۱۳۸۹ آبان ۲۵, سه‌شنبه

شمالی در صدای احمد ظاهر!

خدا میداند آن آواره گان دور از چمن زار ها و مرغزاران شمالی با شنیدن این آهنگ محلی شمالی به صدای احمد ظاهر چقدر گریه خواهند کرد. به هر حال سوز و گداز اشعار این آهنگ وقتی قبل از همه قابل درک است که با صدای سوزناک احمد ظاهر همزمان آنرا بشنوید و بخوانید.
از اینجا تا شمالی کار دارم
به کوهدامن یکی دلدار دارم
خدایا چاره کار مرا کن
به دل ارمان ها بسیار دارم
***
به زیر تاک انگور استی ای گل
چرا بیمار و رنجور استی ای گل
شمالی آمده مسکن گزیده
چرا که تو ز من دور استی ای گل
***
بیا بنگر ببین بس دل نشین است
شمالی جای یار نازنین است
بهاران شمالی سبز و خرم
شمالی جنت روی زمین است
***
از اینجا تا شمالی کار دارم
به کوهدامن یکی دلدار دارم
خدایا چاره کار مرا کن
به دل ارمان ها بسیار دارم

۱۳۸۹ آبان ۲۳, یکشنبه

مشاهده زمین از آسمان

چه بهتر است در این شب های عید زیبایی زمین را از آسمان ببینیم، کاش این زیبایی را ساکنان سایر سیارات همراه با صلح در زمین میدیدند. آنان اکنون فقط از روشنایی شهر های زمین لذت میبرند و خبر ندارند که بشر در این سیاره زیبا چه بر سر همدیگر می آورند.
یکی از فضانوردانی که در ایستگاه فضایی بین المللی ساکن است موفق شد تصاویری بسیار دیدنی از شهرهای زمین در شب تهیه کند.
به گزارش نیک نما به نقل مهر، کسانی که در ایستگاه فضایی بین المللی اقامت دارند به خوبی می دانند که شهرهای زمین هرگز نمی خوابند.
به تازگی یک فضانورد خوش ذوق به نام “داگ ویلاک” که در حال حاضر در مدار اقامت دارد تصاویری شگفت انگیز از شب زمین تهیه کرده است که فضای وسیعی از لندن، پاریس، جنوب مدیترانه، مصر در رودخانه نیل، اسپانیا و ایتالیا را نشان می دهند.
این فضانورد خوش قریحه که این تصاویر را در مدت ۱۲ شب از ایستگاه فضایی گرفته است در این خصوص توضیح داد: “شما می توانید شفق شمالی را در بالای این شب زیبای اروپا تماشا کنید و از نور شهرهای پاریس و لندن لذت ببرید. ما در اینجا تصاویری زیبا از یک شب سرد پاییزی اروپا را داریم و می توانیم مدیترانه را در مرز میان فرانسه و ایتالیا و موزائیکهای زیبای در امتداد خط ساحلی والنسیا در اسپانیا تا لیورنو در ایتالیا را ببینیم.”
وی در توصیف شاعرانه خود از تصاویر شب زمین افزود: “در ادامه، ما چشم اندازی از شب رودخانه نیل را داریم که از میان بیابان مصر تا دریای مدیترانه گسترده شده و قاهره که در دلتای رودخانه خودنمایی می کند.”
براساس گزارش دیلی میل، این فضانورد ساکن ایستگاه فضایی ادامه داد: “بسیار شگفت انگیز است که نور شهرهای بزرگ و کوچک را از چشم انداز عمق فضا تماشا کنی. دلم برای این چشم اندازه زیبا از دنیای شگفت انگیزمان تنگ خواهد شد.”
دریای مدیترانه خط ساحلی شهرهای والنسیا در اسپانیا و لیورنو در ایتالیا
شبه جزیره فلوریدا در جنوب شرقی آمریکا


روشنایی قاهره در دلتای نیل، رودخانه نیل و دریای مدیترانه در میان تاریکی صحرای شمال آفریقا


شفق زیبای شمالی بر فراز شب اروپا و نمایشی دیدنی از روشنایی پاریس و لندن

دوعید دریک روز امروز و دیروز

عید مجبوران از غم بی قرار
عید مظلومان فقر و اضطرار
عید محکومان و مهجور و زهیر
عید محرومان دوران شریر
عید زور آور ز بازوی تفنگ
عید جنگ آور ز افسون خدنگ
عید خر پولان صاحب فر و جاه
عید معزولان از دنیا رها
عید دزدان عید صاحب قدرتان
عید فرعونان ابنای زمان
عید شاعر عید ماهر اهل فن
عید قاهر عید آن صاحب رسن
عید شمر و عید شیادان قرن
عید فرعونان و شدادان قرن
عید آن مظلوم که او را آه نیست
عید آن مجبور که او را جاه نیست
عید آن طفل یتیم بی نوا
عید آن مغموم از دنیا جدا
عید آن مادر که فرزندش برفت
عید آن افسر که خوابد زفت زفت
عید فرزند پدر نا دیده را
عید دلبند به غم ها مبتلا
عید آن بیوه شده دخت جوان
که شده تنها سیه پوش زمان
عید آن فامیل غربت پیشه کو
رفته و افتاده دور از هرنکو
عید آن کو میخورد مرغ و پلو
عید آن مادر که دارد درد نو
عید آن مرد به غم ها مبتلا
عید آن جابر که باشد دزد راه
عید آن استاد کو را آه نیست
عید آن جانی ورا الله نیست
عید آن کاریگر مزدور کار
عید آن یاریگر چور و حصار
عید آن آواره بی خانمان
عید آن قهار صاحب قصر و خوان
عید آن شهری که یکسر خاک شد
عید آن مردی که او سفاک شد
مولوی زیبا بفرمود آن زمان
نکته تاریخی پر فر و شأن
جان شیران و سگان از هم جداست
متحد جان های شیران خداست
عید شیران خدا باشد جدا
عید فرعونان بود زآن ما سوا
این دو عید از هم جدا باشد همی
هر کجا در هر کجا باشد همی
عید نبود درد جانسوز است این
حاصل رنج شب و روز است این
عرفه عید قربان سال 1374
استیشن خدمات تخنیکی شهر حیرتان
داود سیاووش

۱۳۸۹ آبان ۲۲, شنبه

پول های جامعه جهانی در افغانستان چه شد؟

نوشته: محمد داود سیاووش
درحالت فوق العاده دردناک کنونی، مانند ازدحام بازار پل خشتی، در جامعه جهانی نیز عده یی از افغانها مصروف کلاه برداری و کیسه بری اند، این کلاه برداران با شناخت هایی که با موسسات و خارجی ها دارند دزدانه به دنبال افکار جدید میگردند. چون خود شان سترون بوده از خود فکر و ابتکاری ندارند، بنابران در تلاش اند افکار جدید دیگران را در عرصه های محیط زیست، صحت، تعلیم و تربیه، رسانه ها، اقتصادی، اجتماعی و غیره بدزدند و پروپوزل هایی از نام افرادیکه چنین توانایی ها را دارند تهیه نموده به موسسات بسپارند. موسسات بین المللی نیز از اینکه به غیر از چنین چینل ها و کانال ها کس دیگری را نمی شناسند و یا نمیخواهند بشناسند آن پروپوزل ها را منظور میکنند. در نتیجه بخشی از پول را پروپوزل دهنده تصاحب میکند، بخشی به مصارف نیم بند و غیر مؤثر در آن پروژه اختصاص می یابد و بخشی باز هم تحت عنوان مصارف اداری به مصرف میرسد که در نتیجه پروژه ها با شرایط (آفتابه خرچ لحیم) طوری عملی میشوند که هیچ اثر گذاری از آنها در جامعه مشاهده نمیشود و فقط اقدامات آنها به روی کاغذ میماند.
ضرورت است تا اولاً پروژه دهندگان شناسایی شوند، ثانیاً دست کمیشن کاران از پروژه قطع شود و در مرحله ثالث نتایج عملی این پروژه ها باید مورد ارزیابی قرار گیرد. باید سلسله این پول های جهانی که به نام افغانستان طی 9 سال مصرف شده از صف پروژه دهندگان تا تطبیق کنندگان مورد ارزیابی قرار گیرد. موسساتی که میلیون ها دالر را به نام های مختلف به مصرف رسانیده و اکنون هیچ گونه نتایج عملی ندارند باید پاسخ دهند. شاهدان عینی میگویند در پروژه های همبستگی ملی گاهی پول به نام یک پروژه حواله میشود ولی در بخش دیگر مصرف میشود و اسناد به نام اولی و بطور جعلی تهیه میگردد و این رهنمایی را نیز به گفته شاهدان عینی پروژه دهندگان به مردم محل مینمایند.
اگر هژده میلیارد دالری که اخیراً در بازسازی افغانستان مصرف آن افشا شد به بیست و پنج میلیون مردم افغانستان نقداً پرداخته میشد شاید مردم اکنون راه پیدا کردن یک لقمه روزی حلال را با استفاده از آن پیدا میکردند در حالیکه اکنون این پول ها در شهری به مصرف رسیده که تصاویر آن را در ذیل میبینید که یکی در چه شرایط دشواری در زیر خیمه و دیگری در چه عیش و نوش در بلند منزلی زندگی میکند، سوء استفاده از پول های کمک به این خیمه نشینان را میتوان جنایت قرن نامید.

۱۳۸۹ آبان ۲۰, پنجشنبه

به عوض پالیدن کابل در اوراق کتاب لطفاً خرابه های دیوار های کابل ، بالا حصار ، قصردارالامان ، پل آرتل ،منار پل محمودخان را از بربادی نجات دهید!

نوشته: محمد داود سیاووش
حتی برای افراد بی سواد و کم سواد دیدن دیوار های تاریخی کابل، بالا حصار، پل آرتل، قصر دارالامان، تاق ظفر و غیره یادآور عظمت تاریخی این شهر است و با این حال به عوض نشستن در زیر سقف تالار ها و تناول پلو و چلو و پالیدن نام کابل شاهان در کتاب ها، اگر دلسوزی وجود داشته باشد مسوولان باید دست و آستین بر زده همین دیوار های تاریخی را که در فاصله چند متری آن مردم خانه آباد کرده اند و گل و خشت آنرا نابود میکنند از بربادی نجات دهند و یا به پل آرتل نظر کنند که در چه حالت قرار دارد و مصرف یک شبه غذای این مجلس را به ترمیم آن مصرف کنند و یا آنطرف تر در پارک زرنگار مأمورین شاروالی را از تعمیر تاریخی که در آن دفتر ساخته اند از آن تعمیر تاریخی خارج سازند.
گردانندگان محترم کنفرانس کابل!
بیایید به عوض تکرار مکرر نوشته ها و تحقیقات استاد کهزاد دست و آستین بر زنیم و آثار تاریخی را که همگان به چشم سر میبینیم از بربادی نجات دهیم، گاهی در داستانی چند کارمند فرهنگی تصویر شده بودند که بخاطر تدویر یک نشست محلی را در یک منطقه کابل در ذهن خود ایجاد کرده و مبالغ گزاف حکومت را برباد داده بودند، که خدا کند ما و شما از آن جمله نباشیم؛ ترمیم پل آرتل که آنرا از والی تا جوالی و از کارگر تا رهبر میبیند و بازسازی قصر دارالامان هیچ نشست ، بگو و مگو و آوردن منطق و دلیلی ایجاب نمیکند. بیایید دست به کار شوید، به عوض پالیدن نام رتبیل شاه ،زنبیل شاه وزنبورک شاه در کتاب ها دیوارهای آنان را از بربادی نجات دهید!

۱۳۸۹ آبان ۱۳, پنجشنبه

رخ دیگر جنگ افغانستان

نوشته: محمد داود سیاووش
در حالیکه نیروهای بین المللی با شعار های پر طمطراق مبارزه با تروریزم، در هم شکستن ماشین جنگی طالبان، دستگیری ملا عمر و اسامه و غیره وارد افغانستان شدند، اینک کار به جایی کشیده که به عوض غلبه بر آنان از فرماندهان جنگجویان پیشین طالب آسترالیا به صفت ترینر سربازان خودش استفاده میکند. آسترالیا که در افغانستان 1550 سرباز دارد و 21 تن آنرا تا کنون در جنگ با طالبان از دست داده کارش به جایی کشیده که شش تن از جنگجویان فرمانده مطیع الله را به خاطر تربیه سربازانش در آسترالیا استخدام کرد. این مسأله قابل درک نیست که به چه دلیل از یکطرف دولت افغانستان به دلیل فساد اداری و ضعف های موجود تحت ضربات پیهم غرب قرار گرفته هر روز خشتی از اتوریته و اعتبار آن توسط جهان بنام های مختلف کنده میشود و از جانبی جنگویان پیشین طالبان بخاطر تربیه سربازانی استخدام میشوند که طالبان بر علیه آنان می جنگند و به قول رسانه ها این افراد با احمد ولی کرزی برادر رییس جمهور ارتباط نزدیک داشته اند، هر چند ظاهراً این فرمانده در صف دولت قرار گرفته ولی استخدام افراد از صفوف شورشی دیروز در صف نیرویی که به آن می جنگد به معنای نا کار آیی تاکتیک های آن میباشد. برای کارشناسان و ناظرین سیاسی قطعاً این مسأله قابل درک نیست در حالیکه شمال آرام به ادعای دولتمردان توسط انتقال طالبان با طیارات نا آرام ساخته میشود و در جنوب با این اقدام سمبولیک اخیر اتوریته و در واقع مورال طالبان افزایش داده میشود، در پشت پرده این معامله چه اسراری وجود دارد؟ حتی برای افراد عادی اکنون این سوال پیدا شده که آیا اختلافات آقای کرزی با غرب جنگ زرگری نیست؟ و آیا نمیخواهند با این نمایشات ستون فقرات ارزش های مدنی و اجتماعی را از داخل رژیم در هم شکسته زمینه را برای استقرار یک رژیم قرون وسطایی که با غرب نه جنگد آماده سازند؟ درحالیکه معلوم نیست در فردای آن جایگاه کسانیکه که اکنون در صدر رهبری کشور قرار دارند در برابر آنانیکه خود را فاتح فکر خواهند کرد در کجا خواهد بود؟ و باز وحشتناک تر از آن اینکه آیا نمیخواهند سرنوشت سی میلیون انسان را به دست سی هزار مرد مسلح بسپارند؟