۱۳۹۴ مهر ۷, سه‌شنبه

آغاز بازی بزرگ در افغانستان

 

سپتامبر 29, 2015
شماره ( 246) چهارشنبه (8) میزان ( 1394) / ( 30 ) سپتمبر ( 2015)
logo
نوشته: محمد داود سیاووش
سقوط کندز در آستانه سخنرانی دکتر عبدا لله در سازمان ملل و در نخستین سالگرد حکومت وحدت ملی بزرگترین آبروریزی قرن برای رهبران حکومت وحدت ملی در عرصه ملی و بین المللی بشمار میرود.
حکومتی که با سپردن دندغوری به طالبان و برنامه سپردن هفت دندغوری دیگر بقول رسانه ها در مزار شریف، هرات، کندهار، هلمند و کابل به ایشان پایه های حاکمیت دولت را تا آن حد تضعیف نمود که اکنون با سقوط کندز و مسدود شدن راه اکمالاتی تخار و بدخشان و آغاز جنگ در دند شهاب الدین بغلان عملاً کاریدور حرکت داعش و طالبان را از طریق شیرخان بندر به سوی آسیای میانه باز نمود.
اینکه چگونه یک سازمان بدون رهبر و از هم پاشیده میتواند عملیات نظامی را در ننگرهار، نورستان، کندز، فاریاب و سایر ولایات سازماندهی کند و طالبان با کدام روحیه و کدام قومانده و کدام سوق و اداره می جنگند و در داخل دولت کی ها زمینه پیشروی شان را مساعد میسازند سوالاتیست که اذهان مردم را در این روزها به خود مشغول داشته است.
این انکشافات و رویدادها چند مسأله سوال بر انگیز را در اذهان مردم ایجاد نموده:
1- صفوف متحد و رهبری از هم پاشیده توسط کی سازماندهی میشود؟
در حالیکه بزرگترین سازمان های سیاسی افغانستان پس از مرگ رهبران نتوانستند قوام، استحکام، وحدت و یکپارچه گی شان را حفظ کنند و پارچه پارچه شده بسوی اضمحلال رفتند، اینکه طالبان بدون قوماندان و بدون اعلام اهداف و برنامه های جدید چگونه اینقدر با روحیه و سازمان یافته عمل میکنند و در عقب این سازماندهی ها کی ها قرار دارند سوالیست که در حال حاضر هیچکس جواب آنرا یافته نمیتواند.
2- زبان الکن دولتمردان
اینکه چرا رییس هیئت افغانستان در اجلاس سازمان ملل از پاکستان به حیث مداخله گر در امور افغانستان نام نمیبرد؟ اینکه چرا نام جاسوسانی را که بالفعل در افغانستان دستگیر شده اند افشأ نمیکند؟ اینکه چرا نمونه هایی از مداخله های آشکار پاکستان را به جهان برملا نمیسازد؟ اینکه چرا حتا در مصاحبه اش با صدای امریکا با تبسم از گرفتن نام پاکستان به صفت تسهیل کننده طفره میرود؟ و میگوید که «خودتان آنکشور را میشناسید» و اینکه در سالگرد احمدشاه مسعود به عوض نامبردن از پاکستان به صفت مداخله گر در افاده گویا «یک کشور همسایه که مداخله میکند» حق مطلب ادا میشود، اینکه چرا طومار امضاهای مردم مبنی بر اعتراض به مداخله پاکستان در امور افغانستان در اجلاس سازمان ملل ارائه نمیشود؟ اینکه چرا مواد اعاشه و اکمالات عملیات سرکوب طالبان، آی اس آی و داعش در جریان عملیات تصفیوی معاون اول در فاریاب قطع میشود؟ اینکه چرا به دوستم اجازه داده نمیشود تا کندز را تصفیه کند؟ و بالاخره آن ولایت سقوط میکند، اینکه چرا دندغوری به طالبان سپرده میشود؟ اینکه چرا از سال 2011 بدینسو به قوای مسلح البسه توزیع نمیشود؟ اینکه در این لحظه حساس چرا آمار پولیس مورد انتقاد قرار میگیرد؟ اینکه چرا از ساختن دروازه و حفر خندق در سرحدات جلوگیری نمیشود؟ اینکه چرا پس از عملیات تصفیوی ولایات شمال سلاح های ثقیل در میدان محاربه به دشمن رها میشود؟ و قطعات از مناطق اشغال شده کشیده میشود، اینکه چرا روی دهشت افگنان دستگیر شده در رسانه های تصویری نشان داده نمیشود؟ و پشت شان نشان داده میشود، اینکه چرا اینهمه فرماندهان دشمن در خط مقدم از زندانها رها شد؟ و حتا سکرتر اسامه از گوانتانامو در این اواخر آزاد گردید سوالاتیست که اذهان مردم را کاملاً مخدوش نموده است .
3- رشد چشمگیر داعش
اینکه چگونه در 25 ولایت داعش میتواند به سرعت هسته گذاری کند؟ و چگونه جنگجویان داعش بقول سازمان ملل از عراق و سوریه رو به افغانستان مینمایند؟ و اینکه چگونه داعش در اچین، نازیان، هسکه مینه… میتواند حتا زندانها داشته باشد و اینکه چگونه ذکی الرحمان لکهوی ملا های نورستان، ننگرهار و کنر را به صفت مدیر داعش و طالبان در حوزه شرق دور یک میز می نشاند ؟باز هم سوالاتیست که مردم میخواهند از مسوولان بپرسند و جواب بگیرند که چگونه 500 خانواده داعش در زابل جابجا میشود؟ چگونه والی پکتیکا در انتقاد از کمک دولت به داعش در آن ولایت از وظیفه سبکدوش میشود؟ و چگونه 3000 نفر از ولایات به چمن حضوری در شب حادثه شاه شهید جمع میشوند؟ و فردا ناپدید میگردند و چگونه رهبران طالبان از پاکستان فرار میکنند؟
4- دلسردی امریکا و توقع فشار چین بر پاکستان
در حالیکه به گفته کریم خلیلی معاون حامد کرزی 800 میلیون دالر در افغانستان به نام پروسه صلح به مصرف رسیده، در حالیکه دوسال دولت افغانستان با مرده ملاعمر مذاکره نموده و اکنون ملامنصور خواهان فسخ قراردادهای امنیتی افغانستان با سایر کشور ها میباشد این سوال مطرح میشود که این پول ها در کجا به مصرف رسید؟ حاصل آن چیست؟ و مسوول و جوابده مصرف آن کیست؟ و اصلاً امریکا چرا از افغانستان گریزان و به پاکستان آویزان است؟ و اصلاً تقاضای دکتر عبدا لله مبنی بر آوردن فشار چین بر پاکستان پس از این همه مصارف گزاف و طی طریق نزدیکی با امریکا تا چه اندازه مقدور، منطقی و ممکن میباشد؟
چه خواهد شد؟
با ابراز موقف داعش در برابر اهل تشیع و اینکه اماکن کربلا، نجف و آستان امام رضا را تخریب خواهد کرد و تعریف استاد سیاف از طالب و موقف گیری ستون پنجم دولت به طرفداری از طالب با ایجاد جبهه عقبی آنان در شمال افغانستان، کشور یکبار دیگر در موقعیت حساس دهه 90 میلادی قرار گرفته است.
نکته اساسی در این وضعیت، دلسردی ایالات متحده از افغانستان و روی آوردن آن به پاکستان میباشد که میخواهد بار سنگینی را که طی چهارده سال به شانه داشت حتا به شانه چین پایین کند، اما از اینکه وضعیت جیوپولیتیک و جیوستراتیژیک منطقه کاملاً از دهه 90 متفاوت میباشد با موقف جدی که پوتین در سوریه گرفت و آمادگی که با اعزام عساکر روسیه در شمال دریای آمو نشان داد احتمالاً وضعیت افغانستان دچار دگرگونی های عمیقی خواهد شد.
با فورمولی که گفته میشود در حال حاضر پیشقراولان داعش از ترکیب دهشت افگنان پاکستانی، طالبان جدا شده از خط ملاعمر و ملامنصور و بقایای حزب اسلامی وابسته به شخص گلبدین حکمتیار تشکیل شده جنوب افغانستان را این نیرو جداً از خود فکر نموده تا دامنه های هندوکش پیشروی خواهند کرد. در این حال هرگاه ستون پنجم به طالبان مخفیگاه ها و پناهگاه هایی با استفاده از پروتوکول های دندغوری و چند پروتوکول دیگر که گفته میشود در حال امضأ است تدارک کند جنگ در شمال با سرکوب نیروهای جنبش، جمعیت، احزاب وحدت و غیره فی مابین طالب و داعش در خواهد گرفت؛ اما اگر نیروهای شمال از عقد پروتوکول ها و استقرار پناهگاه های طالبان در شمال جلوگیری کرده بتوانند احتمالاً با محو طالبان توسط داعش و ایستادن جنبش، جمعیت و وحدت در خط واحد و دریافت کمک از روسیه خط دفاعی نیرومندی در شمال افغانستان در برابر داعش تشکیل خواهد شد و جنگ ها به مراتب سخت تر از دهه 90 در دامنه های هندوکش و پامیر مشتعل خواهد گردید.
آنچه تحقق این فرضیه را لرزان میسازد لهجه نرم و معامله گری های عیان کرسی پرستان این سه نیرو میباشد که بازهم میخواهند به صفت چایدار باشی، منشی و سخنگو و خوش آمد گو در خیمه شب بازی ها با یخن های پاکستانی و لباس های مرتب و دریشی های لوکس حاضر شده آری گو و بلی گوی ستون پنجم باشند، هرچند داعش با کنار گذاشتن خطوط قومی، سمتی و مذهبی احتمالاً اولین محاسبه را با همین خوش خدمتان خواهد داشت.
مجاهدین راهی به جز حلقه زدن به دور استاد سیاف ندارند، چون در سایر احزاب قبلی جهادی چهره یی که با صراحت و صدای بلند موقف بگیرد وجود ندارد که با این حال حتا خطوط تنظیم ها و اقوام در حال فروریختن بوده بار دیگر پشتون، تاجک، ازبک، هزاره، ترکمن، بلوچ، نورستانی تا آنجا که با داعش و طالبان سر سازش ندارند مانند دهه 90 در صف واحد قرار خواهند گرفت.
با اعلام تصمیم داعش مبنی بر تخریب کربلا و نجف و زیارت امام رضا بطور قطع دولت ایران راهی جز حمایت از مخالفان داعش در افغانستان ندارد و در این حال برای دولت ایران مطرح نخواهد بود که این مخالفان داعش در افغانستان کیستند و از کدام جنسیت، تبار، قوم، ملیت و مذهب میباشند، زیرا ایران ضرورت دارد که یک سد دفاعی در برابر داعش در خاک افغانستان ساخته شود که اکمالات آن ارزانتر از جنگ مستقیم با داعش برایش خواهد بود. روسیه، قزاقستان، تاجکستان، ازبکستان در شمال چنین آمادگی را در تمویل و تسلیح جبهات شمال به دوش خواهند گرفت.
باید متذکر شد که اینهمه فرضیه ها در حالی به وقوع خواهد پیوست که امریکا در کنار پاکستان قرار گرفته افغانستان را فراموش کند؛ اما هرگاه امریکا به طرفداری از کابل حداقل با طیارات بی52 و پهپاد ها وارد صحنه شود این آرایش های قوا و این فرضیه اصلاً به وقوع نخواهد پیوست و در فضای بازی موش و گربه جنگها در اطراف و اکناف افغانستان سالها دوام خواهد یافت.
مردم میپرسند هرگاه افغانستان به عراق دوم مبدل شود مفاد آن به ایالات متحده چه خواهد بود و اخلاقاً آیا در فردای رها نمودن یک متحد پانزده ساله جای پایی برای غرب در آینده افغانستان باقی خواهد ماند؟
وقتی دکتر عبدا لله در سازمان ملل از چین میخواهد بالای پاکستان فشار بیاورد و خودش اصلاً جرأت نامبردن از پاکستان به صفت مداخله گر را ندارد افسانه یک دولت دست نشانده ضعیف در کابل که حتا جرأت مخالفت آشکار با مخالف خود را ندارد در اذهان به روشنی تداعی میشود.
مردم افغانستان آرزو داشتند که حتا اگر افغانستان در موقعیت یک پرنده تیغ در گلو هم باشد باید غنی و عبدا لله به مثابه زمامداران مسوول نزد خدا و مردم پا در دم تیغ گذاشته اظهار مخالفت با دشمن وطن مینمودند، نه اینکه به دروازه هر کس و ناکس رفته به پای رویدار و خلاص گیر به عذر و زاری می افتند و باز اگر چنین تقاضای کمک هم صورت میگیرد باید از ولینعمت، پارتنر، یار و همکاری صورت گیرد که به حمایت آن این آقایان به قدرت رسیده اند و پاکستان به قول معروف از میخ آن می پرد.
مردم افغانستان در فضای سیاسی منطقه یک بازی بزرگ را در حال اجرا می بینند که متأسفانه فاجعه آن قبل از همه افغانستان را تهدید میکند.
فقدان اراده سیاسی
در حالیکه کشور آبستن سرازیر شدن دریاهایی از خون و آتش است دولتمردان افغانستان بنابر عدم موجودیت اراده سیاسی دست زیر الاشه نشسته وزیر دفاع تعین نمیکنند، تاریخ تدویر انتخابات پارلمانی را مشخص نمیسازند، کمیسیون انتخابات را تعین نمیکنند، شناسنامه برقی را توزیع نمیکنند و در حالیکه کشور در منجلاب یک توفان خانمانسوز قرار دارد برخلاف به نقاط انفجاری چون انتخابات شاروالی، توزیع سند ملکیت در شهر کابل و غیره دست میبرند که مانند دست زدن به لانه زنبور خواهد بود

۱۳۹۴ شهریور ۳۰, دوشنبه

سرگیچی رهبران در شرایط فقدان خط و برنامه یکسان

سپتامبر 21, 2015
شماره ( 245) سه شنبه ( 31) سنبله ( 1394) / ( 22) سپتمبر ( 2015)
logo
12039584_10153652997353185_1170911516315721405_n
نوشته : محمد داود سیاووش
فقدان خط و دیدگاه واحد ساختار دولت افغانستان را تضعیف و مستأصل نموده و فرصت طلایی بدست مخالفان مسلح دولت داده است.
کشف و سرکوب قرارگاه طالبان در لوگر که به فرمان رسمی و مخفی دولت طی سیزده سال اخیر ارگانهای امنیتی اجازه حمله به آن را نداشت و شایع شدن این مسأله که گویا بیش از چندین حمله از این قرارگاه به شهر کابل صورت گرفته مو بر اندام هر شهروند افغانستان راست میکند و عدم حمایت از عملیات سرکوب مخالفان در شمال آنهم در شرایطی که جندا لله در تخار قرارگاه میسازد و محدود ساختن ساحه فعالیت نیروهای مسلح در دندغوری با عقد یک پروتوکول دولتی و راه باز کردن به طالبان و مساعد ساختن زمینه تنفس آنان همزمان، مشاهده سیمای اشکبار موسفیدان مظلومی که در ولسوالی اچین در شرق افغانستان در برابر کمره تلویزیون گریه مینمایند و بحرانی شدن وضعیت در پروژه بند کجکی تا آن حد که انجنیران توسط طیاره رفت و آمد مینمایند فضای مخدوش و دورنمای مکدری را در برابر مردم ترسیم میکند.
شگفت انگیز آنست که اینهمه فضاسازی به نفع طالبان در حالی از بطن دولت افغانستان صورت میگیرد که این تحریک پس از مرگ ملا عمر در داخل دچار بحران عمیقی گردیده و در مرحله از هم پاشیدگی و انشعاب قرار دارد. رویترز نگاشته که احتمالاً طالبان به دو دسته تقسیم شوند و به نقل از یکی از سخنگویان طالبان متذکر شده که رهبران طالبان به هیچ عنوان تفاهم نظر ندارند و احتمالاً این گروه از هم خواهد پاشید.
اینکه در چنین وضعیت یک سازمان بدون سر و رهبر میتواند در درون دولت افغانستان لابی و چک چکی و پیزار بردار به خود تدارک نماید واقعاً شگفت انگیز است. هرگاه جو سازی داخلی به نفع طالبان را در مقایسه به افول و از هم پاشیدگی داخلی این گروه کنار هم بگذاریم آنچه قبل از همه برجسته میشود عدم کفایت، عدم کارآیی و ضعف مدیریت دولتمردان در استفاده از فرصت میباشد.
دولت افغانستان از این فرصت طلایی میتواند در موارد ذیل استفاده کند:
1- در اجلاس قریب الوقوع شورای امنیت سازمان ملل تمام موارد مداخله پاکستان را به صفت حامی گروه طالبان ارائه نموده اسناد و مدارک و تقاضاهای مردم و نامه ها و تومار های امضا به این ارتباط را پیشکش کند.
2- در نشست سه جانبه افغانستان، امریکا و چین که در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل تدویر می یابد دولت افغانستان باید بتواند ایالات متحده را معتقد بسازد که کاریدور جدیدی سوای پاکستان در رسیدن به صلح افغانستان جستجو نماید و از فشار چین در کوتاه ساختن دست مداخله پاکستان در امور افغانستان استفاده شود.
دولت باید از این اظهارات هیسم نماینده خاص سرمنشی سازمان ملل در امور افغانستان جداً بهره برداری اعظمی نماید که در جریان گزارشدهی به شورای امنیت گفت: «افغانستان همچنان به پشتیبانی مداوم جامعه بین المللی نیاز دارد زیرا ثبات این کشور مسلم نیست.» دولت باید اشاره روشن جامعه جهانی را در زمینه حمایت بین المللی با استفاده از این زاویه دید نماینده سازمان ملل در امور افغانستان بدست بیاورد.
ضرورت طرح برنامه واحد
در حالیکه ستون پنجم به عنوان خوش خدمتی یا خوشآمد گویی در وجود تبلیغات علیه عملیات شمال، پروتوکول محدود کردن ساحه فعالیت نیروهای امنیتی در دندغوری و تبلیغات در راستای اهداف پاکستان مصروف میباشد رییس جمهور، معاون اول و رییس اجرائیه باید از حنجره واحد حرف بزنند و با دیدگاه واحد سوق و اداره امور را بدست گیرند.
هشدار های رهبران جهادی در خیمه صلح و اظهارات مخالف آنان از جبهه طالبان نباید نادیده گرفته شود. در حالیکه حتا قزاقستان از بحرانی شدن اوضاع افغانستان به وحشت افتاده نور سلطان نظر بایوف خواهان اتخاذ موضع واحد کشورهای آسیای میانه در سرحدات افغانستان میباشد رهبری دولت افغانستان این مسأله را باید جداً در نظر داشته باشد که این انزجار و انتظارها روزی در نقطه نهایی به یک انفجار و تقابل این نیروها منجر خواهد شد، بنابران قبل از آنکه خانه افغانها در آتش این غایله خانمانسوز نابود شود باید رهبری به ستون پنجم مجال ندهد با غوغاسالاری و دامن زدن به مسایل حساسیت برانگیز روغن بر آتش این فضای بحرانی بریزد.
شایعات و آوازهای حکومت مؤقت، صف آرایی برخی از دولتمردان و آمد و شد و بده بستان و حرافی های روزهای آخر را نباید دست کم گرفت.
رهبری دولت افغانستان با این موضعگیری های «تو هم راست میگویی، تو هم راست میگویی» کشور را بطرف یک بحران عمیق در قلب توفان میبرد و با این حال تجارب دهه هفتاد را نباید از نظر دور داشت چون در روزگاری نه چندان دور با همین شیوه سردرگمی و پراگندگی اردوی پنجصدهزار نفری و سازمان چندین هزار نفری چنان از هم پاشید که مانند کریستال اکنون هیچ پارچه آن پارچه دیگر را نمیشناسد.
چنان به نظر میرسد که اتحاد های تاکتیکی کنونی نیز به مرحله خطرناکی رسیده چون حتا از نظر اصولی هم این انتظار را میتوان داشت که در هر اتحاد تاکتیکی پس از رسیدن به هدف در مبارزه درونی متحدین چنان به جان هم می افتند که دمار از جان همدیگر میکشند

۱۳۹۴ شهریور ۲۶, پنجشنبه

صفحه نخستین همکاری قلمی من با مطبوعات افغانستان

نخستین همکاری قلمی من محمدداود سیاووش با مطبوعات افغانستان از نشر داستان کوتاه تحت عنوان( به یادگار ارغوان )با نام مستعار( سیاووش نیرو)درشماره (3) ماه جوزای سال 1358مجله عرفان آغازگردید که صفحه آن را در ذیل می بینید.



 

۱۳۹۴ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

با بازی آتش



شماره(244) ارمغان ملی چهارشنبه 25 سنبله 1394 / 16 سپتمبر2015

نوشته : محمدداودسیاووش

از نظر کسانی که شاید شاهد حوادث سه دهه اخیر افغانستان بوده اند آنچه در این روز ها در سیاست افغانستان واقع میشود مانند بازی با آتش است.

روزیکه حکومت نجیب سقوط کرد دروازه همسایه ها به این امید به روی افغانستان باز بود که هر یک در فردای آن برای مطلب خود دلبری میکرد، اما در حال حاضر که وضعیت جیوپولیتیک و جیوستراتیژیک منطقه کاملاً تغییر نموده وضعیت به حدی نازک و شکنند میباشد که حتا رهبران نظام از خطر تشکیل حکومت مؤقت و رهبران از مرجع تصمیمگیری و خطر مریضی صدر رهبری اظهار نگرانی میکنند.

هرگاه این دلهره و نگرانی دولتمردان، سیاستمداران و رهبران را به فرض وقوع هر نوع استحاله و تحول و تغییر مدنظر گیریم در فردای آن شرایطی در کشور حکمفرما خواهد بود که حتا برای خود همین رهبران نیز زمین سخت و آسمان دور گردیده  مجبور میشوند تا آخرین فرد به حمایت نیروهای بیگانه با هم بجنگند، بکشند یا کشته شوند.

آنچه این بازی را خیلی تیره و تار نشان میدهد عناصر مشهود و عیانیست که حتا حاجت به بیان نیست، که در این سلسله از آن نام میبریم:

الف- دفاع زمامداران و دولتمردان از عاملان انفجار و انتحار:

1- در حالیکه چهره طراحان گرفتار شده حمله شاه شهید را رسانه ها مخفی نگاه میکنند و فقط صدایشان شنیده میشود وقتی سازمانده اصلی این گروه با زبان خودش اعتراف میکند که قبلاً به اتهام فعالیت های تروریستی زندانی بود و پس از یک و نیم سال از زندان رها شد و رسانه ها افشا میکنند این فرد با هویت جعلی از بند رها شده، اینکه چرا رها کننده قاتل بیش از چهارصد نفر مورد مؤاخذه علنی قرار نمیگیرد یک سوال کاملاً عیان و آشکار نزد مردم است.

ب- وقتی فاریاب توسط جنرال دوستم معاون اول رییس جمهور تصفیه میشود و در فردای آن نیروهای امنیتی و اردوی ملی پوسته ها را ترک نموده بقول نقیب ا لله فایق نماینده مردم در پارلمان حتا مهمات شان چون تانک، توپ، هاوان، سیکو یک و دهشکه را به دهشت افگنان میگذارند جداً یک سوال تکان دهنده است.

ج- اینکه چرا بقول احمدی فرمانده پولیس لوگر طی سیزده سال مرکز تربیتی طالبان در زرغون شاه شهر لوگر به دستور حامد کرزی رییس جمهور پیشین مخفی نگهداشته شده و رییس جمهور بطور کتبی به مسوولان امنیتی دستور داده که علیه این مرکز عملیات نکنند یک سوال خیلی مبهم و مرموز نزد مردم میباشد.

د- اینکه چرا افرادیکه در تلویزیون ها از  خط دیورند و گندمک حرف میزنند در برابر اعمار تأسیسات نظامی پاکستان در منطقه انگور ادی واکنش نشان نمیدهند یک سوال جداً تکان دهنده میباشد زیرا هر کس میپرسد چرا این آقایان به عوض سخنرانی در قصرهای مرمرین پیرامون کنفرانس گندمک و دیورند با سوته، بیل، داس و تبر به خاطر دفاع از خاگ به انگور ادی نمیروند؟ و در هسکه مینه، اچین و سایر مناطق ننگرهار بخاطر درهم شکستن زندانهای داعش نمیروند و حداقل یک شب را در کنار یک سرباز و افسر سرحدی به سحر نمیرسانند.

هـ- اینکه چرا ارگانهای کشفی و استخباراتی افغانستان نمیتوانند با بازی های اوپراتیفی از وضعیت پیش آمده اختلاف در صفوف و رهبری طالبان بهره برداری نمایند یک سوال جدی میباشد. وقتی منصور دادا لله را در جنگ با اختر منصور داعش میتواند جذب کند نقش دولت افغانستان در این پروسه چی بوده و چرا کارمندان اوپراتیفی افغانستان نمیتوانند از اختلاف داعش و القاعده و طالب و داعش بهره برداری بالمثل کنند.

از نظر آگاهان سبوتاژ و تبلیغات علیه عملیات جنرال دوستم در شمال، سر به مُهر گذاشتن انتخابات، سر و صدای تشکیل حکومت مؤقت، جرئت بخشیدن پاکستان تا آن حد که در تشکیلات و تعینات دولت افغانستان نظر میدهد، رها نمودن گروهی هزاران طالب از زندان ها که اکنون در صف مقدم نبرد با دولت می جنگند، رها شدن بیش از 300 زندانی توسط شش طالب در غزنی، اجازه ندادن به توزیع تذکره الکترونیکی تا آن حد که جامعه جهانی کمک های خود را قطع میکند، عدم تعریف دشمن، قتل های زنجیره ای، مذاکره با یک مرده طی چند سال، عدم کارآیی 300 هزار نفر مسلح با تخنیک محاربوی در برابر 30 هزار نفر شورشی مسلح با کلاشینکوف از اسراری اند که مخفی ماندن آنان جان ملت را به لب رسانده.

موضعگیری های جدید حکومت وحدت ملی با تشکیل یک شورا و هشدار های مقابل آن با خط کشی جدی و تعریف از طالبان آنهم در شرایطی که اکثر رهبری طالبان در پایتخت به سر میبرند و در قدرت شامل اند و انفعال نیروهای کشفی و استخباراتی در جلوگیری از حوادث قبل از وقوع سلسله مرموزی از یک رشته انکشافاتی میباشند که هر روز خشتی از بنای دولت با آن می افتد در دیوار مخالف دولت گذاشته میشود.

از نظر بسیاری ها ستون پنجم اکنون به ستون فقرات نظام مبدل شده و مانور هایی که آی اس آی مینماید متکی به همین هسته در نظام سیاسی افغانستان است.

جامعه جهانی و دولت افغانستان

در حالیکه در تأمین امنیت حتا یک علاقه داری ولسوالی حکومت مشکل دارد دست هایی در حکومت وحدت ملی در نظر دارند چندین میدان هوایی بزرگ نظامی را که برای تأمین امنیت هر یک چند هزار نیرو و وسایل حربی ضرورت است تسلیم بگیرند.

دولت افغانستان باید به عوض خاک زدن به چشم مردم، طفره رفتن از قضایا و کتمان حقایق اولاً با استفاده از کمک های 369 میلیون دالری امریکا خود را در خط اولویت های قوای زمینی و هوایی اکمال نماید و بعد با استفاده از کمک های جهانی و ارتقای مورال رزمی و پوتانسیل دفاعی در سیاست منطقوی خود از موضع قوی خود را طوری مطرح سازد که از صدای آتشین رهبران دولت افغانستان لرزه بر اندام دشمن بیافتد و بعد از آن عفو عمومی اعلان نموده از طریق کار اوپراتیفی افراد مسلح را به صلح بکشاند.

در حالیکه برخی از جمهوریخواهان پشتیبانی شان را در صورت پیروزی حزب جمهوریخواه امریکا از دولت افغانستان و در مخالفت با برنامه بارک اوباما اعلان میکنند دولت افغانستان باید به ستون پنجم مجال ندهد که با ایجاد تناظر مساوی میان دولت و طالبان دولت را در موقعیت همطراز یک گروه قرار دهد.

دولت افغانستان در شرایطی صلح را از طرف مقابل خود گدایی میکند که عملاً دارای پوتانسیل قوی دفاعی و تعرضی در وجود جنرالان و افسران دلیر و با تجربه میباشد. در چنین حالت با لب خشک و گردن پت به سوی حوادث رفتن به هیچ صورت به حال کشور مفید نیست.

تجربه عملیات اخیر در شمال نشان داد که با شنیدن نام جنرال دوستم دشمن از ولایات فرار مینمود، اینکه چرا از این نیرو برای تأمین صلح استفاده نمیشود جواب آنرا در صورت سهل انگاری رهبران در میدان های جنگ خواهند یافت خواهند یافت

۱۳۹۴ شهریور ۱۶, دوشنبه

در ریکا کی به کی، از چی حساب داد؟

 

شماره ( 243) سه شنبه ( 17) سنبله ( 1394) / ( 8) سپتمبر ( 2015)
logo
نوشته : محمد داود سیاووش
در حالیکه در کنفرانس توکیو اجرای شانزده میلیارد دالر کمک جهان به افغانستان مشروط به شرایط مشخص و اجرای آن از جانب دولت افغانستان مدنظر گرفته شده بود در کنفرانس ریکا مشخص نشد که از مجموع مبلغ تعهد شده در توکیو چقدر پول در کجا به مصرف رسیده و چقدر پول چرا پرداخت نشده؟
عدم اشتراک وزیر خارجه هند و اشاره نماینده هند مبنی بر تأمین امنیت قبل از اجرای هر نوع برنامه اقتصادی نشان میدهد که با وجود خوشبینی هایی که در کنفرانس ابراز شد هنوز حرف اول هر نوع ساختمان، اعمار، ایجاد و اعتلای اقتصادی افغانستان وابسته به چگونگی شرایط امنیتی کشور میباشد.
از نظر کارشناسان قبل از کنفرانس ریکا باید یک کنفرانس امنیت منطقوی برای افغانستان دایر میشد و در آن موضوع تأمین امنیت مطرح بحث قرار میگرفت و بعد به مسأله راه ابریشم و اتصال افغانستان به کشورهای همسایه و جهان پرداخته میشد، زیرا اگر قرار باشد کاروان راه ابریشم از واخان بدخشان به داخل افغانستان راه بیافتد قبل از همه باید امنیت بدخشان تأمین باشد و بعد لانه های دهشت افگنان از کندز، تخار، فاریاب، بادغیس، بغلان، کندهار، ننگرهار و هرات برچیده شود تا آن کاروان از مسیر پر از فراز و نشیب سالنگ بتواند مصئون وارد جنوب هندوکش شود و یا به بندر های آقینه، تورغندی، اسلام قلعه، سپین بولدک، تورخم و غیره برسد.
بسیاری از مردم به این باور اند که بدون تأمین امنیت هیچگونه برنامه اقتصادی در افغانستان قابل تطبیق نیست و هر نوع پلانگذاری در این زمینه مانند به روی یخ نوشتن و در آفتاب گذاشتن است.
هرگاه در کنفرانسی موضوع انکشاف اقتصادی افغانستان مدنظر باشد قبل از هر گونه کلی گویی ها و پیچیدن افکار در اصطلاحات مغلق اقتصادی باید به طور مشخص دولت افغانستان و کشورهای متعهد بطور کانکریت بگویند که در عرصه های ذیل چه کرده میتوانند:
1- زراعت
در حالیکه زراعت افغانستان هنوز با گاوآهن و قلبه و ماله به شکل بدوی صورت میگیرد میکانیزه شده زراعت یکی از اولویت های کشوری میباشد که باید گندم خود را خودش از زمین بدست بیاورد و سیلوهایش از گندم پر باشد.
2- دریا ها
در حالیکه آب های افغانستان به کشورهای همسایه میریزد و برق بنابر بی کفایتی رهبری چهارده سال اخیر از خارج وارد شده هیچگونه برنامه اقتصادی بدون احداث بندهای بزرگ آبگردان و نیروگاههای بزرگ برق عملاً ممکن نیست.
3- معادن
در حالیکه معادن افغانستان در زیر خاک و دست احتیاج کشور به خارج دراز میباشد بدون استخراج معادن آهن و نفت و گاز هیچگونه انکشاف اقتصادی در کشور متصور نیست.
4- میوه جات
در حالیکه انگور، انار، خربوزه، تربوز و… افغانستان بنابر فقدان سردخانه و مارکیت می گندد و در مقابل جوس این میوه ها از خارج وارد کشور میشود هیچگونه پیشرفتی در چنین شرایط مقدور نیست.
5- مالداری
در حالیکه شیر، ماست، مسکه، پنیر، قیماق و انواع لبنیات از کشور های همسایه وارد کشور میشود و در زمینه فارم های مالداری هیچگونه توجه صورت نگرفته حتا گوشت های کنسرو و گوشت مرغ از خارج وارد میشود چگونه افغانستان به جاده انکشاف خود کفایی گام بردارد.
6- صنایع دستی
در حالیکه قالینبافان افغانستان در کشورهای همسایه برای همسایه های قالین می بافند و قالین افغانستان به نام کشور های همسایه به بازار های بین المللی عرضه میشود در شرایطی که صنایع دستی افغانستان در معرض انقراض قرار دارد چگونه کشور به جاده ترقی گام بردارد؟
7- فابریکات
در حالیکه فابریکات بزرگی چون نساجی گلبهار، نساجی پلخمری، نساجی جبل السراج و غیره به حالت ویران و نیمه ویران قرار داشته فابریکه قند بغلان به ضرر فعالیت میکند و سایر فابریکات کشور در حالت دشوار با مشکلات دست و پنجه نرم میکنند انکشاف اقتصادی به کدام اساس در افغانستان صورت گیرد.
عرصه های زیادی از حیات اقتصادی کشور در حالت نزع قرار دارند. افغانستان بنابر سیاست غلط چهارده سال اخیر به مارکیت اموال استهلاکی کشور های همسایه مبدل گردیده آرد، روغن، شیر، چای، بوره، تیل و حتا نمک از کشورهای همسایه وارد گردیده مواد ساختمانی و محصولات تولیدی به قیمت خیلی ارزان از چین وارد شده شرایطی را به وجود آورده که هیچ فابریکه و مؤسسه و کارخانه در رقابت با محصولات ارزان چین قدرت سر بلند کردن ندارند. اگر در کنفرانس ریکا بیانات چندین صفحه ای با دیفینیشن ها، ترم ها، اصطلاحات، تحلیل ها و ارزیابی های آفاقی مطرح شود و فردا هر کس پی کار خود برود حاصل آن به این کشوری که در دشوار ترین شرایط اقتصادی قرار دارد چه خواهد بود؟ و اگر در کنفرانس ریکا از پیوستگی افغانستان به کشور های همسایه سخن گفته میشود باید قبل از همه این رهبران، بزرگان و اشتراک کنندگان فهمیده باشند در شرایطی که افغانستان صادراتش در مقایسه به واردات آن اصلاً قابل مقایسه نیست این پیوستگی نه، بلکه وابستگی خواهد بود که محصولات سایر کشور ها هرچه زودتر به افغانستان وارد شوند نه اینکه ما چیزی را صادر کنیم.
مردم افغانستان از دولتمردان میخواهند یکبار سر به گریبان برده بیاندیشند و به این سوال جواب دهند، در کشوریکه دارای دریاهای خروشان، خاک حاصلخیز، نیروهای انسانی سرشار و معادن استخراج نشده در زیر خاک است، وقتی یک ملت دست زیر الاشه نشسته حتا مواد اعاشه و اباته مردم آن از کشورهای همسایه وارد شود آیا این مسأله بزرگترین توهین به غرور ملی مردم و رهبران و دولتمردان افغانستان نیست؟

۱۳۹۴ شهریور ۱۰, سه‌شنبه

سـیاست یک بام و دو هوای دولت افغانستان



 

سپتامبر 1, 2015
شماره (242) چهارشنبه (11) سنبله (1394) / (2) سپتمبر (2015)
logo
11219590_760583997398121_138271202317863757_n
11221450_1008774759167764_5349763612736796422_n
11863246_752728698183651_3254006991118670353_n
11892194_759440534201680_9199842091132311784_n
stayne mayer
suzan roys
نوشته : محمد داود سیاووش
با بن بستی که در وضعیت سیاسی نظامی کشور حکمفرماست به نظر میرسد رهبران دولت افغانستان مسایل سرنوشت ساز کشور را با برخورد های عکس العملی و روزمره حل میکنند.
در حالیکه جوانان سیل آسا از کشور خارج میشوند، توزیع شناسنامه های برقی پس از طی مراحل قانونی متوقف مانده، کمیسیون انتخابات پکیج کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی را قبول ندارد و هشدار به بحران آینده کشور میدهد، حملات انفجاری و انتحاری در پایتخت افزایش یافته و به عوض تقدیر و ستایش از تصفیه شمال کشور از وجود دهشت افگنان ستون پنجم بر ضد آن تبلیغات مینمایند آنهم در شرایطی که در هلمند پس از حمله عامل نفوذی دشمن بر قوای بین المللی 400 تن بدون جنگ از ولسوالی خارج شده آنرا به دشمن رها کردند و هیچکس نگفت چرا؟ دولت افغانستان باید با توجه به حساسیت های داخلی و انکشافات بین المللی خود را عیار ساخته از حالت انفعال کنونی خارج شود.
فقدان اراده سیاسی
کارشناسان عامل عمده این همه بحران ها در کشور را در فقدان اراده سیاسی رهبری دولت وحدت ملی می بینند. در حالیکه ضربان نبض سیاست عملاً در منطقه و جهان به نفع دولت افغانستان در حرکت است دولتمردان افغانستان بنابر عدم اراده سیاسی استعداد استفاده از این فرصت را ندارند.
این فرصت ها کدامهاست؟
1- اختلاف در رهبری طالبان
با هشدار برادر ملا عمر مبنی بر آغاز درگیری میان اعضای طالبان و اعزام ششصد نفر از طرف ملا اختر منصور به ولسوالی خاک افغان زابل بخاطر جنگ با افراد ملا منصور دادا لله و آغاز این درگیری دولت افغانستان فرصت طلایی را برای یک کار بزرگ اوپراتیفی کمایی کرده که با ادامه این جنگ گروه های مخالف ملا منصور و آی اس آی راه دیگری جز پیوستن به دولت افغانستان و یا داعش ندارند.
2- فضای مساعد بین المللی
با هشدار سوزان رایس مشاور امنیت ملی امریکا به پاکستان مبنی به از بین بردن پایگاه های تروریستان در خاک آن کشور و تقاضای خانم رایس در زمینه جلوگیری از ورود تروریستان از خاک پاکستان به افغانستان و سرکوب گروه حقانی بازهم فرصت طلایی دیگری برای دولت افغانستان دست داده است.
پاکستان در این روز ها از هر طرف تحت فشار قرار داشته، اشتاین مایر وزیر خارجه آلمان از آن کشور خواهان ایفای نقش در پروسه صلح افغانستان میباشد و ایالات متحده چین را به پیروی نمودن از سیاست هند در رابطه به مسأله افغانستان تشویق مینماید، با این انکشافات در حالیکه به گفته آگاهان عنقریب اجلاس وزرای دفاع کشور های ذی علاقه در کابل دایر گردیده و در آن تعریفی از دوست و دشمن صورت خواهد گرفت دستگاه دیپلماسی افغانستان باید آله دست ستون پنجم نگردیده از خواب انبیوز بیدار شده از این فرصت طلایی به نفع کشور استفاده کند.
در حالیکه برعکس دولت تا آن حد از قافله دیپلماسی عقب مانده که هند در اعتراض به موضع امنیتی افغانستان و نزدیک شدن کابل به اسلام آباد دعوت افغانستان را برای برگزاری دیدار دو جانبه در جلسه راهبردی رد کرد.
3- کارشکنی و نفاق افگنی ستون پنجم
دولت باید جداً متوجه این باریکی سیاسی نظامی اوضاع باشد. در حالیکه در موسی قلعه با فیر عمال ستون پنجم بر نیروهای بین المللی و خروج آنان عملاً پوتانسیل دفاع از آن ولسوالی به صفر تقرب نموده سربازان امریکایی دوباره برای واپس گیری آن ولسوالی وارد صحنه شدند، برخلاف در شمال به عوض تقدیر از تصفیه ولایات فاریاب، بادغیس و سرپل ستون پنجم به تبلیغات مأیوس کننده بر ضد این نیروها می پردازد و حتا هیئتی را به خاطر بررسی شکایات به آن ولایات می فرستد.
رهبری دولت افغانستان باید جداً به یاد داشته باشد که این خنجر از پشت زدن ها شاید تجارب تلخ دوران حکومت نجیب را در افغانستان تکرار نماید. کسانیکه کشته شدن افسران آی اس آی و دهشت افگنان را نسل کشی می نامند واقعاً روان مردم صفحات شمال را جداً افگار میسازند.
از جانب دیگر از نظر صاحبنظران تصفیه بدون خلع سلاح در ولایات شمال آنهم در شرایطی که سلاح دست داشته مخالفان مسلح پس از ثبت و راجستر در دولت به آنها دوباره داده میشود و آنها میتوانند با استفاده از مصئونیت دولتی از آن استفاده کنند جداً این خطر را در پی خواهد داشت که فردا شاید از نام دولت بخاطر بر انداختن دولت این نیروها قیام نمایند، چنانکه حادثه آستانه بابای فاریاب را میتوان یکی از نمونه های آن به حساب آورد.
4- فشار بر پاشنه آشیل پاکستان در ممنوع اعلان نمودن داعش و اجازه دادن به طالبان
دولت افغانستان از این پاشنه آشیل دولت پاکستان که به طالبان، گروه حقانی و دهشت افگنان اجازه اعلان جهاد بر ضد افغانستان را از خاک آن کشور میدهد و تنها فعالیت داعش را ممنوع اعلان میکند باید به شورای امنیت سازمان ملل و جامعه جهانی شکایت نماید و از این زاویه هرگاه یک دستگاه فعال در دولت افغانستان وجود داشته باشد میتواند خیلی ماهرانه افکار جامعه جهانی را بر ضد پاکستان و در حمایت از افغانستان جلب کند.
در حالیکه با فعالیت های ضد و نقیض دولت روز به روز جامعه به طرف انقطاب های وحشتناک در حرکت است قرار گرفتن شورای احزاب جهادی در برابر تشکیل سران مجاهدین و مقاومت که گفته میشود عنقریب اعلام موجودیت خواهند کرد وضعیت سیاسی نظامی کشور را در مرحله حساسی قرار خواهد داد.
مردم جداً میخواهند بدانند که سمت حرکت این دولت دوسر به کدام طرف است و در شرایطی که هنوز داعش در مراحل اول کارش در افغانستان میباشد آینده سیاسی کشور را دولتمردان چگونه رقم میزنند؟
از نظر آگاهان سیاسی رهبری دولت وحدت ملی استعداد استفاده از ظرفیت ها و شرایط و امکانات کنونی را نداشته با ماجراجویی های ناز و بازار لب تندور سیاست داخلی آنهم در مسایل خیلی جزیی کشتی کشور را به سوی قلب توفان ها نا آگاهانه به حرکت می آورند.ŸŸ