیست؟ یگانه مجرایی که مردم میتوانند از طریق آن به چنین معلومات لازم و ضروری دست یابند رسانه هاست، به موازات ویژگی های یک نظام مردمسالار اصولاً نه ارگانی برای ارعاب و وحشت و سانسور و کنترول بر رسانه ها باید وجود داشته باشد و نه شرطی برای بررسی شکل فعالیت و تعین حدود خط قرمز تار بروت زورمندان. در یک نظام مردمسالار مطبوعات و رسانه ها سرسخت ترین منتقدان دولت بوده و شبکه وسیعی از نهادهای مدنی، حلقات ژورنالیستیک و مدافعان آزادی بیان به صفت بازوی چهارم ساختار نظام شناخته میشوند.
خموشی و وضعیت انفعالی رسانه های آزاد و نهادهای مدنی نشان میدهد که اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد همه ژورنالیستان و رسانه های آزاد هدف تیر مخالفان آزادی بیان قرار گرفته مشعل تابناک آزادی بیان را اهریمنان خفه خواهند کرد.
برخی محققان به این باور اند که رادیکال ترین نیروها از روز رسیدن به قدرت محافظه کار میشوند. کسانیکه اکنون بر کرسی های حکومت وحدت ملی تکیه زده اند اکثراً بگروند و سابقه کار در رسانه های آزاد دارند، اما با اصابت مرمی به مغز یک کارشناس و شهادت رییس یک رسانه زیر پای هیچ یک از این افراد را آتش نگرفت، از جا بلند نشدند و در خط دفاع از آزادی بیان با صراحت و قاطعیت اقدام نکردند.
به عوض عیادت مجروح حکومت وحدت ملی باید همزمان با وقوع این حوادث گردهمایی بزرگ ژورنالیستان را دایر مینمود و طی اعلامیه قاطع حمایتش را از ژورنالیستان ابراز نموده برای مصئونیت بعدی شان تدابیر اضافی اتخاذ مینمود.
جامعه جهانی در چوکات ارزشهای قانون اساسی باید تعهد مجدد دولتمردان را مبنی بر وفاداری بر آزادی بیان، جامعه مدنی، حقوق شهروندی بشنود. دولتمردان باید بدانند که آنچه به عنوان حقوق مدنی و آزادی بیان بدست آمده تحفه کسی نیست که با آمدن آن به مردم داده شده و با رفتن آن از مردم گرفته شود. این روند در افغانستان ید طولا دارد و از پخش شبنامه ها و قبول غل و زنجیر و زندان نظامهای استبدادی و از میان امواج خون و آتش به سر منزل کنونی رسیده است.
اگر قرار باشد با این شیوه وحشت و ارعاب و دهشت زبان مردم بریده شود و یک قشر توجیه کننده، آری گوی و چک چکی برای اجراآت حکومت ایجاد شود باید ارباب این افکار بدانند که آن مراحل گذشته و آنچه در طی چهارده سال اخیر در افغانستان به عنوان آزادی بیان قد بر افراشته برگشت ناپذیر میباشد.
حکومت باید در قبال تهدید تلویزیون های طلوع و یک و واقعات اخیر فیر بر آقای سعیدی و شهادت آقای عطایی در یک اعلامیه یی موقف واضح خود را به مردم ابراز دارد.
دولتمردان مخالف آزادی بیان و بنیادگرایان و ستون پنجم باید آگاه باشند که اگر شرایط ترور و اختناق در کشور طوری مستولی شود که برای آزادی بیان جایی وجود نداشته باشد و این نسل برون آمده از ماده 34قانون اساسی بتوانند کمک هایی را برای جلب حد اقل ده شبکه تلویزیونی و صد سایت انترنتی در یک محل مصئون پیدا کنند طی یکماه ساز و برگ ستون پنجم و بنیادگرایی و حامیان و طرفداران شان در افغانستان از هم خواهند پاشید و ارزشهای پامال شده قانون اساسی دوباره در کشور احیا خواهد شد.Ÿ

این چه شوریست که در دور قمر می بینم


دسامبر 1, 2015
شماره 255 چهارشنبه 11 قوس 1394/ 2 دسمبر 2015
محمد داود سیاووش
با سقوط طیاره روسی توسط ارتش ترکیه و جابجایی پدافند هوایی روسیه در خاک سوریه، گسیل ستون های ارتش ترکیه به مرز سوریه و هشدار رییس جمهور کوریای شمالی مبنی بر حمله با سلاح هسته ای بر ترکیه در صورت آغاز جنگ با روسیه و وضع تحریم ها علیه ترکیه، جابجایی ناو هواپیما بر مجهز با پدافند هوایی روسیه در لازقه به نظر میرسد وضعیت در شرق میانه آبستن یک انفجار بزرگ میباشد.
جراحت برداشتن قاسم سلیمانی در جنگ سوریه، انتشار عکس هایی از پسر اردوغان با گروه داعش در شبکه فیسبوک و اعزام گروههای فاطمیون افغانی توسط ایران و اعزام زینبیون توسط پاکستان به سوریه خطر درگیری های بزرگی را میان کشورهای ترکیه، روسیه، سوریه، عراق، اسرائیل، عربستان سعودی و قطر مساعد ساخته است.
با توجه به حساسیت جهانی شدن این جنگ بود که احتمالاً امریکا به نوشته وال ستریت ژورنال به ترکیه با زبان تند هشدار داد که استقرار قوای خود را در مرز با سوریه مسدود کند و شمار نیروهای نظامی خود را در منطقه داعش افزایش دهد.
تقابل لفظی پوتین با اردوغان پس از حمله بر هواپیمای روسیه و خنجر زدن خواندن آن از عقب و تقاضای معذرت خواهی از ترکیه با پاسخ سرد اردوغان که هشدار داد روسیه نباید با آتش بازی کند و وضع تعذیرات اقتصادی بر ترکیه از جانب روسیه وضعیت در حالت تقابل قرار گرفته بود، اما پس از هشدار امریکا تا حدودی در لحن و لهجۀ ترکیه نرمش آمد و سپردن جسد خلبان روسی به آنکشور و اظهار این مطلب توسط اردوغان که کاش چنان حمله یی بر هواپیمای روسی صورت نمیگرفت تا حدودی تب سیاسی منطقه را پایین آورد.
نزدیکی فرانسه و روسیه
فرانسه که از سال 2002 با سوریه روابط خود را قطع نموده بود پس از حمله بر پاریس در قبال سوریه سیاست خود را تغییر داد و با توجه به اینکه هولاند نتوانست تعهد بیشتر از اوباما بگیرد حملات خود را در همآهنگی با روسیه و ایران در موصل آغاز نمود. در همین حال روسیه به عربستان سعودی و قطر اخطار داد که به آن کشور ها حمله خواهد کرد و از آمادگی برای پرداخت قرضۀ 5 میلیارد دالری به ایران سخن گفت. در همین حال اتحادیه اروپا با ترکیه بر سر پناهجویان با پرداخت 3 میلیارد دالر به توافق رسید.
موقف مرموز چین
با وجود آنکه در باکامو و سوریه شهروندان چینی توسط داعش کشته شدند اما رهبران چین از حد محکوم نمودن این عمل فراتر نرفت و از مبارزه با داعش اجتناب می ورزد. کارشناسان میگویند که دولتمردان چین دخالت در سوریه را به نفع آنکشور نمیدانند.
موقف مبهم افغانستان و پاکستان
در حالیکه فرستاده اوباما از ائتلاف ضد داعش تقاضا نمود فشار را بر داعش در هسته مرکزی آن افزایش بخشد رسانه ها از قول منابع امریکایی گفتند که عناصری در پاکستان و افغانستان منابع بزرگ تمویل هراس افگنان میباشند، رسانه ها گزارش دادند که در تحلیل اخیر وزارت خزانه داری امریکا آمده که عناصری نامعلوم در پاکستان و افغانستان بزرگترین منابع مالی برای فعالیت هراس افگنانه شناخته میشوند که این پول به سوریه میرسد.
بر اساس این گزارش شبکه حقانی از طیف وسیع از منابع به شمول بازرگانان، فعالیت های جنایی، قاچاق، اخاذی، ربایندگی و باج گیری در افغانستان و پاکستان پول بدست می آورد و این پول را در فعالیت های هراس افگنانه هزینه میکند. اینکه چرا جلو این کار گرفته نمیشود سوالیست که در حال حاضر هیچکس حاضر به ارائه پاسخ به آن نیست.
فشار پاکستان بر حکومت وحدت ملی و ماجرا جویی دولت افغانستان
پس از قطع مذاکرات با طالبان راحیل شریف به امریکا رفته همکاری مقامات قصر سفید را برای جلب توجه افغانستان در از سر گیری مذاکرات طالبان با حکومت افغانستان تقاضا نمود، اما حتا مقارن این تقاضا جسد 22 تن از دهشت افگنان از افغانستان به پشتونخوا پاکستان انتقال داده شد که در جنگ افغانستان کشته شده بودند.
در همین حال رهبران پشتون پاکستان که تذکره پاکستانی دارند و بر کرسی های دولت پاکستان وسلسله مراتب سیاسی آنکشور تکیه زده اند به کابل آمده با مقامات افغانی ملاقات نمودند که گفته میشود رییس جمهور غنی را به مذاکره با نواز شریف در پاریس تشویق کردند.
در کابل معین وزارت اقوام و قبایل اعلام نمود که دولت افغانستان به پشتونهای آنسوی مرز بورسهای تحصیلی میدهد و صداهایی بلند شد که این اقدام در راستای لوی افغانستان صورت میگیرد.
حال هر کس میپرسد اگر قرار باشد به مشکل افغانستان و پاکستان نقطه پایان گذاشته شود، آیا با چنین موضعگیری پاکستان در خط همکاری با دولت افغانستان قرار خواهد گرفت؟ و یا هرگاه قرار باشد به جوانان آنسوی مرز در پشتونخوا بورس داده شود چرا به جوانان پنجده که در زمان عبدالرحمن خان از افغانستان توسط روسها جدا شده این کار صورت نمیگیرد؟ از نظر کارشناسان چنین موضعگیری های متضاد نه تنها قضیه افغانستان را حل نمیکند بلکه بهانه بسیار خوبی برای دولت پاکستان میدهد تا دهشت افگنان هر چه بیشتر را به خاک افغانستان بفرستند.
پاکستان در مورد قضیه نوار مرز خیلی حساس میباشد و این اظهارات مقامات افغانی به معنی ریختن بنزین در آتش جنگ آنهم در شرایط آسیب پذیری افغانستان میباشد. در ساده ترین مثال آن میتوان از حرکت نمادین هند مبنی بر سپردن چار چرخبال به افغانستان نامبرد که پس از آن شایعاتی وجود دارد که پاکستان به طالبان سلاح ضد هوایی داده است.
دولت افغانستان باید در رابطه به پروژه داعش، طالبان، شبکه حقانی و خطوط کلی سیاست خارجی مبنی بر عدم مداخله در امور داخلی همدیگر احترام به استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی دو کشور با پاکستان به نتیجه برسد، در غیر آنصورت با همین اظهارات غیر مسوولانه یی که هیچ عایدی برای افغانستان ندارد جنگ در افغانستان سالها دوام خواهد کرد.Ÿ

۱۳۹۴ آذر ۳, سه‌شنبه

سناریو نویسان به پاشنه حکومت وحدت ملی انگشت میگذارند


نوامبر 24, 2015
شماره ( 254) چهارشنبه (4) قوس ( 1394) / ( 25) نوامبر( 2015)
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
می گویند پهلوانی به نام آشیل بود که هیچ حریفی در میدان پشتش را به زمین گذاشته نمیتوانست و در معرکه و کارزار زورآزمایی مغلوبش کرده نمیتوانست. قضا را در پاشنۀ این پهلوان زمان و تهمتن دوران محلی بود که اگر دست حریف به آن می رسید آشیل به زمین می افتاد و مغلوب می شد.
در شرایط کنونی که جهان در آتش و خون غوطه ور است دشمنان اهریمنی به پاشنه آشیل نظام متوجه شده اند که اگر به آن دست شان برسد افغانستان را متلاشی خواهند کرد. این پاشنه آشیل حکومت وحدت ملی کشاندن جنگ افغانستان در مسیر قومی و مذهبی میباشد.
گروگان گیری هایی که با سر بریدن وحشتناک و تکان دهنده خشم اعتراض و مدنی مردم را در جاده های پایتخت بر انگیخت اینک در فاز دوم با انتقام گیری از رمه گوسفندان به شکل وحشتناکی تکرار میشود.
باید دولتمردان از همه اقوام و تبار از خواب طولانی بیدار شده و بدانند که این جنگ خانمانسوز که باری کابل و شهر های بزرگ را به خاک و خون کشید انفجار آن این بار مانند ریختن بنزین در آتش شاید در اولین لحظه دامن همین رهبران و سازماندهندگان و گردانندگان را بگیرد.
این چه زمامداری بیهوش و کم هوشی است که حتا ایستادن یک نفر با تفنگ در یک شاهراه میتواند سرنوشت سیاسی و نظامی و امنیتی کشور را به مخاطره بیاندازد. چرا امنیت شاهراه ها گرفته نمیشود؟ چرا قطار ها در رفت و برگشت به شاهراه ها اسکورد نمیشوند؟ چرا قریه جات دو طرف سرکها به مقاومت محلی جلب نمیشوند؟
معلوم نیست تا چه وقت این رهبران پریشان به دنبال این قافله اشک و خون اطفال و خانواده های گریان روان خواهند بود

موقعیت دشوار افغانستان در شرایط جنگ اروپا با اشباح


نوامبر 24, 2015
شماره ( 254) چهارشنبه (4) قوس ( 1394) / ( 25) نوامبر( 2015)
نوشته: محمد داود سیاووش
اجرای عملیات های دهشت افگنی در چندین نقطه پاریس و پیدا شدن دراماتیک سر و کله دهشت افگنان پس از چند ساعت از بروگسل، اروپا را تکان داد و فرانسه که منزوی ترین عضو ائتلاف ضد ترور بود در صف مقدم نبرد با داعش قرار گرفت.
تبدیل شدن بروگسل به شهر ارواح پس از غایب شدن طراح عملیات پاریس در آن شهر و تهدید به شهر های روم، لندن و واشنگتن، کنسل شدن برنامه فوتبال در جرمنی، تیر اندازی به روی شانزده تن در اورلیان امریکا، اعلام حالت اضطرار سه ماهه در فرانسه، اعزام ناو جنگی شارل دوگول به شرق میانه، حمله انتحاری چهار زن در کامرون به غیر نظامیان، کشته شدن 28 عضو یک گروه تندرو در سنکیانگ چین، انفجار طیاره روسی در مصر، ادعای وزیر داخله آلمان مبنی بر عضویت 750 آلمانی در صفوف داعش که بیست فیصد آنرا زنان تشکیل میدهند، اعتراف وزیر داخله اسپانیا به اینکه داعش به جذب زنان اسپانیایی می پردازد با فشاریکه هجوم پناهجویان بر اروپا آورده نشان میدهد که جهان پس از جنگ دوم جهانی در یک وضعیت فوق العاده اضطراری و شکنند قرار دارد، وضعیتی که در آن با شبحی در جنگ است که صف مشخص ندارد و حتا تهدید یک فرد میتواند در شهر بزرگی چون بروگسل اماکن عمومی، متروها و مدارس شهر را تعطیل کند.
پیچیدگی اوضاع:
آنچه قبل از همه اوضاع را پیچیده و بغرنج میسازد موضعگیری های متفاوت کشورهاییست که مورد هدف این خطر قرار دارند.
موقف های متفاوت در رابطه به سوریه که مرکز فرماندهی خطر در آنجا قرار دارد بیش از همه وضعیت را پیچیده نموده است. روسیه طرحی را به پشتیبانی از ادامه کار بشار اسد به شورای امنیت پیشنهاد نمود، فرانسه قطعنامه یی را مطرح نمودکه در خطوط کلی با روس ها نزدیک بود، ایتالیا از طرح روسیه حمایت نمود، اما اوباما گفت اسد در آیندۀ سوریه جایی ندارد و در همین حال رییس جمهور ایالات متحده اظهار داشت که ایران باید میان اسد و دولت مشروع برای سوریه انتخاب کند. این اظهارات در حالی صورت میگیرد که افرادی از داعش در غرب ایران دستگیر شدند.
روسیه در مقابل سند رفع محدودیت ها و ممنوعیت های همکاری های هسته ای با ایران را امضأ نمود و سرمنشی سازمان ملل از امریکا و روسیه خواست در از بین بردن تروریزم با هم همکاری نمایند. ترکیه از اینکه روسیه مناطق ترکمن نشین را در سوریه بمباران میکند با احضار سفیر روسیه در انقره اعتراض نمود و بارک اوباما گفت: حملات روسیه داعش را تقویه میکند، روسیه باید برای رویارویی با داعش تصمیم ستراتیژیک اتخاذ کند. اوباما گفت: روسیه باید روی داعش تمرکز کند نه روی اپوزیسیونی که برای بر اندازی بشار اسد تلاش میکند.
داعش سفید و داعش سیاه:
پس از تصویب قطعنامه شورای امنیت بر ضد داعش رسانه های غربی گفتند غرب با داعش سیاه در جنگ است، اما به داعش سفید دست دوستی دراز میکند و پادشاه عربستان سعودی داعش سفید است، چنانکه به قول رسانه ها عربستان سعودی در غرب به خطیبان، مساجد، ملاهای افراطی و حتا کسانیکه ریش میگذارند پول می پردازد.
در همین حال به نوشته رسانه ها کمیته حقوق بشر سازمان ملل به محکومیت دخالت ایران و روسیه در سوریه در قطعنامه یی رأی داد که از طرف عربستان سعودی پیشنهاد شده بود. رسانه ها گفتند هرچند در این قطعنامه از روسیه نامبرده نشده اما روحیه و روال متن قطعنامه حاکی از نارضایتی از حملات روسیه در سوریه میباشد.
تشکیل جنگجویان فاطمی از میان افغانهای مهاجر در ایران توسط دولت ایران در جنگ سوریه و تشکیل زینبیون پاکستانی توسط دولت پاکستان در جنگ سوریه همراه با تقابل داعش سفید با فاطمیون افغانی گماشته شده ایران در سوریه و تقابل عربستان سعودی، قطر، ترکیه و امریکا با روسیه و ایران طرفدار بشار اسد و ارسال سلاح های هندوستان به کرد ها در شرق میانه زگنال وحشتناک اشتعال یک جنگ تمام عیار جهانی را به صدا آورده است.
جنگ جهانی:
وزیر داخله آلمان عملیات داعش را به مثابه آغاز جنگ جهانی تروریستی خواند و این اظهارات در حالی صورت میگیرد که بشار اسد داعش را ساخته دست امریکا خوانده عربستان سعودی قطر و ترکیه را حامیان تروریزم میخواند.
وضعیت افغانستان در قبال این انکشافات و تحولات:
از نظر کارشناسان یکی از دلایل اساسی زایش و پیدایش خطرات امروزی برای اروپا نرمش و سازش هایی میباشد که غرب در افغانستان با گروههای تندرو در پیش گرفت. با عده یی از این گروهها کنترکت هایی بست که به میلیونر ها تبدیل شدند، گروهی را به شکل معامله با خود نگهداشت و گروهی به شکل ستون پنجم در بدنه دولت نفوذ کردند.
جابجا شدن داعش در زابل، انتقال مراکز جنگ از وزیرستان به شمال افغانستان، ظهور داعش در شرق افغانستان، ظهور ستون پنجم در بدنه دولت افغانستان به طرفداری از طالبان و پاکستان، مخالفت با عملیات های شبانه و عملیات های هوایی، رهایی قوماندانان طالبان از زندان ها، در اولویت قرار نگرفتن مسایل امنیتی و بروز شگاف ها و اختلاف ها در مسایلی چون سقوط کندز، خموشی در قبال ایجاد دروازه های عبوری در سرحدات جنوب افغانستان، تحت فشار قرار گرفتن کابل توسط اسلام آباد برای کشاندن افغانستان به میز مذاکره مضحک مری، تقسیم طالبان به گروههای ملا رسول و ملا منصور، بلند شدن صداهای ستون پنجم از پارلمان و برخی رسانه های طرفدار طالبان و پاکستان، بلند شدن بیرق داعش و طالبان در پوهنتون ننگرهار، گرایش به سوی سوق مذهبی و قومی شدن جنگ با گروگان گیری های اخیر در شاهراه زابل-کندهار، اظهار اینکه گویا طالبان از نظر امریکا تروریست نیستند، سر و صدا ها در مورد توافق امریکا و پاکستان مبنی بر آغاز مذاکره دولت افغانستان با طالبان، سقوط ولسوالی یمگان، کشیدن خط ارتباط ولسوالی های جرم، بهارک، وردوج و زیباک تا پاکستان، کشیدن راه ولسوالی های کران و منجان به نورستان، هشدار رییس اجرائیه در مورد خطر حزب تحریر به مثابه بازوی ملکی احزاب تروریستی و عکس العمل صریح و علنی نماینده این گروه در برابر اظهارات دکتر عبدا لله از طریق رسانه های داخلی فضای تاریک و مبهمی را در انظار عامه ترسیم میکند و این سوال را مطرح میسازد که:
1- دولت افغانستان از میان خطوط امریکا، روسیه و عربستان سعودی به کدام طرف در حرکت است؟ با کیست؟ و در مخالفت با کیست؟
2- اگر واقعاً سمپتی و موضعگیری ها در حلقات رهبری دولت به طرفداری از ستون پنجم وجود ندارد چرا کسانیکه اتهامات را به افراد مشخص در این زمینه وارد میکنند مورد استفسار قرار نمیگیرند؟
3- اگر این سر و صدا ها حقیقت دارد پس چرا کسانیکه در نظام با چنین دیدگاه ها فعالیت مینمایند مورد سوال قرار نمیگیرند؟
معاون اول رییس جمهور از ستون پنجم صحبت میکند، مشاور ارشد رییس جمهور در امور حکومتداری خوب مذاکره با طالبان را یک کار عبث میداند، رییس کمیته اجرائیه از کسانی که از تربیون دولت بر ضد دولت تبلیغ مینمایند صحبت میکند معاون مجلس نمایندگان موقعیت حامیان داعش را در پایتخت قلمداد میکند و با این حال کشتی حکومتداری به سکانداری این رهبران به صوب نامعلوم در حرکت است.
4- چرا از کدر ها استفاده ابزاری میشود؟ و چرا این کدر ها تا سرحد معامله در رسیدن به کرسی ها و مقامات تنزیل مینمایند؟ کدری که با وعده و دریافت یک مقام متوسط به دام می افتد اخلاقاً حق ادعای رهبری و پیشروی را ندارد؟
5- حکومت وحدت ملی با توجه به تحولات و انکشافات دراماتیک جهانی و با تحلیل از منافع ملی سیاست داخلی و خارجی کشور را باید طوری عیار سازد که اعتراضات مدنی و صدای نارضایتی همگانی ده ها هزار انسان بی جواب نمانده از زاویه تفاهم، تعاون و تساوی اجتماعی در دسترخوان مردم تغییر بیاورد و بیلانس دخل و خرج خانواده کارمند دولت را در پرداخت معاشات ماهوار و حقوق و امتیازات شان مدنظر گرفته از امنیت جان و مال و حیثیت شهروندان دفاع نماید.
6- حکومت وحدت ملی باید با شعار همه چیز در خدمت دفاع از وطن تمام امکانات مادی و معنوی را در خطوط مقدم دفاع از کشور متمرکز نموده جنرالان ارکان حرب، افسران با تجربه، پیلوت ها، تانکیست ها و قوماندان کدری و جهادی را از داخل و خارج کشور در امر دفاع از وطن دعوت نموده بسیج سازد و با توجه به موضعگیری های پیچیده جهانی طرق و شیوه های مفید اکمالات لوژستیکی و دریافت تخنیک عالی محاربوی، تانک، توپ و طیاره را جستجو کند.
در شرایط کنونی افغانستان هیچ راهی ندارد جز آنکه مردم از چهار گوشه کشور دست بدست هم داده در صف مقدم دفاع از وجب وجب خاک با حداقل امکانات قرار گیرند، در این راه اگر پیروزی بدست آمد، افتخار آن به همگان است و اگر مرگ و نابودی در راه بود، مرگ یاران جشن است

۱۳۹۴ آبان ۲۶, سه‌شنبه

ارگ فریاد مرگ سر های بریده را با گلوله پاسخ داد


نوامبر 17, 2015
شماره(253) چهارشنبه 27 عقرب 1394 / 18 نوامبر 2015
logo
آتش گشودن از نام مردمسالاری به روی قیام ده ها هزار انسان معترض آنهم در شرایطی که سر های بریده را به خاطر دادخواهی نزد زمامدار زمان می آوردند از صفحات سیاه تاریخ افغانستان میباشد که مانند دوره هفتم و هشتم شورا و سوم عقرب ثبت تاریخ کشور گردید.
در حالیکه آسمان بار تحمل فریاد سر های بریده قربانیان و یخن های دریده معترضان را نداشت در یکروز غم انگیز خزانی که آسمان به خاطر مظلومیت سر های بریده هفت انسان می گریست و ده ها هزار انسان جنازه های آن سر های بریده را به خاطر دادخواهی به ارگ آورده شعارهای مدنی خروش توفان زای شان در کوههای آسمایی و شیر دروازه می پیچید زمامداران و سردمداران نظام به عوض سر تعظیم فرود آوردن به این توفان سیلاب خشم مردم و پاک نمود اشک یتیمان به روی این معترضان مظلوم آتش گشودند. آتش به روی آنانی گشودند که جز کتاب معرفت در دست شان چیزی نبود و جز شعار تحقق عدالت خواست و تقاضایی از زمامداران نداشتند.
با جذبه سخن گفتن با کسانی که روی شان خون پر و اجساد سر های بریده را به خاطر دادخواهی بدوش داشتند یک عمل خلاف ارزش های انسانی، اسلامی، مدنی و عرف فرهنگ ملی میباشد که این کار به عوض اطفای این قیام مدنی و تخویف این عصیان شاید به آغاز خروش های مدنی تابو شکنانه و بهار کابلی تبدیل شود که در شرایط نارضایتی همگانی از خون آنانیکه مورد هدف شلیک مسلسل ها قرار گرفتند بر میدان «تحریر» جوار ارگ بنویسند: زنده باد عدالت اجتماعی!
نازم آن مشتی که فرق زورمندان بشکند
بشکند دستی که بازوی ضعیفان بشکند
شیشه بشکستن نباشد افتخار سنگ سخت
سنگ اگر سخت است جای شیشه سندان بشکند
پنبه را هر رنجبری شاید کند در زیر پا
دارد آن پا قدر کو خار مغیلان بشکند

اشـــتباهات رهبـــران، اروپا را به جغرافیـــای جنگ مبــدل نمود


نوامبر 17, 2015
شماره(253) چهارشنبه 27 عقرب 1394 / 18 نوامبر 2015
رهبران
نوشته : محمد داود سیاووش
یکی از صادقانه ترین اعترافات سیاسی به اشتباهات امریکا و غرب از زبان هیلاری کلینتون (شاید در حالت احساسات) بر آمد که گفت: «کسانیکه ما امروز با آنها در جنگ استیم بیست سال پیش خود ما به وجود آوردیم. زمانیکه درگیر جنگ با شوروی سابق بودیم، شوروی افغانستان را اشغال کرده بود و ما نمیخواستیم شاهد کنترل شوروی بر آسیای میانه باشیم. رییس جمهور ریگن به پشتیبانی کنگره به پشتیبانی از ارتش پاکستان پرداخت. بعد مجاهدین افغان را به انواع تجهیزات جنگی مجهز کردیم حتا از عربستان سعودی نیز کمک مالی و انسانی گرفتیم و اجازه دادیم اسلام وهابی در افغانستان رشد کند تا ما بتوانیم شوروی را شکست بدهیم و البته مؤفق هم شدیم. شوروی میلیارد ها دالر را از دست داد و در نهایت از هم پاشید برای همین بسیاری معتقدند اینکار سرمایه گذاری بدی برای ما نبوده، اما باید مراقب باشیم، چون هر چه می کاریم همان را درو خواهیم کرد.»
در ادامه این اعترافات صریح و صاف و صادقانه پرویز مشرف رییس جمهور پیشین پاکستان نیز اعترافات جانانه یی نمود که بیخ و بنیاد همه مدعیان و گزافه گویان را از ریشه بر کند و در آفتاب سیاست در معرض دید همگان گذاشت. پرویز مشرف گفت: «پاکستان از بیش از سیزده گروه تروریستی در حال فعالیت علیه هند حمایت میکرد، اما طالبان را از جمله به مبارزه با روسیه سوق میداد.» پرویز مشرف افزود که: «در آن زمان طالبان، حاقانی، اسامه بن لادن و الظواهری قهرمانان ما بودند و فقط دیرتر شرور شدند.» رسانه ها از قول مشرف گزارش دادند که گفت: «پاکستان از سال 1979 حمایت از عناصر ستیزه جوی دینی را آغاز کرد، در سال های 90 قرن بیستم مبارزه به خاطر آزادی کشمیر آغاز شد، در آن زمان لشکر طیبه و یازده الی دوازده گروه دیگر ظاهر شدند، ما از آنها حمایت کرده و اعضای آنها را آموزش میدادیم چون آنها با فداکاری برای کشمیر مبارزه میکردند.»
با توجه به اعترافات فوق در دوره طالبان امریکا فقط یکبار بر مراکز دهشت افگنی در سودان و نوار مرز افغانستان حمله راکتی انجام داد که پریزدنت بل کلنتن به خاطر نگرانی از صدور فرمان آن حملات شب نخوابیده بود. پس از یازده سپتمبر که امریکا کشت خود را در برج های تجارت جهانی درو کرد وقتی با سقوط حکومت طالبان به افغانستان داخل شد همزمان برای خود دو جبهه گشود و به عراق نیز حمله کرد. امریکا در این حال همان شیوه مغلق کار با دو طرف جبهه را در پیش گرفته از یکطرف با اخطار امریکا پاکستان از ترس برگشت به عصر حجر در ائتلاف ضد ترور شامل شد و از جانب دیگر اجازه داد شورای کویته تشکیل شود و حتا اسامه در ایبت آباد از پناهگاه خود فعالیت های القاعده را سازماندهی نماید.
در حالیکه دولت پاکستان از وجود مراکز القاعده و طالبان در خاک آنکشور انکار میکرد، در همین حال به خاطر مبارزه با تروریزم میلیارد ها دالر کمک از امریکا دریافت نمود. یکی از اشتباهات امریکا در افغانستان حمایت از به قدرت رسیدن حامد کرزی بود. در حالیکه تمایل بین المللی آن بود که پادشاه سابق در مرکز قدرت قرار گیرد با توجه به اینکه شاه سابق را پاکستان مهار کرده نمیتوانست به اشاره پاکستان احزاب جهادی فضا را طوری شکل دادند که حامد کرزی در صدر حاکمیت قرار گیرد. اگر این ادعا واقعیت داشته باشد که کرزی در پیشاور به دفتر نمایندگی امریکا مراجعه نموده و نظریات خود را ابراز داشته و بعد از همین سلسله تا سطح کاخ سفید راه یافته و مطرح شده و مورد توجه قصر سفید قرار گرفته شاید چنین انتخاب سهل انگارانه در تاریخ سیاسی جهان تکرار نشده باشد.
واقعیت هرچه باشد ناکامی کرزی در شامل ساختن طالبان در قدرت مطابق تفاهمی که با طالبان نموده بود پس از رسیدن به قدرت با ممانعت ائتلاف شمال باعث گردید که اهداف مشترک ابقای طالبان در بخش هایی از افغانستان توسط کرزی به نتیجه نرسد و حتا کرزی تا آن حد در این زمینه از ائتلاف شمال ناراض باشد که به گیتس پیشنهاد نمود که ائتلاف شمال خطرناک تر از طالبان است و امریکا باید در مهار کردن ائتلاف شمال با وی کمک کند.
هنوز کنه چگونگی فرار اسامه از توره بوره و دلیل بروز هیجانات و احساسات کرزی بر ضد امریکا و به بحران کشیدن رابطه افغانستان با امریکا را نمیتوان درک نمود. با این هیجانات و مخالفت های کرزی در واقع فضا برای تجدید قوا و آرایش نیروهای طالبان در افغانستان مهیا شد و با مخالفت شدید رییس جمهور کرزی با هولبروک و نزدیکی وی با جنرال کریستال، انداختن توپهای فوتبال از طیاره به ولایات جنوبی، یافتن اوراق مقدس از زباله ها در بگرام طیفی از فعالیت ها از یکدست نامرئی رهبری شد که اکنون فکر میشود لابی هایی از داخل امریکا نیز برای تضعیف رابطه امریکا با افغانستان و نزدیک ساختن امریکا با پاکستان در این زمینه دخیل بوده باشند.
مبدل شدن هلمند به بزرگترین تولید کننده مواد مخدر جهان پس از حضور سربازان بریتانیایی در آن ولایت، رهایی زنان کوریایی به شکل معامله مخفی با طالبان، رهایی کلمنتینا کانتونی با معامله با طالبان، کشته شدن چند سرباز فرانسوی در سروبی به خاطر عدم آگاهی شان از معامله سربازان ایتالیایی پس از خروج آنان از منطقه و تسلیمی ساحه به سربازان فرانسه، آمدن رییس جمهور و وزیر دفاع فرانسه به خاطر انتقال جسدهای کشته شدگان از کابل به پاریس و بیرون کشیدن پای فرانسه از جنگ افغانستان، رهایی هزاران زندانی طالب از گوانتانامو و زندانهای داخل افغانستان توسط کرزی و ایالات متحده، تبادله چند رهبر طالبان با یک سرباز امریکایی و افاده این مطلب که گویا طالبان دشمن امریکا نیست، اجرای عملیات در وزیرستان و انتقال دهشت افگنان اویغور، چچین و آسیای میانه از وزیرستان به شمال افغانستان، تلاش پاکستان برای ناکام ساختن احیای راه ابریشم از طریق افغانستان با جابجایی نیروهای دهشت افگن در بدخشان و رویدست گرفتن احداث راه کاشغر-گوادر، سر و صدای انتقال طالبان با طیارات به شمال افغانستان که حتا رییس جمهور کرزی باری آنرا تائید نمود و امضای تفاهمنامه دندغوری و سقوط کندز، تلاش برای سقوط فاریاب و عقب نشینی طالبان به جزیره یی در مرز با ترکمنستان و سقوط درقد در ماورای کوکچه با سر بلند نمودن ستون پنجم طرفداران طالبان و پاکستان در بدنه دولت و کارشکنی آنان در مبارزه با طالبان، مذاکره مضحک با مرده ملا عمر که آبروی دولت افغانستان را برد و جنگ طالب با طالب و طالب با سایه داعش در افغانستان، کشف قرارگاه مخفی طالبان در لوگر که به امر رییس جمهور کرزی طی چهارده سال مخفی نگهداشته شده بود و سازماندهی جنگ و کوردیناسیون قوت های طالبان در چندین ولایت همزمان در شرایط عدم وجود رهبر و زد و خورد های ذات البینی همزمان با فشار پاکستان برای از سرگیری دور دوم مذاکرات خنده آور مری و سفر راحیل شریف به این منظور به ایالات متحده و… از مسایلی میباشند که از ریشۀ اشتباهات جامعه جهانی در افغانستان آب میخورند.
با ایجاد کانالهای مختلف تماس با طالبان و سربلند نمودن گروههای پس از سقوط قذافی در لیبیا، حسنی مبارک در مصر، علی عبدا لله صالح در یمن، تشکیل دولت اسلامی عراق و شام و.. و حمله بر تفریحگاه های شرم الشیح مصر و تونس و تسلط داعش بر بخش های بزرگی از سوریه و عراق جامعه جهانی به شاک رفت. در چنین شرایط حساس جهانی جرمنی اعلام آمادگی به پذیرش مهاجرین نمود که با به فریاد آمدن این جرس از آسیا و افریقا مردم به سوی قاره اروپا راه کشیدند و امواج آن اکنون قاره اروپا را می بلعد و نتیجه آن حملات بر پاریس، اعلام حالت اضطرار در فرانسه و تهدید داعش مبنی بر حمله به شهر های روم، لندن و واشنگتن میباشد.
تندروان در پوشش این سیلاب پناهجویان به اروپا مرکز اعصاب رهبری جهان را هدف قرار داد.
غرب چرا دچار چنین بحران بزرگ شد؟
1- عدم شناخت از فرهنگ شرق و بازی و معامله با گروههای تندرو.
2- عدم شناخت از مشکلات جامعه و مردم در منطقه بطور مثال در حالیکه پدر و مادر و خانواده رخشانه پس از سنگسار دخترشان به فیروز کوه پناه برده و مستحق ترین فرد قابل پذیرش به پناهندگی میباشد و دختران کوبانی و کردی به خاطر دفاع از آبرویشان تفنگ بر شانه نموده تراژیدی های دردناکی را پشت سر گذاشته اند در غرب شاید به کسانی پناهندگی داده شود و یا از حقوق پناهندگی استفاده میکنند که اصلاً و معناً ضد غربی بوده برای خرابکاری به غرب رفته اند.
3- بازیهای خام و افزاری چون همزمان جنگ و معامله با طالبان، به حاشیه راندن القاعده، مساعد نمودن زمینه فعالیت به داعش در عراق، سوریه، یمن، لیبیا و…
4- شعار های روزمره یی متضاد همزمان چون حذف بشار اسد، کار با بشار اسد، محکوم نمودن عملیات روسیه بر ضد داعش در سوریه، و به تفاهم رسیدن با روسیه پس از استقرار پایگاه هوایی روسیه در سوریه در زمینه انتقال سیاسی موجی از بدگمانی را به وجود آورد.
5- همانطوریکه روسها در سوریه ادامه کار بشار اسد را پس از استقرار پایگاه هوایی شان در سوریه به معامله گذاشتند با مذاکرات طالبان با روسیه که آنرا گفته میشود مجله سندی تایمز افشأ نموده پس از استقرار نیروهای روسی در آنسوی نوار مرز با افغانستان این بار دولت افغانستان نیز مانند دوره حکومت نجیب و مذاکرات مجاهدین با روسیه در مرز افغانستان و تاجکستان شاید قربانی یک معامله بین روسیه، امریکا و غرب شود. بنابران باید با توجه به مصالح علیای افغانستان در چوکات دوری از سیطره جویی روسیه و هژمونی خواهی پاکستان، افغانستان باید به صفت یک کشور مستقل و دارای حاکمیت ملی و تمامیت ارضی در هر نوع تعامل سیاسی مدنظر گرفته شود.
6- برخورد ذهنی گرایانه و متضاد با واقعیت های افغانستان چون زیر لنگته طالب پنهان شدن و یا بر خلاف سر و پای برهنه ظاهر شدن، که هر دو حرکت افراطی و تفریطی و دور از واقعیت های افغانستان میباشد؛ غرب باید بداند که افغانستان از آنچه امروز به عنوان شیوه طالبی در پیش گرفته یک قرن جلو میباشد و از آنچه دیروز ظاهر شد از مظاهر آن یک قرن عقب میباشد، بنابران باید در خط ارزش های قانونمند لحظۀ کنونی سیاست ها و موضعگیری های جهان عیار شود لاغیر.
اما با وجود این همه قدر مسلم آنست، آتشی که با سیلاب مهاجرین و تحت نام مهاجرت و پناهجویی اروپا را تهدید میکند به این زودی ها قابل مهار نیست و جغرافیای جنگ از شرق میانه و منطقه به پشت دروازه رهبران اروپا، امریکا، آسیای میانه، قفقاز و روسیه خواهد رسید، که این همه از سهل انگاری های غرب و عدم شناخت شان از جوامع شرقی و بازی با کارتهای خام میباشد؛ خام کاری هایی که آنرا هیلاری کلینتون درو نمودن کشت خود غرب می نامد.Ÿ

۱۳۹۴ آبان ۱۹, سه‌شنبه

افغانستان در محراق توجه دیگران


نوامبر 10, 2015
شماره 252 چهارشنبه 20 عقرب1394 / 11 نوامبر 2015
logo
نوشته : محمدداود سیاووش
در حالیکه کانالهای روابط خارجی کشورهای پاکستان، هندوستان، تاجکستان، ترکمنستان، روسیه، چین و ایران در این روز ها جداً مترصد تحولات و جریانات داخل افغانستان میباشد در ارکان قدرت و مراکز رهبری کشور به نحوی انفعال و رخوت سیاسی به مشاهده میرسد.
اعوجاج سیاست خارجی با هند و پاکستان:
مقارن مطالبه چهار چرخبال از هندوستان و برقراری تماس با دهلی در کابل به بهانه سالروز اقبال لاهوری دولتمردان افغانستان به سفارت پاکستان رفته در محفلی اشتراک میکنند که سفیر پاکستان هند را با استفاده از یک شعر اقبال لاهوری عجوزه هزار داماد میخواند و دولتمردان افغانستان با رضایت به آن سر می جنبانند.
با بسته شدن کاریدور مذاکره با طالبان از طریق پاکستان چین در حالی خواهان احیای مذاکرات طالبان با دولت افغانستان با نقش حمایتی پاکستان میشود که نواز شریف امر آغاز کار کاریدور کاشغر-گوادر را صادر کرده که با آغاز آن عملاً افغانستان شاهرگ حیاتی و اتوریته سیاسی خود را در منطقه از دست خواهد داد.
در همین حال رسانه ها گزارش میدهند که در گزارش تازه کانگرس امریکا آمده که: پاکستان از روابط نزدیک میان کابل و دهلی در هراس است و در این گزارش گفته شده که دولت پاکستان با فرستادن گروههای تروریستی در افغانستان مصروف جنگ نیابتی با هند میباشد. رسانه ها گزارش میدهند که در این گزارش آمده که دولت پاکستان پناهگاه های تروریستان را در خاک خود جا داده و از آن علیه منافع هند در افغانستان استفاده میکند.
انشعاب طالبان و جنگ طالب با داعش:
در حالیکه هنوز این سوال حل نشده که چگونه تحریکی که بخاطر اختلاف رهبری با خود در جنگ است و از عقب مورد حمله داعش قرار دارد در دوازده ولایت افغانستان میتواند جبهات جنگ با دولت را رهبری و اکمال نماید گزارشات وحشتناکی از اکمالات چرخبال های نظامی در خط جنگ طالبان در بغلان به گوش میرسد.
دلاور ایماق نماینده مردم بغلان در مجلس نمایندگان میگوید که عملاً دیده شده که چرخبال هایی که خط های طالبان را در شمال اکمال میکنند از کجا می آیند. موصوف گفت: چرخبال ها کارتن های مهمات و اعاشه را برای طالبان انداخته و فردایش مردم به چشم خود دیدند که طالبان آنرا با خودشان انتقال دادند.
انشعاب ملا رسول و ملا منصور افسانه اختلاف هفتگانه و هشتگانه را در اذهان تداعی میکند که به نوشته دگروال یوسف آی اس آی چگونه از جگر و دگر کردن آنان منفعت خود را کمایی کرد و با این حال جنگ طالب با طالب و طالب با داعش به مفهوم نقطه پایان این پروژه بوده طالبان در شکل دیروزی راهی جز پناه بردن به دولت افغانستان ندارند و با این حال یا باید با اهداف جدید پاکستان همنوا شوند و یا از صحنه برون گردند.
از نظر کارشناسان حتا مفکوره جابجایی طالبان در کندز، دندغوری و صفحات شمال توسط ستون پنجم نیز بخاطر نجات طالبان از سقوط طراحی شده بود که ناکام گردید.
چین:
دولت چین در تفاهمنامه یی تعهد کرده که علاوه بر آموزش نیروهای امنیتی افغانستان، وسایل و تجهیزات پیشرفته نظامی را نیز به اختیار دولت قرار دهد. در حالیکه چین روابط نزدیک با پاکستان دارد و از حمایت پاکستان از تلاشهای آنکشور در میانجیگری میان دولت افغانستان و طالبان اطمینان میدهد کارشناسان به این باور اند که با رد پیشنهاد میانجیگری پاکستان میان دولت افغانستان و طالبان از طرف دولت افغانستان این بار پاکستان میخواهد از گریبان چین سر برون نموده به اهداف خود در افغانستان برسد.
رقابت روسیه و امریکا در شمال افغانستان:
رهبران کرملین حتا در زمان حمله شوروی بر افغانستان نیز به مردم شان چنان فهمانده بودند که گویا در سرحدات جنوبی شوروی در افغانستان امریکا جابجا شده و آن جنگ بخاطر دفاع از سرحدات جنوبی آنکشور میباشد.
داودخان با اظهار نگرانی برژنیف مبنی بر دادن امتیاز پروژه های اقتصادی شمال افغانستان به غرب چنان در تنش لفظی تند با برژنیف قرار گرفت که حکومت خود را از دست داد. و اینک پوتین که در خط رهبران دوران جنگ سرد شوروی قرار گرفته با مانور های اتمی و حملات بر پایگاه های داعش در سوریه به نحوی قدرت خود را در شمال افغانستان به رخ هراس افگنانی که در ولایات شمالی جابجا شده اند میکشد.
سفیر روسیه در تازه ترین اظهاراتش از آمادگی مسکو برای مقابله با تروریزم در افغانستان خبر داده و گفته در صورتیکه حکومت وحدت ملی خواستار کمک نظامی روسیه در این کشور است زمینه این کمک ها باید مشخص شود. اما اشتون کارتر وزیر دفاع امریکا از سیاست خارجی روسیه که او آنرا خصمانه میخواند به شدت انتقاد میکند. کارتر میگوید: قدرت نمایی نظامی هسته ای روسیه بیش از هر چیز دیگر نگران کننده است، چرا که تعهد آنکشور به ثبات ستراتیژیک در جهان را زیر سوال میبرد.
به نظر میرسد ایالات متحده از رزمایش ها و مانور های نظامی چین و روسیه نگران است و با این حال از نزدیکی پاکستان با چین نیز شاید چندان رضایت نداشته باشد.
خطر عراقی شدن جنگ افغانستان:
با سر بریدن هفت تن از اسیران در زابل و گروگان گیری در خاک افغان و کشته شدن دو تن در ولسوالی زاری در کشندهِ به نظر میرسد جنگ افغانستان اشکال شدید و جدید قومی به خود گرفته مانند عراق بعد از صدام حسین در اشکال جنگ های قومی فرقه ای سیر خواهد نمود که ضعف مدیریت زمامداران در ارزیابی و پیشگیری و علاج واقعه قبل از وقوع حوادث شاید به فاجعه بیانجامد.
آمادگی امریکا و ناتو:
نماینده ملکی ناتو در افغانستان گفت وضعیت امنیتی اخیر به خصوص در تحولات و حوادث شمال حکومت و متحدین بین المللی افغانستان را وا میدارد تا برای حل مشکلات طور مشترک کار نمایند. اسماعیل اراماز گفت: سازمان ناتو در ماه آینده در بروکسل روی چگونگی و دوام مأموریت این سازمان در افغانستان بحث و گفتگو میکند.
اما اظهارات ایقاض کننده سخنگوی وزارت دفاع امریکا که گویا امریکا از این پس عملیات های ضد هراس افگنی را بر ضد طالبان انجام نمیدهد و در واقع طالبان را شریک خیلی مهم برای روند صلح حکومت افغانستان میداند و به گونه فعال آنان را آماج قرار نمیدهد هرچند توسط سفارت امریکا در کابل خطای لفظی خوانده شد، اما برای یکروز فضای سیاسی کشور را در شاک برده بود و هرگاه این اظهارات تصحیح نمیشد شاید انشعاب ها و انقطاب های اجباری در کشور صورت میگرفت، زیرا با این موضعگیری احتمالاً همه مخالفان طالبان مجبوراً به رقبای سیاست امریکا در منطقه بخاطر نگرانی از سرنوشت شان در فردا و مبادا می پیوستند.
فضای گیچ کننده داخلی:
با بر شمردن و ردیف کردن مواضع متضاد اطراف افغانستان و وقوع حوادثی چون سنگسار رخشانه در غور، زجرکش نمودن فرخنده در چندصد متری ارگ، خط بطلان کشیدن بر حکم محکمه در قضیه کابل بانک، عقد پروتوکل با زندانی ده ساله در احداث یک شهرک، گشایش دفتر حامد کرزی، اظهارات تند سپنتا به آدرس کسانیکه که از غرب برگشته اند در حالیکه خودش نیز از غرب برگشته و تا دیروز در صدر مجلس در کنارشان می نشست، انفعال زمامداران در مبارزه با طالبان و حتا تمایل به تعویض نام طالبان به داعش در رسانه ها و اختلاف نظر های عمیق، جدی و صریحی که از آوازه ها سر چوک پیرامون مسایل سرنوشت ساز کشور میان رهبران به گوش میرسد وضعیت تاریک و دورنمای مبهمی را در انظار عامه مجسم میکند که متأسفانه دولتمردان افغانستان اصلاً متوجه این حوادث نبوده به مسایل روزمره و پیش پا افتاده سرگرم میباشند و به عوض پاک نمودن اشک یتیمان کندز به استقبال حاجیان در میدان هوایی و به جای دلنوازی از خانواده های اسیران جاغوری به فاتحه خوانی افضل خان به پیشاور میروند که در حکم ریختن بنزین بالای آتش جنگ میباشد و باز گلایه مینمایند که کسانی شاید حکومت را سقوط بدهند

۱۳۹۴ آبان ۱۲, سه‌شنبه

چرا از پرویز مشرف به صفت جنایتکار جنگی به شـــــورای امنیت شکایت نمیشود؟


نوامبر 3, 2015
شماره (251) چهارشنبه ( 13) عقرب ( 1394) / (4) نوامبر ( 2015)
logo
نوشته: محمد داود سیاووش
هرگاه دولت افغانستان جرئت شکایت ندارد، نهادهای مدافع حقوق بشر، جامعه مدنی، احزاب سیاسی و اشخاص متضرر میتوانند متکی بر اعترافات جنرال مشرف رییس جمهور پیشین پاکستان که طالبان، خاقانی، اسامه و ایمن الظواهری را قهرمانان پاکستان مینامد به شورای امنیت و دادگاه کیفری سازمان ملل شکایت نمایند.
هیچ معلوم نیست که دولتمردان افغانستان به چه دلیل در برابر این اعتراف آشکارای پرویز مشرف در حالیکه بسیاری خود شان متضرر اند (صم بکم عمی فهم لا یرجعون) بوده عکس العمل و واکنشی نشان نمیدهند.
در حالیکه در این لشکر کشی ها و قتل عام ها دولتمردان متضرر حتا جرئت اقامه دعوا علیه مدعی علیه را به صفت مدعی ندارند.
در مواردی چون قتل عام و سیاست زمین سوخته در شمالی، قتل عام در یکاولنگ، کشتارهای بیرحمانه در مزار شریف، بغلان، تخار، بامیان، هرات و…، شهادت احمد شاه مسعود، شهادت برهان الدین ربانی و دهها مورد دیگر اتهاماتی میباشند که میتواند مستقیماً پرویز مشرف به آن اتهام به دادگاه کشانده شود و در یک محکمه بین المللی محاکمه شود.
سیاستمداران دنباله رو:
در حالیکه سیاستمداران افغانستان جرئت حتا دفاع از خود را در لحظه جاری از دست داده اند بالاخره در حکومت وحدت ملی باید کسانی پیدا شوند که به دور از شوق و ذوق تکیه زدن بر کرسی ها و مقامات اسناد و شواهد این جنایات را متکی بر شواهد مادی، فلم ها، عکس ها و شاهدان عینی به گوش جهان برسانند.
وقتی کندز سقوط میکند، وقتی فاریاب به قرارگاه و پایگاه دهشت افگنان مبدل میشود، وقتی کوهستانات و غورماچ سقوط میکنند، وقتی خمآب سقوط میکند، وقتی دشت ارچی و چهاردره به قرارگاه دهشت افگنان مبدل میشود، وقتی برگمتال در آتش جنگ میسوزد، وقتی راههای مواصلاتی بدخشان با ولسوالی ها قطع میشود، وقتی در بغلان حملات صورت میگیرد، وقتی در کنر اطفال برای اجرای حملات انتحاری تربیه مییشوند، وقتی اچین و نازیان و شینوار توسط داعش تصرف میشود، وقتی در شورابک قرارگاه القاعده پلان حتا حمله بر هند را طرح میکند، وقتی از لشکرگاه و سایر ولسوالی های هلمند آتش جنگ زبانه میکشد، وقتی دست هایی از آستین نظام مانع تعرض بر اهداف طالبان و دهشت افگنان میشود برای یک سیاستمدار حداقل با احساس دست زیر الاشه نشستن و چشم دوختن به کانالهای شبکه های جهانی تلویزیون ها در دفاتر لوکس و چشم پوشی از این حوادث شرم آور است.
از اظهارات چند گونه رهبران حکومت وحدت ملی مردم به ستوه آمده اند، یکی آی اس آی را مقصر و سازمانده حملات در افغانستان میداند، دیگری از باز بودن دهلیز مذاکره صحبت میکند، سومی مذاکره با طالبان را یک کار اضافی و عبث میخواند، چهارمی بر کرسی چرخی جا خوش کرده خموشانه با همه به اصطلاح سر موافقت می شوراند، پنجمی به صراحت از طالبان دفاع میکند و به همین ترتیب از عدم قاطعیت، مدیریت ضعیف، عدم کوردیناسیون، عدم سوق و اداره واحد و عدم اراده سیاسی رهبران فریاد مردم از زمین به آسمان رسیده و چشم همگان به سوی یک خیزش همگانی مانند سکوت قبل از توفان دوخته شده.
کشور آبستن یک تغییر میباشد:
در حالیکه پایگاه نیرومند القاعده در شورابک کندهار با حملات هوایی امریکا نابود گردید و کندز بعد از سقوط با حملات زمینی و هوایی امریکا دوباره به تصرف دولت قرار گرفت با انتقال قرارگاه ها و پایگاه های جنگ از وزیرستان به شمال افغانستان و پناه بردن طالبان به جزیره یی در مرز افغانستان و ترکمنستان و سقوط درقد در مرز افغانستان به تاجکستان و هشدار ازبکستان در رابطه به خطر نفوذ دهشت افگنان از افغانستان به خاک آنکشور وضعیت نظامی سیاسی افغانستان را آبستن یک تغییر نشان میدهد. چون با توجه به خلائی که پس از خروج نیروهای بین المللی از افغانستان در کشور ایجاد شده نظامیان پاکستان میخواهند به هر صورت این خلاء را پر نموده با اطمینان دادن به امریکا و کشورهای غربی مبنی بر عدم حمله دهشت افگنان بر اهداف امریکایی و غربی حیثیت ژاندارم منطقوی را در ادارۀ آسیای مرکزی و منطقه بدست آورند.
انتقاد سناتور امریکایی از اوباما:
جان مککین سناتور ارشد مجلس سنای امریکا با انتقاد از وضعیت موجود گفت: بعد از ناکامی غرب و امریکا در افغانستان این کشور به سوی روسیه دست دراز نمود.
مککین روسیه، ایران و امریکا را رقبای بزرگ خوانده اظهار داشت که: مانند سوریه، عراق و اوکراین ایالات متحده، افغانستان را نیز به رقیبان خود رها نموده است. جان مککین گرفتن تجهیزات نظامی از روسیه را ناکامی اوباما میخواند.
این اظهارات در حالی صورت میگیرد که ویکی لیکس چندی قبل افشأ نمود که امریکا در افغانستان کدام برنامه مشخص ندارد و در یادداشتی از اسناد افشأ کرد که جان برنان به اوباما قبلاً اطلاع داده بود که حلقه هایی در پاکستان شورشیان را به هواداری اسلام آباد در جنگ نیابتی افغانستان پشتیبانی میکنند و کسانیکه سرپیچی کنند نابود میشوند.
انفعال و ضعف حکومت کدامهاست؟
حکومت افغانستان به رسم بازی های طفلانه (هِی گردک و دِه گردک-بزن ده کله شاگردک) در این لحظه حساس تاریخ به عوض پرداختن به مسایل سرنوشت ساز کشور به موضوعات پیش پا افتاده یی چون وضع مالیه بر پیشه وران، وضع مالیه از موبایل ها، اضافه نمودن محصول برق بالای مردم، کشمکش در تقرر کدر ها، پارتی بازی، شب خیمه بازی، ملاقات های تعارفی و تودیعی و به قول مردم پره و جنبه های ملوک الطوایفی مصروف است؛ که با این حال چندین مراکز تجمع آنهم به غرض تضعیف نظام تحت عناوین گوناگون ایجاد گردیده عده از دولتمردان گذشته در آرزوی رسیدن به قدرت، عده یی به خاطر به فراموشی سپرده شدن و گروهی به خاطر حفظ موقف خود در دولت موجود مصروف اند و با این حال حتا والیان برکنار شده هم به خود ساختار مضحکی خلاف انتظار به نام شورای والی ها ساختند، در حالیکه مفهومی که از شورای دکتران، شورای پیشه وران، شورای معلمان، شورای علما و سایر اقشار و اصناف کشور گرفته میشود با شورای والیان که اصلاً کدام صنف و طبقه یی بنام والیان در کشور وجود ندارد کاملاً در اختلاف و حتا خنده آور معلوم میشود.
حکومت چه باید بکند؟
حکومت وحدت ملی که به شکل گردابی بدور خود در حرکت بوده و در حال حاضر هیچ نوع حرکتی به پیش در آن دیده نمیشود هرگاه بخواهد در حیات سیاسی نظامی کشور بهبود و تحولی رونما شود باید به موارد ذیل بپردازد:
1- با توجه به سفر اخیر جان کیری به آسیای مرکزی و ملاقات موصوف با وزرای خارجه تاجکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قرغیزستان و قزاقستان حکومت وحدت ملی نیز باید در این اجلاس اشتراک مینمود و طرح کوردیناسیون عملیات دو طرف دریای آمو را به همکاری امریکا مطرح بحث میساخت.
2- رهبران، دولتمردان و زمامداران باید به عوض نشستن در میز های گرد تلویزیون ها و ابراز نظرهای کارشناسانه به جبهات بروند و در پهلوی قرارگاه های ولایتی زمینه ارتباط ولایات را با سر قوماندانی اعلی و جلب کمک ها و اکمالات مساعد نموده در تصفیه مناطق از وجود مخالفان در کنار نیروهای امنیتی قرار گیرند.
در شرایط کنونی و با وضعیت پریشان موجود که مسوولان سر به زیر آستین برده با قطار موتر های شیشه سیاه و اسکورد بادیگاردها از این قصر به آن قصر در حلقه حداکثر یک کیلومتری بدور خویش در حرکت اند و یا به رسم غیر معمول مسوول و مادون و صاحبنظر و کارشناس همه فقط از نواقص و ضعف ها انتقاد مینمایند آنهم نه از خود بلکه به شکل فیر هوایی، این شیوه در حکم زهر برای حیات سیاسی کشور میباشد.
3- با توجه به اینکه مردم با تکانه شدید ظهور داعش و جابجا شدن طالبان در شمال آماده حرکت ها و خیزش های مردمی میباشند قرار گرفتن برخی زمامداران و مسوولان دولت در برابر این موج برای حکومت وحدت ملی خیلی خطرناک خواهد بود؛ چون وضعیت طوری در جهت منفی سیر نموده که مردم در جنگ مرگ و زندگی و در دفاع از ناموس و حیثیت و ده و قریه شان خود را تنها احساس میکنند و هر نوع مخالفت با این روند را به مفهوم سبوتاژ دفاع از خانه و کاشانه خود درک نموده با آن به مخالفت بر خواهند خاست.
مردم این مخالفت ها را به معنای آب ریختن به آسیاب دشمن و کار ستون پنجم طرفداران طالبان و پاکستان میدانند که هرگاه این امواج به غرش آید جلوگیری از آن ناممکن خواهد بود.
تجربه حکومت نجیب نشان داد که با معاملات پنهانی و جدا از انظار طوری سیل خروشان از تمایل پیوستن به جانب مقابل به حرکت آمد که حکومت سقوط کرد، اما در حال حاضر که طرفی وجود ندارد خیلی محتمل به نظر میرسد این حرکت به شکل موج معکوس بر علیه کسانیکه آنرا سبوتاژ میکنند بر خواهد خاست.
4- با توجه به اینکه اکنون پاکستان با داشتن یکی از بیست ارتش نیرومند جهان در همسایگی افغانستان خطر بزرگی برای کشور ایجاد نموده و حتا نطامیان پاکستان در برنامه بلند پروازانه اتمی شان نام سلاح های دور برد آنکشور را با نا دیده گرفتن هویت سیاسی و تاریخی افغانستان ابدالی، غوری، غزنوی و غیره میگذارند، حکومت وحدت ملی هیچ راهی ندارد جز آنکه با رقبای منطقوی اتمی پاکستان در آسیا چون هند، چین، کوریای جنوبی، جاپان و روسیه در تفاهم با امریکا روابط گسترده برقرار نموده بیلانس قدرت را در منطقه مانند دهه چهل خورشیدی طوری در توازن بیاورد که فشار پاکستان بر افغانستان مساوی به صفر شود.
در شرایط کنونی نه خموشی و اجازه دادن به ستون پنجم و لابی های پاکستان راه حل است و نه اجازه دادن به تشکیل یک حکومت دست نشانده ضعیف پاکستان در کابل آنهم از طریق مذاکرات شورای صلحی که هشتصد میلیون دالر را تا کنون در این راه بدون دستآورد به مصرف رسانده است.
5- حکومت وحدت ملی باید یک پلاتفورم مشخص طرح نماید که به صفت حنجره واحد همه سطوح رهبران در عرصه های سیاست داخلی، خارجی و دکترین نظامی در چوکات آن صحبت کنند.
بزرگترین اشتباه تاریخی حکومت وحدت ملی آن بود که هیأت افغانستان در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل شکایتنامه رسمی مبنی بر مداخله آشکار پاکستان در امور داخلی افغانستان به آن سازمان نسپرد تا در پرتو آن رهبران پاکستان به صفت جایتکاران جنگی به پای میز محاکمه در دادگاه کیفری بین المللی کشانیده میشدند.Ÿ

۱۳۹۴ آبان ۵, سه‌شنبه

جنــگ راه ابریشـم


اکتبر 27, 2015
شماره 250 چهارشنبه 6 عقرب 1394 / 28 اکتوبر 2015
logo
151022154915_pakistan_china_roadmap_624m
نوشته : محمد داود سیاووش
مشت سیاست خارجی پاکستان در برابر افغانستان هنگامی باز شد که نواز شریف در واشنگتن گفت: پاکستان نمیتواند هم طالبان را بکشد و هم به پای میز مذاکره بیاورد. حتا تصور نمیشد که یک دولتمرد کهنه کار تا این اندازه با سادگی در صحنه سیاست به شکست خود اعتراف کند. از این اظهارات در دو بُعد میتوان اعتراف پاکستان را خواند:
1- اجازه اشتراک طالبان برای مذاکره با دولت افغانستان بدست پاکستان میباشد.
2- با توجه به اینکه پاکستان میتواند طالبان را به میز مذاکره بنشاند طبعاً جنگ طالبان با دولت افغانستان نیز به اجازه پاکستان میباشد.
اگر دستگاه دیپلماسی دولت افغانستان فعال باشد دولت میتواند از این اعتراف جانانه مستقیماً بر علیه پاکستان به صفت یک کشوری که علیه افغانستان جنگ را سازمان میدهد به سازمان ملل شکایت کند.
سیاست چندگانه پاکستان در برابر دهشت افگنان و جامعه جهانی
پاکستان سیاست مرموز و چند جانبه یی را در مقیاس منطقه و جهان رویدست گرفته که مواردی از آن را بر میشماریم:
1- با انتقال جغرافیای جنگ از وزیرستان شمالی به شمال افغانستان در واقع بار دهشت افگنان و ملامت جهان را از شانه خود به شانه افغانستان پایین کرد و اکنون به صراحت به امریکا و کشورهای غربی استدلال میکند که گویا پایگاه های دهشت افگنان در افغانستان میباشد و از جانبی با این کار رقابت بین روسیه، چین و امریکا را در افغانستان بر انگیخت.
2- با کشتن ملا عمر و به قدرت رساندن ملا اختر و به وجود آوردن ترکیبی از دهشت افگنان پاکستانی، طالبان ناراضی از ملا اختر و بقایای حزب اسلامی وابسته به گلبدین حکمتیار تحت عنوان داعش توسط این گروه طالبان ناراضی از سیاست پاکستان را در افغانستان نابود میسازد.
3- از آستین مصالحه، شبکه حقانی و طالبان خط ملا اختر را به کمک ستون پنجم وارد ساختار حکومت کابل ساخته با تصفیه عناصر ضد حکومت پاکستان از دولت افغانستان یک حکومت دست نشانده ضعیف را در کابل به قدرت میرساند که از آن خطری برای غرب متصور نبوده آری گوی و پیزار بردار نظامیان پاکستان باشد.
4- با نا آرام ساختن بدخشان از طریق توپخانه و شاه سلیم مسیر راه ابریشم را که قرار بود از افغانستان عبور نماید تغییر داده از طریق کاشغر به گوادر میرساند، که با این کار از یکطرف افراط گرایی ظاهری و موضوع دیورند را از لوح سیاست نابود میکند و از طرفی زمینه کمک به جدایی طلبان بلوچ را از خارج قطع مینماید.
استیفن هدلی مشاور بوش نیز تائید نموده که عملیات ارتش پاکستان در وزیرستان شمالی باعث نا امنی افغانستان شد، بازی با این کارت ها به حدی در سطح پایین و عریان میباشد که حتا نواز شریف با تکیه بر بازی کاذب دور اول مذاکره با طالبان با فرض زنده بودن ملا عمر در فردای افشای مرگ ملا عمر با صراحت از اینکه این درامه با افشای مرگ ملا عمر ناکام شده اظهار شگفتی میکند که این ژست بدترین و بی پرده ترین نوع بازی میباشد که حتا در گیم با اطفال نیز صورت نگرفته است.
نواز شریف با این اظهار شگفتی به غرور ملی، شم سیاسی و درایت فکری همه دولتمردان افغانستان توهین نمود.
بازی پاکستان با قصر سفید
نظامیان پاکستان با آنکه از نام یک کشور (در مقایسه با امریکا) خیلی کوچک ظاهراً سخن میگویند، اما در صحنه سیاست منطقوی شکست های جبران ناپذیری را به امریکا طی چهارده سال اخیر وارد کرده اند.
پناه دادن به طالبان پس از یازده سپتمبر، سازماندهی مجدد طالبان، به وجود آوردن ستون پنجم طرفداران پاکستان و طالبان در ساختار دولت افغانستان، سازماندهی جنگ نیابتی با امریکا توسط شبکه حقانی و طالبان در داخل افغانستان، عقب نشینی امریکا از افغانستان و دریافت مبالغ هنگفت به نام مبارزه با دهشت افگنی از امریکا و… از مواردی میباشند که پاکستان توانسته امریکا را در افغانستان به زانو آورد.
در آخرین مذاکرات نواز شریف با رهبران کاخ سفید یکبار دیگر صدور اعلامیه مشترک، بر سر زبان افتادن فروش طیارات اف 16 به پاکستان، پرداخت چندین میلیون دالر به مکاتب پاکستان و مطرح شدن برنامه بلند پروازانه نیروی اتمی پاکستان از مواردی میباشند که بر بنیاد آن میتوان نتیجه گرفت پاکستان باز هم به اصطلاح در نوک ناوه سیاست امریکا را به باج دهی و امتیاز دهی مجبور ساخته است.
سیاست خارجی مبهم افغانستان در منطقه
با جرئت میتوان ادعا نمود که دولتمردان افغانستان هنوز به سطح بازی با کارتهای مغلق نظامیان پاکستان کفایت و درایت ندارند. آقای حامد کرزی با سیاست مرموز اولاً طالبان را تا سطح مانور به داخل وزارت دفاع، دروازه ارگ، وزارت داخله، ولایت کابل نزدیک ساخت و با چشم پوشی از قرارگاه طالبان در لوگر، تکرار ترانه ملا برادر، ملاقات با یک دکاندار به نام طالب در ارگ، اجرای عمل انتحاری بر برهان الدین ربانی به نام مذاکره با طالبان، حمله به جان رییس امنیت ملی، برادر خواندن طالبان، اشغالگر خواندن امریکا آنهم در شرایطی که امنیت ارگ و پایتخت را امریکا تأمین مینمود و اظهار آمادگی به قرار گرفتن در کنار پاکستان در شرایط حمله امریکا بر پاکستان، رهایی هزاران زندانی طالب که اکنون در صف مقدم نبرد با دولت می جنگند، چشم پوشی از هزاران فیر راکت بر کنر و غیره فضای سیاسی را با بازی های ضعیف تا حدی مکدر ساخت که حتا در حالیکه به جنازه بیست شهید سرباز و افسر در کنار دیوار ارگ رییس جمهور اشتراک نکرد، جسد یک فرمانده طالب را با طیاره به تخار فرستاده در تشیع جنازه آن اراکین آن ولایت را گماشت.
آقای غنی پس از تشکیل حکومت وحدت ملی چنان شوقی و ذوق زده به چونی نظامی راحیل شریف رفت و پس از حمله بر مکتب نظامی پیشاور رییس آی اس آی و رییس ستاد ارتش پاکستان را در ملاقات های فوق العاده و خصوصی در ارگ به آغوش گرفت که کاروایی های آقای کرزی از یاد همگان رفت و بدتر از همه پس از انفجار شاه شهید و شهادت چندصد نفر، به عوض اعتراض رسمی و احضار سفیر پاکستان به وزارت خارجه و شکایت به سازمان ملل، وزرای سکتور امنیتی را به اسلام آباد فرستاد که با جواب دندان شکن دولت پاکستان مواجه شد و در آخرین اقدامات ضرب الاجل چند هفته یی موصوف را نظامیان پاکستان اصلاً نخواندند.
سرگیچی های داخلی نظام
در حالیکه وزرا و مسوولین سکتور امنیتی در شرایطی که ولسوالی ها و ولایت سقوط میکنند در دفاتر قشنگ شان لمیده و در بهترین حالت به اصطلاح آن عمل طالبان را به شدیدترین الفاظ گویا محکوم میکنند! وقتی جنرال دوستم برای جلوگیری از سقوط ولایت فاریاب در خط مقدم نبرد میرود پیشانی عده یی از اراکین نظام اخم میشود و تأثیر اندوه شان را از این حرکت با الفاظ عجیب و غریب بیان میکنند و یا وقتی خیزش های مردمی در اطراف و اکناف افغانستان بخاطر دفاع از خانه و کاشانه و آبرو و حیثیت مردم بلند میشود حکومت افغانستان تحت عناوین مختلف آن پروسه را نادیده میگیرد.
اگر دولتمرد هراتی به هرات، کندهاری به کندهار، پکتیاوال به پکتیا، مشرقی وال به مشرقی، شمالی وال به شمالی رفته مانند جنرال دوستم در کنار مردم قرار گرفته از ده و قریه و ولسوالی و ولایت شان دفاع کنند یقیناً که هیچ نیرویی در برابر این مقاومت ملی توان مقابله را نخواهد داشت. اما اینکه شخصی از آزاد سازی خمآب و غورماچ و گرزیوان آزرده خاطر و متأثر میشود واقعاً یکی از معماهای اصلی بحران کنونی به شمار میرود.
اوضاع اطراف افغانستان
با استقرار دهشت افگنان در شمال و استحکاماتی که روسیه و تاجکستان در آنسوی دریای آموی افراز کردند احتمالاً هسته مرکزی سازماندهنده این سناریو به این نتیجه رسیده باشد که با توجه به جدیت اسلام کریموف و امام علی رحمان در حال حاضر امکان عبور از دریای آمو به سرحدات ازبکستان و تاجکستان دشوار خواهد بود، بنابران در گزینش راه فاریاب و خمآب به دو عنصر اتکاء خواهند نمود:
1- از اینکه ترکمن باشی در تعاملات با روسیه و کشورهای آسیای میانه سرد میباشد با توجه به این انزوا کاریدور دور زدن به ازبکستان باید از طریق خاک ترکمنستان تدارک دیده شود.
2- با سقوط ولایات جوزجان، سرپل و فاریاب آخرین پایگاه مردمی و اجتماعی جنرال دوستم که مدعی پنجصد هزار رأی در انتخابات میباشد نابود شود و موصوف در یک پست اعزازی مانند سایر دولتمردان جدا شده از مردم مصروف کار شود.
با در هم کوفتن طالبان در خمآب و فرار آنان به جزیره یی در میان افغانستان و ترکمنستان دو امکان را باید انتظار داشت:
1- هرگاه در زیر کاسه این بازی نیم کاسه نباشد و ترکمنستان در سرکوب دهشت افگنان با روسیه و کشور های آسیای میانه همنوا باشد باید جنگ مشترک بر علیه طالبان از آن جزیره آغاز شود که در آنصورت برای روسیه و سایر کشور های آسیای میانه زمینه وارد شدن به حمایت از جنگ شمال با طالبان مساعد میگردد. و اگر ترکمنستان از این ماجرا چشم پوشی کند احتمالاً این برنامه برای وارد شدن به ازبکستان از طریق آن کشور طرح ریزی شده است.
2- با توجه به اینکه رسانه ها گزارش دادند که حکومت افغانستان از روسیه تقاضای چرخبال ها و سلاح ثقیله نموده این موضوع لاینحل میماند که آیا امریکا از شمال افغانستان چشم پوشیده و آنرا به روسیه رها خواهد کرد؟
در حال حاضر وضعیت طوری شکل گرفته که پاکستان با امضای معاهده دندغوری و سقوط کندز و پشتیبانی عده یی از مسوولین مبنی بر اینکه گویا کندز به طالبان داده شود خود را تا دامنه های هندوکش رسانده و چین با توجه به اوضاع نا آرام بدخشان احتمالاً از مسیر راه ابریشم در افغانستان با توجه به ورود دهشت افگنان از طریق توپخانه و شاه سلیم به آن ولایت صرفنظر نموده راه کاشغر-بندر گوادر را ترجیح خواهد داد که با این حال مناطق قطغن و ترکستان زمین را آشوب بزرگی تهدید میکند و پای دو قدرت در آن کشیده خواهد شد.
روس ها با توجه به تجربه تلخ گذشته احتمالاً عساکر شان را به افغانستان نخواهند فرستاد اما اینکه استفاده از حملات هوایی و سلاح های ثقیل از آنسوی دریای آمو بر مراکز دهشت افگنان در امتداد سرحد افغانستان با کشورهای آسیای میانه چقدر به مزاج امریکا برابر و با آن موافق خواهد بود سوالیست که هنوز در پرده اسرار قرار دارد.
با توجه به اینکه روس ها میدانند که با داخل شدن دهشت افگنان به دروازه های آسیای میانه از طریق افغانستان همه آسیای میانه تا اوفا و داغستان و چچین در آتش یک جنگ خواهند سوخت و امریکا ادامه جنگ به سبک دوره بوش را پر هزینه و گزاف میداند احتمالاً در شمال تفاهماتی اندرگروند صورت گرفته خواهد بود.
با این حال هرگاه دولتمردان کنونی افغانستان از خواب سیاسی بیدار نشده از فرصت ها استفاده نکنند با آغاز کار راه ابریشم کاشغر-گوادر پاکستان به مرکز توجه و تجارت جهان و افغانستان به منزوی ترین کشور در حال جنگ داخلی جهان مبدل شده از یاد روزگار خواهد رفت و به این سرزمین باستانی َاز عینک نظامیان پاکستان نگاه خواهد شد.Ÿ

۱۳۹۴ مهر ۲۸, سه‌شنبه

افغانســتان در منگنه بحران


اکتبر 20, 2015
شماره ( 249) چهارشنبه (29 ) میزان ( 1394) / ( 21) اکتوبر ( 2015 )
logo
نوشته: محمد داود سیاووش
در فرایند یک دیپلماسی از هم پاشیده کج دار و مریز غیر فعال بالاخره سکانداران، حکومت وحدت ملی را در ایستگاهی از چارراه تشنج قرار دادند که اکنون پرتاب یک سنگ از این سوی دریای آمو به آنسوی دریا و زدن یک پلخمان برفندی از واخان بسوی سنکیانگ و مناطق اویغور و فیر یک مرمی از اسلام قلعه به سوی ایران آتش در خرمن هستی افغانستان خواهد زد و مانند جرقه قتل ارشیدوک فرانتس فردیناند حتا آتش یک جنگ جهانی را از این منطقه بلند خواهد نمود.
سیاست های کودکانه و روزمرۀ چون تمایل سپردن کندز به طالبان که حتا دولتمردان به آن اذعان میدارند، توزیع نا عادلانه امتیازات پس از جنگ کندز و تغییرات و تبدلات با یاد فراموشی از رعایت توازن کدر های نظامی… در چندین بُعد کشور را دچار بی اعتمادی ذات البینی و فاصله میان مردم و حکومت نموده است.
یک نگاه گذرا به اوضاع منطقه و جهان نشان میدهد که افغانستان در مخمصه بزرگی از بحران قرار دارد.
وضعیت نظامی کشور و ستون پنجم
انتشار گزارش تحقیقی رادیو آزادی از قاچاق اسلحه نیروهای مسلح افغانستان به پاکستان که گویا شماری از مسوولان امنیتی و اردوی ملی تجهیزات زرهی این نیروها را از میدان جنگ گردآوری و به پاکستان قاچاق مینمایند و یا مستقیماً بدسترس طالبان قرار میدهند، مو بر اندام هر شهروند با احساس افغانستان راست میکند.
از این گزارش به وضاحت میتوان سر نخ موجودیت ستون پنجم در کشور و بی تفاوتی مسوولان در برابر آن را احساس نمود. صالح محمد صالح نماینده مردم در پارلمان (رادیو آزادی) هُشدار میدهد که اگر حکومت نتواند جلو قاچاق اسلحه و تجهیزات نظامی نیروهای امنیتی را بگیرد و مافیای اسلحه را افشأ و به محکمه نکشاند جهان از کمک این نیروهای دستبردار خواهد شد و آنگاه نظام افغانستان از دست خواهد رفت.
در بُعد دیگر در حالیکه کمیسیون حقوق بشر طالبان را در کندز مرتکب جنایات بشری وانمود کرده و از موارد کشتار هدفمند، شلیک بر غیر نظامیان، آواره ساختن مردم، تجاوز جنسی و تخریب و تاراج به مثابه موارد جنایت طالبان نام میبرد، حکومت وحدت ملی با تشکیل کمیسیون دو سر مرکب از افراد با دیدگاه متضاد که تا کنون نتایج کارشان معلوم نیست حتا سناتوران شورای ملی را نگران ساخته و از جانب دیگر با ستیژ دادن به مدافع طالبان پس از سقوط طالبان در برنامه جرگه بی بی سی سوالات زیادی در جهت پیشداوری و زمینه سازی برای اطفاء این جنایت به چشم میخورد.
با توجه به آنکه در کدر رهبری دولت تمایلاتی برای سپردن کندز به طالبان مخفی نمیشود این سوال بی جواب میماند که در حمله بر غزنی به رهبری ملا اختر و فرار دادن زندانیان غزنی و کندز و سر و صدای امکان حمله بر زندان پلچرخی چه برنامه های مخفی وجود دارد؟
استعفای قوماندان امنیه بدخشان بقول وی به دلیل مداخله وکلای مجلس در کار موصوف و باز گذاشتن راههای توپخانه و شاه سلیم به روی شورشیان از سوالات دیگریست که مردم را عمیقاً نگران ساخته که چرا دولت این راههای را مسدود نمیسازد و هسته مرکزی بدخشان را در اداره واحد نمی آورد؟
آمادگی های روسیه و کشورهای آسیای میانه در نوار مرز افغانستان
پوتین رییس جمهور روسیه در جریان نشست رهبران کشور های آسیای میانه با ابراز نگرانی از ادامه خشونت ها از افغانستان به جمهوری های سابق شوروی در آسیای میانه گفت: برای مبارزه با شکل گیری و گسترش طالبان به آسیای میانه باید ارتش مشترکی به سبک ناتو از میان کشور های آسیای میانه ایجاد گردد که این قوا در واقع یک منبع آماده در برابر دهشت افگنان در شمال افغانستان بوده با تقاضای کمک های نظامی افغانستان از روسیه شاید در آینده عملی کند.
در همین جال معاون وزیر دفاع روسیه گفت: داعش از قلمرو افغانستان برای گسترش نفوذش بسوی جمهوری های آسیای مرکزی استفاده خواهد کرد و این گروه از افغانستان به ایالت سنکیانگ و منطقه خود مختار اویغور چین خواهد رفت.
نور سلطان نظر بایف رییس جمهور قزاقستان از وضعیت تاجکستان ابراز نگرانی نمود چون اتحاد جهاد اسلامی که یک گروه متشکل از ازبک های طرفدار طالبان میباشد و در افغانستان مستقر است اخیراً مدعی شده که بسیاری از مناطق مرزی افغانستان با تاجکستان را تحت کنترل خود دارد.
تحلیلگران پنج دلیل عمده برای ابراز نگرانی از وضعیت تاجکستان می بینند:
1- قیام طالبان
2- افزایش تندروی اسلامی
3- نا امنی های روز افزون
4- داعش
5- تنش های داخلی تاجکستان
در نوار مرز با چین
با آنکه تفاهمنامه امنیتی فی مابین وزارتهای دفاع افغانستان و چین به امضأ رسیده از نظر کارشناسان هرگاه دولت افغانستان اقدامات مؤثر دیپلماتیک را در قبال تاجکستان و چین نتواند در عمل پیاده کند نفوذ اقتصادی پاکستان بر افغانستان بیشتر میشود و زمینه های امتیاز طلبی ها و باج گیری های سیاسی اسلام آباد بر افغانستان نیز هموارتر خواهد شد.
از نظر کارشناسان پاکستانی ها با حمایت از تاجکستان نه تنها در تلاش اند که چین از سرمایه گذاری بالای احیای دوباره راه ابریشم میان افغانستان و چین صرفنظر کند، بلکه خود نیز در احداث کوریدور اقتصادی کاشغر تا بندر گوادر وارد اقدام شده اند؛ چنانکه مؤافقتنامه ماه اگست 2013 چین با پاکستان دال بر همین نکته است که احداث راه ابریشم از مسیر قزاقستان-روسیه الی شهر پترزبورگ و بعد به اروپا را برجسته میسازد.
دریافت های جالب اسوشیتد پرس
به نوشته رسانه ها خبرگزاری اسوشیتد پرس دریافته که شفاخانه بدون مرز در کندز مرکز فرماندهی و سوق و اداره طالبان بوده و بر اساس دریافت های این خبرگزاری یک طالب پاکستانی جنگ را از این شفاخانه رهبری میکرده و همچنان زخمی های طالبان در این بیمارستان تداوی میشد، که هرگاه این ادعاها مستند شوند هدف مأموریت شفاخانه بدون مرز در افغانستان قویاً زیر سوال رفته این سوال مطرح میشود که چگونه از پوشش یک بیمارستان در رهبری عملیات جنگ توسط پاکستان استفاده شده است؟
موقف جدید امریکا
همزمان با انکشافات و بحران های کندز و غزنی رییس جمهور امریکا مأموریت این کشور را در افغانستان تا اخیر سال 2017 و پایان دوره کار ریاست جمهوری اش تمدید کرد. اوباما گفت که 9800 نظامی امریکا تا اخیر سال 2016 و پس از آن 5500 سرباز این کشور تا اخیر سال 2017 در افغانستان خواهد ماند، اما موصوف علاوه نمود که مأموریت نیروهای امریکایی در افغانستان تغییر نخواهد کرد و آنها به آموزش و حمایت از نیروهای امنیتی افغان ادامه خواهند داد. اوباما تأکید کرد که به حیث سرقوماندان قوای مسلح من نمیگذارم که افغانستان بار دیگر به حیث پایگاه تروریستان برای حمله بر کشور ما استفاده شود، اما لیندسی گراهام نامزد حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاست جمهوری امریکا حضور 5500 سرباز امریکایی را در افغانستان بسنده نمیداند، این سناتور جمهوریخواه با انتقاد از اوباما میگوید که کاخ سفید از میان ده هزار سرباز امریکایی نباید هیچ سربازی را از افغانستان بیرون کند زیرا تندروان در افغانستان در حال جسور شدن استند. این انتقاد از اوباما در حالی صورت میگیرد که موصوف میگوید پلانی که در نظر بود تا نیروهای (امریکا) در حد سفارت ایالات متحده محدود باشند تغییر کرده و تا زمانیکه او رییس جمهور است نیروهای آن کشور در کابل، بگرام، جلال آباد و کندهار حضور خواهند داشت.
در همین حال کارتر وزیر دفاع امریکا میگوید روایتی که ما از افغانستان بیرون میشویم به مفهوم شکست خودی است و این کار را نخواهیم کرد. قصر سفید میگوید حفظ قابلیت های ضد هراس افگنی در افغانستان هم بدلیل تأثیر آن در حکومت مرکزی در افغانستان و هم منافع ایالات متحده تأثیر دارد و اوباما تأکید میدارد که هر زمان که نیاز به نیروی بیشتر یا بهبود جدول زمانی حضور این نیروها در افغانستان باشد این تغییرات اعمال خواهد شد.
سقوط کندز سیلی محکمی بر الاشه ایالات متحده بود که با حمله قوای هوایی و زمینی امریکا از چنگ دهشت افگنان رها گردید. سقوط و آزاد سازی کندز نشان داد که اولاً بدون حمایت امریکا قوای مسلح افغانستان توانایی دفاع مستقل را ندارد و در ثانی در لحظات سرنوشت ساز امریکا میتواند به یک چشم به هم زدن معادلات صحنه جنگ را با حمایت زمینی و هوایی تغییر دهد.
نتیجه
با توجه به وضعیت شکنند و بحرانی افغانستان کارشناسان ملی و بین المللی به این باور اند با در نظر داشت آرایش خطرناک نیروها در شمال، جنوب، شرق و غرب کشور حالا موقع آن رسیده تا غرب بیدار شود و به این مسأله توجه کند.
آلمان وقتی چشمش را باز کرد که کندز یعنی شهری که آلمان تا پایان سال گذشته کنترل آن را بدست داشت بدست شورشیان افتاد، اروپا هنگامی متوجه عمق بحران شد که موج بزرگی از آواره گان از افغانستان بسوی آن قاره سرازیر شدند و امریکا هنگامی بیدار شد که گروه داعش در افغانستان سر بلند نمود.
از نظر کارشناسان سرنوشت کنونی عراق و کنترل چند روزه طالبان بر کندز با ظهور داعش در افغانستان از عواملی میباشند که موجب تغییر ستراتیژی اوباما در مورد خروج نیروهای امریکا از افغانستان شدند. از نظر این کارشناسان با توجه به اینکه امریکا در حال حاضر حضور نظامی خود را در افغانستان یک ضرورت ستراتیژیک میداند و روسیه در سرکوب دهشت افگنان منافع ملی خود را می بیند دولت افغانستان باید با یک سیاست فعال طوری در صحنه بین المللی عرض اندام کند که از کلیه امکانات و ریزرف ها و علاقمندی ها اساس یک سیاست مبتنی بر مصالح ملی را در چوکات این تمایلات پی ریزی نماید.Ÿ

۱۳۹۴ مهر ۲۱, سه‌شنبه

پس لرزه های آژیر سقوط کندز


اکتبر 13, 2015
شماره 248 چهارشنبه 22 میزان 1394 / 14 اکتوبر 2015
logo
12049397_898744003544234_5176593368538439377_n
A876C727-2641-4E3A-8A64-5ADC6541FEB3_mw1024_s_n
Donald_Trump-_Invading_Afghanistan_was_a_terrible_mistake_-_It's_a_mess!
نوشته : محمد داود سیاووش
به صدا آمدن آژیر سقوط کندز مردم افغانستان را از جا تکان داد و همان نوشته رابرت گیتس را به یاد همگان آورد که در کتابش نوشته بود:«کرزی به من گفت بزرگترین تهدید در برابر حکومت من جبهه شمال است نه طالبان.» و به نوشته گیتس کرزی افزود که:«حد اقل دست مرا در تقویه طالبان باز نگهدارید تا بتوانم از آن طریق تفنگسالاران را از بین ببرم».
تسلیمی مرموز چند هزار نفر به چند صد نفر طالب در کندز و غنیمت گرفتن تانک غول پیکر با کلاشینکوف و عدم مقاومت نیروهای مسلح در دفاع از شهر با پروتوکول دندغوری و مسدود شدن راه پلخمری-کندز، و متوقف ماندن عملیات تصفیه کندز طی چند روز و انتقاد از مشکلات موجود در رهبری و کندی عملیات، در کشور وضعیتی را مستولی ساخته که اکنون هرکس به فکر دفاع از خود میباشد.
از گذشته های دور کارشناسان چاردره، فاریاب و هلمند را به صفت نقاط آسیب پذیر کشور در رسانه ها مطرح مینمودند و جنرال دوستم چند بار در جریان تصفیه فاریاب اظهار آمادگی به تصفیه کندز نمود که احتمالاً برایش این اجازه داده نشد.
سقوط کندز و دفاع واضح برخی از اراکین دولت از طالبان مسلط شده در آن ولایت فضای بدگمانی و حدس و گمان دست داشتن ستون پنجم در این فاجعه را تقویت نمود.
در گذشته باری با سقوط خوست در زمان حکومت نجیب چنین سناریویی به وقوع پیوسته بود که پس از سقوط خوست و راهپیمایی قاضی حسین احمد و فضل رحمن در جاده های آن ولایت در حالیکه حکومت مرکزی عزای ملی اعلان نموده بود، اعضای کمیته مرکزی و مقامات بلند پایه رهبری وزارت دفاع در حالی از خوست سالم به خانه هایشان برگشتند که سربازان را در آن ولایت طرف مقابل آتش زد و از همان روز زنگ خطر از هم پاشیدن رژیم به صدا آمد.
سربلند نمودن دفاع خودی
با توجه به ابهامی که در سقوط کندز به وجود آمده و هشدار هایی که مجاهدین مبنی بر وجود جواسیس و لابی ها و ستون پنجم طالبان و پاکستان در درون دستگاه دولت دادند و جدی گرفته نشد گردهمایی هایی در کوهدامن، چاریکار، فاریاب، سرپل و سایر ولایات صورت گرفت و سرانجام چهره های سیاسی و جهادی مطرح در صحنه وارد مذاکره با رییس جمهور غنی شدند تا در چوکات دولت برایشان اجازه مقابله با مخالفان مسلح داده شود، چون این چهره های سیاسی و جهادی میدانند که با تسلط طالبان و داعش ضربات اساسی و اصلی بر آنها وارد خواهد شد.
جنرال دوستم قبل از سقوط کندز هشدار داده بود
اینکه چرا به جنرال دوستم اجازه داده نشد کندز را قبل از سقوط تصفیه کند و تقاضای جنرال عطا محمد نور در زمینه شنیده نشد سوالاتیست که ممکن پاسخ آنرا هیچکس در سطوح پایین داده نتواند. اما سفر اخیر جنرال دوستم به روسیه و تقاضای چرخبال ها و سلاح های ثقیل از آنکشور که پذیرفته شد احتمالاً بیلانس قوا را به نفع نیروهای شمال تغییر خواهد داد. هرگاه روس ها طوریکه در سوریه عمل نموده اند با توجه به استقرار بیش از 50 هزار دهشت افگن در سرحدات افغانستان با تاجکستان با سلاح های ثقیل و جنگ افزار های مدرن مراکز این دهشت افگنان را از سواحل آنسوی دریای آمو مورد حمله هوایی قرار دهند و قوای پیاده جنبش، جمعیت و حزب وحدت از زمین به سوی دشمن تعرض نمایند مناطق شمال به زودترین فرصت تصفیه خواهد شد.
تلاشهای صلاح الدین ربانی در ولایات بدخشان، تخار و پروان بخاطر تنظیم نیروها، مقاومت مردم فاریاب در برابر حملات طالبان در گرزیوان، خواجه ناموسی و میمنه و اظهار آمادگی مردم سرپل بیانگر مورال عالی مقاومت مردم در صفحات شمال میباشد.
انحصار قدرت در دستگاه رهبری
با توجه به اظهارات رییس جمهور غنی در زمینه اینکه به هیچ فرد اجازه مداخله در امور مقرری های سکتور امنیتی داده نمیشود و ارتقای موقف احمد ضیا مسعود به سطح معاون رییس جمهور به نظر میرسد بازیها و معادلات جدیدی در پیش است که احتمالاً به از هم پاشیدگی و بروز اختلاف میان احزاب جنبش، جمعیت و وحدت گردیده هسته مرکزی مقاومت در شمال را از بین خواهد برد.
صلح با ارواح
در حالیکه عده یی از کدرهای رهبری دولت افغانستان مباهات مینمایند که در دور اول مذاکرات با طالبان در مری اشتراک نموده اند و دولت پاکستان نیز بار دیگر تقاضا مینماید که حکومت افغانستان هیئت خود را برای مذاکره با طالبان بفرستد، فرید ذکریا میگوید امریکا در تلاش صلح افغانستان با ارواح گفتگو میکرد و تا زمانیکه پاکستان مراکز تروریستان را در خاکش از بین نبرد و از حمایت و تمویل آنها دست نکشد امریکا نمیتواند صلح را در افغانستان بیاورد. فرید ذکریا میگوید شورشیان افغانستان از سوی یک قدرت اتمی حمایه میشوند و به نظر این تحلیلگر مشکلات افغانستان بدون درک این حقیقت که جنگ در افغانستان از سوی یک اردوی نیرومند کشور همسایه تمویل، رهبری و برنامه ریزی میشود حل شده نمیتواند.
کمک امریکا به پاکستان
در حالیکه از بدو تشکیل حکومت وحدت ملی تا کنون این حکومت جداً تحت فشار طالبان و حامی شان دولت پاکستان قرار دارد بر اساس تازه ترین گزارشها در رسانه ها ایالات متحده در سال جاری 265 میلیون دالر به پاکستان در زمینه مبارزه با تروریزم کمک کرده است، به نظر میرسد عملاً پاکستان با این پول مراکز تروریستان را از وزیرستان شمالی به شمال افغانستان انتقال داد.
موقف جدید ناتو و امریکا
ناتو و ایالات متحده پس از سقوط کندز در پالیسی و نوعیت مأموریت شان در افغانستان اظهار بازنگری نموده سرمنشی ناتو گفت که آن سازمان هم اکنون در حال بررسی وضعیت افغانستان به شمول امنیت و توانمندی نیروهای امنیتی و دفاعی افغان و نیز ضرورت حضور سربازان خارجی در افغانستان میباشد.
دوگلاس لوپلوت سفیر امریکا در سازمان ناتو گفت که جان کمبل فرمانده نیروهای ناتو و امریکایی در افغانستان چندین گزینه را در مورد آینده مأموریت امریکا در افغانستان به رییس جمهور اوباما پیشکش کرده است. در همین حال جان مککین سناتور جمهوریخواه و رییس کمیته خدمات دفاعی سنای ایالات متحده از پیامد ناگوار خروج کامل سربازان امریکایی از افغانستان هشدار داده و اظهار داشت که امریکا باید در افغانستان پایگاه دایمی داشته باشد.
کنگره امریکا خواستار تمدید حضور سربازان امریکایی در افغانستان شده شماری از سناتوران جمهوریخواه در کنگره امریکا ابراز نگرانی کردند که طالبان، شبکه حقانی و گروه داعش هنوز هم به فعالیت های هراس افگنانه شان در افغانستان ادامه میدهند و ادامه مبارزه با این گروهها نیازمند ادامه حضور نیروهای خارجی در افغانستان میباشد.
امکان تکرار تقابل دوره جنگ سرد در افغانستان
هرگاه اظهار آمادگی کابلوف دیپلمات روسی را مبنی بر فروش چرخبال ها به افغانستان با استقرار قوای روسی در سرحدات تاجکستان با افغانستان و اظهار آمادگی یک مقام نظامی جرمنی در افغانستان را مبنی بر ماندن تا ده سال در افغانستان کنار هم بگذاریم و از داخل کشور انفعال و بی برنامه گی و انقطاب های در حال شکل گیری را به آن بیافزاییم بطور قطع به این نتیجه میرسیم که در صورت جرقه جنگ افغانستان به سوریه و عراق ثانی مبدل خواهد شد و جنگ سوم جهانی از تقابل روسیه، امریکا، ناتو، ایران و پاکستان در افغانستان آغاز خواهد شد.
چه باید کرد؟
حکومت وحدت ملی هرگاه بخواهد از این بحران مدهش که خودش آفریده برون آید باید چند اقدام عاجل و فوری را رویدست گیرد:
1- والی کندز، رییس امنیت کندز، قوماندان امنیه فاریاب، رییس امنیت فاریاب، قوماندان لوای فاریاب و تمام مقامات رهبری ولایات کندز و فاریاب که در روز حمله بر کندز و فاریاب بالای وظیفه شان حاضر نبودند از وظایف سبکدوش و به محاکمه علنی سپرده شوند.
2- خیزش های مردمی که در برابر ظهور داعش و اوج گیری حملات طالبان سربلند نموده جز تشکیلات ریاست امنیت ملی به شکل مفرزه های اوپراتیفی شوند.
3- صلاحیت های نظامی رهبری قوماندانی اعلای قوای مسلح به افراد مسلکی دستگاه ریاست جمهوری سپرده شود.
4- به همه منصوبان قوای مسلح که در دفاع از کندز و فاریاب سهم فعال گرفته اند یک رتبه فوق العاده ترفیع و تحایف و امتیازات مادی منظور شود.
5- موضعگیری واضح و روشن در برابر مخالفان مسلح اتخاذ شود و به این سوال جواب داده شود که اگر روزی مانند کندز دشمن در خانه های پایتخت مخفی شود آیا رهبران دولت افغانستان از دفاتر شان بخاطر جلوگیری از فاجعه فرار خواهند کرد؟

۱۳۹۴ مهر ۱۴, سه‌شنبه

آیا کوردیناتور عملیات همزمـان نظامی در چندین ولایت میتواند یک ملا باشد؟


اکتبر 6, 2015
شماره ( 247) چهارشنبه ( 15) میزان ( 1394) / ( 7) اکتوبر ( 2015)
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
هیچ عقل سلیم قبول نمیکند که شخصی یا گروهی با تعلیمات خصوصی یک مدرسه بتواند چنان عملیات پیچیده نظامی را همزمان در چندین ولایت (آنهم در شرایطی که بزرگترین ضربه را در ساختار تشکیلاتی و کشمکش های درونی با مرگ رهبرش خورده) سازمان دهد که یک دولت را با تمام امکانات و احضارات و قطعات و جزء و تام هایش به سرگیچه مبتلا کند.
این عملیات های کاملاً مسلکی آنچنان مؤفقانه اجرا میشوند که وقتی ولایت کندز سقوط میکند، به فاریاب عملیات آغاز میشود، متعاقب آن وردوج و بهارک سقوط مینماید و راه اکمالاتی کندز در بغلان مسدود میشود. آیا چنین برنامه همزمان و طرح چنین پلان حربی میتواند کار چند ملای ساده باشد؟ که ابداً نه و احتمالاً در پشت پرده چنین برنامه جنگی آنهم در شکل تعرضی یک جنرال ارکان حرب با امکانات یک دولت یا معادل آن قرار خواهد داشت.
آنچه در روز های اخیر به عنوان ستون پنجم درون دولت قلمداد میشود بسیاری از کارشناسان را به این نتیجه میرساند که بدون همکاری داخلی تطبیق چنین پلان های جنگی که ارکان دولت را شوکه نموده اصلاً ممکن نیست.
ارکان حکومت وحدت ملی که در بهترین حالت به جان هم افتاده (در تفسیر دیدن فیل در تاریکی دچار ابهام و انقسام میشوند) وضعیتی را در کشور شکل داده اند که از هر اظهار نظر و تشنج و اختلاف آنان جانب مقابل بهره برداری نموده در تضعیف پایه های حکومت وحدت ملی سود میبرد.
درس های کندز
آنچه از کندز به عنوان درس تلخ بدست آمد گوش ندادن به ششماه صدای شکوه و شکایت نمایندگان مردم در پارلمان و رسانه ها، تقرر کدر های دیسانتی از مرکز، عدم حضور والی و رییس امنیت در روز جنگ در کندز میباشد و حتا در این برهه به کار برد اصطلاحات ذومعنینی چون (مدیریت کندز) و شکوه و شکایت رییس امنیت ملی مبنی بر اجازه نیافتن عملیات بر 27 نقطه قبل از سقوط کندز و شکایت وزیر داخله مبنی بر محدود بودن صلاحیت ها در جلسه سری پارلمان و انگشت انتقاد رفتن این دو پایه اصلی حکومت به سوی شورای امنیت که گویا صلاحیت ها را قبضه نموده و رد این اتهامات از طرف رییس جمهور، متوقف ماندن عملیات سه روز اول پس از سقوط کندز و اظهار اینکه کندز مدیریت میشود پرسش های زیادی را در حلقات کارشناسان و نهادهای مدنی و اجتماعی بر انگیخته است.
در حالیکه رییس امنیت و وزیر داخله از شورای امنیت شکایت دارند و رییس جمهور این اتهام را رد میکند، رییس اجرائیه از کسانیکه با استفاده از تربیون دولت از طالب دفاع مینمایند اعتراض میکند و صدای معاون اول رییس جمهور را در جریان تصفیه ولایات شمال در زمینه دست داشتن آی اس آی در جنگ شمال در مقامات صدر حکومت کسی تکرار نمیکند، بنابران در چنین وضعیت پریشان و از هم پاشیده نمیتوان آرزوی کدام مؤفقیت را از این دستگاه پر از پارادوکس و تضاد داشت.
آمادگی های مردم
با توجه به تجارب قبلی محاسبه مردم شمال افغانستان آنست که با تسلط طالبان یکبار دیگر تراژیدی دوره حکومت آنان در شمال تکرار خواهد شد، بنابران مجاهدین و همه مردم در وضعیت استرس روحی قرار داشته همه آماده دست به سلاح بردن و قرار گرفتن در صف جنگ با طالبان میباشند که گردهمایی های چاریکار و فاریاب و استقامت و پایداری مردم فاریاب در برابر حملات اخیر طالبان یکی از نمونه های آن میباشند. اما صدا هایی که از پارلمان و برخی مقامات دولت در جهت دفاع از پروتوکول دندغوری و دفاع از طالبان در کندز بلند میشود فضای سیاسی کشور را تا سرحد درگیری و رویارویی داخلی و تشنج تضعیف کننده دولت به بحران میکشد.
هشدار راحیل شریف و چودری
مقارن سقوط کندز راحیل شریف رییس ستاد ارتش پاکستان در انستیتوت رویال یونایتد سرویس سلطنتی لندن اخطار داد که اگر حکومت افغانستان با طالبان به میز مذاکره حاضر نشود طالبان به داعش خواهند پیوست و چودری نثار علی وزیر داخله پاکستان گفت ما چوکی دار افغانستان نیستیم و به شمول اشرف غنی به هیچکس جوابده نیستیم. از این اخطار و تعین لیمیت و شرط برای دولت افغانستان به آسانی میتوان به اهداف اصلی پاکستان در افغانستان پی برد و سرنخ اوضاع را به خوبی پیدا کرد.
انگشت انتقاد جان مککین به سیاست امریکا
در حالیکه بازپس گیری کندز بدون همکاری واحد های ویژه سازمان ناتو و حمایت هوایی امریکا امکان نداشت جان مککین رییس کمیته خارجی سنای امریکا سقوط کندز را پیامد خروج نیروهای امریکا از افغانستان دانسته بر آن انتقاد مینماید.
مککین گفت: سقوط شهر کندز بدست طالبان از نتایجی است که خروج نیروهای امریکایی از افغانستان بجا گذاشته و یکبار دیگر تأکید کرد که بی توجهی به ادامه چنین رویداد تکرار سناریوی عراق در افغانستان است. جان مککین گفت رییس جمهور امریکا نباید برنامه خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان را تا پایان سال 2016 تطبیق کند.
فارن پالیسی مینویسد که ماههاست ولایات شمالی، جوزجان، فاریاب، بدخشان و کندز مراکز فعالیت طالبان و میدان آموزش گروههای جنبش اسلامی ازبکستان و جنبش اسلامی ترکستان شرقی میباشد که با این حال اگر باور کنید طالبان به یکباره گی قبل از سپیده دم 28 سپتمبر آمدند و شهر کندز را تصرف کردند این واقعیت تلخ را انکار کرده ایم که تهدید طالبان از ماهها (قبل) بسیار مشهود بود اما اقدامات جدی برای جلوگیری از آن رویدست گرفته نشد و یک هفته قبل از تصرف (کندز) ستیزه جویان به جمع آوری اسلحه و مهمات در داخل شهر و استخدام جنگجویان جوان آغاز کرده بودند که اکثراً تاجکستانی و چچینی میباشد.
در چنین حالت بوجود آمد ستونی از گروپ حکومت سابق در مقابل چنین موقعیت ضعیف حکومت وحدت ملی آنهم با اظهارات تند کسانی چون سپنتا که با حمله بر موضع حکومت موجوده دوره کار کرزی را بهتر از آن میداند در حالیکه قرارگاه مخفی دشمن در میدان شهر را که به دستور کرزی اجازه عملیات بر آن را نیروهای دولتی نداشت از یاد میبرد و یا تشکیل جلساتی در پغمان که در آن آمادگی های جدا از حکومت برای دفاع از خود اتخاذ میشود و یا بلند شدن کسانی در پارلمان با صدای واضح دفاع از طالبان در کندز در شرایط کنونی مانند زهر در گلوی سیاست افغانستان ریخته میشود.
حکومت وحدت ملی باید از خواب بیدار شود و قبل از هر گزافه گویی و احساسات به این سوالات جواب دهد که:
وقتی در وضعیت نازک جنگی کندز جناب والی بخاطر تفریح به تاجکستان میرود و رییس امنیت در کندز حاضر نیست و تانک های غول پیکر را دشمن فقط با کلاشینکوف غنیمت میگیرد و یا در فاریاب در شبی که دهشت افگنان حمله مینمایند رییس امنیت، قوماندان امنیه و قوماندان لوا بالای وظایف شان حاضر نیستند این جواب را باید دولتمردان به مردم افغانستان بدهند که مسوول این فاجعه کیست؟ و ستون پنجم کدامست؟Ÿ