۱۳۸۹ آبان ۵, چهارشنبه

خرچ اگر از کیسه ایران بود حاتم طایی شدن آسان بود

نوشته: محمد داود سیاووش
به گزارش روزنامه نیویارک تایمز عمر داودزی رییس دفتر آقای کرزی در داخل هواپیمای حامل آقای کرزی و در جریان سفر وی به ایران در ماه اگست پول دریافت کرده است، آقای کرزی در کنفرانس خبری در این ارتباط گفت:" ریاست جمهوری به چنین کمک نیاز دارد" و تائید نمود که" حکومت ایران هر سال یکبار یا دو بار گاهی پنج لک و گاهی شش لک به دفتر کمک میکند" و تائید نمود که داودزی این پول را از حکومت ایران به امر وی تسلیم شده اما خاطر نشان کرد که نیویارک تایمز به دلیل حمایت داودزی از انحلال شرکت های امنیتی خصوصی دست به چنین افشاگری زده است. مردم از شنیدن این خبر تکان خورده و سوالاتی را مطرح میسازند که اولاً آیا افغانستان آنقدر نا دار است که رییس جمهور خود را اعاشه کرده نمیتواند؟ ثانیاً چرا این پول از طریق حساب بانکی و بطور رسمی انتقال نکرد؟ ثالثاً از این پول در چه مواردی استفاده میشود؟ و رابعاً گزارش مصرف این پول به کی معلوم میشود؟ در گذشته تاریخ افغانستان امیر عبدالرحمن خان، امیر حبیب الله خان پسرش و چند امیر دیگر از بریتانیا چنین پولهایی دریافت کرده اند و در زمان شوروی سابق چنین پول ها به نام پولهای اوپراتیفی بدون حساب از شوروی به افغانستان می آمد که مصرف آن به کسی معلوم نبود و در موارد استخباراتی به مصرف میرسید. اما بودیجه وزارت دربار از گذشته ها در پارلمان مورد بحث قرار میگرفت و جا دارد که هر گاه پولی ضرورت باشد در شرایط فعلی هم چنین مسایل به پارلمان مطرح شود و تائید پارلمان گرفته شود، آنچه مردم را به تشویش انداخته آنست که ایران به کدام مقصد چنین پول ها را به رییس جمهور افغانستان میدهد و سوالی وجود دارد که رییس جمهور افغانستان از چند کشور دیگر چنین پول ها را دریافت میکند؟ افغانها در کوچه و بازار کابل میگویند ما آنقدر غریب و بی غیرت نیستیم که رییس جمهور خود را نان داده نتوانیم که با این حال حتی میتوان از لقمه نان مردم کم کرد و به رییس جمهور داد تا دست گدایی مخفی آن(که احتمالاً اهداف غیر از اکل و شرب دارد) از خارج در چنین موارد کوتاه شود.

۱۳۸۹ آبان ۲, یکشنبه

با کی مذاکره صورت گیرد؟

نوشته : محمد داود سیاووشاگر بپذیریم که ملا برادر و ملا کبیر به وساطت و حمایت ناتو به خاطر مذاکره به کابل انتقال داده شدند و در واقع آنان به استیذان ISI حاضر و قادر به چنین کاری شدند پس در این صورت سوالی پیدا میشود که این مذاکرات به عوض اسیران ISI چرا با شخص رییس ISI و اشفاق کیانی صورت نمیگیرد. کارشناسان میپرسند در صورتیکه هیئت های دولت افغانستان با شورای کویته مذاکره میکند و محل اقامت آنان را میداند پس شکوه و شکایت از کی دارد که لانه های دهشت افگنان را نابود کند.در حال حاضر نزد بسیاری مردم افغانستان این سوال مطرح است که اگر طالبان را آقای کرزی برادران میداند پس نیروهای سرقوماندان اعلی قوای مسلح با کی می جنگند و اگر چنین استدلالی وجود دارد که راه القاعده از طالبان جداست سربازان اردوی ملی از مرمی که به طرف آنان شلیک میشود چگونه تشخیص خواهند داد که مرمی از سوی کی به سوی آنان فیر میشود و با این حال کسی که سرباز را می کشد برای او چه تفاوت میکند که طالب است یا القاعده.ناظرین سیاسی به این باور اند که در وجود کمیسیون موجود و مذاکرات تحت حمایت ISI نتیجه یی به دست نخواهد آمد و با این حال افغانستان هر روز با اقدامات نا سنجیده دولت از جهان منزوی میشود. کارشناسان میگویند که افغانستان در وجود دامن زدن اختلافات روابط به غرب ودر وجود نزدیکی برخی مقامات افغان با مقامات ایران که اخیراً گزارشات آن در رسانئه های غربی بر سر زبانهاست هر گز به صلح دست نخواهد یافت و از سپردن عنان طالبان به پاکستان و ارتباط گرفتن از آن طریق برای دولت افغانستان دستآوردی عاید نخواهد شد.این مسأله هنوز مطرح بحث است در حالیکه عربستان سعودی و پاکستان به صفت کشور هایی که طالبان را به رسمیت شناخته بودند در کنارشان برای وارد شدن به صحنه سیاست کشور تلاش میکنند و از طرفی ایران به قول رسانه های غربی در حاکمیت نفوذ کرده عکس العمل محافل اجتماعی، نهاد های مدنی، مدافعان حقوق بشر، حقوق زنان و طرفداران آزادی بیان و مردمسالاری در برابر طرح اصلاحی شورای علما برای رسانه ها که باز مانده دوره طالبان میباشد و سرو صداهایی پیرامون امکان تغییر قانون اساسی و گرفتن آزادی های مدنی مردم چه خواهد بود؟
در حال حاضر جهان ناظر آنست که رییس جمهور کرزی در برابر ارزشهای به دست آمده پس از اداره مؤقت تا کنون چگونه موضعگیری خواهد کرد و مردم افغانستان انتظار دارند که به هیچ قیمت این ارزش ها قربانی معاملات پشت پرده و مسامحه های صحنه سیاسی کشور نشود.
ضرورت است تا کنفرانس جهانی خارج تلاش های کنونی در رابطه به افغانستان دایر گردیده در آن از کشور های همسایه، روسیه و کشور های عربی تعهد گرفته شود که در امور داخلی افغانستان مداخله نکنند، آنگاه افغانستان غیر نظامی اعلان گردیده تمام نیرو های مسلح آن منحل شود و فقط در چوکات بین المللی اداره تأمین صلح در افغانستان صورت گیرد، هیچ نیروی نظامی مسلح وجود نداشته باشد و ارکان قدرت از طریق انتخابات برگزیده شوند.

۱۳۸۹ مهر ۲۶, دوشنبه

پول چاپ چهل میلیون کتاب به جیب کی ریخت؟

نوشته :محمدداود سیاووش
از گذشته در افغانستان مطابع معارف، آریانا، مطبعه دولتی و مطبعه چاپ کتب تعلیم و تربیه در نیمه راه پل چرخی،مطبعه سکوک و غیره وجود داشت و با آمدن اداره موقت تعداد زیادی از مطابع شخصی نیز به فعالیت آغاز نمودند. اما از آغاز اداره موقت تا کنون کتب درسی مکاتب افغانستان در خارج از کشور به چاپ میرسد.
به قول مسوولان مصارف چاپ کتب درسی در آخرین دور به چهل میلیون دالر میرسد. از پروسه آمادگی تا انتقال به اندونیزیا و تا چاپ و انتقال کتب از اندونیزیا به افغانستان هرگاه مصارف کرایه، چاپ، سفریه و غیره محاسبه شود شاید به قول معروف این کار به مفهوم (آفتابه خرچ لحیم) تمام شود. در حالیکه در گذشته اغلاط بزرگی در متن کتب از جمله در کتاب درسی صنف (6) وجودداشت که حرف (پ) در جمله حروف الفبا در آن از چاپ مانده بود که این مساله به مفهوم جفای بزرگ فرهنگی برای نسل در حال آموزش بود، حالا معلوم نیست که این مشکل تا چه حد در کتب جدید حل شده . چون وزارت معارف به معلمین اکیداً هدایت داده که با رسانه ها درچنین موارد مصاحبه نکنند و از طرفی برای سرمایه گذاران خصوصی در بخش مطابع این سوال مطرح است که چرا این کتب با استفاده از مطابع داخلی به چاپ نرسید.
عده یی از صاحبان مطابع در حالیکه نمیخواهند نام های شان ذکر شود به این باور اند که:
این کتب در صورتیکه فی مابین مطابع داخلی در مرکز و ولایاتی چون هرات، بلخ و غیره تقسیم میشد به آسانی و بدون پرداخت کرایه گزاف به چاپ میرسید. واحتمالا پایین بودن نرخ چاپ را نپرداختن کرایه جبران میکرد که با این کار به رشد صنایع چاپ و سکتور خصوصی در کشور کمک میکرد، در حالیکه فعلاً این چهل میلیون دالر به شکلی از کشور خارج شد که به اقتصاد صنعت چاپ هیچگونه تأثیری به جا نگذاشت.
بعضی از کارشناسان امور تعلیم و تربیه که باز هم به دلیل ترس از مقامات نمیخواهند نام های شان ذکر شود به این باور اند که:
توزیع کتب درسی در آخر ماه میزان یعنی اواخر سال تعلیمی به مکاتب که از آن به عنوان یک افتخار وزارت معارف نام برده میشود کار مضحکیست. هرگاه این کتب در مطابع داخلی هر چند با تأخیر حد اکثر تا ماه حوت سال روان به چاپ میرسید و درماه های حوت امسال و حمل سال آینده به مکاتب انتقال و توزیع میگردید به مراتب در پروسه تعلیمی مکاتب مفید تر واقع میشد.
در حال حاضر در کشور وضعیتی حکمفرماست که هیچکس به چنین مسایل سرنوشت ساز کشور نمی اندیشد و وزیر معارف قبل از آنکه به مسأله مکاتب و معارف بیاندیشد در کمیسیون صلح و مصالحه و مذاکره با مخالفان مصروف است.

۱۳۸۹ مهر ۲۴, شنبه

راه مأموران مدنی از فعالان مدنی جداست

نوشته : محمد داود سیاووش
در حالیکه حلقه بر آزادی های مدنی و آزادی بیان هر روز تنگتر میشود و قرار است علاوه بر قانون رسانه ها حتی طرح اصلاحی پالیسی نشرات نیز از طرف شورای علما و طرحی از طرف عصمت اللهی در شورای عالی رسانه ها مطرح شود و بر مبنای آن رسانه های آزاد هر چه بیشتر تحت فشار قرار گیرند،از عدم علاقمندی نهاد های مدنی به خاطر اتخاذ موضع واحد مدنی در دفاع از آزادی بیان و آزادی های مدنی چنان درک میشود که با مأمورین مدنی مواجه هستیم تا فعالان جامعه مدنی . مامورینی که به خاطر فند ووند وزد وبند... و گل روی دونر ها وعده ووعید کاخ ریاست جمهوری وترس کیبل سالاران نمیخواهند رنگی خلاف رنگ روز و نرخی خلاف میل متولیان داخلی و خارجی ودونر ها داشته باشند.
آزادی های مدنی و حق آزادی بیان چیزی نیست که چون خلق الساعه از هوا باریده باشد و یا تحفه غرب باشد. آنانی که سالها معاشات گزاف دالری آزادی بیان را گرفته و به قول معروف قیماق های نظام مردمسالاری را در سفر های خارجی و پروژه های ... گرفته اند حداقل باید این جرات اخلاقی را در این مقطع زمانی داشته باشند که از جا بجنبند ورنه در برابر خدا و خلق خدا مسوول اند.
آنانیکه روزگاری با بروت های دبل و کلا های پیک استالینی جلوه میفروختند، آنانیکه پس از سقوط نجیب با پیراهن و تنبان های گیپی خود را به چشم مردم میزدند و آنانیکه پس از آمدن طالبان با ریش های دراز از عقب جبهه با آنان همکار بودند، آنانیکه پس از اداره موقت ریش ها را تراشیده در سیمای جنتیل مین باریشهای فرانسوی جلب توجه کردند وآنانیکه فامیل های شان در غرب ویا دردوبی زیست میکند اینک در عقب گرد سیاسی آقای کرزی میخواهند در کنار ملا برادر و ملا کبیر بار دیگر با فضای جدید میتامور فوز کنند و به بهای آن ارزشهای مدنی و ارزش های مواد 24 و 34 قانون اساسی را زیرپا گذارند .
آزادی بیان حق طبیعی انسانها و حقوق مدنی از اولین اساسات زندگی جامعه کنونی میباشد آنانیکه تا دیروز ا ز برکت اصطلاحات دموکراسی، مردمسالاری، حقوق بشر، آزادی بیان و امثالهم عشوه وکرشمه مدنی میکردند و اینک با چرخش عقربه به عقب مهر خاموشی بر لب گذاشته و گوشه انزوا اختیار مینمایند بدانند که جفای بزرگی به خود وکشور میکنند.
بیایند همه رسانه های واقعا آزاد، نهاد های مدنی و فعالان واقعی جامعه مدنی (نه مأمورین فند گیر ووندگیرمدنی) دست به دست هم داده صدای آزادی بیان را بلند کنیم.
بیایید به جهان بگوییم که اگرشما ها درمیدان های جنگ خسته شده اید به کدام حق حقوق مدنی مارا قربانی میکنید و باقیچی سانسور
زبان مارا میبرید.

۱۳۸۹ مهر ۲۱, چهارشنبه

پاکستان بخشی از راه حل یا بخشی از مشکل جنگ افغانستان

نوشته : محمد داود سیاووش
در حالیکه جنرال حمید گل به بارک اوباما مشوره میدهد از افغانستان خارج شود و با طالبان مذاکره کند، یوسف رضا گیلانی راه اکمالات ناتو را در مخالفت با حمله ناتو به قرار گاه های دهشت افگنان در پاکستان مسدود میسازد و ایالات متحده و ناتو را تا سرحد معذرت خواستن تهدید میکند، در حالیکه پایگاه طالبان در کویته پاکستان وجود دارد و در پیشاور محلاتی وجود دارند که قوانین طالبی در کمپ های افغانهای مهاجر حاکم میباشد ، در حالیکه بینظیر بوتو به صراحت اعتراف نمود که طالبان زاده دست پاکستان میباشند ، در حالیکه در جنوب افغانستان پول افغانی را پاکستان از چلند انداخته و کلدار پول رایج پاکستان وریال ایران در مناطق جنوب در چلند است ، در حالیکه پیوند گروه حقانی با استخبارات پاکستان ورد زبان عام و خاص میباشد ، در حالیکه متحدین کرزی چون ملا برادر و امثالهم رسماً به خاطر ارتباط گرفتن با کابل در زندان پاکستان میباشند، یوسف رضا گیلانی پاکستان را به عوض بخشی ازمشکل و گره، بخشی از راه حل میخواند و واضح است که به این وسیله میخواهد به کرزی و ایالات متحده بفهماند که بدون دادن امتیاز به پاکستان هر نوع راه حل را پاکستان سبوتاژ خواهد کرد.
تشکیل شورای صلح مانند جلسه مشورتی نوشتن روی یخ و گذاشتن در آفتاب میباشد. آقای ربانی که حتی برای شبه طالبان داخل حکومت قابل قبول نیست ،چگونه با ملا عمر ارتباط خواهد گرفت . با این اقدام آقای کرزی خواست به قول خودش ارتباط غیر رسمی خود را با طالبان که شکل یک معامله شخصی را گرفته و برای بخش هایی از افغانستان به مفهوم تسلیم شدن و معامله با طالبان درک میشد رنگ دیپلوماتیک بدهد. این سوال هنوز در اذهان مردم مطرح است که آیا رییس جمهوربر حال در باره مسایل کشوری میتواند با یک گروه رابطه شخصی داشته باشد ؟ در حالیکه اصولا همه حرکات یک زمامدار درطول مدت زمامداریش رسمی بوده هیچگونه معامله شخصی در دوره زمامداری رسمی خود با کسی در امور کشوری نمیتواند داشته باشد. به هر حال آقای کرزی با توظیف آقای ربانی به ریاست شورای صلح آقای ربانی را از دو طرف با تیر مواجه ساخت. مخالفان و حتی دولتی های متمایل به طالبان ربانی را قبول ندارد و متحدین و پیروانش در شمال با این حرکت از وی جدا میشوند که به این ترتیب آقای ربانی در میدان سیاست تنها خواهد ماند.
فکتور دیگری که در این مذاکرات قابل بحث است اظهارات ریچار هولبروک میباشد که برخی ادعا ها را در این رابطه مبالغه آمیز وانمود کرده بار دیگر خطوط قرمز مصالحه با طالبان را به گذاشتن سلاح و قبولی قوانین دولت افغانستان مقید ساخته آنرا مشروط به رعایت منافع ایالات متحده گذاشته گذاشته است، کارشناسان میگویند در وضعیت کنونی پاکستان چنان درک میکند که ایالات متحده به هر صورت پایش را از افغانستان خواهد کشید و با این حال در چانه زنی های اسلام آباد و ریاض میخواهد برگه برنده را در دست متحدینش درمحافل برسر اقتدار آینده افغانستان ببیند و از طرفی با توجه به خصومت ایران با ایالات متحده و نقش احتمالی روسیه و هند در افغانستان نمیخواهد ایالات متحده را از کنارش دور ببیند و توقع پاکستان از از ایالات متحده آنست که نقش نایب و وکیل عنعنوی آن کشور را در فردای افغانستان داشته باشد. اما برعکس برگشت پرویز مشرف به صحنه سیاست پاکستان و ناکامی حکومت بر سر اقتدار آنکشوردر سیاست داخلی ومنطقوی نشان میدهد که اگر آصف علی زرداری نتواند نقش اعتدالی قابل قبول برای ایالات متحده را در منطقه بازی کند احتمالاً صحنه سیاسی در داخل پاکستان دگرگون خواهد شد.
کارشناسان این نگرانی را نیز مطرح میسازند که رهبری افغانستان از کارون جاری سیاسی جهان عقب مانده و با برگه های عقب گرا بازی میکند که در این حال صحنه سیاست افغانستان به راه رفتن با چوب بالای طناب که هر لحظه امکان لغزیدن آن وجود دارد شباهت پیداکرده است، اگرکرزی تمام شعار های ادارات مؤقت، انتقالی و انتخابی تا کنون را کنار گذاشته و کشوررا به شرایط اداره قرون وسطایی سوق دهد باز هم کشتی سیاسی افغانستان نمیتواند پشت به منافع غرب در منطقه حرکت کند وسیاست های دولات نمیتواند در تمام کشور یکسان عملی گردد. و از جانبی پاکستان با توجه به وضعیت فعلی جهان نمیتواند یک متحد استراتیژیک مطمئن غرب باشد چون دیگر شوروی سقوط نموده، هند شریک روسیه به مفهوم دیروز نمیتواند باشد و با چین نیز زبان مشترک پیدا کرده نمیتواند در این حال ایالات متحده احتمالاً تلاش خواهد کرد که توازن سیاسی را میان هند و پاکستان طوری برقرار سازد که به قول معرف «نه سیخ بسوزد و نه کباب» و در این سیاست محک موفقیت ایالات متحده در منطقه سیاست آنکشور در افغانستان خواهد بود. امریکا که تجارب گوناگون بین المللی را از پیشروی و عقب نشینی دارد این بار احتمالاً وزنه افغانستان را طوری از شانه اش به زمین خواهد گذاشت که نه پاکستان وارد صحنه شود و نه در افغانستان بار دیگر مرکز بنیاد گرایی شکل بگیرد وبا این حال یوسف رضا و پاکستان نمیتواند بخشی از راه حل به مفهوم امتیازگیری باشد.

۱۳۸۹ مهر ۱۰, شنبه

یوسف رضا گیلانی انتقام گرفت!

نوشته محمد داود سیاووش
پس از آنکه طیارات ناتو بر مواضع دهشت افگنان در خاک پاکستان حمله نمود صدر اعظم پاکستان با لحن شدید این حمله را محکوم نموده و دولت پاکستان به جواب این حمله دروازه های بنادر آنکشور را به روی افغانستان در انتقال مواد اکمالاتی بست و بلافاصله دهشت افگنان با حمله بر قطار تانکر های اکمالاتی ناتو آنان را به آتش کشید. این مسأله که به ظاهر ساده از چند زاویه قابل بحث میباشد:
1- پاکستان با از بین بردن لانه های تروریستان در خاک آنکشور موافق نیست و بنابر آن باید با فعالیت آنان موافق باشد.
2- حمله دهشت افگنان بر تانکر ها به جواب اخطار صدر اعظم پاکستان چنان نشان میدهد که ارتباط اندرگروند میان مقامات پاکستان و دهشت افگنان وجود دارد.
3- پاکستان با پناه دادن به تروریستان میخواهد از آنها به حیث یک حربه در به جای خود نشاندن حکومت افغانستان و امتیاز گرفتن از ایالات متحده استفاده کند.
آنچه مسلمست اینکه با وجود آنکه امریکایی ها در حال حاضر جهان را رهبری میکنند ولی در سیاست گذاری های شان در منطقه عمیقاً دنباله رو دولتمردان پاکستان بوده در برابر آنان لال و گنگ میمانند.
ناظرین سیاسی علت این مسأله را در چند موضوع میدانند:
1- ایالات متحده مطمئن نیست که در صورت نبودن تهدیدی از طرف پاکستان دولت دوست در کابل باشد و بنابران از موجودیت پناهگاه های تروریستان به حیث وسیله فشار بر کابل استفاده می کند.
2- ایالات متحده از تضعیف پاکستان و تقویه هند در منطقه نگران است و از طرفی در عدم موجودیت پاکستان دهشت افگن پای روسیه و ایران در افغانستان دراز خواهد شد.
3- ایالات متحده میخواهد از لشکر دهشت افگنان در دراز مدت بخاطر تضعیف حکومت های طرفدار روسیه در آسیای میانه استفاده کند.
اما آنچه نا گفته میماند اینست که آخر وضعیت افغانستان در بهای این دلهره ها و نگرانی های منطقوی تا چه وقت نا آرام خواهد ماند؟