۱۳۹۴ دی ۷, دوشنبه

افغانستان از رصد هند و پاکستان


دسامبر 28, 2015
شماره ( 258) سه شنبه ( 8) جدی ( 1394)/ ( 29) دسمبر (2015)
logo
محمد داود سیاووش
هنگامیکه صدر اعظم هند به کابل آمد و با یک ضربه فنی بر دشمن منطقه ای اش پاکستان نهاد ممثل دموکراسی یعنی تعمیر پارلمان را در برابر مفکوره های بنیادگرایی در افغانستان افتتاح نمود بلافاصله دشمن دیرین و رقیب سرسخت منطقوی هندوستان اعلام نمود که راحیل شریف به کابل سفر مینماید.
مودی با دستآورد های بند سلما و افتتاح تعمیر پارلمان ضربه فنی به حریف دیرینش حواله کرد در حالیکه پیام راحیل شریف در بهترین حالت در زمینه نزدیک ساختن گروه طالبان با دولت بود.
در دستگاه دولت افغانستان دو نوع گرایش در حال حاضر به چشم میخورد: یکی به نام ستون پنجم و طرفداران طالبان و پاکستان و دیگری در مخالفت با نحقق خواسته های سیطره جویانه اسلام آباد در افغانستان.
مودی در یک بازی زیرکانه از اعطای 500 بورس تحصیلی به فرزندان شهدای قوای مسلح افغانستان خبر داد، در حالیکه راحیل شریف با رهبران حکومت وحدت ملی از نشست چار جانبه افغانستان، امریکا، پاکستان و چین در ماه جنوری سخن گفت که در واقع هند در این پروسه اصلاً حضور ندارد.
دو نوع برخورد:
هند در خط دفاع از نهاد دموکراسی و قوای مسلح موضع گرفت و پاکستان در جهت حمایت از کسانیکه میخواهند از خط قرمز قانون اساسی و ارزشهای مدنی عبور نمایند. پاکستان در خط حمایت از نفوذ طالبان به ساختار دولت افغانستان و هند در جهت تقویه قوای مسلح با اعطای چار چرخبال، یک هزار بورس تحصیلی و 500 بورس به فرزندان شهدای قوای مسلح عرض اندام نمود. در این حال تیتر اول اخبار شبی را که راحیل شریف به کابل آمد نیز نباید نادیده گرفت. با آنکه جنرال دوستم هنگام سفر مودی به کابل در استقبال از وی حضور نداشت اما در روزیکه راحیل شریف به کابل آمد خبر ملاقات جنرال دوستم در تیتر اول اخبار 8 شب هنگام ملاقات با مردم شمال و اظهار آمادگی برای مقابله با طالبان و سرکوب آنان به نشر رسید.
از نظر برخی کارشناسان ریاست اجرائیه در خط نزدیکی با سیاست های پاکستان در حرکت است، در حالیکه از نظر این کارشناسان نزدیکی برخی حلقات ریاست اجرائیه به پاکستان نمیتواند به مفهوم رضایت سراسری نیروهای شمال باشد و هر نوع عقب نشینی از ارزش های قانون اساسی به مفهوم اعلان یک جنگ تازه در افغانستان خواهد بود.
رقابت اقتصادی:
در حال حاضر پاکستان توانسته در جنگ راه ابریشم از یکطرف کاشغر را به گوادر وصل کند و از طرفی خط لوله گاز را از گلکنش به پاکستان رسانده از آن طریق به فضلکه وصل کند، اما در چنین شرایط هند فقط به اتصال افغانستان از طریق زمینی و دریایی به شمول چابهار ایران با هندوستان خوشبین است آنهم در شرایطی که مودی گفت: ما امیدوار استیم که پاکستان در وسط نقش پل را خواهد داشت نه مانع را در بین افغانستان و آسیای جنوبی.
همصدایی مودی و غنی:
مودی بدون بردن نام کشوری به پناهگاه ها و پرورشگاه های تروریستان و دست هایی که در حمایت و پشتیبانی از تروریزم کمک مینماید اشاره کرد و در حالیکه مودی در ابتدای سخنانش به کلام مولانا اتکاء نمود که: قدرت کلماتت را بلند ببر، نه صدایت را، رییس جمهور غنی با شدت لهجه به کسانی که به افغانستان تروریست می فرستند گورستان آرزو کرد و در مقابل آغوش باز صمیمانه به سوی هندوستان گشود.
تا اینجا هر دو رهبر در یک خط حرکت میکردند اما اینکه چرا طیاره مودی دفعتاً بدون پیشبینی قبلی در پاکستان نشست نموده و اینکه در لاهور با نواز شریف به بهانه سالگرد تولد و تبریکی نواسه اش چه گفت معلوم نیست.
چین در خط سیاست پاکستان:
با توجه به اینکه رهبران چین در همه حالات از زاویه منافع اقتصادی شان به مسایل منطقه می نگرند و با در نظرداشت اینکه در کنترل خط تاپی دست پاکستان حتا در داخل افغانستان بالاست و حتا خط آهن تاجکستان-افغانستان-ترکمنستان با نا آرام ساختن شمال از سر لوحه اجرا کنار گذاشته شد، چین راهی جز دنباله روی سیاست پاکستان در افغانستان ندارد. اما در همین حال نباید چند فکتور را از نظر دور داشت:
1- با توجه به روحیه مخالفت بالقوه و بالفعلی که در زمینه سیطره جویی پاکستان در افغانستان وجود دارد از اینکه هند، روسیه و ایران از این معادله خارج میباشند و امریکا مانند گذشته در خط مقدم قرار ندارد تحقق برنامه تاپی و نفوذ دادن لابی ها و طرفداران پاکستان و طالبان در دولت افغانستان دشوار به نظر میرسد.
2- از اینکه مانند دوره جنگ سرد اسلام آباد باز هم در کنار بنیادگرایان ایستاده و از آن به حیث افزار تحت فشار قرار دادن کابل و دهلی استفاده میکند با ایجاد پایگاه های دهشت افگنان در ننگرهار و هلمند شمال افغانستان احتمالاً برای مقابله با این خطر به هند، روسیه و ایران خواهد پیوست، چنانکه نگرانی پوتین، نورسلطان نظر بایوف، اسلام کریموف و امام علی رحمان را میتوان در این زمینه قابل توجه دانست.
برای برون رفت از این ورطه هولناک تشنج لازم است که:
– سیاست خارجی روشن عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، احترام به استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی با رعایت اصل همزیستی مسالمت آمیز و زیست در شرایط حسن همجواری بر مبنای منافع متقابل باید جانشین بازی های اوپراتیفی شود.
– دولتمردان افغانستان کشور را قربانی حب و بغض رقبای همسایه نسازند و سیاستی را تعقیب نمایند که افغانستان بطرف خودکفایی و خود دفاعی رفته همکاری کشورهای دور از حوزه رقابت های منطقوی را در رشته های اقتصادی جلب کنند.
دولتمردان افغانستان بر عکس در حال حاضر به حدی مستأصل و زمینگیر شده اند که در روابط با کشورها حتا عرف پلوان شریکی دهقانان در روستاها را نیز از یاد برده اند که دهقان هیچگاه زمینش را به اجاره همسایه نمیدهد و اگر قرار باشد آنرا به اجاره بدهد، به کسی میدهد که با پلوان شریکان نزدیکی نداشته و از راه دور بر آن زمین ارتباط برقرار کند. فقط در چنین حالت است که به جوی، پلوان، درخت و حاصل زمین دهقان آسیب نمیرسد؛ اما افسوس و صد افسوس که دولتمردان ما حتا همین عرف و سلوک پلوان شریکی دهقانان روستا ها را نیز بلد نیستند.Ÿ

۱۳۹۴ آذر ۳۰, دوشنبه

افغانستان در کام دایناسور منطقه رفت


شماره (257 )سه شنبه (1) جدی ( 1394)/ ( 22) دسمبر ( 2015)
logo
لوله گاز
نوشته : محمد داود سیاووش
پس از آنکه قطار پاکستانی که به رهبری نصیرا لله بابر از طریق افغانستان به آسیای میانه می رفت در زمان حکومت مجاهدین در هرات متوقف شد، طرح تشکیل طالبان رویدست گرفته شد و کمپنی های یونیکول، بریداس و دلتای عربستان سعودی در دوره طالبان به خاطر تمدید لولۀ گاز ترکمنستان به پاکستان از طریق افغانستان وارد صحنه شدند. از نظر بعضی رسانه ها احمد شاه مسعود و عبدالعلی مزاری قربانی مخالفت با این برنامه شدند و در آن زمان روسیه و ایران در خط مخالفت با رفع انحصار گاز پروم بر صادرات گاز آسیای میانه بودند، اما دو دهه بعد پروژه تاپی بار دیگر بر افغانستان سایه افگند و اینک در شرایطی که جهان در پایان یک مأموریت خطیر جنگی در افغانستان قرار دارد پاکستان با صراحت و جدیت در راستای تحقق این برنامه که گفته میشود حتا هند و ایران نیز (با در نظرداشت منافع شان در تمدید خط چابهار به افغانستان در آن ذینفع میباشند) با آن موافق اند و با این برنامه ظاهراً مخالفت ندارند.
اسلام آباد در این برهه زمان که افغانستان در دشوارترین شرایط امنیتی قرار دارد با طرح خواسته های ده ماده ای که رجز خوانی های جنرال مشرف رییس جمهور اسبق پاکستان آنرا تکمیل میکند وارد صحنه میشود.
پاکستان در خواسته های ده ماده ای از دولت افغانستان میخواهد ملا فضل ا لله به اسلام آباد تسلیم داده شود، به تبلیغات ضد پاکستانی در رسانه ها اجازه داده نشود، دیورند در مطبوعات رسمی به صفت سرحد خوانده شود و آنطرف تر جنرال باز نشسته پرویز مشرف میخواهد در موضع مدعی العموم و مدافع قوم پشتون ظاهر شود.
حامد کرزی را به صفت پشتون در صدر دولت گذشته نمیپذیرد، قونسلگری های هند در جلال آباد و کندهار را میخواهد بسته شود، کادرهای نظامی افغانستان میخواهد در پاکستان تعلیم و تربیه ببینند و اخطار میدهد که در صورت خروج نیروهای بین المللی طالبان 90 فیصد افغانستان را اشغال خواهند کرد و در جواب این سوال خبرنگار که چرا حامد کرزی را شتر مرغ خوانده با افتخار یادآوری میکند که در برابر پنج بار برادر گفتن حامد کرزی در ترکیه به او گفته که شما باید در قلب و مغز تان هم به حرفی که در زبان می آورید باور داشته باشید. پرویز مشرف میگوید هند از سر راه برداشته شود و سرویس اطلاعات افغانستان با هند و کا جی بی تماس نداشته باشد.
با این رجزخوانی و غرور که اصلاً جایی برای استقلال، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی افغانستان نمیماند وزیر دفاع پاکستان از طالبان میخواهد امنیت پروژه تاپی را تأمین کند.
وضعیت جغرافیای جنگ پس از انکشافات اخیر:
با توجه به آمادگی های روسیه در شمال دریای آمو و حملات روسیه بر مواضع داعش در سوریه و ناکامی پروژه سقوط کندز و تفاهمنامه دندغوری و سقوط فاریاب به نظر میرسد جغرافیای جنگ بار دیگر به جنوب افغانستان انتقال می یابد.
در شرق کشور داعش با راه اندازی نشرات رادیویی به مانور های نظامی آغاز نموده و در جنوب غرب با سقوط ولسوالی های دیشو، خانشین، باغران، سنگین و واشیر وضعیت نظامی به وخامت گراییده. این معما وقتی بیش از همه به ابهام میرسد که والی هلمند در چنین شرایط از آمادگی به تأمین امنیت پروژه تاپی سخن میگوید اما محمد جان رسول یار معاون والی هلمند هشدار میدهد که ولسوالی ها در آستانه سقوط قرار دارند و رسانه ها از چند صد کشته نظامی و غیر نظامی در شفاخانه های هلمند و عدم انتقال آنان سخن میگویند، ولی در همین حال وزارت دفاع از آمادگی های رزمی سخن گفته این اظهارات را تائید نمیکند.
هلمند کندز نیست:
در نامه معاون والی هلمند آمده که هلمند کندز نیست و به موقعیت حساسی اشاره شده که هلمند از نظر جغرافیایی در مجاورت دو کشور همسایه قرار دارد.
کارشناسان میگویند تقاضای وزیر دفاع پاکستان از طالبان مبنی بر تأمین امنیت پروژه تاپی به این معناست که پاکستان پای دولت افغانستان را از پروژه تاپی برون کشیده و قرار است با تمویل طالبان به صفت لشکر امنیت تاپی ابتکار عمل را حتا در داخل افغانستان بدست گیرد.
کمرنگ شدن نقش دولت افغانستان در این پروژه به مفهوم پایان اتوریته حکومتداری در افغانستان خواهد بود، چون در نزدیکترین اهداف خویش پاکستان توانست رحمت ا لله نبیل را به صفت کسیکه با تفاهمنامه آی اس آی با استخبارات افغانستان مخالفت ورزیده بود از میان بردارد و در بهترین حالت وزیر خارجه آرام و کم حرف افغانستان را به عنوان توهین سیاسی با موتر کاستر از میدان هوایی پاکستان بدرقه کند.
خطری که از این بازی متصور است:
با توجه به اینکه بحرانی ساختن وضعیت امنیتی در شمال توانست پروژه ساخت راه آهن تاجکستان-افغانستان-ترکمنستان را با کنار رفتن بانک انکشاف آسیایی از این برنامه ناکام سازد و در عوض قرار است پروژه کاسا نیز از طریق شمال افغانستان با عبور از مناطق شرقی افغانستان وارد پاکستان شود خطر آن وجود دارد که افغانستان در بدل یک معامله بزرگ به پاکستان سپرده شده باشد.
موضع امریکا در قبال افغانستان:
اشتاون کارتر وزیر دفاع امریکا هنوز افغانستان را یک اولویت امریکا میخواند و قانونگذاران امریکا از اینکه پاکستان هنوز پناهگاه بنیادگرایان است نگران میباشند. ایدروس از حزب جمهوریخواه از اینکه پاکستان به طرف سومین کشور اتمی شدن در حرکت است و قسمت اعظم بودیجه آن کشور صرف مسایل نظامی میشود و فقط دو درصد بودیجه در تعلیم و تربیه به مصرف میرسد اظهار نگرانی میکند.
نمایندگان جمهوریخواه و دموکرات از اینکه از سال 2001 تا کنون 30 میلیارد دالر کمک امریکا به پاکستان صورت گرفته اما پاکستان هنوز با بازی دوگانه از دهشت افگنان حمایت میکند نگران اند.
ایدروس میگوید: مأیه تعجب است که تاشفین ملک چاچی با شوهرش در حالی چهارده نفر را در کالیفرنیا کشتند که در مدرسه یی در پاکستان آموزش دیده بودند. موصوف میگوید: هزاران مدرسه دیوبندی پاکستان از طرف کشورهای خلیج تمویل میشود.
در رسانه ها از شبکه جلب و جذب زنان در کراچی پاکستان سخن گفته میشود. مردم از حکومت افغانستان میپرسند:
– روزیکه 90 نفر سرباز در هلمند کشته شد، چرا در ارگ جشن تاپی برگزار شد؟
– آمادگی والی هلمند به پروژه تاپی و نامه معاون والی هلمند به رییس جمهور غنی مبنی بر امکان سقوط ولسوالی های هلمند به چه معناست؟
– نیروهای بین المللی چرا در هلمند وارد عمل نمیشوند؟
– چه رابطه یی بین عدم علاقمندی به دفاع از ولایات جنوب و سر و صدا پیرامون تاپی وجود دارد؟
– ماجراجویی آقای کرزی در اظهاراتی در رابطه به وزیرستان و اظهارات محمودخان اچکزی مبنی بر اینکه صدبار پاکستانی استم به چه معناست؟
کارشناسان میگویند با توجه به عدم امکان استقرار قرارگاه های ثابت در شمال این بار دست هایی برای سقوط برخی ولایات جنوب کار مینمایند تا به این وسیله از یکطرف لشکر ارزان دفاع از تاپی را بدست آورند و از جانبی زمینه تضعیف و به حاشیه راندن دولت افغانستان را از طریق این پروژه عملی سازند.Ÿ

۱۳۹۴ آذر ۱۷, سه‌شنبه

مـــــــــردم مأیـــــوس اند


دسامبر 8, 2015
شماره 256 چهارشنبه 18 قوس 1394/ 9 دسمبر 2015
محمد داود سیاووش
logo
پانزده سال پس از تشکیل اداره مؤقت و حضور جامعه جهانی در افغانستان به نظر میرسد مردم به نحوی در یأس و نا امیدی بخاطر نرسیدن به ایدال هایشان به سر میبرند.
این ایدال ها کدام ها بودند؟
1- مردم فکر میکردند با استقرار اداره مؤقت و ادامه آن تا مرحله حکومت وحدت ملی به حمایت جامعه جهانی در کشور صلح تأمین گردیده در دسترخوان شان تغییر مثبت رونما خواهد شد، اما دیدند که معادن بزرگ استخراج نشد، نفت و گاز هنوز در زیر خاک مانده، راههای آهن از واخان، آقینه، شیرخان بندر، حیرتان، اسلام قلعه، تورغندی، سپین بولدک و تورخم کشور را در داخل به هم وصل نکرد و به خارج افغانستان را ارتباط نداد، فابریکات بزرگی که در جنگ ویران شده بود بازسازی نشد، بیکاری افزایش یافت، کشور به مارکیت اموال استهلاکی (آنهم مواد دست دوم تولیدی) کشورهای همسایه مبدل شد، سویچ روشن شدن چراغ برق خانواده ها به کشور های همسایه با وارد نمودن برق نصب گردید.
2- مردم فکر میکردند با تفکیک قوای ثلاثه و تصویب قانون اساسی شرایطی در کشور به وجود آید که حتا اگر موتری در جاده از سرعت معینه عدول نمود تکت جریمه آن در استیشن بعدی پولیس به دریور از طریق کنترل ماهواره ترافیک داده خواهد شد. اما برخلاف دیدند که حکومتداری در گرو الیگارشی یک گروه قدرت و ثروت و مقام قرار گرفت، از نام مردم بر شانه های مردم فشار وارد شد، قوانین، مقررات، لوایح، تصاویب و فیصله های مقامات عالی دولت، پارلمان و حتا محکمه نادیده گرفته شد.
3- مردم فکر میکردند با قد بر افراشتن یک اپوزیسیون قانونمند و دارای برنامه در برابر حکومت بر سر اقتدار دو تیم یکی در قدرت و دیگری در اپوزیسیون تشکیل گردیده تحت فشار اپوزیسیون حکومت به اصلاح نواقص خود مجبور خواهد شد و در شرایط یک نظام شفاف، پاسخگو و مسوولیت پذیر در کشور رسانه ها به صفت رکن چهارم و بازوی توانای نظام قد بر افراشته احزاب سیاسی از متن و بطن جامعه با برنامه ها قد بلند نموده، کشور طی دو پلان پنج ساله از وضعیت فقر و تنگدستی به حکومت حداقل خود کفا مبدل گردیده مطبوعات آزاد، اپوزیسیون، پارلمان و احزاب حکومت را شدیداً تحت فشار قرار خواهند داد. اما دیده شد که در افغانستان اپوزیسیون یعنی معامله گری اشخاص با تیم های انتخاباتی که اکنون همه از کار گذشته شان پشیمان اند، احزاب به معنای پارچه های از هم گسیخته سازمان های قبلی که فقط در وجود اشخاص شناخته میشوند و مطبوعات آزاد یعنی فشار حکومت بر رسانه های آزاد تا سرحد ویرایش رسانه ها در جهت یکصدایی.
4- مردم فکر میکردند با حضور امریکا در افغانستان دست مداخله همسایه ها و جهان از زمین و هوا بر کشور کوتاه شده افغانستان در مرکز تعاملات منطقوی قرار گرفته بحران های منطقوی کشور های همسایه در کابل حل و فصل خواهد شد، اما اکنون از رسانه ها شنیده میشود که گویا امریکا در افغانستان اصلاً کدام برنامه یی نداشته فقط در پایان کار رسانه ها گزارش دادند که امریکا وعده 64 پهپاد بخاطر تقویه قوای هوایی افغانستان نموده، آنهم در شرایطی که حداقل چند سال به تربیه پرسونل مسلکی و استقرار تکنالوژی پیشرفته آن ضرورت میباشد و در شرایطی که قدرت مانور دشمن تا داخل نظام رشد نموده وحشت ایجاد می نماید. اجرای عملیات تروریستی به جان چندین تن از فعالان مدنی و آزادی بیان در پایتخت و بی تفاوتی مسوولان امنیتی در قبال آن با وعده پهپاد ها افسانه مردمی «اریاک به تریاک مار گزیده هلاک» را در اذهان تداعی می نماید. رسیدن دست همسایه ها تا گلوی مردم در ولایات سرحدی افغانستان و انتقال جغرافیای جنگ از سوریه و عراق به افغانستان پس از درگیری احتمالی ترکیه و روسیه افغانستان را به پارچه های از هم جدای منافع کشور های ترکیه، روسیه، ایران، عربستان سعودی، قطر، پاکستان و هند مبدل خواهد ساخت که این پیامد نتیجه پانزده سال کار ستون پنجم در جهت بر هم زدن مناسبات افغانستان با امریکا و غرب و سپردن آن به هژمونی پاکستان میباشد، چنانکه در مقدمه این سناریو به مشاهده میرسد که یک طیاره، بدون اجازه دولت افغانستان در ولایت هرات نشست می نماید، که حکومت مرکزی اصلاً از آن خبر ندارد و دافع هوای کشور هم در برابر آن دست زیر الاشه نشسته.
وضعیت طوری در جهت مخالف انکشاف نموده، در حالیکه به گفته اقبال لاهوری «قلب آسیا» در افغانستان قرار دارد، اما اکنون کنفرانسی در باره وضعیت افغانستان تحت عنوان «قلب آسیا» در اسلام آباد دایر میشود و رهبران افغانستان به صفت مهمان در آن دعوت میشوند و در ردیف رقابت این کنفرانس در دهلی نشستی دعوت میشود.
وضعیت به حدی بحرانی و در سطح پایین در جریان است که دعوتی در کابل به حضور دولتمردان افغانستان دایر میشود و سفیر پاکستان در آن نشست دهلی را عجوزۀ هزار داماد میخواند و روز دیگر به جواب وعده چهار چرخبال دهلی که هنوز به کابل نرسیده شایعاتی به گوش میرسد که پاکستان به طالبان سلاح ضد هوایی داده و بدتر از آن شایعاتی از رسانه ها به گوش میرسد که گویا پوتین با تقاضای کمک نظامی افغانستان از روسیه سفیر افغانستان را با کلمات تند مخاطب قرار داده است.
مردم مأیوس اند که چرا در خانه افغانستان کسی نیست که این تعادل را در روابط بین المللی افغانستان با جهان به وجود آورد که با رعایت اصل احترام به استقلال ملی، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی در شرایط همزیستی مسالمت آمیز افغانستان بتواند با تمام کشورها در شرایط عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر وارد تعاملات متقابلاً مفید گردیده از دوستی با امریکا تا ارتباط با همسایه ها و توازن بخشیدن ابر قدرت ها در کشور عنان سیاست را رهبری کند.Ÿ

آژیر جنگ جهانی از آسیای صغیر به گوش میرسد


دسامبر 8, 2015
شماره 256 چهارشنبه 18 قوس 1394/ 9 دسمبر 2015
کوه بچه
11036454_970677216336434_632401025402781250_n
با سقوط سوخوی ارتش روسیه توسط قوای هوایی ترکیه، آسیای صغیر در آستانه یک جنگ کاملاً عیار قرار گرفته و آرایش نیروها نشاندهنده امکان تقابل روسیه، سوریه، ایران و عراق با ترکیه، عربستان سعودی، قطر و اسرائیل میباشد.
در حالیکه روسیه با وضع تعذیرات بر اقتصاد ترکیه یک میلیارد دالر زیان وارد نمود و با آماده سازی هوا پیمای غول پیکر غیر مرئی قیامت که برای یک جنگ هسته ای طراحی شده طی دو هفته آینده آمادگی میگیرد، پیوستن جرمنی و بریتانیا به ائتلاف بمباران هوایی بر داعش و تشدید بمباران های هوایی بر مراکز آن گروه باعث گردید که به گفته رسانه ها داعش در آینده مرکز فرماندهی خود را از سوریه به لیبیا منتقل سازد.
اوباما از اعزام نیروهای ویژه به عراق برای ضربه زدن به داعش خبر داد و حیدر عبادی در پاسخ اظهار داشت که: ما نیروهای امریکایی را در عراق دعوت نکرده ایم و در همین حال رسانه ها گزارش دادند که عراق با شش جنگنده سوخو و تانک تی 90 از روسیه مجهز میشود، اما در مقابل رسانه ها گفتند که امریکا یک واحد نیروی ویژه خود را برای مبارزه با داعش به سوریه می فرستد. در همین حال جان کیری در بروکسل خواستار مشارکت اعضای ناتو و اعزام نیروهای ویژه برای تعلیم پولیس، کمک در تهیه نیروهای نظامی و کمک نظامی در نبرد با داعش شد.
اتهام روسیه مبنی بر دست داشتن خانواده اردوغان در معاملۀ نفتی با داعش اردوغان را شدیداً تکان داد که این ادعا توسط امریکا رد شد. در همین حال پوتین اظهار داشت که روسیه خشم خود را کنترل کرده بر ترکیه حمله نمیکند، در حالیکه قبلاً رییس جمهور کوریای شمالی اخطار داده بود که در صورت وقوع جنگ روسیه و ترکیه با سلاح هسته ای بر ترکیه حمله خواهد کرد. بشار اسد مدعی شد که اردوغان با حضور روسیه در سوریه اعصاب خود را از دست داده و پوتین گفت: ا لله تصمیم گرفته دار و دسته رهبران ترکیه را تنبیه کند. در همین حال حمله انتحاری زن و شوهری در کلیفورنیا که سر نخ آن از عربستان سعودی تا لعل مسجد پاکستان رسید و تقاضای عراق از ترکیه برای خروج از موصل با آغاز پروسه سپردن موشک های 300 روسیه به ایران ابعاد جدیدی در اوضاع متشنج شرق میانه و آسیای صغیر به بار آورده که باید مترصد انکشافات بعدی بود.Ÿ

۱۳۹۴ آذر ۱۰, سه‌شنبه

سانســـــور به زبان گلوله سخن میگـوید

دسامبر 1, 2015
شماره 255 چهارشنبه 11 قوس 1394/ 2 دسمبر 2015
logo
با سر بلند نمودن رسانه های آزاد و غلبه شان از زاویه مواد 24 و 34 قانون اساسی بر مخالفان آزادی بیان دشمنان آزادی بیان دست به ماشه برده با تهدید تلویزیون های خصوصی حمله بر احمد سعیدی و شهادت امان ا لله عطایی رییس شبکه خصوصی تلویزیون آسیا زور شصت شان را نشان دادند.
آنچه قبل از همه این واقعات را پیچیده میسازد اظهارات آقای احمد سعیدی میباشد که وی گفت طالبان، شبکه حقانی و داعش بر وی فیر نکرده بلکه ستون پنجم در این ماجرا دست داشته است.
متعاقب این واقعه تکان دهنده امان ا لله عطایی در شهر کابل مورد حمله قرار گرفت و شهید شد. سعیدی تقاضای دولتمردان را مبنی بر انتقال وی به خارج از کشور غرض تداوی به صراحت رد نمود. سعیدی و عطایی برای آن هدف تیر دشمن قرار گرفتند که به قول حافظ: «جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد».
تجربه به کرات ثابت نموده که کوفتن بر فرق مردم و بستن دهان مردم تبعات به مراتب خطرناک تر از افشأ گری و انتقاد ها از زاویه آزادی بیان در کشور داشته است. اگر اظهارات سعیدی را اساس قرار دهیم که گویا ستون پنجم بر وی فیر نموده از این زاویه بی حوصله گی نظام در برابر انتقاد مدنی به مفهوم خودکشی آن میباشد.
باری در دوره های استبداد هنگامیکه از زمامدار وقت پرسیده شد در حالیکه عبدالهادی داوی از نظر توانایی جسمی حتا قدرت بلند نمودن یک تفنگ را از زمین ندارد چرا از آن باید هراس داشت؟ زمامدار وقت گفت: زبان عبدالهادی داوی را خطرناک تر از فیر مرمی توپ میداند و از همانجا بود که استاد داوی سرود:
ای قلم آخر زبانت می برند
این قدر حرف پریشان تا به کی
رخوت و انفعال نهادهای به ظاهر مدنی و برخی رسانه ها در قبال ارعاب و وحشت جاری به جان روزنامه نگاران و طرفداران آزادی بیان نشان میدهد که حکومت از صدا میترسد و این نقطه پایان کار یک نظام مدعی مردمسالاری میباشد.
اگر سیر آزادی بیان را از چهارده سال اخیر حکومت های مؤقت، انتقال، انتخابی و بالاخره وحدت ملی در نظر گیریم این نظام در طول این چهارده سال برای مردم افغانستان هیچ دستآوردی برای گفتن ندارد بجز آزادی بیان، که حالا آنرا نیز از مردم میگیرند.
در یک نظام مردمسالار رسانه ها و مطبوعات آزاد نباید زیر نظر حکومت و یا به افاده و اشاره آن کار کند. در چنین تشکیلات دولت مسوول اعمال خودش است و مردم که این چوکات نظام را انتخاب کرده اند حق دارند بدانند که در زیر سقف تالار های پر زرق و برق و عقب درهای بسته حاکمان و متولیان امور به نمایندگی از آنان چه میگویند؟ چه تصامیمی میگیرند؟ و چه حوادثی در جریان است؟
مردم حق دارند بپرسند که در زیر پوست این نظام چه میگذرد؟ و این ستون پنجمی که آقای سعیدی مدعی آنست کیست؟ یگانه مجرایی که مردم میتوانند از طریق آن به چنین معلومات لازم و ضروری دست یابند رسانه هاست، به موازات ویژگی های یک نظام مردمسالار اصولاً نه ارگانی برای ارعاب و وحشت و سانسور و کنترول بر رسانه ها باید وجود داشته باشد و نه شرطی برای بررسی شکل فعالیت و تعین حدود خط قرمز تار بروت زورمندان. در یک نظام مردمسالار مطبوعات و رسانه ها سرسخت ترین منتقدان دولت بوده و شبکه وسیعی از نهادهای مدنی، حلقات ژورنالیستیک و مدافعان آزادی بیان به صفت بازوی چهارم ساختار نظام شناخته میشوند.
خموشی و وضعیت انفعالی رسانه های آزاد و نهادهای مدنی نشان میدهد که اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد همه ژورنالیستان و رسانه های آزاد هدف تیر مخالفان آزادی بیان قرار گرفته مشعل تابناک آزادی بیان را اهریمنان خفه خواهند کرد.
برخی محققان به این باور اند که رادیکال ترین نیروها از روز رسیدن به قدرت محافظه کار میشوند. کسانیکه اکنون بر کرسی های حکومت وحدت ملی تکیه زده اند اکثراً بگروند و سابقه کار در رسانه های آزاد دارند، اما با اصابت مرمی به مغز یک کارشناس و شهادت رییس یک رسانه زیر پای هیچ یک از این افراد را آتش نگرفت، از جا بلند نشدند و در خط دفاع از آزادی بیان با صراحت و قاطعیت اقدام نکردند.
به عوض عیادت مجروح حکومت وحدت ملی باید همزمان با وقوع این حوادث گردهمایی بزرگ ژورنالیستان را دایر مینمود و طی اعلامیه قاطع حمایتش را از ژورنالیستان ابراز نموده برای مصئونیت بعدی شان تدابیر اضافی اتخاذ مینمود.
جامعه جهانی در چوکات ارزشهای قانون اساسی باید تعهد مجدد دولتمردان را مبنی بر وفاداری بر آزادی بیان، جامعه مدنی، حقوق شهروندی بشنود. دولتمردان باید بدانند که آنچه به عنوان حقوق مدنی و آزادی بیان بدست آمده تحفه کسی نیست که با آمدن آن به مردم داده شده و با رفتن آن از مردم گرفته شود. این روند در افغانستان ید طولا دارد و از پخش شبنامه ها و قبول غل و زنجیر و زندان نظامهای استبدادی و از میان امواج خون و آتش به سر منزل کنونی رسیده است.
اگر قرار باشد با این شیوه وحشت و ارعاب و دهشت زبان مردم بریده شود و یک قشر توجیه کننده، آری گوی و چک چکی برای اجراآت حکومت ایجاد شود باید ارباب این افکار بدانند که آن مراحل گذشته و آنچه در طی چهارده سال اخیر در افغانستان به عنوان آزادی بیان قد بر افراشته برگشت ناپذیر میباشد.
حکومت باید در قبال تهدید تلویزیون های طلوع و یک و واقعات اخیر فیر بر آقای سعیدی و شهادت آقای عطایی در یک اعلامیه یی موقف واضح خود را به مردم ابراز دارد.
دولتمردان مخالف آزادی بیان و بنیادگرایان و ستون پنجم باید آگاه باشند که اگر شرایط ترور و اختناق در کشور طوری مستولی شود که برای آزادی بیان جایی وجود نداشته باشد و این نسل برون آمده از ماده 34قانون اساسی بتوانند کمک هایی را برای جلب حد اقل ده شبکه تلویزیونی و صد سایت انترنتی در یک محل مصئون پیدا کنند طی یکماه ساز و برگ ستون پنجم و بنیادگرایی و حامیان و طرفداران شان در افغانستان از هم خواهند پاشید و ارزشهای پامال شده قانون اساسی دوباره در کشور احیا خواهد شد.Ÿ

این چه شوریست که در دور قمر می بینم


دسامبر 1, 2015
شماره 255 چهارشنبه 11 قوس 1394/ 2 دسمبر 2015
محمد داود سیاووش
با سقوط طیاره روسی توسط ارتش ترکیه و جابجایی پدافند هوایی روسیه در خاک سوریه، گسیل ستون های ارتش ترکیه به مرز سوریه و هشدار رییس جمهور کوریای شمالی مبنی بر حمله با سلاح هسته ای بر ترکیه در صورت آغاز جنگ با روسیه و وضع تحریم ها علیه ترکیه، جابجایی ناو هواپیما بر مجهز با پدافند هوایی روسیه در لازقه به نظر میرسد وضعیت در شرق میانه آبستن یک انفجار بزرگ میباشد.
جراحت برداشتن قاسم سلیمانی در جنگ سوریه، انتشار عکس هایی از پسر اردوغان با گروه داعش در شبکه فیسبوک و اعزام گروههای فاطمیون افغانی توسط ایران و اعزام زینبیون توسط پاکستان به سوریه خطر درگیری های بزرگی را میان کشورهای ترکیه، روسیه، سوریه، عراق، اسرائیل، عربستان سعودی و قطر مساعد ساخته است.
با توجه به حساسیت جهانی شدن این جنگ بود که احتمالاً امریکا به نوشته وال ستریت ژورنال به ترکیه با زبان تند هشدار داد که استقرار قوای خود را در مرز با سوریه مسدود کند و شمار نیروهای نظامی خود را در منطقه داعش افزایش دهد.
تقابل لفظی پوتین با اردوغان پس از حمله بر هواپیمای روسیه و خنجر زدن خواندن آن از عقب و تقاضای معذرت خواهی از ترکیه با پاسخ سرد اردوغان که هشدار داد روسیه نباید با آتش بازی کند و وضع تعذیرات اقتصادی بر ترکیه از جانب روسیه وضعیت در حالت تقابل قرار گرفته بود، اما پس از هشدار امریکا تا حدودی در لحن و لهجۀ ترکیه نرمش آمد و سپردن جسد خلبان روسی به آنکشور و اظهار این مطلب توسط اردوغان که کاش چنان حمله یی بر هواپیمای روسی صورت نمیگرفت تا حدودی تب سیاسی منطقه را پایین آورد.
نزدیکی فرانسه و روسیه
فرانسه که از سال 2002 با سوریه روابط خود را قطع نموده بود پس از حمله بر پاریس در قبال سوریه سیاست خود را تغییر داد و با توجه به اینکه هولاند نتوانست تعهد بیشتر از اوباما بگیرد حملات خود را در همآهنگی با روسیه و ایران در موصل آغاز نمود. در همین حال روسیه به عربستان سعودی و قطر اخطار داد که به آن کشور ها حمله خواهد کرد و از آمادگی برای پرداخت قرضۀ 5 میلیارد دالری به ایران سخن گفت. در همین حال اتحادیه اروپا با ترکیه بر سر پناهجویان با پرداخت 3 میلیارد دالر به توافق رسید.
موقف مرموز چین
با وجود آنکه در باکامو و سوریه شهروندان چینی توسط داعش کشته شدند اما رهبران چین از حد محکوم نمودن این عمل فراتر نرفت و از مبارزه با داعش اجتناب می ورزد. کارشناسان میگویند که دولتمردان چین دخالت در سوریه را به نفع آنکشور نمیدانند.
موقف مبهم افغانستان و پاکستان
در حالیکه فرستاده اوباما از ائتلاف ضد داعش تقاضا نمود فشار را بر داعش در هسته مرکزی آن افزایش بخشد رسانه ها از قول منابع امریکایی گفتند که عناصری در پاکستان و افغانستان منابع بزرگ تمویل هراس افگنان میباشند، رسانه ها گزارش دادند که در تحلیل اخیر وزارت خزانه داری امریکا آمده که عناصری نامعلوم در پاکستان و افغانستان بزرگترین منابع مالی برای فعالیت هراس افگنانه شناخته میشوند که این پول به سوریه میرسد.
بر اساس این گزارش شبکه حقانی از طیف وسیع از منابع به شمول بازرگانان، فعالیت های جنایی، قاچاق، اخاذی، ربایندگی و باج گیری در افغانستان و پاکستان پول بدست می آورد و این پول را در فعالیت های هراس افگنانه هزینه میکند. اینکه چرا جلو این کار گرفته نمیشود سوالیست که در حال حاضر هیچکس حاضر به ارائه پاسخ به آن نیست.
فشار پاکستان بر حکومت وحدت ملی و ماجرا جویی دولت افغانستان
پس از قطع مذاکرات با طالبان راحیل شریف به امریکا رفته همکاری مقامات قصر سفید را برای جلب توجه افغانستان در از سر گیری مذاکرات طالبان با حکومت افغانستان تقاضا نمود، اما حتا مقارن این تقاضا جسد 22 تن از دهشت افگنان از افغانستان به پشتونخوا پاکستان انتقال داده شد که در جنگ افغانستان کشته شده بودند.
در همین حال رهبران پشتون پاکستان که تذکره پاکستانی دارند و بر کرسی های دولت پاکستان وسلسله مراتب سیاسی آنکشور تکیه زده اند به کابل آمده با مقامات افغانی ملاقات نمودند که گفته میشود رییس جمهور غنی را به مذاکره با نواز شریف در پاریس تشویق کردند.
در کابل معین وزارت اقوام و قبایل اعلام نمود که دولت افغانستان به پشتونهای آنسوی مرز بورسهای تحصیلی میدهد و صداهایی بلند شد که این اقدام در راستای لوی افغانستان صورت میگیرد.
حال هر کس میپرسد اگر قرار باشد به مشکل افغانستان و پاکستان نقطه پایان گذاشته شود، آیا با چنین موضعگیری پاکستان در خط همکاری با دولت افغانستان قرار خواهد گرفت؟ و یا هرگاه قرار باشد به جوانان آنسوی مرز در پشتونخوا بورس داده شود چرا به جوانان پنجده که در زمان عبدالرحمن خان از افغانستان توسط روسها جدا شده این کار صورت نمیگیرد؟ از نظر کارشناسان چنین موضعگیری های متضاد نه تنها قضیه افغانستان را حل نمیکند بلکه بهانه بسیار خوبی برای دولت پاکستان میدهد تا دهشت افگنان هر چه بیشتر را به خاک افغانستان بفرستند.
پاکستان در مورد قضیه نوار مرز خیلی حساس میباشد و این اظهارات مقامات افغانی به معنی ریختن بنزین در آتش جنگ آنهم در شرایط آسیب پذیری افغانستان میباشد. در ساده ترین مثال آن میتوان از حرکت نمادین هند مبنی بر سپردن چار چرخبال به افغانستان نامبرد که پس از آن شایعاتی وجود دارد که پاکستان به طالبان سلاح ضد هوایی داده است.
دولت افغانستان باید در رابطه به پروژه داعش، طالبان، شبکه حقانی و خطوط کلی سیاست خارجی مبنی بر عدم مداخله در امور داخلی همدیگر احترام به استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی دو کشور با پاکستان به نتیجه برسد، در غیر آنصورت با همین اظهارات غیر مسوولانه یی که هیچ عایدی برای افغانستان ندارد جنگ در افغانستان سالها دوام خواهد کرد.Ÿ