۱۳۸۸ آذر ۳۰, دوشنبه

رأی اعتماد باید به کایینه و پروگرام حکومت داده شود نه به برنامه های شخصی وزرا!

نوشته: محمد داود سیاووش
از گذشته چنان معمول بود که شخص اول (صدر اعظم) با وزرا به تالار شورا آمده صدر اعظم پروگرام حکومت را که حاصل جمع تدوین شده اجراآت آینده وزارت خانه ها بود به شورا قرائت مینمود. بعداً وزرا و صدر اعظم در محل معین نشسته وکلا به ترتیب نوبت در انتروال معینه زمانی که پیشبینی شده بود بالترتیب پیرامون پروگرام حکومت به طور عموم و مشخصاً در زمینه های مشکلات با وزارت خانه ها به طور اخص صحبت مینمودند. این بحث ها میتوانست طی چند روز ادامه یابد و در پایان رأی اعتماد به حکومت داده میشد.
در سیستم موجوده نظام سیاسی که وزنه صلاحیت های رییس جمهور در چوکات یک نظام ریاستی سنگینی میکند، در مرحله اول فشار شورا را با معرفی وزرا در یک برنامه کوتاه توسط معاون اول رییس جمهور و طرح مسایل حاشیه ای در آستانه ورود وزرا به تالار شورا پایین آوردند. بعداً معاون اول در چند جمله کوتاه برنامه را (که میتوانست توسط رییس جمهور به طور مشرح به مجلس ارائه شود) قرائت نمود.
در مرحله بعدی بحث روی برنامه های وزرا و اسناد تحصیلی شان برای یکروز تا حدی بازهم فشار مجلس را روی مسأله پایین آورد و در نهایت روز بعدی پنج وزیر در مقابل مجلس قرار گرفته به اصطلاح پروگرام های شان را ارائه نموده و به سوالات باید پاسخ میگفتند. در این حال دیده میشود که اهرم از سطح پروگرام کشور به سطح پروگرام وزیر و از سطح معرفی کل وزرا به سطح معرفی پنج وزیر و بالاخره سوال و جواب با وکلا خورد شد که طریقه یی برای آسان ساختن یک مسأله مشکل میتواند تلقی شود. در غیر آن وزیری که از اجراآت گذشته خود دفاع میکند و برنامه آینده خود را تشریح میکند او نمیتواند در اجندای یک بحث بزرگ روی مسایل کلی کشوری صحبت خود را بگنجاند.
این سناریو گذشتن وزرا را از صحه پارلمان سهولت می بخشد ور نه تمام وزرا بعداز ارایه گزارش اساسی حکومت توسط رییس جمهور از صبح تا عصر هر روز باید در برابر مجلس قرار گرفته انتقادات، پیشنهادات و نظریات آنان را در مقیاس کشور استماع میکردند و در پایان رأی گیری صورت میگرفت، چه کاری مهم تر از گرفتن رأی اعتماد یک وزیر میباشد که به خاطر اجرای آن وزرا باید مرحله به مرحله وارد تالار شوند. بیش از نصف وزرا کما فی سابق در چوکی های شان تکیه زده و برای متباقی وعده اعطای کرسی ها در حکومت توسط رییس جمهور داده شد و چند وزیر اصلاً هنوز معرفی نشده، در حالیکه حضور زنان در کابینه باز هم سمبولیک مانده سر و صدای ایجاد وزارت جدیدی به خاطر معرفی یکی از اناث مطرح میشود که معلوم نیست ایجاد آن وزارت را پارلمان تایید میکند یا نه.
در این شرایط چگونه میتوان با تیم قدیم اصلاحات آورد. در حالیکه هر نوع اتهام کم کاری، فساد اداری، ضعف مبارزه با مواد مخدر و غیره به آدرس این وزرا مطرح شده، هر گاه آنان به ادعای حکومت با توجه به کار ها و دستاوردهای شان به این مقامات ابقا میشوند وبرای وزرای کناررفته وعده کرسی ها داده میشود پس مسوول اینهمه نقایص و ضعف ها کیست؟ وباز درکابینه یی که وزرا بااختلاف نظر های جدی کنارهم درمجلس وزرا مینشینند، چگونه ازیک تیم واحد میتوان صحبت نمود؟ آنان که رهبران احزاب ونمایندگان گروه های خاص بوده با اجندا های خود به کابینه راه یافته و در پی تحقق اهداف حزب یا گروه شان میباشند!

۱۳۸۸ آذر ۲۷, جمعه

سیر تاریخی آزادی بیان و مطبوعات آزاد در افغانستان شماره 33/10 اسد 1387/31 (ارمغان ملی)July 2008

محمد داود سیاووش
عده یی که با آزادی بیان و مطبوعات آزاد مخالف اند این جریان را یک پروسه وارداتی و تحمیل شده پس از اداره انتقالی میدانند، در حالیکه یک نگاه گذرا به پیشینه دیرینه این روند نشان میدهد که مسیر آزادی بیان و مطبوعات آزاد در افغانستان از اوایل قرن بیستم به طور قانونمند و رسمی وجود داشته و در قانون اساسی و قوانین متمم آن این حق رسماً به رسمیت شناخته شده است. مطالعه دقیق این مسیر ایجاب مینماید تا سیر تاریخی آنرا از ایجاد نخستین مطابع و نشریه های شخصی تا دوره حکومت انتقالی پس از سقوط طالبان وضاحت بخشیم.
مراحل قانونی آزادی مطبوعات:
نظامنامه مطبوعات در (10) جدی (1307)خورشیدی نشر و نافذ گردید. این نظامنامه بر اساس ماده (11) نظامنامه اساسی افغانستان طرح و نافذ گردیده بود که در آن گفته شده:«مطبوعات و اخبارات داخلیه، مطابق نظامنامه مخصوص، آزاد میباشند نشر اخبار فقط از حقوق حکومت و یا اهالی تبعه افغانیه است. در باره مطبوعات خارجه دولت علیه افغانستان بعضی شرایط و قیود نهاده میتواند.»
گام دوم در این مسیر با انفاذ نظامنامه مطبوعات برداشته شد، در این نظامنامه شرایط نشر به اصطلاح « وسایل یومیه و موقوته» پیشبینی شد و احکام جزائی مشخص گردید. در بند سوم ماده (18) این نظامنامه گفته شده که:«نظامنامه هذا به روزنامه های غیر رسمی عاید بوده، روزنامه های رسمی به احکام علیحده تابع میباشد.»
در ماده (8) این نظامنامه آمده که:«وسایل و موقوته هاییکه به سیاست تعلق نداشته باشند و محض ادبی و فنی باشد به این نظامنامه تابع نیستند» هر چند با توجه به احکام جزایی این نظامنامه نشریه نسیم سحر را وقتی انتقاداتی متوجه پادشاه و خانواده سلطنتی نمود متوقف ساختند ولی در پرتو احکام این قانون به انیس اجازه داده شد در خط مطبوعات شخصی به فعالیت ادامه دهد و حتی معاونتهایی هم گاهگاه به آن صورت میگرفت. در همین سالها بود که محی الدین انیس مقاله یی را تحت عنوان «چرا جراید ما سقوط میکند» به نشر سپرده و در آن دلایل موجهی پیرامون عنوان فوق اقامه نمود. به هر حال بر بنیاد این مجوز نیرومند قانونی در کشور مطابع و نشریه های آزاد به فعالیت آغاز نمودند.
هر چند مطبعه شخصی «عنایت» در افغانستان از زمان امیر حبیب الله فعالیت داشت اما در دوره امان الله خان مطابع ذیل طور شخصی به فعالیت آغاز نمودند:
مطبعه رفیق
این مطبعه به سرمایه شخصی محمد رفیق خان در محوطه ماشین خانه کابل تأسیس گردید. مطبعه با وسایل چاپ سنگی (لیتو گرافی) و وسایل چاپ حروفی (تیپو گرافی) مجهز و دارای تشکیلات منظم اداری و فنی بوده در آن نظامنامه های ملکی و آثار دانشمندان و نویسندگان به طبع حروفی به چاپ میرسید. جریده انیس نیز مدتی در این مطبعه به چاپ میرسید چنانچه محی الدین انیس در شماره (24) از کار این مطبعه قدر دانی کرده است.
مطبعه انیس
از سال دوم نشرات انیس از پول اشتراکات محی الدین انیس یک مطبعه شخصی تأسیس نمود و چاپ جریده انیس بعد از آن در مطبعه خودش صورت میگرفت. طوریکه دیده میشود احتمالاً خوانندگان آن دوره نظر به شرایط فعلی خوش ذوق تر و با احساس تر بوده اند چون دیده میشود از پول اشتراکات یک و نیم ساله خود انیس توانست مطبعه یی را خریداری کند.
مطبعه کاظمی
این مطبعه که در ابتدا از طرف وزارت مالیه برای انجام کار های طباعتی آن وزارت تأسیس گردیده بود بنابر غیر اقتصادی بودن آن میر محمد هاشم وزیر مالیه تصمیم گرفت آن را بفروشد آن مطبعه را وزیر به پول شخصی خود خریده بنام پسر خود سید کاظم «مطبعه کاظمی» نامید. گفته میشود که حجم کار در این مطبعه خیلی زیاد بوده و در (24) ساعت (4) تایم کار میکرد.
مطبعه دانش
این مطبعه در شهر هرات تأسیس گردیده، در مورد مؤسس و صاحب امتیاز آن اطلاعی در دست نیست ولی از شرکت بودن آن اعلانی که از طرف مدیر مطبعه در جریده انیس به نشر رسانیده گواهی میدهد، در اعلان آمده که «ما چند نفر که از چند سال است در پی تدوین آثار رویای خودیم… از حسن تصادف که مطبعه دانش هرات با حروف سربی و لوازم مکمل در این تازگی ها در هرات وارد و مشغول به کار شده… اینست که مصمم طبع کتابی شده، پول حق الطبع و قیمت کاغذ را به طور اشتراک تهیه دیده…» این اعلان به صراحت نشان میدهد که مطبعه دانش هرات شخصی بوده و از طرف چند دانشمند هراتی به کار افتاده بود.
نشریه های غیر دولتی:
در پرتو احکام نظامنامه اساسی و نظامنامه مطبوعات جراید شخصی ذیل به نشرات آغاز نمودند:
انیس
استاد محمد کاظم آهنگ مینویسد: روزیکه انیس نشر میشد صف طویل از علا قه مندان جلو درب دروازه آن با تمام تحمل و حوصله مندی انتظار شماره مخصوص خود را میکشیدند، این نه به خاطری بود که نگارنده آن «قلمش را شمشیر ساخته بود» بل به خاطری بود که شمشیر را درست به هدف حواله میکرد. محی الدین انیس وقتی با چند جلد کتاب و مجله از طریق هرات وارد کابل شد با مطالعه جو سیاسی، شرایط اجتماعی و آمادگی دولت به پذیرش نشریه های آزاد غیر دولتی، این جریده را در (15) ثور (1306) خورشیدی تأسیس نمود.
جریده نسیم سحر
جریده نسیم سحر به نگارندگی و امتیاز احمد راتب طور هفته وار و آزاد، از ابتدای نشر به چاپ حروفی در مطبعه «امان افغان» به چاپ میرسید و پس از پانزده شماره به علت انتقادی بودن متوقف شد و مدیر مسوول آن محاکمه گردید.
جریده نوروز
این نشریه به امتیاز و مدیریت مسوول محمد نوروز و نگارندگی میرزا غلام به نشرات آغاز نمود. چون آغاز نشرات آن مصادف به بازگشت شاه به کشور بود محمد نوروز خان آن را نوروز نامگذاری نمود.
به طور عموم در دوره امانی جمعاً (23) روزنامه، جریده و نشریه های موقوته به مصرف دولت و ابتکار اشخاص در مرکز و ولایات به نشر میرسید، در همین دوره برای اولین بار رادیو نیز به نشرات آغاز نمود.
در دوره صدارت شاه محمود خان حکومت یک دوره امتحانی آزادی های مدنی و سیاسی را تجربه کرد و در این مرحله با انفاذ قانون مطبوعات به نشرات غیر حکومتی اجازه فعالیت داده شد.
نشرات ایندوره که بیشتر به احزاب سیاسی وابسته بود قرار ذیل اند:
جریده انگار
این جریده به امتیاز فیض محمد انگار از طرف حزب ویس زلمیان به نشرات آغاز نمود که بعداً جای آنرا جریده ولس به امتیاز گل پاچا الفت گرفت.
جریده وطن
این جریده از طرف حزب وطن به نشر میرسید و صاحب امتیاز آن میر غلام محمد غبار بود و مدیر مسوول آن در ابتدا علی محمد خروش و بعد میر محمد صدیق فرهنگ بود.
ندای خلق
این جریده به امتیاز داکتر محمودی و ولی محمد عطانی از طرف حزب خلق انتشار می یافت.
فعالیت احزاب مربوط به این نشریه ها در سال (1952) به اوج خود رسید و در انتخابات دوره هشتم شوراهیچیک از نمایندگان مخالف را به شورا راه ندادند و در چنین وضعی با راه اندازی مظاهرات خیابانی مخالفان حکومت آنان را سرکوب و جراید «انگار»، «وطن» و «ندای خلق» را مصادره نموده آزادی بیان را ممنوع و نشرات آزاد را لغو کرد.
بار دیگر پس از استعفای سردار محمد داود از مقام صدارت در سال (1341) خورشیدی با تصویب قانون اساسی به تعداد (35) جریده آزاد ملی در پهلوی جراید، روزنامه ها و مجلات دولتی انتشار یافت که دوره نشرات این جراید را به نام دهه دموکراسی یاد مینمایند.
در این دوره در مواد (26) و (31) قانون اساسی آزادی بیان تضمین شده خطوط اساسی فعالیت نشرات آزاد مشخص شد.
جراید و مجلات آزاد این دوره عبارت بودند از: پیام امروز، افغان ملت، خلق، مردم، مساوات، پیام وجدان، پرچم، صدای عوام، شعله جاوید، ترجمان، سبا، کمک، کاروان، گهیح، پروانه، جبهه ملی، پکتیکا، سپیده دم، افغان ولس، اتحاد ملی، روزگار، افغان، ولس، ندای خلق، ملت، افکار نو، پیکار، شوخک، خیبر، معرفت، اسلام، دریا، روز، وحدت.
بار دیگر در اواخر حکومت داکتر نجیب یک تعداد نشریه های غیر حکومتی چون نوای صبح، اخبار هفته، سلام، شوخک، پلوشه، آزادی، یا حق و غیره به نشرات آغاز نمود.
با تشکیل ادارة مؤقت که آزادی بیان یکی از اساسات اجلاس بن بود با حمایت جامعه جهانی در حدود (300) نشریه در جامعه عرض اندام نمود. شور و شوق روزنامه نگاری به حدی بالا گرفت که مسوولان وزارت اطلاعات و فرهنگ روزنامه نگاران را تشویق میکردند که حتی قبل از اخذ اجازه نامه نشریه هایشان را به چاپ برسانند اما به تدریج حکومت و مشاورینش حوصلة شان را در برابر انتقادات و طرح های انتقادی از دست داده با نزدیک شدن انتخابات فضای فعالیت رسانه ها را میخواهند تنگتر سازند.
در این دوره قانون رسانه ها در چند مرحله تجدید شد و از فراخ اندیشی و دید وسیع روز های اول مرحله به مرحله زاویه آزادی بیان تنگتر گردیده و هنوز محدود تر میگردد در حالیکه به موازات ایجابات زمان و شرایط ملی و بین المللی این روند باید به سوی تکامل و انکشاف ره باز مینمود مردم افغانستان به چند دلیل حق دارند از مطبوعات آزاد و آزادی بیان در مرحله کنونی برخوردار باشند:
- دسترسی به اطلاعات مطابق احکام قانون اساسی افغانستان از حقوق مردم میباشد.
- در یک نظام شفاف و پاسخگو موجودیت رسانه هایی که از آن طریق صدای اعتراض مردم را مسوولان و پاسخ مسوولان را مردم بشنوند عناصر اولیه نظام میباشد.
- گروه های هشدار دهنده شامل رسانه های دیداری، شنیداری و چاپی برای جلوگیری از مظاهر قانون شکنی، خودسری، اختلاس، رشوه ستانی، زور گویی، قاچاق مواد مخدر و غیره در کنار قوای ثلاثه نقش مؤثری را ایفا میکنند.
- آزادی بیان حق مسلم هر افغان بوده در مواد (24) و (34) قانون اساسی افغانستان مسجل میباشد. که هر افغان حق دارد فکر خود را به وسیله گفتار، نوشته، تصویر ویا وسایل دیگر اظهار نماید و به طبع و نشر مطالب بدون ارائه قبلی آن به مقامات دولتی بپردازد.
- آزادی بیان و مطبوعات آزاد یک شبه و طی کدام فرمان به وجود نیامده بلکه در نتیجه مبارزه قانونمند مردم و فیصله های کنفرانس بن به دست آمده و از اولین قانون اساسی افغانستان در زمان شاه امان الله تا انفاذ قانون مطبوعات دوره صدارت شاه محمود خان و تا دهه دموکراسی و قانون اساسی فعلی افغانستان در کلیه اسناد و وثیقه های کبیر ملی مسجل میباشد.
با این حال اگر کسی به جامعه جهانی استدلال مینماید که آزادی بیان پدیده وارداتی و خلق الساعه غرب است و باید به آن خاتمه داده شود کانون های پالیسی میکر بین المللی خود فکر نمایند که این صدا از کیست و از کجا می آید؟
ترقی های عالم رو به بالاست
ما از بالا به پاییـــن می ترقیم

۱۳۸۸ آذر ۱۱, چهارشنبه

اوباما استراتیژی افزایش و خروج نیروهای ایالات متحده از افغانستان را اعلان نمود

بالاخره پس از ده بار جلسه و ماه ها بحث و مذاکره بارک اوباما رییس جمهور ایالات متحده استراتیژی جدید آن کشور را در قبال افغانستان اعلان نمود. در این استراتیژی از یکطرف به نظریات دموکرات های مجلس سنا با اعلان ضرب الاجل آغاز خروج نیروهای ایالات متحده توجه شده، از طرفی به نظریات بخشی از سناتوران که خواهان توجه به پاکستان میباشند با تکیه بر عنصر پاکستان در استراتیژی اهمیت داده شده و از جانبی افزایش سی هزار نیرو مطابق نظر جنرال مک کریستل و در موافقت با نظریات جمهوری خواهان مجلس سنا صورت میگیرد.
آنچه نا گفته میماند یکی اینکه چگونه تا ماه جولای 2011 پوتانسیل نظامی افغانستان تا آن حد افزایش می یابد که کشور توانایی دفاع مستقلانه را پیدا کند؟ دوم آنکه با توجه به پالیسی ملیشه سازی در جنوب آیا پس از خروج نیروهای ایالات متحده ملیشه ها مانند گذشته یکبار دیگر قدرت را در کابل بدست نخواهند گرفت؟
به هر حال به نظر میرسد در این استراتیژی بخاطر داشتن سیاست خارجی ضد و نقیض، افغانستان فرصت طلایی را از دست میدهد و توجه ایالات متحده به پاکستان بیشتر است که با این حال در نبود قدرت بزرگی چون ایالات متحده احتمال آن وجود دارد که افغانستان دست خوش مداخلات قدرت های منطقوی شده ساختار های شکنند مدنی آن از هم بپاشند. مگر اینکه جهان در بارۀ مسایل جنگ و صلح در افغانستان به صفت یک مشکل جهانی ملتفت شده و به آن راه حل های جدید بسنجد.

۱۳۸۸ آذر ۱۰, سه‌شنبه

بیایید وزرای جوان داشته باشیم!

در این روز ها هر کجا سخن از گمانه زنی ها در باره کابینه جدید است، در محافل عروسی و عزاداری ها هر کجا بحث ها از این است که کی ها وزیر آینده در کابینه آقای کرزی خواهند بود؟ عدۀ میگویند که چون در گذشته کدر های میانه سال به نحوی از انحا در کشمکش های سیاسی، نظامی یا قومی شامل بوده و یا تحت تأثیر تلقینات دوران گذشته جنگ سرد یا جنگ های تنظیمی و غیره میباشند و از طرفی نسلی که در دوران جنگ سرد و جنگ های داخلی مطرح بودند در سن باز نشسته گی و یا دوران کهولت و پیری قرار دارند اگر در کابینه جدید وزرا از میان جوانانی که سن شان در بین 20-30 سال باشد برگزیده شوند شاید مفیدیت بهتر داشته باشند. این کدر ها اکثراً در دوران کشمکش های سیاسی جهان دو قطبی در مرحله طفولیت قرار داشته و در جنگ ها و درگیری های نظامی و سیاسی شامل نبوده ، تاپه هایی از این قبیل بر پیشانی شان نیست. از طرف دیگر کدر های جوان هنوز به سوء استفاده رشوه، اختلاس و باند های مافیایی سر و کار نداشته دست شان به چنین مسایل آلوده نیست. این کدر ها تحت تأثیر فضای جدید و عصر کمپیوتر، انترنت و دنیای مدنی بزرگ شده و حتی در محلات نیز نوعی به آزادی های مدنی خو گرفته اند.
اما ضعف عمده در این انتخاب کمبود تجربه این جوانان میباشد، برخی ها به این باور اند که اگر دلسوزی واقعی نزد بزرگان و کدر های با تجربه وجود داشته باشد، در اطراف هر وزیر جوان کمیتۀ از کدر های با تجربه تشکیل شود. تمام امور از نظر آنان بگذرد و کدر جوان که وزیر اداره میباشد فقط آنرا صحه بگذارد. البته به کدر های با تجربه و مشاورین معاشات کافی و امتیازات خوب پرداخته شود.
در حال حاضر وضعیت سیاسی طوری آمده که بر پیشانی بسیاری از کدر های دیروزی تاپه های سیاسی، تنظیمی و گروهی وجود دارد و اگر آنان صد بار هم (غسل تعمید) نمایند و واقعاً از گذشته بریده باشند باز هم قضاوت از روی گذشته آنان صورت میگیرد. چنان هم واقع شده که کدری باری در یک نشست عادی زیر درختان دانشگاه اشتراک نموده در حالیکه فعلاً به آن مسایل اصلاً فکر نمیکند و حتی با آن نظریات مخالف میباشد ولی در جامعه از روی سن، سال، تجربه و موقعیت فعلی موصوف نه ،بلکه از روی سلوک دیروزی آن قضاوت می شود.
اگر کدر های عاری از تعلق به چنان ارتباطات اما با تجربه و کارایی جوان در پست های رهبری کشور برگزیده شوند از یکطرف دینامیزم و تحرک آنان و از طرف دیگر پاکی و صفایی ارادی و قلبی شان و از جانبی بری ذمه بودن آنان از اتهام و پیشداوری ها ایشان را جرئت می بخشد دست و آستین بر زده با دفتر سوانح سفید در صحنۀ سیاسی تبارز نمایند، (هر چند کم تجربه گی و امکان آلوده شدن شان را نیز نباید نا دیده گرفت) به این کدر ها باید معاشات کافی و حتی مبالغی به عنوان تحفه به خاطر سر و سامان بخشیدن وضعیت زندگی شان پرداخته شود تا چشمان شان به جیب مردم و خزانه دولت نماند. تجربه نشان داده انسان ها در مراحل اول زندگی و قبل از آلودگی تا وقتی که مجبور نشده اند دروغ نگفته و دست شان را آلوده نساخته اند. برای مبارزه با فساد حتی باید به این مسأله اندیشید که این کدر های تازه به دوران رسیده را دستگاه های مافیای و اختاپوتی با استفاده از جوان بودن شان به دام نیاندازند، فقط در همین حال است که میتوان در وجود یک دستگاه شفاف، حسابده، پاسخگو و مسوول نیروی جوان را به کار انداخت و کشور را از ورطۀ هولناک فساد و بربادی نجات داد.
با این همه از اینکه به قول معروف به گپ آدم غریب کسی توجه نمکیند معلوم نیست در صدر قدرت به خاطر تقسیم کرسی ها چه چانه زنی ها و بگو مگوهایی در جریان است، آنانیکه در رأی آوردن برای آقای کرزی نقش فعال داشتند مسلماً حالا در آرزوی دریافت پاداش و امتیازات میباشند که با این حال به فکر کردن درباره نظریاتی که در این رابطه فوقاً ابراز شد شاید اصلاً جایی وجود نداشته باشد ونزدگرداننده گان چرخ سیاست موجودقصه مفت باشد چه زیبا گفته اند سلاح مملکت خویش خسروان دانند!