ه‍.ش. ۱۳۹۴ فروردین ۱۱, سه‌شنبه

«معذرت خواهی» شعاری که بر زخم ها نمک پاشید

 

آوریل 1, 2015
شماره ( 220) چهارشنبه ( 12) حمل ( 1393) / ( 1) اپریل ( 2015)
logo
اگر از کسیکه طالب مردم محلش را قتل عام نموده و حتا اشجار آن قریه را سوخته، مردمش را از خانه و کاشانه به زور برون رانده و یا برایشان گفته که در صورت اقامت در محل باید خراج بپردازند تقاضا شود که از طالب باید معذرت بخواهد، این صدا مانند رعد در آسمان خواهد پیچید و غرش آن زمین را در زیر پای تقاضا کننده این مطلب تکان خواهد داد و یا چون بنزین بر آتش احساسات مردم چنان غلیان و هیجان ایجاد خواهد کرد که خرمن هستی شعار دهندگان را خواهد سوخت، بنابران باید از بازی با آتش احساسات مردم جداً خودداری شود.
یکی از شعار هایی که با وجود همه نرمش ها آقای کرزی را از مردم جدا نمود تکرار به کرات برادر خواندن طالبان بود که متأسفانه اینک آقای احمدزی بجای پای آقای کرزی پا گذاشته بار اول با مخالفین مسلح خواندن طالبان جامعه را از جا تکان داد و اینک با مطرح نمودن معذرت خواهی از طالبان بالای زخم ناسور مردم آسیب دیده نمک پاشید.
در حالیکه از یک قوم مشخص به رؤیت شناسنامه 31 نفر از 37 روز به اینطرف دستگیر و به جای نا معلوم برده شده و حکومت در مورد آن به اصطلاح «سکوت ستراتیژیک» نموده، در چنین لحظۀ حساس سر دادن شعار معذرت خواهی از طالبان به معنای استقبال یک فاجعه بوده و این شعار مانند فرمان های دورۀ حکومت های چپی به انفجار اجتماعی خواهد انجامید.
از یک زاویۀ دیگر اگر مسأله معذرت خواهی مطرح شود به این سوال باید پاسخ داد که آیا مادر و پدر آن سربازی که در جنگ با طالبان فرزندشان را از دست داده اند حق ندارند از نام آنان از طالبان خواسته شود تا از آنان معذرت بخواهند؟ و یا آیا اقارب آن افرادی که در قتل عام توسط طالبان به شهادت رسیده اند آیا حق ندارند از نام آنان حکومت از طالبان بخواهد از خانواده هایشان معذرت بخواهد؟ این منطق در هیچ بُعدی از شریعت، طریقت، اصول، قانون و مدنیت دیده نشده که در جنگی که دوطرف یکی به دفاع از دولت و دیگری در بغاوت بر ضد دولت کشته شده اند اقارب کشته شده طرف دولت از کشته شده طالب معذرت بخواهد، آنهم به تقاضای رییس جمهور. و باز اگر معذرت خواهی مطرح باشد، این کار را باید اولاً آقایان کرزی، اشرف غنی، عبدا لله و سایر کسانیکه به کمک بی52 امارت طالبان را سرنگون کرده، خانه هایشان را ویران ساخته و گروه گروه آنان را نابود کردند بنمایند و باید نه تنها معذرت بخواهند، بلکه از وظیفه نیز استعفا دهند، نه آن سرباز و افسری که تحت قومانده سرقوماندان اعلای قوای مسلح در جبهات جنگیده و کشته یا کشته شده.
این چه درامه مضحکی خواهد بود اگر این رهبران به جای سر به گریبان بردن بالای زخم خانواده های داغ دیده شهیدان نمک بپاشند و به شهادت های دسته جمعی، آواره گی و دربدری آنان توهین کنند یا آن را نادیده بگیرند.
قدر مسلم آنست که سر دادن چنین شعار ها به مفهوم شکستن ستون فقران نظام و توهین به مقام شهادت ها، پایمردی ها، استقامت ها و دلیری های همه کسانی میباشد که در صف مقدم دفاع از وطن به امر سرقوماندان اعلای قوای مسلح جانهای شیرین شان را قربان کرده اند.Ÿ

ه‍.ش. ۱۳۹۴ فروردین ۹, یکشنبه

نامه به سرمنشی سازمان ملل

درسالهای پایانی حکومت نجیب که هنوز کابل دچار جنگ خانمانسوز کوچه به کوچه نشده بود  تنظیم ها مست باده رسیدن به قدرت  ونجیب  مدهوش از حکمرانی بر مسند حکومت بود وچشمانش حتا همرکابانش را با شک وتردید تحت نظر گرفته بود.این نامه را از زبان آواره گان  ساکن در کلبه های محقر محرومان ومظلومان  که بعدا در نتیجه جنگ ویران شد به آستان آسمان خراش دفتر سازمان ملل در نیویارک نوشتم وبدون نظر داشت اینکه آیا کسی آن را خواهد خواند یا نه ؟ درشماره (31) اسد (1370) اخبار هفته  که در کابل منتشر میشد به نشر رساندم .توجه تان را به آن صفحه اخبار هفته در ذیل جلب میکنم:
                
داود سیاووش

ه‍.ش. ۱۳۹۴ فروردین ۴, سه‌شنبه

رهتوشه و تحفه سفر به امریکا چه بود؟

 

مارس 25, 2015
شماره ( 219) چهارشنبه ( 5) حمل ( 1394) / (25) مارچ (2015)
logo
اینکه رسانه ها گزارش میدهند هدف سفر آقایان غنی و عبدا لله به ایالات متحده جلب کمک های آنکشور به افغانستان میباشد شاید بخشی از واقعیت را انعکاس دهد و به هدف پرده پوشی بر سایر بخش های آن سفر باشد، ورنه حکومتی که مفتضح ترین انتخابات جهان را به قول رسانه ها پشت سر گذاشته و با آمدن جان کیری بینی خمیری به نام حکومت وحدت ملی تشکیل داده و باز طی صد روز نخست به عوض دستآورد به عقب گرد تمایل داشته و پس از آن باز هم طی شش ماه کابینه تشکیل داده نتوانسته، چنین حکومتی به کدام اساس کمک های یک قدرت بزرگ چون امریکا را جلب خواهد کرد؟
به عنوان روپوش گلدار بقچه تحفه سفر آقایان غنی و عبدا لله، در آخرین روز سفر به امریکا کابینه اعلان کردند، تعیناتی در کمیسیون انتخابات به عمل آوردند، فرمانی مبنی بر حصول پول از باقیداران کابل بانک صادر شد که این کارهای یکروزه آنهم به قصد به رُخ کشیدن به اوباما شاید حتا خود این مقامات را نیز قانع ساخته نتواند و دلچسپ خواهد بود اگر از این اقدامات به عنوان دستآورد ها در ملاقات ها با رهبران امریکا یاد شود.
شاید اوباما در اولین دیدار از آقایان غنی و عبدا لله بپرسد که چگونه اوضاع امنیتی کشور رو به وخامت گذاشته؟ چگونه جسد یک دوشیزه در یک شکنجه صحرایی در چندصد متری ارگ و قصر سپیدار به آتش کشیده میشود؟ چگونه دادگاه عالی و دادستانی کل کشور توسط سرپرستان اداره میشود؟ چگونه چند والی و شهردار کابل از وظیفه مستعفی میشوند؟ چگونه در ولایت هرات سبکدوشی دسته جمعی صورت میگیرد؟ چگونه قراردادی های وزارت دفاع یکبار قطع و بار دوم ادامه می یابد و نتیجه آن چه بوده؟ این سوالات احتمالاً از هیئت افغانستان با چرا ها و اما ها از جانب رهبران قصر سفید مطرح خواهد شد که متأسفانه برای هیچ یک جواب قناعت بخش وجود ندارد و جالبتر از همه معرفی و حذف یک وزیر به کابینه و خالی ماندن وزارت دفاع به عنوان شاهرگ نیروی دفاعی کشور از زوایای تاریک پرسش و پاسخ این سفر خواهد بود.
نزدیکی به پاکستان و چین، سردی با هند، جابجایی گروههای دهشت افگن با خانواده هایشان در شمال افغانستان و سوء قصد به جان معاون اول ریاست جمهوری در جوزجان سوالاتی خواهد بود که جواب قناعت بخش به آن در حال حاضر وجود ندارد.
ایالات متحده احتمالاً در این سفر یک جمله جذاب را از زبان هر دو مقام افغانی خواهد شنید که سپاسگزاری از مأموریت سربازان امریکا در افغانستان میباشد، اما اینکه پول مالیه دهندگان امریکا و یا پای سربازان آنکشور با ماجرای چند مجهوله به کشوری بار دیگر کشیده شود که حتا یک تیم واحد کاری در رهبری ندارد، دشوار به نظر میرسد. امریکا زخم زبان و ضربه های جبران ناپذیر اقتصادی و جانی را که از متحدین دیروزش در ارگ، از اداره مؤقت تا پایان دورۀ کار کرزی خورده شاید در مرحله بعدی هرگز فراموش نکرده با هر گام به سوی دولت وحدت ملی ده ها بار به فرجام قول و قرار پارتنر هایش در افغانستان بیاندیشد. همکاری امریکا با دولتی که از میعاد کار آن یکسال را در نقطۀ صفری سپری نموده و سرعت قدم های رهبران آنرا مانند ملا نصرالدین هنوز جامعه جهانی به چشم سر ندیده بعید به نظر میرسد

ه‍.ش. ۱۳۹۳ اسفند ۲۶, سه‌شنبه

سیاست غیر متوازن داخلی و خارجی ره به کجا خواهد برد؟

 

مارس 18, 2015
شماره ( 218) چهارشنبه ( 27) حوت ( 1393) / ( 18) مارچ ( 2015)
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
در حالیکه از نظر بعضی ها تیوری سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی کهنه به نظر میرسد اما در عمل چسپیدن افراطی به هر یک از سیاست های داخلی و خارجی در دو افراط به فاجعه می انجامد.
چسپیدن افراطی به ناسیونالیزم و غرور ملی از اپرتاید، صهیونیزم و فاشیزم سر بلند میکند و نادیده گرفتن غرور ملی و ناسیونالیزم همراه با بریدن از مردم و وابستگی به خارج با تخریب پایگاه های اجتماعی شخصیت ها را به درخت بی ریشه مبدل می سازد.
آنچه در لحظه کنونی در افغانستان جریان دارد در واقع نادیده گرفتن سیاست داخلی، کم بها دادن به اولویت های مرحلۀ کنونی و نساختن پوتانسیل های بنیادی در داخل و آونگان شدن به سفر های خارجی و دل بستن به معجزه چین، پاکستان، هند، ایران، عربستان سعودی وغیره میباشد. این سیاست در واقع اساسات وحدت ملی و شعور ملی مردم را قویاً تخریب میکند.
دولتمردان باید به عوض انتظار داشتن معجزه از کشور های همسایه و به عوض خود را در موقعیت حب و بغض نسبت به کشور های منطقه قرار دادن باید اولاً تفکیک واضح قوای ثلاثه را مرعی الاجرا سازند و در ثانی با ساختن یک دستگاه قانونمدار و متکی بر ارزش های قانون اساسی پوتانسیل و دکترین دفاعی کشور را در کلیه ابعاد ارتقاء بخشیده خود، دوست، دشمن، همسایه، برادر و رقیب را تعریف نموده بر بنیاد وحدت ملی و شعور مدنی و مردمی صلح، دموکراسی، آزادی، ترقی اجتماعی و دفاع از وجب وجب خاک را در تار و پود طفل هفت ساله تا مرد صد ساله بدمند و در تحت لوای پر افتخار مادر وطن ملت را در راه دفاع از وجب وجب خاک بسیج نموده به آن اعتماد و اتکاء نمایند.
تجربه به کرات ثابت نموده که رهبران خود کش بیگانه پرور و یا برگشته از نیمه راه با متحد به سرنوشت های دردناکی مبتلا شده اند که یکی از نمونه های آن همین سردرگمی لحظه کنونی سیاسی افغانستان میباشد

بر مــزار ســــال رجــــاله ها

 

مارس 18, 2015
شماره ( 218) چهارشنبه ( 27) حوت ( 1393) / ( 18) مارچ ( 2015)
Graphic11
khadiga
نوشته : محمد داود سیاووش
با تقرب پرکار تقویم تکرار اندر تکرار فلک به خط صفری دایرۀ زمان، فریاد نغاره خانۀ جنگ ها اعظمی ترین صدای دوران و وحشتناک ترین شیپور زمان را به گوش ابنای عالم آدم از اقصای خاور تا کرانه های باختر نواخت و طبل مغضوب جنگ از شرق میانه تا شاخ افریقا و تا بازمانده های امپراطوری سرخ و قبایل وزیرستان در پرده های القاعده و طالب و داعش و بوکوحرام و الشباب اعصاب زمینیان را خورد و خمیر کرده از کار انداخت.
کاکا نوروز در عزای دریا های خونی که در عراق و سوریه جاریست سیه پوش است و عجوزک بخاطر زیر خروار ها بهمن ماندند شیران پنجشیر امسال آلوچک نیانداخت.
سراغ کاکا نوروز را میگیرم که بر بلندای خونین ترین سال قرن بیست و یک نشسته و دست بر عصا چشم به صحنه های خونین جنگ کوبانی دوخته و گوش به صدای خمپاره ها و موشک ها و غرش بمباران هوا پیماهای جنگی داده است. از کاکا نوروز می پرسم که در سال گذشته چه گذشت و کار عاشقی عجوزک با او به کجا کشید؟ با نگاه معنی دار به سویم می بیند و میگوید:
او برادر عقل به سرت است یا نی، در کره زمین بودی یا در آسمان هفتم، آیا نشنیدی و ندیدی که در این سال بندگان خدا در زمین چه محشری بر سر همدیگر آوردند؟ آیا نشنیدی که بر خواهران ایزدی چه گذشت؟ آیا ندیدی که در کوبانی چه واقع شد؟ آیا ندیدی که در اوکراین چه محشری برپاست؟ آیا ندیدی که بر دوصد زن و دختر بیچاره در نایجریه چه گذشت؟ آیا نشنیدی که در فلوجه سربازان عراقی چگونه طعمه گلوله شدند؟ آیا نشنیدی که در جنوب ایکوادور چگونه آتشفشانی به ارتفاع ده کیلومتر زبانه کشید؟ آیا نشنیدی که 18 نفر چگونه در درگیری عشیره ای مصر جان باختند؟ آیا نشنیدی که چگونه پنج مهاجم انتحاری با منفجر ساختن خود بازار مرکزی استان مسلمان نشین سنکیانگ را به لرزه آوردند؟ آیا ندیدی که چگونه رپر گریخته از دیسکوتیک سر از تن چندین انسان جدا کرد؟ آیا صحنه های منتشره از قتل عام در عراق را ندیدی؟ آیا نشنیدی که چگونه انگشتان چند نفر رأی دهنده انتخابات در هرات بریده شد؟ آیا نشنیدی که چگونه روسیه یک کارخانه موتر سازی را از شرق اوکراین به شانه انداخته با دار و ندار آن از بیخ و بنیاد کند و به روسیه انتقال داد؟ آیا نشنیدی که اولین بار در قرن بیست و یک 300 زن به عنوان غنیمت جنگی هر یک یکهزار دالر در بازار فروخته شدند؟ آیا نشنیدی که شصت هزار سوری از ترس جنگ به ترکیه گریخت و 300 هزار سوری در جنگ ها جان باخت؟ آیا نشنیدی که پنج دوپای چارپا صفت در پغمان بر زنان تجاوز گروهی کردند؟ آیا نشنیدی که یونسف گفت حداقل 3700 کودک در لیبریا، گینی و سیرالیون یکی از والدین یا هر دو را در جنگ از دست داده اند؟ آیا نشنیدی که پنجاه عضو قبایل عراق چگونه سر به نیست شدند؟ آیا نشنیدی که برخلاف وعده های لوی درستیز پاکستان به رییس جمهور غنی هنوز 5000 کودک در مدارس پاکستان نظریات بن لادن را می آموزند و مکتبی در پاکستان به نام اسامه بن لادن نامگذاری شد؟ آیا نشنیدی که چگونه 30 نفر به رؤیت شناسنامه قومی در مسیر شاهراه جنوب ربوده شدند و شانزده کارمند بندر شیرخان اختطاف شدند؟ آیا نشنیدی که بمبگذار انتحاری که مرکز فرهنگی فرانسه را هدف قرار داد از رها شدگان زندانهای دوره آقای کرزی بود؟ آیا نشنیدی که مغز متفکر بمبگذار ممبئی به قید ضمانت در پاکستان از حبس رها شد؟ آیا نشنیدی که چار زندانی گوانتانامو به تقاضای رییس جمهور غنی از حبس رها گردید؟ آیا نشنیدی که چین کمونیست مهماندار طالبان در مهمانخانه های آنچنانی شد؟ آیا نشنیدی که پولیس باکو روزنامه نگاران رادیو اروپای آزاد را بازداشت و مستقیماً به دادستانی معرفی کرد؟ آیا نشنیدی که سه عضو سپاه پاسداران در مرز پاکستان کشته شد؟ آیا نشنیدی که هزاران راکت بر کنر از سوی پاکستان فرود آمد و در یحیی خیل تراژیدی قرن با انفجار به وقوع پیوست؟… هرگاه چنین رویداد ها را یک بر هزار از رسانه های شنیداری، دیداری و چاپی شنیده باشی پس به کدام روی و اساس از من میخواهی در باره وضعیت این کره خاکی خراب اندر خراب و غرق اندر رنج و عذاب و وحشت و دهشت و آلوده به اشک و آه و منهدم با جوی های خون چیزی بگویم. مگر از دیدن این مناظر وحشتناک در این عصر بی خوابی بدون خواب ملت ها اعصاب و حافظه یی برای انسان میماند که در باره حوادث سال در حال نزع چیزی بگوید؟
به هر حال از تقویم فلک زده این سال غیر قابل تکرار و حوادث منحصر به فرد و اسفبار آن چند رویداد را طور یادگار میگویم در کتابچه یادداشتت بنویس:
– بنویس که بهار عرب به خزان عرب مبدل شد و این نسخه در هیچ گوشه از شرق میانه و شاخ افریقا قابلیت تطبیق پیدا نکرد.
– بنویس که اوباما هُشدار داد امریکا و اروپا آماده اند به کل اقتصاد روسیه ضربه بزنند و هُشدار داد روسیه باید نیروهای خود را از اوکراین عقب بکشد.
– بنویس که در پی شکست حزب سوسیالیست فرانسه ژان مارک ارو نخست وزیر کناره گیری کرده و جناح راست افراطی اولین بار در پانزده حوزه انتخابات فرانسه پیروز شد.
– بنویس که کوریای شمالی و جنوبی در مرز مورد مناقشه بر همدیگر گلوله باری کردند.
– بنویس که روسیه قیمت گاز را به اوکراین یک سوم افزایش داد.
– بنویس که کمیته روابط خارجی پارلمان اروپا پیشنویس قطعنامه راهبردی اتحادیه اروپا در باره ایران را تصویب کرد.
– بنویس که وزرای دفاع کشورهای عضو شانگهای در شهر خجند در بارۀ دورنمای همکاریهای نظامی و فنی ملاقات کردند.
– بنویس که ایران و روسیه در آستانه امضای قرارداد نفتی بیست میلیارد دالری قرار گرفتند و امریکا به آنان هُشدار داد.
– بنویس که وزیر خارجه امریکا گفت وقت آن رسیده که امریکا در مورد تلاش های خود برای صلح میان اسراییل و فلسطین تجدید نظر کند و ناتانیاهو خلاف نظر اوباما به دعوت سناتوران در کانگره امریکا سخنرانی کرد.
– بنویس که هواداران روسیه در دونتسک واقع در شرق اوکراین اعلان استقلال کردند.
– بنویس که دولت سویس اعلان کرد که فلسطین رسماً به کنوانسیون ژنیو پیوسته است.
– بنویس که سازمان عفو بین المللی در رابطه به حمله به زندانیان بند 350 اووین ابراز نگرانی کرد.
– بنویس که اختر شناسان سیاره شبیه زمین را کشف کردند.
– بنویس که ایران چهار میلیارد تومان برای کمک به بازار بورس زرق کرد.
– بنویس که رییس جمهور اوکراین دستور عملیات تهاجمی علیه شورشیان اوکراین را صادر کرد و نفرات ارتش امریکا عازم چند کشور همسایه اوکراین شدند.
– بنویس که یک روز پس از کودتای نظامی بنگلا شینا واترا نخست وزیر تایلند بازداشت شد.
– بنویس که نقابداران به مهاجران افغان در قزوین حمله کردند.
– بنویس که اوباما طرح یک میلیارد دالری برای تقویت حضور امریکا در اروپا ارایه کرد.
– بنویس که مرکز شاهنامه در دانشگاه کامبریج افتتاح شد.
– بنویس که یک مقام وزارت خارجه امریکا از کمک های فنی امریکا در تحکیم مرز های تاجکستان با افغانستان سخن گفت.
– بنویس که ایران سی عضو القاعده را بازداشت کرد و امریکا دوازده زندانی را از گوانتانامو رها نمود.
– بنویس که رسانه ها از وجود صدها بریتانیایی در صفوف داعش خبر دادند.
– بنویس که سازمان ملل از عبور تعداد پناهندگان از مرز پنجاه میلیون گزارش داد.
– بنویس که پارلمان تاجکستان موافقتنامه تاجکستان با پیمان اتلانتیک شمالی در باره حرکات ترانزیتی این نهاد از قلمرو تاجکستان را به تصویب رساند.
– بنویس که پنتاگون پرواز پهپاد های مسلح را به درخواست دولت عراق در خاک آنکشور آغاز کرد.
– بنویس که بانک فرانسوی به دلیل نقض تحریم ها علیه ایران، سودان و کیوبا 9 میلیارد دالر جریمه شد.
– بنویس که دیدبان حقوق بشر از کشته شدن شیعیان و هزاره ها در پاکستان انتقاد کرد.
– بنویس که دادگاه حقوق بشر اروپا ممنوعیت استفاده از برقع در فرانسه را تائید کرد.
– بنویس که بانک مرکزی ایران رشد اقتصادی سال گذشته آنکشور را منفی 1.9 درصد گزارش داد.
– بنویس که نوری مالکی از نخست وزیری عراق کنار رفت.
– بنویس که آلمان تیلفون های کری و کلینتون را شنود کرد.
– بنویس که برای اولین بار دانش آموزان سفید پوست مؤسسات تحصیلی امریکا در اقلیت بودند.
– بنویس که ده کشور عربی پیشنهاد امریکا برای مشارکت در عملیات ضد داعش را قبول کرد اما امریکا قید نمود که ایران در ائتلاف ضد داعش جایی ندارد.
– بنویس که مردم اسکاتلند برخلاف استقلال شان از بریتانیا رأی دادند.
– بنویس که نخست وزیر یمن استعفا داد و چار مرکز سوخت داعش در سوریه را ائتلاف ضد داعش بمباران کرد و نخست وزیر عراق مخالفت خود را با بمباران های هوایی کشورهای غربی ابراز داشت.
– بنویس که اولین نوزاد از رحم پیوندی انسان به دنیا آمد.
– بنویس که رییس جمهور کینیا به اتهام نسل کشی محاکمه میشود.
– بنویس که قیمت نفت خام برنت به کمتر از 88 دالر هر بوشکه رسید.
– بنویس که داود اوغلو گفت ترکیه اجازه نمیدهد که امریکا از خاکش بر علیه داعش حمله کند و فرماندهان ارشد ائتلاف ضد داعش در واشنگتن گردهم آمدند و ترکیه نتوانست یکی از کرسی های غیر دایمی شورای امنیت را بدست آورد.
– بنویس که بوکوحرام به داعش بیعت کرد.
– بنویس که البغدادی ملا عمر را جاهل خواند.
– بنویس که مرکز جدید تجارت جهانی در نیویارک افتتاح شد.
– بنویس که حزب جمهوری خواه امریکا با پیروزی در انتخابات میان دوره یی توانست کنترول مجلس سنای امریکا را بدست آورد.
– بنویس که سناتوران نامه یی به خامنه ای نوشته توافقات اوباما را با ایران فقط تا ختم دوره کارش مدار اعتبار خوانده اند و اوباما از این نامه به جای سناتوران اظهار شرم کرد.
– بنویس که اردن در اعتراض به تشدید حملات اسراییل بر بیت المقدس سفیر خود را از اسراییل فرا خواند و رییس جمهور اردن در دفاع از پیلوتی که توسط داعش زنده سوزانده شده بود به منزل شخصی پیلوت رفته از همانجا قومانده حمله هوایی بر مواضع داعش را صادر کرد.
– بنویس که دادگاه عالی لیبیا پارلمان آنکشور را نامشروع قلمداد کرد.
– بنویس که یک شیخ عرب فولکس واگون قراضه رییس جمهور اروگوئه را یک میلیون دالر خریدار شد اما رییس جمهور این پیشنهاد را رد کرد.
– بنویس که چاک هیگل وزیر دفاع امریکا به دلیل ضعف مدیریت در جنگ افغانستان استعفا داد.
– بنویس که وزیر دارایی روسیه گفت تحریم ها سالانه چهل میلیارد دالر به اقتصاد روسیه صدمه وارد میکند.
– بنویس که یک مقام رهبری چین به جرم دریافت غیر قانونی شش میلیون دالر به حبس ابد محکوم شد.
– بنویس که زنی در عربستان سعودی بخاطر تماشای مسابقه فوتبال دستگیر شد و زنی دیگر بخاطر رانندگی بازداشت شد.
– بنویس که امریکا و کیوبا روابط دیپلوماتیک شان را از سر گرفتند.
– بنویس که وزیر نفت عربستان گفت حتا اگر قیمت نفت بیست دالر هم شود تولید نفت را کم نمیکند.
– بنویس که در حملات هوایی ائتلاف در سوریه بیش از هزار عضو داعش کشته شد.
– بنویس که وزیر داخله بحرین ایران را به مداخله در امور داخلی کشورش متهم کرد و وزیر خارجه امریکا ایران را در سر نگونه دولت یمن مقصر دانست….
با این بنویس بنویس گفتن ها به مشاهده میرسد که رنگ کاکا نوروز لحظه به لحظه تغییر نموده رعشه بر اندامش مستولی گشت و رخوت خمار آلودی بر سیمایش متبادر و به کرات متوالی گشت و با این وضعیت در حالیکه چشمانش به آسمانخراش های نیویارک دوخته شده بود گفت:
– برو برادر پشت گپ نگرد و دهن ما را شور مده ورنه برایت خواهم گفت که در این دنیای رجاله ها و دلقک ها که مردم به نرخ روز نان میخورند و به رنگ روز لباس می پوشند، این رجاله ها چه ها که نکردند و چه ها که در این کره خاکی نمیکنند. دهنم را بیش از شور مده ورنه خواهم گفت که چرا از شانزده حمل تا کنون ماشین دولت فقط به مزاج چند عضو کمیسیون انتخابات از کار افتاده و فلج شده و هیچکس نمیگوید چرا؟ برایت خواهم گفت که چرا عاملین تقلب دور اول و دوم انتخابات به مراجع عدلی و قضایی معرفی نشدند؟ برایت خواهم گفت که چرا سویچ برق پایتخت را به خانه کشور همسایه بالا و آب دریا های افغانستان را به چار سو به همسایه ها رها کردند؟ برایت خواهم گفت که چگونه مهاجمان بر یک مهمانخانه خارجی در قلب نیروهای امنیتی توانستند حمله کنند؟ برایت خواهم گفت که چگونه انتخابات به دور دوم و از آن فراتر رفت و از درون صندوق های شمارش آرا چه چیز ها بر آمد؟ برایت خواهم گفت که چگونه طی شش ماه از میان سی میلیون نفوس سی نفر برای کاندیدی مقام وزارت یافت نمیشود؟ برایت خواهم گفت که حکومت وحدت ملی به مثابۀ واژه من در آوردی از کدام مفرده قانون اساسی بر آمده؟ برایت خواهم گفت که چرا عربستان سعودی میخواهد که چک سفید بخاطر ایجاد مرکز تبلیغی در کابل امضاء کند؟ برایت خواهم گفت که چرا در دانشگاه ها یا پوهنتون های افغانستان پس از یکصد سال میخواهند دوباره دختران و پسران را از هم جدا کنند و کاریدوری بین ارگ و مساجد بکشند؟ برایت خواهم گفت که چرا و چگونه رییس متهم به تقلب انتخاباتی دارالانشأ انتخابات به انارکیلی هنریار نشان صداقت توزیع میکند؟ برایت خواهم گفت که چگونه شرکت ترکی-امریکایی که مسوولیت اجرای 237 کیلومتر جاده را در افغانستان داشت با دریافت 107 میلیون دالر فرار کرد؟ برایت خواهم گفت که چگونه و چرا 5 میلیون دالر بخاطر رهایی شخصی از بودیجه امریکا و دولت افغانستان به القاعده داده میشود که حتا به اندازۀ یک معلم ریاضی صنف دوازده هم به حال کشور مفیدیت ندارد؟ برایت خواهم گفت که چرا و چگونه کمیسیون انتخابات بدون اعلان نتایج دور دوم انتخابات و بدون اعلام نتایج شمارش آراء برنده انتخابات را اعلام کرد؟ برایت خواهم گفت که چگونه ماجرای کابل بانک سر به مُهر ماند و چگونه دستگاه های عدلی و قضایی تصفیه نشدند؟ چگونه خزانه دولت را به کدام راهها خالی کردند که اکنون حتا معاشات مأمورین با وقفه اجرا میشود و اضافه کاری ها کاهش یافته؟ برایت خواهم گفت که لوی درستیز پاکستان چرا پس از حمله به مکتب نظامی به کابل رفت و آمد نموده و در ملاقات سرگوشی با غنی در چونی نظامی خودش چه گفت؟ برایت خواهم گفت که چگونه و چرا رهبران دو تیم قبل از معرفی کابینه یکی به دعوت اندیا ایکسپرس و دیگری به حج عمره میروند؟ چگونه و چرا افغانستان در قاچاق مواد مخدر، فساد اداری، رشوه، اختلاس، غصب دارایی های عامه ممتاز و پیشتاز و در الیگارشی قدرت دولتی و پول و شبکه مخوف مافیا مست سر انداز است؟ چگونه و چرا کشور در بدل تحکیم پایه های منفعت اشخاص به اقمار همسایه ها، سایه ها و سرسایه ها مبدل میشود؟ چگونه و چرا کشور به کام فرهنگ دروغ و تعصب خط کشی های خونین اختلافات برادر کشی کشیده میشود؟ برایت خواهم گفت که چگونه افغانستان مارکیت مصرفی و بازار فروش اموال استهلاکی کشور های همسایه شده و مردم بر سبیل فکاهی لت های دوران سلطان محمود توهین میشوند که برق شان از ازبکستان، تاجکستان و ترکمنستان، شیر، مسکه، پنیر، تخم مرغ و لبنیات شان از ایران و پاکستان و سمنت، آهن چادر، آهن گادر و مواد ساختمانی شان از پاکستان و بالاخره آنچه به نام مواد استهلاکی و خوراکی و پوشاکی یاد میشود از چین به پایین ترین قیمت وارد شده زمین های این مردم لامزرع، دریاهای شان به کشور های همسایه جاری و خودشان بیکار از بام تا شام در جاده ها واویلان اند؟ که با این حال یک گروه اقلیت در جاده ها و خیابان ها سوار بر آخرین مودل موتر های جهان گشت و گذار مینمایند و رهبران و دولتمردان در قصر خلیفه، قطر، شیخ نشین های خلیج، دهلی و شهر های بزرگ کشور های غربی با خانواده های شان زیست میکنند. رهبرانی که خانواده هایشان در خارج زیست میکنند و خودشان بر شانه های مردم در کابل و ولایات و با داشتن دو تابعیت بر مردم افغانستان فخر میفروشند.
داستان این گروه سوار بر دوش ملت را هرگاه بخواهیم بیشتر از این بنویسیم حتا قلم از نوشتن آن خجالت میکشد.
از همینجاست که در کشوریکه دستگاه حکومت آن طی یکسال جابجا و دورانی حرکت نموده و مردم آن با دل سرد، تن پر درد و رنگ زرد در آوارگی و بیچارگی و دربدری با جیب خالی و در تاریکی پایتخت آخرین روز سال را پشت سر میگذارند نمیتوان از هفت سین و سال نو و چارشنبه سوری و لباس نو داستان لاطیالاتی خواند و در پایان آن به ریش کاکا نوروز خندید و عجوزک را مسخره کرد.
القصه داستان این قُلدران و زورگویان و عربده جویان را در سالی که گذشت با بخش هایی از سروده کارو به پایان میبرم:
من بیمار که صدبار بمیرم هر روز
بالشم سنگ، دلم تنگ، تنم بستر سوز
کت من در گرو عید گذشتست هنوز
به من آخر چه که نوروز سعید است امروز؟
کهنه روزم چه بود آخر که چه باشد نوروز؟
هفت سین من اگر بودی و می دیدی چیست
همنیشین من ماتم زده می دیدی کیست
سینه ام سنگ، دلم تنگ، تنم بستر سوز
به من آخر چه که نوروز سعید است امروز؟
به این ترتیب به فرجام این داستان درد انگیز سال میرسیم و در حالیکه عجوزک در لباس سیاه خون میگرید و کاکا نوروز غمین و دلمرده و بی همنشین سر به بالین نهاده با این شعر حافظ آخرین روز سال را به پایان می بریم:
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
که این عجوزه عروس هزار دامادست

ه‍.ش. ۱۳۹۳ اسفند ۱۹, سه‌شنبه

همه در تاریکی با چشم بسته راه میروند

 

مارس 11, 2015
شماره ( 217) چهارشنبه ( 20 ) حوت ( 1393) / ( 11) مارچ ( 2014)
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
جامعه روشنفکر راست و چپ افغانستان از ملا تا تحصیل یافته مؤسسات عالی و تا طرفداران مکاتب مختلف دیروز بر سبیل عادت کهن با هر نوع تغییر وضعیت تلاش می نمایند خود را از قبل توافق و تطابق دهند.
گاهی چپی ها به عوض کلاه پیک، پکول، دستمال و پیراهن و تنبان به بر میکنند، زمانی مجاهدین پس از زور آزمایی چارآسیاب و ارگ در قیافۀ تحریک طالبی استحاله میشوند و زمانی با ورود غرب آنانیکه پوشیدن دریشی و تراشیدن ریش را زمانی عمل خلاف میدانستند نکتایی، دریشی و بو و شبو به بر میکنند، به همین روال اکنون گروهی از فرماندهان مجاهدین از گریبان داعش قبل از وقت سر برون آورده بخاطر خوش خدمتی آنان به صفت دایۀ مهربانتر از مادر حرکت های نمایشی برای ترساندن حریفان شان می نمایند. این حرکات نشان میدهد که هنوز جامعه روشنفکری افغانستان اعم از ملا، عامی، تحصیل یافته، چپ و راست از حوادث گذشته نیاموخته و قانونمندی جامعه شناسی افغانستان را از یاد برده اند.
در حالیکه پاکستان گروه گروه دهشت افگنان را از بیم پیوستن به داعش از خاک آن کشور اخراج نموده در محلات نزدیک به سرحدات ازبکستان، تاجکستان و غیره برای روز مبادا با خانواده هایشان جابجا میسازد اینطرف دستگاه دولت افغانستان بدون نقشه راه و تعدد آرأ با چند گانگی به نحوۀ مصالحه با طالبان می اندیشد.
حوادث جهانی نشان میدهد که احتمالاً اولاً داعش در حال حاضر با توجه به درگیری های شدیدی که در شرق میانه پیدا نموده مجال گشودن یک جبهه وسیع در میان سه کشور افغانستان، ایران و پاکستان را ندارد و آن کسانیکه در غزنی از دفتر والی، در هلمند از کدام تنظیم و در ننگرهار از کدام گروه جدا شده صدای داعش را بلند میکنند از طرف مقابل این حرکت شان به صفت بازی اوپراتیفی خود تنظیم ها شاید درک شود و در ثانی هرگاه داعش با فورمولی که بخواهد به آسیای میانه برود شاید در اولین گام از سر راه این تسلیمی ها، چک چکی ها و هواداران مشکوک خود را تصفیه و جاروب نماید و اولین هدف تصفیه آن متوجه افرادی باشد که خودسرانه بیرق داعش را بلند کرده اند.Ÿ

ه‍.ش. ۱۳۹۳ اسفند ۱۲, سه‌شنبه

تناقض چنـــــد مجهولۀ مذاکره با طالبــــــان

 

مارس 4, 2015
چهارشنبه ( 13) حوت ( 1393)/ ( 4) مارچ ( 2015)
نوشته : محمد داود سیاووش
d8b3d8b1d985d982d8a7d984d987
با تناقضاتی که در ظاهر انکشافات تلاش های مذاکره با طالبان به مشاهده میرسد چنان معلوم که سر نخ و سر کلاوه قضیه افغانستان حتا در بالاترین سطح مقامات نیز در هم پیچیده و سر درگم است. از یکطرف با نزدیکی کابل و اسلام آباد و با اعزام محصلین ملکی و نظامی به مؤسسات تحصیلات عالی پاکستان از بهبود روابط سخن گفته میشود که حتا حساسیت سفیر هند در کابل را بر می انگیزد و از سوی دیگر کارمندان قنسولی افغانستان در پیشاور توسط پولیس پاکستان اذیت میشوند و سفیر پاکستان به ارتباط این مسأله به وزارت خارجه افغانستان احضار میشود.
در روی دیگر این صفحه ملا دین محمد از مذاکرات قریب الوقوع طالبان با حکومت افغانستان به اذن و اجازۀ ملا محمد عمر خبر میدهد، اما ذبیح ا لله مجاهد این خبر را تکذیب میکند و همزمان در اولین تحفۀ این نزدیکی با طالبان گزارشاتی از فروش افراد انتحاری در بگوا و افزایش کمیت داعش از هفتاد نفر به چند صد نفر در فراه به نشر میرسد و همزمان افراد نقابدار به رؤیت هویت قومی در مسیر شاهراه جنوب کشور مردم را دستگیر و به صوب نا معلوم با خود میبرند.
هرگاه این رویداد ها را کنار هم بگذاریم هیچ سیاستمدار، تحلیلگر، مفسر و کارشناسی نمیتواند در بیلانس این رویداد ها به نتیجۀ مذاکرات اوپتیمیست باقی بماند